زندگانی ابن‌ راوندی

اِبْن‌ِ راوَنْدی‌ ravandi] ، ابوالحسین‌ ebn-e احمد بن‌ یحیى‌ بن‌ محمد بن‌ اسحاق‌، مشهور به‌ ابن‌ راوندی‌ یا ابن‌ ریوندی‌، یکى‌ از متکلمان‌ مشهور به‌ الحاد سده ق‌/م‌. از تاریخ‌ تولد و زندگى‌ وی‌ اطلاع‌ روشنى‌ در دست‌ نیست‌، اما برپایه برخى‌ گزارشها، او در ۴۵ق‌/۵۹م‌ در ۰ سالگى‌ درگذشته‌ است‌ که‌ بر این‌ پایه‌ مى‌توان‌ تولد او را در حدود ۰۵ق‌ در نظر گرفت‌.
ابن‌ راوندی‌ را گروهى‌ اهل‌ راوند کاشان‌ و برخى‌ دیگر از مرو رود خراسان‌ دانسته‌اند که‌ در بغداد ساکن‌ بوده‌ است‌. ابن‌ راوندی‌ در بینش‌ کلامى‌ معتزلى‌ به‌ شمار مى‌رفت‌ و به‌ نگارش‌ کتابهایى‌ در عقاید معتزله‌ همت‌ گماشت‌؛ اما سرانجام‌، آنان‌ او را به‌ زندقه‌ متهم‌ کردند و از مکتب‌ خود راندند.
ابن‌ راوندی‌ بعد از دوری‌ جستن‌ از معتزلیان‌ با دشمنان‌ سرسخت‌ آنان‌ درآمیخت‌. نفرتش‌ از معتزلیان‌ سبب‌ شد تا او خط بطلان‌ بر اعتقادات‌ یاران‌ قدیم‌ خود بکشد و کتابهایى‌ در رد عقاید آنان‌ بنویسد که‌ همین‌ امر سرنوشت‌ او را رقم‌ زد. نگارش‌ کتابهای‌ فضیحهالمعتزله و الامامه مربوط به‌ همین‌ ایام‌ است‌.
قاضى‌ ابوعلى‌ تنوخى‌ هم‌نشینى‌ او را با اهل‌ الحاد و زندقه‌ تأیید کرده‌ است‌. در سده بعد نیز شهرت‌ او به‌ عنوان‌ زندیقى‌ خطرناک‌، حتى‌ از مرزهای‌ ادبیات‌ و فرهنگ‌ اسلامى‌ فراتر رفت‌ و نام‌ ابن‌ راوندی‌ در برخى‌ از آثار نویسندگان‌ یهودی‌، مانند سلیمان‌ بن‌ یروحام‌ و یافث‌ بن‌ على‌ آمده‌ است‌. ابن‌ راوندی‌ در مجادله‌ و مباحثه‌، پروایى‌ نداشت‌ که‌ حساس‌ترین‌ مسائل‌ دینى‌ را موردبحث‌ و نقد قرار دهد و این‌ کار را به‌ گونه‌ای‌ مى‌کرد که‌ او را علناً کافر و زندیق‌ قلمداد مى‌کردند. البته‌ متهم‌ ساختن‌ مخالفان‌ به‌ الحاد و زندقه‌، چه‌ در میان‌ معتزله‌ و چه‌ در میان‌ فرق‌ دیگر اسلامى‌، امری‌ شایع‌ در آن‌ روزگار بوده‌ است‌.
درباره شمار نوشته‌های‌ ابن‌ راوندی‌ به‌ اختلاف‌ سخن‌ گفته‌اند. برخى‌ تألیف‌ ۱۴ کتاب‌ را به‌ او نسبت‌ داده‌اند، اما از آثار او جز قطعاتى‌ که‌ در برخى‌ از ردیه‌ها به‌ دست‌ آمده‌ است‌، کتاب‌ یا رساله مستقلى‌ در دست‌ نیست‌.

برگرفته از دانشنامه ایران

در لغت نامه دهخدا آمده است :

ابن راوندی . [ اِ ن ُ وَ ] (اِخ ) ابوالحسین احمدبن یحیی بن اسحاق . وفات ۲۴۵ هَ .ق . اصلاً ایرانی از مردم راوند میان اصفهان و کاشان . از متکلمین زمان خویش . او اقوال وعقایدی مخصوص بخود داشته که متکلمین نقل کنند و صد و اند کتاب دارد و از آنجمله است : کتاب التاج . کتاب الزمرد. کتاب خلق القرآن . کتاب القصب . کتاب فضیحهالمعتزله . فوت او بسن چهل سالگی در بغداد بوده . (از ابن خلکان ). و ابن الندیم از قول ابوالقاسم بلخی از کتاب محاسن خراسان نقل کند که نام ابن راوندی ابوالحسین احمدبن یحیی بن محمدبن اسحاق راوندی است از اهل مروالروذ  . در زمان خویش هیچکس از اقران حاذقتر و داناتر از او بمسائل کلامی نبود. او در اول امر مردی خوش سیرت و نیکومذهب و باآزرم بود و بجهاتی که پیش آمد از جمله ٔ آن صفات بگشت چنانکه بیشتر کتب او کفریات است که به نام ابوعیسی بن لاوی یهودی اهوازی کرده و به آخر هم در خانه ٔ او بمرده است و از کتب ملعونه ٔ اوست کتابی که در ابطال رسالت و احتجاج برانبیا کرده است و سپس خود کتابی در نقض این کتاب نوشته و خیاط نیز نقضی بر این کتاب دارد. کتاب نعت الحکمه صفه القدیم تعالی و وجل اسمه فی تکلیف خلقه امره و نهیه [ کذا ] و بر این کتاب نیز خیاط را نقضی است .و کتابی که در آن بر نظم قرآن طعن کند و بر آن کتاب خود او و نیز خیاط و ابوعلی جبائی رد نوشته اند. کتاب القضیب الذهب و در آنجا گوید که علم خدای تعالی به اشیاء محدث است و ذات او تعالی تا علم برای خویش خلق نکرد عالم نبود و ابوالحسین خیاط را بر این کتاب نقضی است . کتاب الفرند در طعن بر رسول صلوات اﷲعلیه وآله وباز خیاط این کتاب را نقض کرده است . و کتاب المرجان در اختلاف اهل اسلام و خود ابن راوندی را بر این کتاب ردی است . و او را کتب صالحه نیز بوده است از قبیل : کتاب الاسماء و الاحکام . کتاب الابتداء و الاعاده . کتاب الامامه فیه [ کذا ] . کتاب خلق القرآن . کتاب البقاء و الفناء لا شی ٔ الا موجود و غیرها – انتهی . و هم ابن الندیم گوید ابوسهل اسماعیل بن نوبخت نوبختی را کتابی است به نام کتاب نقض اجتهاد الرأی علی ابن الروندی [ کذا] و او را کتابی بوده است به نام البصیره در رد اسلام که خود نیز بر آن جوابی نوشته است . و کتاب التاج او بحثی است در قِدَم عالم و ابوسهل اسماعیل بن علی بن نوبخت نوبختی را کتابی است به نام کتاب نقض التاج علی الروندی و یعرف بکتب السبک . و باز ابن الندیم کتابی به نام عبث الحکمه از ابن روندی نام می برد و میگوید ابوسهل مذکور را بر آن نیز نقضی است . و کتاب الزمرد یا الزمرده در انکار نبوات است . و نیز کتابی بنام الدامغکه بر رد قرآن نوشته است . و دو قطعه ٔ ذیل از اوست :
الیس عجیباً بأن ّ امرء
لطیف الخصام دقیق الکلم
یموت و ماحصّلت نفسه
سوی علمه انه ماعلم .

#
سبحان من وضع الاشیاء موضعها
و فرّق العزّ و الاذلال تفریقا
کم عاقل عاقل اعیت مذاهبه
و جاهل جاهل تلقاه مرزوقا
هذا الذی ترک الافکار حائره
و صَیَّرَ العالم النحریر زندیقا.
گویند او هنگام مرگ از عقاید باطله ٔ خویش بازگشت و توبه کرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *