زندگانی بیل گیتس

ویلیام هنری «بیل» گیتس سوم سرشناس به بیل گیتس (زاده ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ سیاتل) کارآفرین، بازرگان، سرمایه‌دار، نیکوکار و مدیر ارشد اجرایی آمریکایی است، که در سال ۱۹۷۵ با مشارکت پل آلن شرکت مایکروسافت را تأسیس نمود. وی تا مارس ۲۰۱۷ با دارایی خالص ۸۶ میلیارد دلار، به‌عنوان ثروتمندترین فرد جهان شناخته می‌شود.

گیتس از ابتدای تأسیس مایکروسافت، تا سال ۲۰۰۰ برای مدت ۲۵ سال، به‌عنوان مدیرعامل مایکروسافت فعالیت کرد، همچنین تا سال ۲۰۱۴ در مجموع ۳۹ سال، ریاست هیئت مدیره مایکروسافت را برعهده داشت. وی کماکان با در اختیار داشتن ۸۰٪ درصد از سهام این شرکت، مالک اکثریت سهام مایکروسافت می‌باشد.

بیل گیتس در ۲۸ اکتبر سال ۱۹۵۵ زاده شد و در کنار دو خواهرش در سیاتل رشد کرد. گیتس در خانواده‌ای به دنیا آمد که از تاریخی غنی در تجارت و سیاست و خدمات اجتماعی سرشار بود. پدرش ویلیام هنری گیتس دوم وکیل دادگستری و یکی از سرشناسان شهر سیاتل بود و مادر او آموزگار مدرسه و یکی از اعضای هیئت مدیرهٔ یونایتد وی اینترنشنال بود که در امور خیره نیز فعالیت داشت.

گیتس در مدرسهٔ لیک ساید شروع به تحصیل کرد. سپس به علاقه خود به نرم‌افزار پی برد و برنامه‌نویسی را در سن ۱۳ سالگی شروع کرد. در همین‌جا بود که هستهٔ اولیهٔ مایکروسافت شکل گرفت. در بهار سال ۱۹۶۸ میلادی مدرسه تصمیم گرفت که دانش آموزان را با پدیده‌ای جدید که به تازگی در دنیا شکل گرفته‌بود یعنی کامپیوتر آشنا کند. کامپیوترها هنوز بزرگ‌تر و گران‌تر از آن بودند که مدرسه بتواند خریداری کند. به همین منظور مدرسه صندوقی را برپا کرد و اعلام کرد که برای اجارهٔ یک سال کامپیوتر PDP-10 ساخت شرکت DEC، کمک کنید. پول زیادی بیشتر از هزینهٔ اجاره یک سال جمع‌شد. اما مدرسه، جذابیت این غول الکترونیکی را برای شاگردان دست کم گرفته بود. این شاگردان، بیل گیتس، پل آلن که دو سال از گیتس بزرگ‌تر بود و چند تای دیگر از دوستان بودند که همگی در حال حاضر از برنامه‌نویسان ارشد مایکروسافت هستند.

در سال ۱۹۷۳ گیتس وارد دانشگاه هاروارد شد و با استیو بالمر آشنا شد. در هاروارد گیتس نسخه‌ای از زبان برنامه‌نویسی بیسیک را برای اولین میکروکامپیوتر نوشت. در سال دوم، دانشگاه را رها کرد تا تمام انرژی خود را صرف مایکروسافت کند. شرکتی که او در سال ۱۹۷۵ با دوست دوران کودکی خود پل آلن آغاز کرده‌بود بر این باور استوار بود که کامپیوتر به وسیله‌ای ارزشمند بر روی هر میزی و در هر خانه‌ای تبدیل خواهد شد. آنها شروع به ساخت نرم‌افزار برای کامپیوترهای خانگی کردند. افق دید گیتس برای محاسبات شخصی محور موفقیت‌های شرکت مایکروسافت شد.

با مدیریت بیل گیتس، مأموریت او برای گسترش نرم‌افزار و آسان‌تر شدن، همچنین کم هزینه‌تر و دلپذیر شدن آن برای استفاده کنندگان کامپیوتر، به پیشرفت خود ادامه داد. مدیران مایکروسافت همواره به اهداف بلند مدت می‌اندیشیدند و در پی آن، در سال ۲۰۰۵ نزدیک به ۶٫۲ میلیارد دلار برای تحقیق و توسعه، سرمایه‌گذاری کردند. در سال ۱۹۹۹، گیتس کتاب «Business @ the Speed of Thought» را نوشت، کتابی که نشان می‌دهد کامپیوتر چگونه می‌تواند در تجارت و کسب و کار مشکلات کاربران را حل کند. این کتاب به ۲۵ زبان ترجمه شده‌است و در بیش از ۶۰ کشور موجود می‌باشد. این کتاب در لیست پرفروش‌ترین کتاب‌ها در روزنامهٔ نیویورک تایمز، یو اس ای تودی، وال استریت ژورنال و فروشگاه اینترنتی آمازون قرار گرفت. کتاب پیشین گیتس به نام «The Road Ahead» که در سال ۱۹۹۵ منتشر شده بود برای ۷ هفته متوالی حائز رتبهٔ اول در روزنامه نیویورک تایمز شد.

گیتس در سال ۲۰۰۰ پس از ۲۵ سال، از مدیرعاملی مایکروسافت کناره‌گیری کرد و جای خود را به استیو بالمر داد، ولی همچنان به‌عنوان مدیر ارشد اجرایی و رئیس هیئت مدیره این شرکت، به فعالیت خود ادامه داد. وی از سال ۱۹۷۵ تا ۲۰۱۴ ریاست هیئت مدیره مایکروسافت را برعهده داشت و پس از ۳۹ سال، با کناره‌گیری گیتس، جان دبلیو. تامسون بجای وی منصوب گردید.

✔زندگی شخصی:

بیل گیتس در ژانویه ۱۹۹۴ میلادی با ملیندا فرنچ از کارمندان مایکروسافت ازدواج کرد. ملیندا اهل دالاس در ایالت تگزاس آمریکا است. این زوج دارای سه فرزند به نام‌های جنیفر کاترین گیتس (۱۹۹۶ میلادی)، روری جان گیتس (۱۹۹۹ میلادی) و فوب ادل گیتس (۲۰۰۲ میلادی) هستند.

خانه بیل گیتس یکی از مدرن‌ترین و گران‌ترین خانه‌های جهان بوده که در کنار تپه می‌باشد و منظره‌ای رو به دریاچه واشینگتن در مدینا واقع در واشینگتن دارد. بر طبق برآورد مجموعه خانه و زمینش معادل ۱۲۵ میلیون دلار ارزش دارد و مالیات آن در حدود ۱ میلیون دلار در سال می‌باشد. همچنین در بین دارایی‌های بیل گیتس، مجموعه‌ای از نوشته‌های لئوناردو داوینچی موجود می‌باشد که او در سال ۲۰۰۴ به مبلغ ۳۰٫۸ میلیون دلار در یک حراجی خریداری کرده‌است.

آدرس ایمیل بیل گیتس بطور گسترده‌ای در دنیا پخش شده‌است و در حدود ۴ میلیون ایمیل در سال ۲۰۰۴ دریافت کرده‌است که بیشتر آنها اسپم می‌باشند. به گفته او در بین ایمیل‌های دریافتی تعداد زیادی مربوط به پیشنهادهایی برای پولدار شدن می‌باشد که اگر آزاردهنده نباشند، حداقل خنده‌دار است.

✔باورهای مذهبی:

بیل گیتس نسبت به وجود داشتن خدا ندانم‌گرا است اما رهنمودهای مذهبی مسیحیت را از نظر اخلاقی تحسین می‌کند و فعالیت‌های نهاد خیریه خودش را مدیون حضورش در کلیسا می‌داند و این را بیشتر نوعی باور اخلاقی می‌داند تا باور مذهبی.

دربارهٔ باور مذهبی بیل گیتس، طی سالهای ۱۹۹۵ و ۱۹۹۶ از وی دربارهٔ عقاید دینی پرسیده شد و او دربارهٔ وجود داشتن خدا اظهار ندانم‌گرایی کرد اما دربارهٔ رهنمودهای دینی در مصاحبه اول با پی‌بی‌اس در سال ۱۹۹۵ گفت که به طور مرتب به کلیسا نمی‌رود اما رهنمودهای مذهبی مسیحیت را کاملاً تأیید می‌کند. در مصاحبه ۱۳ ژانویه ۱۹۹۶ روی جلد مجله تایم از وی پرسیده شد که «آیا به چیزی به نام آفریدگار باور دارید؟» و در پاسخ چهره وی مبهم و «ناگویا» شد، دست به سینه شد، کمی مکث کرد و پاسخ داد: «من هیچ گواه و شاهدی برای این موضوع ندارم» و در ادامه گفت «در زمینه اختصاص منابع زمانی، مذهب خیلی مؤثر نیست، کارهای بیشتری هستند که می‌توانم صبح‌های یکشنبه انجام دهم.»

نهایتاً بیل گیتس در مصاحبه سال ۲۰۱۴ با رولینگ استون در پاسخ به این سؤال که «آیا به خدا باور دارید؟» گفت:

من با افرادی چون ریچارد داکینز دربارهٔ اینکه نوع بشر به ساخت افسانه‌ها احساس نیاز کرده بود موافقم. پیش از اینکه ما شروع به فهمیدن بیماری و آب و هوا و چیزهای مثل اینها کنیم، ما دنبال توضیحات نادرستی برای آنها می‌گشتیم. اکنون در برخی از زمینه‌هایی (نه همه زمینه‌ها) که مذهب برای پر کردن آنها استفاده شده بود، علم پاسخ داده و جاهای خالی را پر کرده است. اما افسانه و زیبایی جهان به طور حیرت‌انگیزی شگفت‌انگیز است، و برای اینکه چطور به این حد رسیده است هنوز توضیح علمی وجود ندارد. گفتن اینکه جهان بواسطه عددهای تصادفی نامنظم ساخته شد، می‌دانید، تقریباً به‌راستی یک دید غیر سخاوتمندانه به نظر می‌رسد (همراه خنده). من فکر می‌کنم باور به خدا منطقی است اما دقیقاً اینکه شما به خاطر این باورتان در زندگی‌تان چه تصمیمی را به روشی متفاوت بگیرید، من نمی‌دانم.

او به این سؤال که «شما یک کارشناس فناوری هستید، اما بیشتر کار شما با بنیاد (خیره) هم اکنون یک جنبه اخلاقی دارد. آیا شما اینطور فکر می‌کنید که ارزش دین و مذهب طی سالها تغییر کرده است؟» پاسخ داد:

اسلوب اخلاقی مذهب و دین، من فکر می‌کنم، بسیار مهم هستند. ما بچه‌هایمان را به یک روش مذهبی بزرگ کردیم، آنها به کلیسای کاتولیکی رفته‌اند که ملیندا می‌رود و من نیز شرکت می‌کنم. من خیلی خوش‌اقبال بوده‌ام، و از این رو من تلاش برای کاهش نابرابری در جهان را به آن (اشاره به کلیسا) مدیون هستم؛ و این نوعی از یک باور مذهبی است. منظورم این است که، این حداقل یک باور اخلاقی است.

✔بنیاد بیل و ملیندا گیتس:


بیل گیتس و همسرش ملیندا گیتس در ژوئن سال ۲۰۰۹ میلادی

گیتس تمام منافع حاصل از دو کتاب خود را به موسسات غیرانتفاعی، که استفاده از تکنولوژی در آموزش و افزایش مهارت‌ها را حمایت می‌کردند اختصاص داده‌است. بشر دوستی در نزد گیتس از اهمیت بالایی برخوردار است. او و همسرش ملیندا، مؤسسه خیریه‌ای را با سرمایه ۲۸٫۸ میلیارد دلار ایجاد کردند، تا فعالیت‌های بشردوستانه را در زمینه‌های بهداشت جهانی و آموزش حمایت کنند. با این امید که در قرن بیست و یکم تمام مردم دنیا به آموزش و بهداشت دسترسی داشته باشند. این مؤسسه مبلغ ۳٫۶ میلیارد دلار به بهداشت جهانی، ۲ میلیارد دلار به توسعه آموزش در مناطقی که سطح درآمد مردم پایین می‌باشد، اهدا کرده است، که در آمریکا و کانادا به صورت اهدا کامپیوتر و دسترسی به اینترنت برای همگان در کتابخانه‌های عمومی بوده است.

گیتس در اکتبر ۲۰۱۶ در مصاحبه با برنامه «امروز صبح» تلویزیون ITV اعلام کرد که قصد ندارد ثروت خود را برای سه فرزندش به ارث بگذارد و ثروت او بعد از مرگش در راه خیریه به ارث گذاشته خواهد شد.

✔مایکروسافت:

شرکت مایکروسافت درآمدی معادل ۳۹٫۷۹ میلیارد دلار در پایان سال مالی ۲۰۰۵ داشته‌است و در حدود ۶۱ هزار نفر کارمند در بیشتر از ۱۰۲ کشور جهان دارد. در پانزدهم جون سال ۲۰۰۶ شرکت مایکروسافت اعلام کرد که در ماه ژوئیه ۲۰۰۸ بیل گیتس از کار روزمره شرکت به منظور صرف زمان بیشتر در کار سلامت جهانی و آموزش در بنیاد بیل و ملیندا گیتس کنار خواهد رفت. بعد از ماه ژوئیه ۲۰۰۸ بیل دوباره به‌عنوان مدیر شرکت مایکروسافت و مشاور پروژه‌های توسعه کلیدی مایکروسافت باز خواهد گشت. دو سال فرصت لازم برای جابجایی تضمینی بر جابجایی آرام و با برنامه‌ای در وظایف روزانه بیل گیتس خواهد بود. در ماه جون ۲۰۰۶، ری اوزی در شغل سابق گیتس به‌عنوان مدیر طراح نرم‌افزار برگزیده شد و در کنار گیتس مشغول به کار در زمینه معماری تکنیکی و مسئول محصولات حذف شده شد. کرگ موندی به‌عنوان مدیر تحقیقات و مسئول برنامه‌ریزی در شرکت مایکروسافت برگزیده شد و در کنار بیل گیتس کار می‌کند.

✔دارایی:

در آخرین رتبه‌بندی انجام شده توسط مجله فوربس بیل گیتس با دارایی خالص ۸۶ میلیارد دلار، ثروتمندترین فرد جهان به‌شمار می‌آید. وی نخستین بار در سال ۱۹۹۴ در رتبه نخست از فهرست ثروتمندترین افراد جهان قرار گرفت و برای ۱۵ سال پیاپی در صدر این فهرست قرار داشت، سپس در سال ۲۰۱۰ بازرگان مکزیکی؛ کارلوس اسلیم جای او را گرفت. سال ۲۰۱۴ پس از ۴ سال که گیتس رتبه دوم را به خود اختصاص می‌داد، در حالی‌که بتازگی از ریاست هیئت مدیره مایکروسافت کناره‌گیری کرده بود، بار دیگر از سوی مجله اقتصادی فوربز به‌عنوان ثروتمندترین فرد جهان انتخاب گردید. در مجموع، ثروت خانواده گیتس بعد از خانواده والتون؛ وارثان شرکت وال‌مارت و فرزندان بنیانگذارش؛ سام والتون، در رتبه دوم قرار دارد.

منبع: زندگینامه بیل گیتس از وب‌گاه مایکروسافت

زندگانی هدی لامار

هدویگ اوا ماریا کیسلر (به آلمانی: Hedwig Eva Maria Kiesler) (نهم نوامبر ۱۹۱۴–۱۹ ژانویه ۲۰۰۰) بازیگر و مخترع اتریشی و آمریکایی بود. بعد از دوره کوتاه بازیگری در آلمان که شامل بازی در فیلم وجد (۱۹۳۳) که در برگیرنده صحنه بحث‌برانگیز عشقبازی بود، او از دست همسرش، مخفیانه به پاریس نقل مکان کرد. در پاریس او با رئیس وقت شرکت مترو گلدوین مایر، لویی بی میر ملاقات نمود که به وی پیشنهاد قرارداد بازیگری فیلمی در هالیود را ارایه نمود، جاییکه وی از دهه ۱۹۳۰ تا دهه ۱۹۵۰ تبدیل به ستاره سینما شد.

لامار در فیلم‌های مشهور بسیاری ایفای نقش کرد که شامل است بر الجزایر (۱۹۳۸)، من این زن را می‌گیرم (۱۹۴۰)، رفیق ایکس (۱۹۴۰)، زندگی با من (۱۹۴۱)، سامسون و دلیله (۱۹۴۹).کارگردان مکس راینهاردت او را زیباترین زن در کل اروپا خوانده بود جمله‌ای که بصورتی وسیع توسط بسیاری از تماشاگران و منتقدان او مورد تأیید قرار گرفت.

در آغاز جنگ جهانی دوم لامار با قصد کمک به متفقین جنگ جهانی دوم پارازیت رادیویی دول محور را مشکلی عمده به حساب آورد و به همراه تنظیم‌کننده موسیقی، جورج آنتهیل، روش مخابرات طیف گسترده و پرش فرکانسی را به عنوان فناوری برای غلبه بر این مشکل ابداع نمود. با این حال نیروی دریایی ایالات متحده تا دهه ۱۹۶۰ از این فناوری استفاده نکرد، اساس روش ابداعی وی امروزه در وای-فای، بلوتوث، و سی دی ام ای بکار می‌رود.

هدی لامار در نهم نوامبر ۱۹۱۳ در وین به دنیا آمده پدرش بانکدار و مادرش پیانیست بود هدا لامار که نام اصلی او «هدویگ اوا ماری کیسلر» است علاوه بر کار بازیگری در فیلم، به تکنولوژی هم علاقه داشت و با ابداعی در زمینه رمزگذاری به تحقق ساخت تلفن همراه کمک بسیار کرد. بازی لامار در فیلم اکستازی محصول ۱۹۳۳ و نمای نزدیک وی در حالت ارگاسم و همچنین صحنه‌هایی که او از روبرو کاملاً برهنه نشان داده می‌شود برای جامعه سنتی آن زمان غیر معمول بود و خشم کلیسا را برانگیخت.

از دو سالگی مورد توجه یک کارگردان تئاتر که با خانواده آنان دوستی داشت قرار گرفته بود. از ده سالگی به نواختن پیانو و رقص باله مشغول شد و در فیلم‌های آلمانی در کناره ستاره‌های بزرگ ایفای نقش می‌کرد.

اما بی شک خاطره انگیزترین حضور وی در سینما، ایفای نقش دلیله در فیلم حماسی سامسون و دلیله اثر کارگردان شهیر سینما سیسیل ب دومیل بود که او توانست با ایفای نقش یک زن بسیار زیبا، فریبنده و اغواگر که قهرمان شکست ناپذیر فیلم را به تباهی می‌کشاند هنر خود در عرصه بازیگری را به منصه ظهور گذارد.

با وجود تمام شهرت هدی لامار در دنیای سینما، او بیشتر در دنیای کامپیوتر به خاطره اختراعش که پایه مخابرات طیف گسترده شد شهرت دارد. این تکنیک پایه فناوریهای مدرن مانند بلوتوث و شبکه بیسیم است.

_The Official Site of Hedy Lamarr

زندگانی گریس موری

گریس بروستر موری ریاضی دان، پیرترین افسر نیروی دریایی ایالات متحده امریکا و از پیشگامان برنامه نویسی کامپیوتر  در ۶ دسامبر ۱۹۰۶ در نیویورک سیتی به دنیا آمد. نام خانوادگی هاپر بعدها و پس از ازدواجش به نام وی اضافه شد. گریس بروستر موری هاپر  توانست عنوان نخستین بانوی نرم افزار و اولین مدرس برنامه نویسی کامپیوتر را از آن خود کند. 

وی اولین زبان برنامه نویسی را برای کامپیوتر مارک یکم و یونیواک یکم اختراع کرد و نخستین کامپایلر را ساخت. گریس هاپر در پروژه طراحی و ساخت زبان کوبول (COBOL) در کنار چارلز فیلیپس پیشتاز این روند بوده است.

این خانم ریاضی دان نیویورکی تحصیلات مقدماتی اش را در کالج واسار به پایان رساند و وارد دانشگاه ییل شد. او نخستین زنی بود که توانست از دانشگاه ییل مدرک دکترای ریاضی را دریافت کند. وی موفق به دریافت مدال ملی فناوری و نوآوری شد. گریس در بین کارمندان و همکارانش به گریس شگفت انگیز معروف بود.

از سال ۱۹۳۱ تا ۱۹۴۳ در کالج واسار ریاضی درس میداد. پس از آن در اداره ی خدمات اضطراری داوطلبانه ی زنان وابسته به نیروی دریایی نام نویسی کرد و پس از اتمام دوران آموزشی با درجه ی ستوان سومی فارغ التحصیل شد و در دانشگاه هاروارد در دفتر طرح محاسبه ی سازوبرگ مشغول به کار شد. در آنجا بود که او برنامه های مارک ۱ (اولین کامپیوتر رده بندی شده ی اتوماتیک) را توسعه داد. در همانجا بود که وی بر روی سری های دوم و سوم کامپیوترهای مارک برای نیروی دریایی ایالات متحده کار کرد.

او در سال ۱۹۴۹ هاروارد را ترک کرد و در شرکت کامپیوتری اکرت ماچلی مشغول به کار شد.  در آنجا بود که گریس و همکارانش نخستین ماشین زبان را بوجود آوردند. ماشینی که زبان انسان را به زبان قابل فهم برای کامپیوتر تبدیل می کرد. 

در سال ۱۹۶۹ گریس هاپر اولین کسی بود که جایزه ی مرد سال علوم کامپیوتری را از طرف انجمن مدیریت پرداخت اطلاعات امریکا دریافت کرد.

_ویکی‌پدیا

زندگانی آلن تورینگ

آلن ماتیسون تورینگ (به انگلیسی: Alan Mathison Turing) ‏(۲۳ ژوئن ۱۹۱۲ — ۷ ژوئن ۱۹۵۴) ریاضی‌دان، دانشمند رایانه، منطق‌دان، فیلسوف، زیست-ریاضیدان و رمزنگار بریتانیایی بود.

تورینگ به عنوان پدر علم محاسبهٔ نوین و هوش مصنوعی شناخته شده‌است و مهم‌ترین جایزهٔ علمی رایانه به افتخار وی جایزهٔ تورینگ نام گرفته‌است. وی دارای نشان ویژهٔ سلطنتی انگلستان و نیز عضو پیوستهٔ کالج سلطنتی بود.
تورینگ به کمک ماشین تورینگ فرمولاسیون مؤثری برای روش الگوریتم و محاسبه تهیه کرد؛ با کمک آزمایش تورینگ، سهم مؤثر و محرکی در زمینهٔ هوش مصنوعی ارائه کرد:

آیا می‌توان روزی گفت: «ماشین هوشیار است و می‌تواند فکر کند؟»

او سپس در آزمایشگاه ملی فیزیک مشغول به کار شد، و یکی از طرح‌های اولیه برنامه ذخیره شده کامپیوتر را ارائه کرد، هرچند که در واقع ساخته نشد. در ۱۹۴۸ به دانشگاه منچستر رفت تا روی «منچستر مارک ۱» کار کند، که به عنوان اولین کامپیوتر حقیقی دنیا شناخته شد.

در طول جنگ جهانی، تورینگ در بلچلی پارک (مرکز کد شکنی انگلستان) مشغول بود و برای مدتی مسئول بخشی از آن بود، بخش مربوط به تحلیل نوشته‌های رمزی نیروی دریایی آلمان. او چند روش برای شکستن رمزهای آلمان‌ها ابداع کرد، شامل روش ماشینی الکترومکانیکی که می‌توانست ویژگی‌های ماشین انیگما را پیدا کند (بامب).

در سال ۱۹۵۰ در مقاله‌ای معیاری برای تعیین میزان هوشمندی رایانه پیشنهاد کرد که پس از آن به آزمایش تورینگ معروف شد:

سزاوارترین معیار برای هوشمند شمردن یک ماشین، این‌ست که آن ماشین بتواند انسانی را توسط یک پایانه «تله تایپ» به گونه‌ای بفریبد که آن فرد متقاعد گردد با یک انسان روبروست.

تا به حال هیچ برنامه‌ای قادر به موفقیت در این آزمون نگردیده‌است.

او با معرفی ماشین تورینگ، یک مدل ریاضی برای تحلیل توانایی‌های ذاتی الگوریتم‌ها بنیان گذاشت. به همین دلیل ماشین تورینگ یکی از عناصر اصلی در نظریه محاسبات و نظریه پیچیدگی است.

کودکی و جوانی:
پدر تورینگ، ژولیوس ماتیسون تورینگ، عضو مأمورین شهری هند بود. ژولیوس و همسرش سارا (۱۹۷۶–۱۸۸۱، دختر ادوارد والتر ستونی، مهندس ارشد راه آهن مدرس) می‌خواستند فرزندشان آلن در انگلستان بزرگ شود، به همین دلیل به لندن بزرگ بازگشتند، جایی که آلن تورینگ در ۲۳ ژون ۱۹۱۲ به دنیا آمد، امروزه بعنوان هتل کولونوید شناخته می‌شود. او یک برادر بزرگ‌تر به نام جان داشت. کار خدمات شهری پدرش همچنان فعال بود، و در طول دوران کودکی تورینگ والدین او بین انگلیس و هند در سفر بودند و فرزندان خود را نزد دوستان خود در انگلیس می‌گذاشتند.

از همان اوان کودکی علائم نبوغ در وی هویدا بود. والدینش او رادر سن شش سالگی در مدرسهٔ روزانهٔ سنت مایکل ثبت نام کردند. مدیر مدرسه و معلمین او بسیار زود به نبوغ وی پی بردند. در ۱۹۲۶، در ۱۴ سالگی، او به مدرسهٔ شربورن در دورست رفت. روز اول او در ترم جدید با «اعتصاب عمومی» در انگلستان همزمان شد، اما او چنان مصمم بود که در اولین روز حضور داشته باشد که به تنهایی ۹۷ کیلومتر (۶۰ مایل) از ساوتهمتون تا مدرسه را با دوچرخه طی کرد و شب رادر یک مسافرخانه به سر برد.


اتاق کامپیوترکینگس دانشگاه کمبریج به نام تورینگ نامگذاری شده‌است، شخصی که در ۱۹۳۱ دانشجوی آنجا شد.

تمایل ذاتی تورینگ به سمت ریاضی و علم برای او احترامی نزد برخی استادان شربورن که مدرسه‌ای معروف و پرهزینهٔ دولتی بود کسب نکرد، چراکه تأکید بیشتر آن روی مسایل و مباحث کلاسیک بود.
مدیر مدرسه برای والدین تورینگ نوشت: «امیدوارم او بین دو مدرسه افت نکند. اگر می‌خواهد در یک مدرسهٔ دولتی بماند، باید تلاش کند که یک فرد تحصیل کرده شود و اگر می‌خواهد صرفاً یک دانشمند شود، وقت خود را در یک مدرسهٔ دولتی تلف می‌کند.»

با این حال، تورینگ توانایی قابل توجه خود را در زمینه‌های مورد علاقهٔ خود به نمایش می‌گذاشت، با حل مسایل پیچیده در ۱۹۲۷ بدون اینکه حتی حساب دیفرانسیل مقدماتی خوانده باشد. در ۱۹۲۸، در ۱۶ سالگی تورینگ با کار آلبرت انیشتین مواجه شد، نه تنها آن را به طور کامل فهمید بلکه شک انیشتین در قانون‌های حرکت نیوتن را از روی متنی که هرگز این موضوع را آشکار نکرده بود پیش‌بینی کرد.

امیدها و تلاش‌های تورینگ با دوستی نزدیکی که با دانشجوی بزرگتر، کریستوفر مورکوم، ایجاد کرد افزایش یافت. مورکوم ناگهان چند هفته پس از آغاز آخرین ترم در شربورن، به دلیل سل گاوی از دنیا رفت. ایمان مذهبی تورینگ از بین رفت. او پذیرفت که هر پدیده‌ای شامل کار مغز انسان باید مادی باشد.

دانشگاه و کار وی در شمارش‌پذیری:
تمایل و تلاش تورینگ در ریاضیات و علوم کامپیوتر باعث شد نسبت به کار کلاسیک دانشگاه کم توجهی کند و در نتیجه موفق به دریافت بورسیهٔ تحصیلی ترینیتی کالج، کمبریج نشود، و به دانشگاه دیگری که انتخاب دومش بود کینگس کالج، کمبریج برود. او در سال‌های ۱۹۳۱–۱۹۳۴ درآنجا مشغول به تحصیل بود و در سال ۱۹۳۵ به خاطر مقالهٔ خود در رابطه با قضیهٔ محدودیت مرکزی به عنوان عضو آنجا انتخاب شد.

در مقالهٔ به یاد ماندنی «دربارهٔ اعداد شمارا، با استفاده از انسکیدانس پرابلم» (۲۸ می۱۹۳۶) تورینگ فرمول بندی‌های سال ۱۹۳۱ کرت گودل را دربارهٔ محدودیت‌های اثبات و محاسبات تجدید کرد و زبان ریاضی محور گودل را با چیزی که امروزه ماشین تورینگ نامیده می‌شود جایگزین کرد. او ثابت کرد که چنین ماشینی می‌تواند هر مسئلهٔ ریاضی ممکن که می‌شود به صورت الگوریتم بیان شود را حل کرد، حتی اگر هیچ ماشین تورینگ واقعی به دلیل سرعت کم آن نسبت به جایگزین‌های مناسب آن کاربرد عملی نداشته باشد.

تا امروز ماشین‌های تورینگ موضوع اصلی تحقیقات در تئوری محاسبات بوده‌اند. او برای اثبات این که «انسکیدانس پرابلم» هیچ حلی ندارد، ابتدا نشان داد که هالتینگ پرابلم برای ماشین تورینگ قابل حل نیست: مشخص نیست که ماشین تورینگ در چه زمانی متوقف می‌شود.

به دلیل انتشار اثبات او پس از اثبات معادل آلونزو چرچ در حساب لاندا، کار او کاملاً قابل درک و پذیرفتنی است. همچنین مفهوم «ماشین جامع (تورینگ)» و این ایده که چنین ماشینی می‌تواند کار هر ماشین دیگر را انجام دهد، کاملاً بدیع است. این مقاله همچنین اعداد تعریف‌پذیر را نیز معرفی می‌کند.

بیشتر سال‌های ۱۹۳۸ و ۱۹۳۷ را در دانشگاه پرینستون، با مطالعه تحت نظر آلونزو چرچ گذراند و موفق شد دکترای خود را در سال ۱۹۳۸ از پرینستون دریافت کند: تز او دربارهٔ محاسبه نسبی بود که ماشین‌های تورینگ را به (اصطلاحاً) اورکل می‌افزود، که می‌توان به کمک آن مسایلی را بررسی کرد که ماشین تورینگ نمی‌تواند بررسی کند. با بازگشت به کمبریج در سال ۱۹۳۹، او در سخنرانی‌های لودویگ ویتگنشتاین دربارهٔ اساس ریاضیات شرکت کرد. جایی که این دو با یکدیگر بحث و مخالفت می‌کردند و تورینگ از ظاهرگرایی دفاع می‌کرد و ویتگنشتاین معتقد بود که ریاضیات هیچ حقیقت مطلقی را کشف نمی‌کند.

تجزیه وتحلیل رمز:


دو کلبه در پلچلی پارک که تورینگ در سال‌های ۱۹۳۹–۱۹۴۰ در آنجا کار می‌کرد، تا زمانی که به هات ۸ رفت.

در طول جنگ جهانی دوم تورینگ یکی از حاضران اصلی در بلچلی پارک بود تا بتواند رمزهای آلمانها را بشکند. بر اساس کار انجام شده قبل از جنگ در لهستان در تجزیه و تحلیل رمز توسط ماریان رجوسکی، جرسی روسیچکی، هنریک زیگالسکی از کمیتهٔ رمز، او توانست روش‌هایی برای شکستن ماشین انیگما و لورنزو اس زد ۴۲/۴۰ (وسیله‌ای که توسط انگلیس‌ها تونی نامیده می‌شد) پیدا کند، و در آن زمان رئیس هات ۸، بخشی که وظیفه داشت کدهای نیروی دریایی آلمان‌ها را بشکند، بود.

از ۱۹۳۸ تورینگ برای مرکز کد و رمز دولت مشغول به کار بود، (سازمان کد شکنی انگلیس). او روی مسئلهٔ ماشین انیگما آلمان‌ها کار می‌کرد و با دیلی ناکس (کد شکن رده بالای سازمان) همکاری می‌کرد.

در روز ۴ سپتامبر ۱۹۳۹، یک روز پس از آنکه انگلیس جنگ علیه آلمان را اعلام کرد، تورینگ بلچلی پارک را به عنوان مرکز جنگی سازمان گزارش کرد.


نمایی از ماشین بامب

در هفته‌های ورود به بلچلی پارک، تورینگ ماشینی الکترو مکانیکی طراحی کرده بود که می‌توانست انیگما را سریع تر از بامبای سال ۱۹۳۲ کد شکنی کند. به دلیل ساخت لهستانی الاصل آن بامبا، بامب نامگذاری شده.

بامب با بهسازی که توسط گوردون ولچمن صورت گرفت، تبدیل به یکی از وسایل اصلی و بطور عمده مکانیزهٔ هجوم به پیام‌های توسط انیگما محافظت شدهٔ آلمان‌ها گردید پروفسور جک گود، رمزشکنی که در آن زمان در بلچلی پارک مشغول به کار بود، بعدها گفت:

بزرگترین سهم تورینگ، به عقیدهٔ من، نقش او در ساخت بامب بود، ماشین رمز شکن. او ایده‌ای قابل استفاده داشت، در واقع قضیه‌ای در منطق که به نظر افراد تعلیم ندیده بیشتر پوچ است، اینکه از تناقض، می‌توان هر چیزی را نتیجه گرفت.

بامب دنبال تنظیمات احتمالاً درستی می‌گشت که در یک پیام انیگما می‌توانست به کار رودو از یک کریب مناسب استفاده می‌کرد: بخشی از یک کد احتمالی پیام اولیه. برای هر تنظیم احتمالی روتور (که حالاتی در مرتبهٔ ۱۹ داشت، یا مرتبهٔ ۲۲ برای زیر دریایی‌ها که در نهایت چهار روتور داشت، در مقایسه با انیگمای معمولی که سه روتور داشت). بامب بر اساس کریب، یک سری استقراهای منطقی بکار می‌برد که بصورت الکتریکی انجام می‌شد. بامب هنگامی که تناقض رخ می‌داد آشکار می‌کرد، آن تنظیم را حذف می‌کرد و سراغ بعدی می‌رفت، اغلب تنظیمات به تناقض می‌رسید و حذف می‌شد، که تعداد معدودی را برای بررسی دقیق تر باقی می‌گذاشت.

بامب تورینگ برای اولین با در ۱۸ مارس ۱۹۴۰ نصب شد. بیشتر از دویست بامب تا پایان جنگ جهانی مورد استفاده قرار گرفتند.

هات ۸ وانیگمای نیروی دریایی:
در دسامبر ۱۹۴۰، تورینگ سیستم نشانگر انیگمای نیروی دریایی را کشف کرد، که از نظر ریاضیات بسیار پیچیده‌تر از انیگمای سایر نیروها بود.

تورینگ همچنین تکنیک محاسباتی «بانبوریسموس» را نیز ابداع کرد که برای کمک به کدشکنی انیگمای نیروی دریایی کاربرد داشت. بانبوریسموس روتورهای خاصی از انیگما را حذف می‌کرد تا سرعت بامب را افزایش دهد.

در بهار ۱۹۴۱ تورینگ از همکار خود درهات ۸ جوان کلارک خواستگاری کرد، با این حال قرار ازدواج آنها با توافق طرفین در تابستان شکسته شد. در ژوئیه ۱۹۴۲تورینگ تکنیک جدیدی را با نام تورینگگری یا تورینگگسموس برای کدشکنی کد لورنز که در ماشین رمز جدید آلمان‌ها «گهمشریبر (نویسندهٔ پنهان)» به کار برده می‌شد، ابداع کرد.

او همچنین گروه «فیش (ماهی)» را به تامی فلاورز معرفی کرد، که زیر نظر ماکس نیومن به دنبال ساخت کامپیوتر کلوسوس، اولین کامپیوتر دیجیتال قابل برنامه‌ریزی جهان رفت، که جایگزین ماشین‌های ساده‌تر گذشته (شامل هیت رابینسون) گردید، که سرعت عالی آن اجازه می‌داد که تکنیک «بروت-فورس» کدهایی که روزانه تغییر می‌کردند را بررسی کند.

تصور غلط رایج است که تورینگ یکی از کلیدهای اصلی ساخت کامپیوتر کلوسوس بوده، که اینگونه نیست.

تورینگ در نوامبر ۱۹۴۲ به ایالات متحده رفت و با انیگمای نیروی دریایی و تحلیل رمز نیروی دریایی آمریکا و ساخت بامب در واشینگتن کار کرد. او همچنین به «آزمایشگاه بل» در ساخت وسایل امن صحبت، کمک کرد. او در مارس ۱۹۴۳ به بلچلی پارک بازگشت. در غیاب او «هاف الکساندر» ریاست هات ۸ را به عهده گرفته بود، باتوجه به علاقهٔ کم تورینگ برای پیگیری مسائل روزانهٔ مرکز، او به عنوان مشاور مشغول به کار شد.

در اواخر جنگ در حالی که الکترونیک می‌آموخت، به کمک مهندس «دونالد بیلی»، طراحی ماشین «دلیلا» را برای برقراری تماس‌های مطمئن انجام داد، که برای کارهای مختلفی تولید شده بود، اما عدم توانایی برقراری مکالمات دوربرد، و تکمیل دیرهنگام آن باعث شد تا در جنگ مورد استفاده قرار نگیرد. علی‌رغم اینکه تورینگ قسمتی از سخنرانی چرچیل را رسماً کدگذاری و کدگشایی کرد، دستگاه مورد استفاده قرار نگرفت.

در ۱۹۴۵، تورینگ بخاطر خدمات ارزنده‌اش در جنگ، برندهٔ «اوبی‌ای» شد، با این حال کار او تا مدت‌ها سری بود. زندگی‌نامهٔ وی که مدت کوتاهی پس از مرگش در «رویال سوسایتی» چاپ شد:

سه مقالهٔ قابل ملاحظه که در سه زمینهٔ مختلف ریاضی قبل از جنگ نوشته شده، کیفیت کاری را که اگر او در زمان بحرانی بر روی یک موضوع مشخص انجام می‌داد، بیان می‌کند. برای کارش در سازمان خارجه، او جایزهٔ «اوبی‌ای» را برنده شد.

کامپیوترهای اولیه و آزمون تورینگ:
از ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۷ او در آزمایشگاه ملی فیزیک کار می‌کرد، و بر روی طراحی موتور محاسبهٔ خودکار کار می‌کرد. او در ۱۹ فوریه ۱۹۴۶ مقاله‌ای ارائه کرد که اولین طرح کامپیوتر برنامه‌دار در انگلستان بود. با وجود موفقیت وی در این طرح، در شروع پروژه تأخیر بوجود آمد و او علاقهٔ خود را برای ادامهٔ کار از دست داد.

در اواخر ۱۹۴۷ به کمبریج بازگشت. در زمانی که او در کمبریج بود، پروژهٔ سابقش در غیاب او کامل شد و اولین برنامهٔ خود را در ۱۰ می ۱۹۵۰ اجرا کرد.

در ۱۹۴۸او با دپارتمان ریاضی و آزمایشگاه محاسبات دانشگاه منچستر همکاری کرد و روی نرم‌افزار یکی از اولین کامپیوترهای جهان «منچستر مارک ۱» کارکرد.

دراین زمان او کارهای تجریدی (ابسترکت) را ادامه داد و مسئلهٔ هوش مصنوعی و آزمونی را که امروزه آزمون تورینگ نامیده می‌شود برای اسناد تفکر به ماشین‌ها در سال ۱۹۵۰ در مقاله‌ای مطرح نمود. تورینگ مقاله‌اش را با این سؤال شروع می‌کند که «آیا ماشین‌ها می‌توانند فکر کنند؟». او می‌گوید که برای پاسخ دادن به این سؤال باید اول تعریف مشخصی از تفکر و ماشین داشتیم. ماشین در این مقاله یعنی تحقق فیزیکی ماشین‌های محاسباتی خودکار (چیزهای شبیه رایانه‌های رقمی امروزی). تورینگ می‌گوید صحبت از تعریف تفکر کاری عبث است و بنابراین پیشنهاد می‌دهد سؤال اصلی مقاله یعنی «آیا ماشین‌ها می‌توانند فکر کنند؟» با سؤال دیگری جایگزین شود: «آیا ماشین‌ها می‌توانند از بازی تقلید سربلند بیرون آیند؟»

بازی تقلید بازی‌ای است که با سه شرکت کننده انجام می‌شود: یک مرد، یک زن و نفر سومی که می‌تواند مرد یا زن باشد و تورینگ از او به عنوان بازجو یاد می‌کند.

خصوصیات فیزیکی مرد و زن شرکت کننده از دسترس باز جو پنهان است و او تنها می‌تواند پرسش‌هایی را از آن‌ها بپرسد و پاسخ آن‌ها را دریافت کند. البته بین دو شرکت کننده دیگر هم تفکیک برقرار است و آنها از سوالات و جواب‌های بازجو با دیگری خبر ندارند. هدف بازی برای بازجو تشخیص جنسیت دو شرکت کننده است. یکی از شرکت کنندگان (مثلاً زن شرکت کننده) سعی می‌کند او را در این مورد به اشتباه بیندازد (یعنی وانمود کند که مرد است) و شرکت کننده دیگر سعی دارد به بازجو در این تشخیص کمک کند. این می‌شود بازی تقلید.

حالا پیشنهاد تورینگ این است که اگر شرکت‌کننده‌ای که می‌خواهد بازجو را فریب دهد با یک رایانهٔ رقمی جایگزین شود و وظیفه‌اش را به گونه‌ای انجام دهد که بازجو (به اشتباه) به او جنسیت فرد دیگر را نسبت دهد این رایانه از بازی تقلید سربلند بیرون می‌آید و اسناد هوشمندی به آن موجه است. البته در ادبیات فلسفی امروز مسئله از صرف تقلید جنسیت مخالف دیگر شرکت‌کننده به تقلید انسان بودن مبدل شده است. به طور خلاصه گفته می‌شود مطابق آزمون تورینگ برای اسناد هوشمندی اگر بازجوی انسانی نتواند دست رایانه‌ای را که با آن در مکالمه است رو کند و به اشتباه تشخیص دهد که این ماشین انسان است باید گفت این ماشین هوشمند است. تورینگ حدس زده است که در فاصله‌ای حدود ۵۰ سال یعنی ابتدای هزاره جدید ماشین‌هایی پیدا شوند که آزمون تورینگ را با موفقیت پشت سر بگذارند.

در ۱۹۴۸ تورینگ به همراه «دی جی چمپرنون» شروع به نوشتن برنامهٔ شطرنج کرد که تا آن زمان وجود نداشت. در ۱۹۵۲، به دلیل نبود کامپیوتری به اندازهٔ کافی قوی تورینگ کامپیوتر را شبیه‌سازی کرد، که برای هر حرکت نیم ساعت زمان نیاز داشت. برنامه در مقابل «الیک گلنی» همکار تورینگ شکست خورد، اما گفته می‌شود که در مقابل همسر چمپرنون موفق بود.

فرم الگو و زیست‌شناسی ریاضیاتی:
تورینگ از سال ۱۹۵۲ تا زمان مرگش در سال ۱۹۵۴ روی زیست‌شناسی ریاضیاتی کار کرد، به ویژه مورفوجنسیس. او در ۱۹۵۲ یک مقاله با موضوع «اساس شیمیایی مورفوجنسیس»منتشر کرد.
علاقه اصلی او فهمیدن «الگوی فیبوناچی» بود، وجود اعداد فیبوناچی در ساختار گیاهان. او «معادلات عکس العمل-انتشار» را به کار برد که امروزه موضوع اصلی فرم الگو است. مقالات بعدی وی تا سال ۱۹۹۲ چاپ نشد.

مرگ:
در سال ۱۹۵۲ به صورت اتفاقی همجنس‌گرایی وی کشف شد. در آن سال‌ها همجنس‌گرایی در بریتانیا جرم و بیماری روانی شناخته می‌شد. در دادگاه طبق قانون مخیر شد بین زندان و اختگی شیمیایی یکی را انتخاب کند؛ که وی دومی را انتخاب کرد. به دنبال این حادثه تمام تضمین‌های حفاظتی که وی داشت لغو شد و از ادامهٔ کار وی بر روی پروژه‌های رمزنگاری ممانعت به عمل آمد. تزریق مواد شیمیایی برای یک سال ادامه یافت و عوارض جنبی بسیاری از جمله رویش پستان‌ها برجای گذاشت. گفته می‌شود که این دورهٔ درمانی، در ابتلای آلن تورینگ به افسردگی شدید نیز مؤثر بود و همین مشکل روانی بود که سرانجام به خودکشی او در ژوئن سال ۱۹۵۴ منجر شد.

در ۸ ژوئن ۱۹۵۴ کارگر خانه جسد او را پیدا کرد؛ روز قبل او در اثر سم سیانید جان سپرده بود، ظاهراً بخاطر سیب نیم خوردهٔ سیانیدی که در کنار تختش بود. بسیاری بر این باورند که مرگ او عمدی بوده، اما مادر او اعتقاد داشت که مرگ او حادثه‌ای بوده که به دلیل بی‌دقتیش در نگهداری از مواد شیمیایی رخ داده ست. کالبدشکافی علت مرگ را مسمومیت با سیانور یافت و پلیس مرگ را خودکشی اعلام کرد.

قدردانی پس از مرگ:
از سال ۱۹۶۶، جایزهٔ تورینگ به‌صورت سالانه توسط انجمن دستگاه محاسباتی به کسی داده می‌شود که سهم درخوری در جامعهٔ محاسباتی دارد. این جایزه به‌طور گسترده به‌عنوان نوبل دنیای محاسبات شناخته می‌شود.
یادبودهای بسیاری از تورینگ در منچستر ساخته شده، شهری که او تا پایان عمر در آنجا مشغول به‌کار بود. در سال ۱۹۹۴ خیابان بزرگی به‌نام وی در منچستر نام‌گذاری شد. مجسمهٔ یادبود آلن تورینگ در سکویل پارک در ۲۳ جون ۲۰۰۱ در منچستر رونمایی شد. در سکویل پارک در نزدیکی دانشگاه منچستر جشن زندگی او در ۵ ژوئن ۲۰۰۴ برگزار شد و در تابستان آن سال مؤسسهٔ آلن تورینگ شروع به‌کار کرد. ساختمان شامل دانشکدهٔ ریاضی، مؤسسهٔ علم فوتون و «مرکز جودرل بانک» اخترفیزیک ساختمان آلن تورینگ نام‌گذاری شده است.

در ۲۳ ژوئن ۱۹۹۸، که می‌توانست هشتاد و ششمین سال تولدش باشد، «اندرو هودجس» زندگی‌نامه‌نویس او، پلاک آبی خانهٔ دوران کودکی وی در “وارینگتون کرسنت لندن (هتل کولونید کنونی) را رونمایی کرد. به یاد پنجاهمین سالگرد مرگ او پلاکی در ۷ ژوئن ۲۰۰۴ در محل زندگی سابقش در ویلمسلو رونمایی شد.

به‌دلیل موفقیت‌هایش در رشتهٔ کامپیوتر دانشگاه‌های زیادی یادمان‌هایی از او ایجاد کرده‌اند، مجسمهٔ برنزی تورینگ در دانشگاه سوری که یادآور پنجاهمین سال‌مرگ وی است، او را در حال حمل کتاب‌هایش در محوطهٔ دانشگاه به تصویر می‌کشد.

دانشگاه‌های لوس‌آندس در بوگوتا، دانشگاه پلی‌تکنیک پورتوریکوهر یک آزمایشگاهی به‌نام وی دارند، دانشگاه تکزاس در آستین برنامه‌ای با نام «تورینگ سکالرز» دارد.

دانشگاه بیلگی استانبول سالانه کنفراسی به یاد وی برگزار می‌کند که روزهای تورینگ نامیده می‌شود.

در سال ۲۰۱۲ به مناسبت یکصدمین سال تولد تورینگ مراسم و کنفرانس‌های مختلفی در نقاط مختلف جهان و شهرهای مختلف انگلستان برگزار شد. در ۳ تیر ۱۳۹۱ در مؤسسهٔ پژوهشی حکمت و فلسفهٔ ایران نشست یک‌روزه‌ای با عنوان ذهن، منطق و محاسبه به این مناسبت برگزار شد.

عذرخواهی دولت انگلستان و عفو ۶۰ سال پس از مرگ:
در سال ۲۰۰۹، گردآوری امضا برای درخواست بخشودگی آلن تورینگ که در سال ۱۹۵۲ به جرم همجنس‌گرایی محکوم شده بود در بریتانیا آغاز شد. گوردون براون، نخست‌وزیر وقت، از سوی دولت، از نحوهٔ برخورد با تورینگ ابراز تأسف کرد اما گردآورندگان امضا، بر عفو رسمی او اصرار ورزیدند و طی چند سال بعد، توانستند چند هزار امضا در حمایت از خواست خود جمع کنند. در تابستان سال ۲۰۱۲، طرح عفو آلن تورینگ در مجلس اعیان به جریان افتاد و هم‌زمان، شماری از شخصیت‌های علمی بریتانیا، در نامه‌ای به دیوید کامرون، نخست‌وزیر، خواستار حمایت دولت از این طرح شدند.

این طرح در ماه اکتبر سال ۲۰۱۳ در مجلس اعیان تصویب شد و پس از تصویب در مجلس عوام، روز ۲۴ دسامبر ۲۰۱۳ با عنوان مصوبهٔ برخورداری آلن تورینگ از عفو سلطنتی، توشیح و با امضای ملکهٔ بریتانیا به قانون تبدیل شد.

جایزهٔ تورینگ:
جایزهٔ تورینگ به افتخار او نام‌گذاری شده است. جایزهٔ تورینگ معتبرترین جایزه در علم رایانه است که هر سال از سوی «انجمن ماشین‌های حسابگر» (ACM) اعطا می‌شود.

سینما :
فیلم بازی تقلید (۲۰۱۴) به کارگردانی مورتن تیلدام و بازی بندیکت کامبربچ در نقش تورینگ و کیرا نایتلی در نقش جوآن کلارک (همکار و نامزد سابق تورینگ)، در مورد چگونگی شکستن رمز ماشین انیگما در بلِچلی پارک می‌باشد.

_کتاب «آلن تورینگ: انیگما» (۱۹۹۲) نوشتهٔ ادرو هودگز به زندگی تورینگ می‌پردازد.

زندگانی پریسا تبریز

پریسا تبریز متولد سال ۱۹۸۳ می باشد. او فرزند یک پزشک ایرانی و پرستاری لهستانی است و در حومه شهر شیکاگو بزرگ شده است.

پریسا تبریز در سال ۲۰۰۷ به استخدام شرکت گوگل درآمد و مدیر و متخصص امنیت در این شرکت شد که بعدها گسترش یافت و هم‌ اکنون بیش از ۲۵۰ متخصص امنیت در آن مشغول هستند.

او یکی از بزرگ ترین سلاح های گوگل و یکی از با ارزش ترین برندهای فن آوری جهان است. کار او هک کردن سیستم‌ ها و سرویس های گوگل به عنوان یک هکر «کلاه سفید» است و در خط مقدم جبهه گوگل ‌علیه هکر‌های مجرم یا «کلاه سیاه» مشغول مبارزه سایبری است.

به عنوان یک هکر «کلاه سفید»، کار او هک کردن سیستم‌ ها و کارمندان گوگل است تا پیش از آنکه دست هکرهای «کلاه سیاه» یا مجرمان سایبری به خلل و فرج‌ های امنیتی گوگل برسد، آن‌ ها را برطرف سازد. کار پریسا تبریز و تیم همراه، نجات تقریباً بیش از یک میلیارد کاربر گوگل کروم است که جزو پر‌مخاطب‌ ترین و محبوب‌ ترین مرورگر‌های کنونی است.

خانم تبریز ۳۳ ساله، ‌پدیده غیر عادی در سیلیکون والی و دنیای فن‌ آوری است، نخست اینکه او یک زن است، ‌که در دنیای فن‌ آوری زنان چندان حضور پر‌‌رنگی ندارند‌ و دیگر آنکه سرپرست و فرمانده تیمی سی نفره از بزرگ‌ ترین متخصصان امنیتی در اروپا و آمریکاست.

پریسا تبریز یکی از مهمترین و با ارزش‌ ترین مهره‌ های شرکت گوگل است. جوان ایرانی متخصص در امنیت سایبری که گوگل لقب وی را «شاهزاده امنیت» گذاشته است.

بر همین مبناست که تبریز قادر به انتخاب لقب خود است و نام «شاهزاده امنیت» ‌روی کارت ویزیت وی حک شده است. اودر این باره می‌ گوید: می‌ دانم که عنوان مهندس امنیت برای بسیاری خسته‌ کننده و تکراری است. در نتیجه لقب «شاهزاده امنیت» چیزی جدید و غریب و جالب است.

پریسا تبریز درباره حضور زنان در عرصه فن‌ آوری می‌ گوید: پنجاه سال پیش، شمار زنان شاغل در عرصه پزشکی و حقوق تقریباً برابر بود، خوشبختانه اکنون این موضوع به دنیای فن‌ آوری نیز به تدریج سرایت می‌ کند.
او که در سال ۲۰۱۲ به عنوان یکی از ۳۰ زن بر‌تر سال از سوی مجله فوربس مطرح شد، در حومه شهر شیکاگو بزرگ شد و به عنوان خواهر بزرگ‌ تر، همواره دو برادر کوچک خود را زیر پر و بال داشت. پریسا تبریز در خصوص برادران خود می‌ گوید: از آنها بزرگ‌ تر بودم و در همه بازی‌ ها آنها را شکست می‌ دادم! اما وقتی بزرگ‌ تر شدند و دیگر زورم به آنها نمی‌ رسید، به این نتیجه رسیدم که باید به طریق دیگری از آنها جلو بزنم.
پریسا تبریز ادامه می‌دهد: در آغاز نمی‌ دانستم باید به چه کاری مشغول شوم. چندین آزمون در مدرسه انجام دادم که نتیجه آنها این بود که باید افسر پلیس شوم. ابتدا این موضوع مورد تمسخر من بود، ولی اکنون می‌ بینم ‌چندان هم دور از واقعیت نبود. اکنون من به گونه‌ ای مشغول حفاظت از افراد هستم.

تبریز تا پیش از آنکه در رشته مهندسی کامپیو‌تر وارد دانشگاه ایلی نویز شود، حتی به رایانه دست هم نزده بود، اما داستان «جان دراپر» معروف به «کاپتان کرانچ» یکی از معروف‌ ترین هکر‌های معاصر الهام بخش وی در این مسیر بود.
او همه چیز را زیر نظر دارد. از فعالیت هکرهای مجرم برای دزدی اطلاعات بانکی افراد، تا فعالیت‌ های گروه‌هایی همچون Anonymous و حتی کسانی که در پی هک کردن و از کار انداختن سیستم Gmail هستند. توانایی خارق‌ العاده وی برای نفوذ به ذهن هکرهای مجرم، منجر به آن شده ‌که وی مجوز حضور سایر مهندسان در بخش امنیت گوگل را صادر کند. در سمینارهایی که برگزار می‌ کند از مخاطبانش می‌ خواهد ‌راه هک کردن یک دستگاه شکلات فروشی را بدون استفاده از ابزار تکنولوژیک شرح دهند.

پاسخ آنها برای پریسا تبریز مشخص می‌ کند که کدام یک از استعداد ذاتی برای ورود به عرصه امنیت سایبری برخوردارند.
شرکت گوگل مجبور است هزینه‌ های بسیاری ‌برای نزدیک نگه داشتن دشمنان خود و شناخت نقاط ضعف امنیتی خود متقبل شود. اکنون این شرکت به هر شخصی که بتواند خطا‌ها یا خلل و فرج گوگل کروم را نشان دهد، پاداشی برابر با ۳۰ هزار دلار پرداخت می‌ کند و تا امروز مجموع این پاداش‌ ها به ۱.‌۲۵ میلیارد دلار رسیده است و منجر به ترمیم ۷۰۰ خطا و نقطه ضعف در کروم شده است.

او بر این باور است که این اقدام گوگل کاملاً منطقی و حساب شده است، زیرا‌ ما می‌خواهیم که این هکر‌ها در کنار ما باشند و نه ‌علیه ما. از همین روی است که پریسا تبریز معمولاً ساعات زیادی ‌در شبانه روز مشغول تلاش برای صیانت و حفاظت از اطلاعات و داده‌ های یک هفتم جمعیت جهان است.