زندگانی عبدالقادر مراغه‌ای

عبدالقادر غیبی مراغی مشهور به عبدالقادر مراغه‌ای (؟ -۸۳۸) شاعر، موسیقی‌دان، نوازنده و هنرمند ایرانی قرن نهم هجری بود. لقب او معلم ثانی در موسیقی است.وی علاوه بر اینکه نوازنده چیره‌دست عود بود، در خوشنویسی و شعر و نقاشی هم تبحر داشت و حافظ قرآن بود.

در اروپا برای نخستین بار دانشمند آلمانی گیزه وتر (Gizze Wetter) (۱۸۵۰ – ۱۷۷۳) از عبدالقادر به عنوان نظریه‌پرداز موسیقی نام برده‌است.
در آثار مراغه‌ای به موقام اشاره شده‌است.

ثریا آقایوا محقق آثار مراغه‌ای می‌نویسد:
در پژوهشهای مراغه‌ای برای نخستین بار مفهوم مقام (لار) و نظریه مربوط به آن نیز توضیح داده می‌شود.

نظرات و نوآوری‌ ها:
او همراه با فارابی، ابوعلی سینا، صفی‌الدین ارموی و قطب الدین شیرازی از بزرگ‌ترین نظریه‌پردازان موسیقی ایرانی به شمار می‌رود.

مراغی در مراحل مختلف زندگی اش در دربارهای بغداد، بصره و در نهایت در هرات نزد شاهرخ شاه تیموری مشغول به کار بوده‌است. شخصیت او نزد ترکان عثمانی از نقش اصلی اش به عنوان نوازنده، آهنگساز و نظریه‌پرداز بسی فراتر رفته و تبدیل به یک اسطوره شده‌است. امروز حدود سی قطعه در رپرتوار موسیقی عثمانی وجود دارد که منسوب به اوست و بسیاری از موسیقی شناسان آنها را دارای اصالت تاریخی ارزیانی می‌کنند. آهنگهای بجا مانده اکثراً در فرمهای «کار» و «نقش» هستند اما خود مراغی در رسالاتش می‌گوید که چندین «نوبت مرتب»، فرمی سلسله‌ای که خود شامل چندین بخش درونی مثل قول و غزل و ترانه‌است را تصنیف کرده‌است. بخش مهمی از رسالات او اختصاص دارد به استخراج و تبیین گام بالقوهٔ سیستم موسیقایی زمان و روش دستان بندی نغمات. معرفی ادوار ایقاعی و انواع فرمها نیز از دیگر موضوعات مورد بررسی اوست. مراغی در رسالات خود توضیحاتی راجع به ویژگی‌های سازهای متداول زمان خود، از جمله کمانچه، قیچک، انواع عود، رباب، لوتهای دسته بلند مانند روح افزا، موسیقار و غیره می‌دهد.

با بررسی آثار عبدالقادر مراغی معلوم می‌شود که ریتم در موسیقی ایران، متأثر از وزن کلام موزون یا شعر پارسی است و موسیقی شناسان قدیم با تکیه به ارکان ایقاعی که در واقع رابطهٔ بین اوزان عروضی و وزن‌های موسیقایی بوده، تئوری موسیقی خود را دربارهٔ ایقاع بیان می‌کردند. در موسیقی هند نیز زمانبندی تالای موسیقی بیشترین تأثیر را از شعر و به خصوص ساختار کششی در هجاهای زبان سانسکریت می‌گیرد.

صفی‌الدین ارموی و عبدالقادر مراغه‌ای بابهره گیری از تجارب موسیقی‌دانان و صاحب‌نظران پیش از خود مانند فارابی و ابن سینا و الکندی مکتب منتظمیه را پی‌ریزی کردند.

عبدالقادر مراغه‌ای ساز یاتوغان(به ترکی یعنی به پهلو خوابیده) را معرفی کرد که شبیه سنتور امروزی بود با این تفاوت که برای هر صدا فقط یک تار می‌بستند و با جابه جایی خرکها آن را کوک می‌کردند.

اجراهای تازه:
برخی از آهنگ‌ها و تصنیف‌های عبدالقادر مراغه‌ای را گروهی با همین نام (عبدالقادر مراغه‌ای) به سرپرستی محمد رضا درویشی و با صدای همایون شجریان با نام شوق نامه دوباره نوازی کرده‌اند. محمدرضا درویشی در سفری به ترکیه ۲۲ آهنگ از عبدالقادر مراغه‌ای را جمع‌آوری کرده‌است. به گفته درویشی او در ساخت فیلم «شهر آشوب» از همین آهنگ‌ها استفاده کرده‌است.
موسیقی سریال امام علی ساخته فرهاد فخرالدینی بر گرفته از آثار وی می‌باشد.

آثار:
بیشتر تألیفات او به زبان فارسی نگارش شده‌است.
مقاصدالالحان
جامع‌الالحان که شامل اولین نمونه‌های جامع نت نویسی شده ایرانی است.
کنزالالحان
شرح ادوار (دربارهٔ ایقاع)

منابع:
_روانقی، محمد. شرح جامع الالحان. تهران: نشر، ۱۳۱۰.
_وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی – مجموعه مقالات -تهران:نشرُ ۱۳۸۲

زندگانی صائب تبریزی

میرزا محمّدعلی صائب تبریزی (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری/۱۵۹۲ میلادی تبریز درگذشتهٔ ۷–۱۰۸۶ هجری/۱۶۷۶ میلادی اصفهان) بزرگ‌ترین غزل‌سرای سده یازدهم هجری و نامدارترین شاعر زمان صفویه است.

زندگی:
میرزا محمّدعلی صائب تبریزی در سال ۱۰۰۰ هجری در تبریز زاده شد.پدر او تاجری معتبر بود. خانوادهٔ صائب جزو هزار خانواری بودند که به دستور شاه عباس اول صفوی از تبریز کوچ کرده و در محله عباس‌آباد اصفهان ساکن شدند،و این مردم را تبارزه (تبریزی‌های) اصفهان می‌نامیدند.

صائب در اصفهان به آموختن علوم عصر پرداخت. در جوانی به حج رفت و در بازگشت به مشهد سفر کرد.

صائب در سال ۱۰۳۴ ه. ق از اصفهان عازم هندوستان شد و بعد به هرات و کابل رفت. حکمران کابل، خواجه احسن‌الله مشهور به ظفرخان، که خود شاعر و ادیب بود، مقدم صائب را گرامی داشت. ظفرخان پس از مدتی به خاطر جلوس شاه جهان، عازم دکن شد و صائب را نیز به همراه خود برد.

در سال ۱۰۴۲ ه‍. ق صائب به ایران بازگشت و در اصفهان اقامت گزید. شاه عباس دوم صفوی به او مقام ملک‌الشعرایی داد. صائب هشتاد سال زندگی کرد و در اصفهان دیده از جهان فروبست. درگذشت او در سال ۱۰۸۶ یا ۱۰۸۷ ه. ق بوده‌است.آرامگاه او در اصفهان، در محلهٔ لَنبان، در محلی است که در زمان حیات او معروف به تکیه میرزا صائب بود. مقبرهٔ صائب در باغچه‌ای در اصفهان در خیابانی که به نام او نامگذاری شده‌است قرار دارد.

صائب تبریزی شاعری کثیرالشعر بود، شمار اشعار صائب را از شصت هزار تا صد و بیست هزار بیت گفته‌اند. آثار صائب جز سه چهار هزار بیت قصیده و یک مثنوی کوتاه و ناقص به نام قندهارنامه و دو سه قطعه، همگی غزل است. افزون بر فارسی وی هفده غزل به ترکی آذربایجانی نیز دارد.

سبک و شیوهٔ صائب:
صائب سبکی را به کمال رساند که چند سده پس از او سبک هندی نامیده شد.او اسلوب معادله یا «مدعا مثل» را بیش از دیگر شاعران هم‌روزگارش به کار برده است. نازکی خیال و لطافت اندیشه و مضمون سازی‌های ظریف و معنی‌های بیگانه و باریک در شعر وی دیده می‌شود. ابیات غزل وی استقلال معنایی دارند و در یک غزل از چندین موضوع سخن گفته است.

صائب را شاعر تک‌بیت‌ها نیز گفته‌اند. از بیت‌های مشهور اوست:

پاکان ستم ز جور فلک بیشتر کشند
گندم چو پاک گشت خورَد زخم آسیا

اظهار عجز نزد ستم پیشه ابلهیست
اشک کباب موجب طغیان آتش است

صائب تبریزی در غزلیات خود به زادگاهش تبریز اشاره کرده است:
ز خاک پاک تبریزست صائب مولد پاکم
از آن با عشقباز شمس تبریزی سخن دارم

صائب از خاک پاک تبریزست
هست سعدی گر از گل شیراز

نمونه غزل پارسی:
آب خضر و می شبانه یکی‌ست
مستی و عمر جاودانه یکی‌ست
بر دل ماست چشم، خوبان را
صد کمان‌دار را نشانه یکی‌ست
پیش آن چشم‌های خواب‌آلود
نالهٔ عاشق و فسانه یکی‌ست
پلهٔ دین و کفر چون میزان
دو نماید، ولی زبانه یکی‌ست
گر هزار است بلبل این باغ
همه را نغمه و ترانه یکی‌ست
پیش مرغ شکسته‌پر صائب
قفس و باغ و آشیانه یکی‌ست

نمونه غزل ترکی:
مین دل محزونیله بیر تازه قربانیز هله
زخم تیر غمزه مستینله بیجانیز هله
اولمادان غم چکمه ریز دور زمانیندان سنین
ناله و آه ائتمه ده دل ایندی حیرانیز هله
لطف ائدرسن، گر چه سن اغیاره هر دم دوستیم
روز و شب بیز فرقتینله زار و نالانیز هله
عید وصلینه مشرف اولمادان اغیار دون
دستینی بوس ائیله دیک بیز اونلا شادانیز هله
دام دوزخ ایچره اغیار اولماسین اصلاً خلاص
صائبا بیز جنت دلداره مهمانیز هله

_کریمی، دکتر امیربانو. دویست و یک غزل صائب، انتشارات زوّار، چاپ سوّم، تهران، ۱۳۷۱
_قهرمان، محمد. مجموعه رنگین گل (گزیده اشعار صائب تبریزی)، انتشارات سخن، چاپ اول، تهران، زمستان ۱۳۷۱
_دائرهالمعارف فارسی (به سرپرستی غلامحسین مصاحب)

زندگانی کریستیان امان‌پور

کریستیان امانپور (زادهٔ ۱۲ ژانویه ۱۹۵۸ در لندن) یکی از خبرنگاران نامدار جهان است. او که پیش‌تر به مدت ۲۰ سال گزارشگر ارشد بخش اخبار بین‌المللی شبکه خبری سی‌ان‌ان بود از سال ۲۰۱۰ مجری برنامه «این هفته» در شبکه ای‌بی‌سی است.

او از خبرنگاران جنگی مشهور جهان به شمار می‌رود. گزارش‌های امان‌پور از بالکان باعث شد که در سال ۱۹۹۴ جایزه امی دو جایزه جورج فاستر پیبادی، دو جایزه جورج پولک و جایزه شجاعت در گزارشگری دریافت کند. در دسامبر ۱۹۹۲، هنگام آغاز عملیات نیروهای آمریکا در سومالی، امان‌پور برای مدت کوتاهی به سومالی رفت تا از موگادیشو به‌طور زنده گزارش کند.

گفته می‌شود امان‌پور بالاترین دستمزد را در میان خبرنگاران جهان دارد. گزارش‌های او تضمین کنندهٔ اهمیت یک خبر است. بسیاری از درها که به روی خبرنگاران دیگر بسته است به روی او گشوده می‌شود. امان‌پور مصاحبه‌های بسیاری انجام داده‌است که از آن جمله می‌توان به مصاحبه با ژاک شیراک ۲۰۰۳ (قبل از جنگ عراق)، محمود عباس ۲۰۰۳، ملک عبدالله ۱۹۹۹، پرویز مشرف ۲۰۰۱، یاسر عرفات ۲۰۰۰ ، محمد خاتمی ۱۹۹۷ ، محمود احمدی نژاد ، حسن روحانی ۲۰۱۳ و مسعود بارزانی ٢٠١۴ اشاره کرد.

او به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و فارسی مسلط است.

کریستین امان‌پور فرزند محمد امان‌پور مدیر هواپیمایی ایرانی و همسر بریتانیایی او پاتریشیا است. خانوادهٔ وی اندکی پس از تولد او از لندن به تهران نقل مکان کردند. کریستین تحصیلات خود را تا سن یازده سالگی در ایران و پس از آن تا پایان دوره دبیرستان در بریتانیا انجام داد. سپس به دانشگاه رودآیلند در آمریکا رفت و تحصیل خود را در رشته روزنامه‌نگاری در در سال ۱۹۸۳ به پایان رساند.

او در سال ۱۹۹۸ با جیمز روبین که در آن زمان سخنگوی دولت آمریکا بود، ازدواج کرد. در سال ۲۰۰۰ فرزند آنها «داریوش جان روبین» (Darius John Rubin) بدنیا آمد.

_ویکیپدیا

زندگانی ابن رسته

اِبْن‌ِ رُسْته‌، ابوعلى‌ احمد بن‌ عمرِ رسته‌، جغرافى‌دان‌ و مؤلف‌ کتاب‌ الاعلاق‌ النفیسه. برخى‌ نام‌ او را با تردید محمد نیز نوشته‌اند ( بستانى‌). سوسه‌ (ص‌ ۱۰۰) نام‌ پدر او را محمد بن‌ اسحاق‌ آورده‌، اما غنیم‌ (ص‌ ۸) به‌ استناد نوشته روی‌ جلد نسخه‌ای‌ از کتاب‌ ابن‌ رسته‌ نام‌ پدر او را عمر بن‌ عمر ذکر کرده‌ است‌. خوولسون‌۱ خاورشناس‌ روس‌ نام‌ او به‌ صورت‌ ابن‌ دسته‌ خوانده‌ بوده‌ که‌ چند سال‌ نیز مورد قبول‌ واقع‌ شد (کراچکوفسکى‌، )، IV/159 ولى‌ بعدها به‌ تدریج‌ این‌ شبهه‌ بر طرف‌ شد.

از تاریخ‌ ولادت‌، درگذشت‌ و محل‌ وفات‌ ابن‌ رسته‌ اطلاعى‌ در دست‌ نیست‌، تنها مى‌دانیم‌ که‌ زادگاهش‌ اصفهان‌ بوده‌ و مدتى‌ از عمر خود را در آن‌ دیار به‌ سر برده‌ است‌ (همانجا). خود او ضمن‌ وصف‌ اصفهان‌ مى‌نویسد که‌ از مردم‌ آن‌ دیار است‌ (ص‌ ۱۵۱). ابن‌ رسته‌ در ۲۹۰ق‌/۹۰۳م‌ در موسم‌ حج‌ در مکه‌ بوده‌ و مطالبى‌ راجع‌ به‌ کتیبه‌های‌ مسجدالنبى‌ و درهای‌ آن‌ در کتاب‌ خود آورده‌ است‌ (همو، ۷۳، ۷۵). در مورد سال‌ درگذشت‌ ابن‌ رسته‌ اختلاف‌ نظر وجود دارد. بعضى‌ آن‌ را ۲۹۰ق‌ (سرکیس‌، ۱۰۹) و برخى‌ سال‌ پیش‌ از آن‌ (حمیده‌، ۱۱۶) و بعضى‌ دیگر (فاخوری‌، ۳۶۵) ۲۹۱ق‌ نوشته‌اند. نالینو تاریخ‌ درگذشت‌ او را میان‌ سالهای‌ ۲۹۰ و ۳۰۰ق‌ دانسته‌ است‌ (ص‌ ۱۸۳).

هر چند که بسیاری از نوشتارهای ایرانیان در زمینه دانش کیهان و زمین در گذر زمان از بین رفته و یا نسخه‌های خطی و فرسوده آن در گوشه کتابخانه‌ها در انتظار نابودی همیشگی هستند؛ اما همواره برخی از تاریخ‌نگاران یا جغرافی‌نویسان، جستارهایی از آنها را در آثار خود باز آورده‌اند. یکی از مهم‌ترین چنین آثاری، کتاب گرانقدر و بی‌نظیر «اعلاق‌النفیسه» نوشته «ابن‌رسته اصفهانی» است. از تولد، زندگانی و مرگ ابن‌رسته آگاهی چندانی در دست نیست و زمان نگارش اعلاق‌النفیسه را به اواخر سده سوم هجری و یا اوایل سده چهارم منسوب می‌دارند. از همین رو این کتاب یکی از کهن‌ترین منابع موجود در این زمینه دانسته می‌شود.

اعلاق‌النفیسه در اصل فرهنگنامه‌ای هفت جلدی بوده است که تنها آخرین جلد آن که در زمینه نجوم و جغرافیاست تا به امروز باقی مانده است. ابن‌رسته تحت تأثیر و آموزش‌های فرغانی، ابومعشر و جیهانی بوده و برخی (همچون کراچکوفسکی) بر این باورند که او استاد کیهان‌نگاری قزوینی نیز بوده است.

متن اصلی این کتاب برای نخستین بار به کوشش آ. و. جوینبول به سال ۱۸۶۹ میلادی در هلند منتشر شد و پس از ترجمه فرانسه آن در سال ۱۹۵۵ توسط گاستون ویت، حیرت جهانیان را فراهم آورد و پس از آن بارها به زبان‌های گوناگون ترجمه و منتشر شد. کراچکوفسکی نیز در «مجموعه نوشته‌های جغرافیایی» (به روسی) به شرح و روشنگری‌های فراوانی در این باره می‌پردازد. جالب است که اعلاق‌النفیسه علیرغم شهرت جهانی آن، در میهن خود کاملاً ناشناخته بود و هنوز هم تاحدودی هست. خوشبختانه این کتاب گرانقدر ابن‌رسته به کوشش دکتر حسین قره‌چانلو در ایران نیز منتشر شده است (امیرکبیر، ۱۳۶۵).

ابن‌رسته آگاهی‌های زمان خود در زمینه شکل زمین، فاصله اجرام آسمانی از زمین و تناوب فاصله آنها، اندازه‌گیری میل محور زمین، حرکات کره زمین و بسیاری آگاهی‌های دیگر را باز می‌آورد. او محاسبه میل محور زمین در سده سوم هجری را ۲۳ درجه و ۳۳ دقیقه آورده است که با داده‌های دانش امروزی، تنها ۴ دقیقه با میل زمین در آنزمان (۲۳ درجه و ۳۷ دقیقه)، اختلاف دارد. در حالیکه در همان زمان، میل زمین در نزد اروپاییان ۲۴ درجه کامل دانسته می‌شد. همین اندازه‌گیری، معاصران ابن‌رسته را بر این گمان درست می‌راند که در عرض‌های جغرافیایی بالاتر از ۶۶ درجه و اندی، شب کامل و روز کامل حکمفرماست.

او همچون روایت بیرونی از ابوسعید سجزی، به نقل باورهای موجود زمان خود در زمینه حرکت انتقالی کره زمین به گرد خورشید می‌پردازد: «گردشی که از ستارگان بنظر می‌رسد، در واقع حرکت زمین است، نه فلک خورشید». او همچنین به وضوح حرکت وضعی کره زمین به گرد خود را اینگونه بازگو می‌کند: «زمین مانند زرده است در میان تخم مرغ و بر محور دو قطب خود می‌گردد. قطبی در شمال و قطبی در جنوب. زمین در هر شبانروز یکبار بر دو قطب خود می‌گردد». ابن رسته پرسشی را پاسخ می‌گوید که هنوز هم پرسیده می‌شود و هنوز هم دانشمندان به همانگونه آنرا پاسخ می‌دهند: «بزرگی خورشید و ماه در افق، تنها بخاطر خطای دید ناشی از بخار و غبار و طولانی‌تر شدن مسیر پرتوهای ماه و خورشید است».

با اینکه آگاهی از کرویت زمین به زمان‌های بسیار دورتری باز می‌گردد و در بخش‌های گوناگونی از اوستا از زمین با صفت «سکَرِنَه» (گوی‌پیکر/ کروی) یاد شده، اما ابن‌رسته دلایل دیگری نیز برای کرویت زمین نقل می‌کند. او علاوه بر تفاوت زمان طلوع و غروب خورشید، تفاوت زمان خورشیدگرفتگی و ماه‌گرفتگی را بعنوان دلیلی برای قوس عرضی زمین و تغییر ارتفاع ستاره قطبی را یکی از دلایل قوس طولی زمین و در نتیجه کرویت آن باز می‌شمارد.

ابن‌رسته زمین را «کوچکترین همه ستارگان» و بزرگتر از برخی سیاره‌ها می‌داند. او جرم عطارد را یک بیست و دوم زمین می‌داند که با آگاهی امروزی که یک نوزدهم زمین دانسته شده است، به نحو چشمگیری نزدیکی دارد. او همچو دانش امروزی، قطر زمین را ۵/۳ برابر قطر کره ماه می‌داند و فاصله آن تا زمین را ۲۴۵.۰۰۰ میل (۴۵۰.۰۰۰ کیلومتر) ثبت می‌کند که با آگاهی امروزی تنها ۱۰ درصد اختلاف دارد. او از فاصله تناوبی سیاره‌ها با زمین یاد می‌کند و ضمن اینکه دانسته می‌شود پیشینیان ما از چنین تغییراتی در فاصله سیاره‌ها از زمین آگاهی داشته‌اند، گاه دقت آنان نیز چشمگیر می‌شود. برای نمونه او بیشترین فاصله مریخ تا زمین را شصت میلیون کیلومتر می‌داند که برابر است با کمترین فاصله مریخ تا زمین بر مبنای اندازه‌گیری‌های امروزی. او همچنین بیشترین فاصله مشتری تا زمین را یک و نیم برابر کمترین فاصله آن می‌داند. نسبتی که دانش امروزی آنرا تأیید کرده است.

ابن‌رسته از ثبت محاسبات مربوط به قطر و محیط کره زمین نیز غافل نمانده است و اندازه‌گیری‌ ثبت شده او، قطری در حدود ۴۰.۰۰۰ کیلومتر و در نتیجه محیطی ۱۲۰.۰۰۰ کیلومتری را بدست می‌دهد.

اعلاق‌النفیسه، علاوه بر آگاهی‌های نجومی و زمین‌پیمایی (ژئودزی)، اطلاعات مفید دیگری نیز در اختیار ما می‌گذارد: در این کتاب نام خلیج فارس نه تنها برای دریای فعلی، که برای دریای عمان نیز بکار رفته است: «اول خلیج فارس در مصب دجله و آخر آن مکران است در اول هند». ابن‌رسته همچنین نقل می‌کند نخستین کسی که به زبان عربی نوشت، یکی از اهالی شهر انبار بود.

_جورج سارتون. مقدمه بر تاریخ علم. ترجمهٔ غلامحسین صدری افشار. شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. صفحه ۶۲۳.

زندگانی سیبویه شیرازی

ابوبشر عمرو بن عثمان معروف به سیبویه شیرازی از دانشمندان ایرانی صرف و نحو زبان عربی است که آرامگاهش در شهر شیراز است.

معنی نام او «منسوب به سیب» است. بسیاری از نام‌های ایرانی پیش از اسلام و اوایل دوره اسلامی به پسوند نسبی ویه ختم می‌شد همچون «دادویه»، «زادویه» و غیره. عربها و به تبع آنها غربیان نام سیبویه را به صورت سیبَوَیهی (Sibawayh) تلفظ می‌کنند. سیبویه، نامش عمروبن عثمان بن قنبر و کنیه‌اش ابوالبشر و از بردگان بنی حارث بن کعب بود. فیروزآبادی مؤلف قاموس درباره معنای نام او می‌گوید: سیبویه یعنی بوی سیب

ابوبشر سیبویه فرزند عمرو بن عثمان (۱۴۰ هـ / ۷۶۰ م-۱۸۰ هـ / ۷۹۶ م)، مشهور به سیبویه.

نام کامل وی: أبو بشر عمرو بن عثمان بن قنبر البصری. وی از موالی بنی الحارث بن کعب و سپس از موالی آل الربیع بن زیاد الحراثی بود.

سیبویه در بیضای فارس تولد یافت و در بصره نشو و نما کرد. پس از آن که در نحو استادی بی همتا شد به نزد یحیی بن خالد برمکی به بغداد رفت.

وی علاوه بر این‌که از خلیل درس می‌گرفت نزد استادان دیگری مانند عیسی بن عمر و یونس به شاگردی نشست و لغت را هم از ابو خطاب اخفش فرا گرفت. آنگاه به تألیف کتابی در نحو پرداخت که ابن ندیم درباره آن می‌نویسد: نه پیش از وی کسی مانند آن را تألیف نموده و نه بعد از او کسی تألیف خواهد کرد.

زندگی:

سیبویه به سال (۱۴۰) هجری قمری در شهر بیضا در شهرستان سپیدان امروزی از توابع فارس زاده شد، در سن ۱۴ سالگی برای تحصیل علم رهسپار بصره شد، چنانکه در آن دوران بغداد مرکز علم ودانش بود. و در آنجا یکی از برجسته‌ترین علماء علم اللغه شد.

وی از علمای اعظم نحو و علوم عرب و از فلاسفه بنام است، «الکتاب» اوّلین کتاب حاوی صرف و نحو و از منابع و مأخذ قابل اطمینان است.

ایشان نزد یکی از بزرگ‌ترین استادان علوم صرف ونحو در آن دوران خلیل فراهیدی کسب علم نموده‌است.

اهمیت تاریخی سیبویه از آن جهت است که نخستین فردی بود که برای زبان عربی صرف و نحو نوشت و صداها را در این زبان مشخص ساخت. بنابراین، علامات ضمه، فتحه، کسره و تنوین‌ها اختراع و کار سیبویه ایرانی است. وی با این عمل عنوان «سیبویه نحوی» را به خود اختصاص داد. بدون کاری که سیبویه کرد و در آن زمان یک شاهکار بود، پیشرفت زبان عربی میسر نبود و استحکام این زبان به این صورت باقی نمی‌ماند. به این ترتیب، این ایرانیان بودند که برای اعراب دستور زبان (صرف و نحو) نوشتند.

طبق نوشته روزنگارهای بین‌المللی، «سیبویهSibavayh» زبان‌شناس معروف ایرانی در نخستین هفته ژانویه سال ۷۹۳ میلادی در شیراز درگذشت. بنا به روایتی، وی در سال ۱۸۰، در سن چهل سالگی درگذشت و در گورستان باهلیه مدفون شد. اینک بر قبر او سنگ سیاهی است که در دکانی در دروازه کازرون قرار دارد و به سنگ سیاه معروف است. یک مزار دیگر نیز درشهر قدیمی سیراف که اکنون بندر طاهری نامیده می‌شود واقع در عسلویه استان بوشهر وجود دارد که بنام مزار این دانشمند معروف است.

عده‌ای بر این باورند که اگر سیبویه ایرانی برای زبان عرب صرف و نحو (گرامر) ننوشته بود این زبان در نوشتار همانند لهجه (گویش) یکنواخت بودن خود را از دست می‌داد.

سیبویه هنگام که عزم سفر به خراسان نموده بودن در عرض راه بیمار می‌شود، ودر سال (۱۸۰هـ/ ۷۹۶م) در عمر ۴۰ سالگی در شهر شیراز دار فانی را وداع گفته وبه جوار رحمت حق پیوست است.

_الحموی، یاقوت، ابوعبدالله، (معجم البلدان) ، دارالکتب العلمیه، بیروت، لبنان، جلد سوم، چاپ سال ۱۹۹۰ مبلادی به (عربی).
_وفیات الأعیان.
_«سیبویه: دستورنویس و زبان‌شناس»، محمد دبیرمقدم، مجله دستور، شماره شش، اسفند ۱۳۸۹

زندگانی فیروز نادری

فیروز نادری در ۵ فروردین ۱۳۲۵ در شیراز به دنیا آمد. وی تحصیلات متوسطه خود را در ایران به اتمام رساند و پس از آن به ایالات متحدهٔ آمریکا مهاجرت کرد و تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مهندسی برق پی گرفت. وی دورهٔ کارشناسی خود را در دانشگاه ایالتی آیووا و کارشناسی ارشد و دکترای خود را در سال‌های ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶ در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به اتمام رساند.

نادری، پس از پایان تحصیل به ایران بازگشت و ضمن گذراندن خدمت سربازی، مدتی در مرکز سنجش از دور ایران فعالیت کرد. وی در مدت همکاری خود با ناسا مشاغل فنی و مدیریتی متعددی را در زمینه ماهواره‌های مخابراتی متحرک، رادارهای سنجش از دور، رصدخانه‌های تحقیقاتی اختر فیزیک، اکتشاف مریخ و سایر اجرام منظومه شمسی برعهده داشت. نادری از سال ۱۹۹۶ مدیر برنامه منشأ حیات ناسا بود. وی در سال ۱۹۷۶ به JPL پیوست و به عنوان مدیر آزمایش‌ها پروازی علوم فضا و مدیر طرح تفرق‌سنج (Scatterometer) ناسا به کار پرداخت. علاوه بر اینها وی در مرکز مدیریت ناسا، سرپرستی برنامه فناوری ارتباطات پیشرفته ماهواره‌ای را بر عهده داشت و در JPL نیز مدیر برنامه ماهواره‌های متحرک بود. وی از سال ۲۰۰۰ نیز مدیریت برنامه تازه تأسیس برنامه مریخ را بر عهده گرفت. وظیفه مرکز برنامه مریخ آن است که تمام تحقیقات مربوط به مریخ را هدایت و برنامه‌ریزی کند. وی، در فروردین ماه ۱۳۷۹ به سمت مدیر پروژه‌های اکتشاف مریخ منصوب شد. در پی موفقیت کاوشگرهای مریخ، نادری به سمت معاون و مدیر ارشد برنامه‌ریزی مرکز JPL (آزمایشگاه پیشرانش جت)، از مهمترین مراکز فضایی ناسا منصوب شد و در سمت جدید به عنوان مسئول طراحی برنامه‌ها و راهبردهای مرکز، تجاربش در ماموریت‌های مریخ را در مطالعه سایر بخش‌های جهان از زمین تا کهکشان‌های دور به کار بسته‌است. وی همچنین مسئولیت طراحی چشم‌انداز راهبردی پنج تا ۲۰ ساله JPL را برعهده دارد. وی در سال ۲۰۱۱ به سمت مدیر پژوهش‌های روباتیک منظومه خورشیدی منصوب گشته‌است.
او در مصاحبه با برنامه پارازیت به این سؤال که نظرش دربارهٔ تئوری استیون هاوکینگ دربارهٔ عدم وجود خدا چیست پاسخ داد که به هیچ نوع دین و مذهب اعتقاد ندارد، خدا برایش از دین مجزاست و اندیشه سپیریچوال دارد.

کاوشگرهای مریخ

معروفیت نادری بیشتر به خاطر ۲ کاوشگر مریخ یعنی روح و فرصت بوده‌است که با مدیریت او اطلاعات زیادی از جمله امید بیشتر به وجود حیات در مریخ را به بشر داد. او، فروردین ماه ۱۳۷۹ در شرایطی که چندین مأموریت متوالی سازمان فضایی ناسا در پرتاب فضاپیما به سوی مریخ با شکست مواجه شده بود، به مدیریت برنامه‌های اکتشافات مریخ منصوب شد و توانست در طی ۴ سال، ۳ مأموریت مهم از جمله پرتاب ۲ کاوشگر مریخ‌نورد «روح» و «فرصت» را با موفقیت به انجام رساند. دریافت بالاترین نشان سازمان فضایی ناسا در بهمن ماه گذشته و انتخاب وی به عنوان موثرترین فرد ایالات متحده در سال قبل از دیگر افتخارات او است.

جوایز و افتخارات

همکار از مؤسسهٔ هوانوردی و فضانوردی آمریکا (AIAA)
دریافت جایزهٔ دوم ویلیام راندولف لاولیس از جامعهٔ فضانوردی آمریکا (۲۰۱۰)
دریافت مدال افتخارِ جزیرهٔ اِلیس (۲۰۰۵)
برندهٔ جایزهٔ لیبرال (۲۰۰۴)
مدال رهبری برجستهٔ ناسا
مدال خدمات برجستهٔ ناسا
ناسا در سال ۲۰۱۶ نام فیروز نادری را به افتخار بازنشستگی‌اش بر روی یکی از سیارک‌های منظومهٔ شمسی گذاشت. پیشتر، این سیارک با نام (۵۵۱۵) EL1 1989‎ خوانده می‌شد. اکنون نام آن Naderi است.

اسکار ۲۰۱۷

پس از انصراف اصغر فرهادی کارگردان فیلم فروشنده از حضور در مراسم اسکار ۲۰۱۷ -که در اعتراض به فرمان اجرایی ۱۳۷۶۹ مبنی بر جلوگیری از ورود شهروندان هفت کشور از جمله ایران به خاک آمریکا صورت گرفت- وی انوشه انصاری و فیروز نادری را به‌عنوان نمایندگانش برای حضور در مراسم اُسکار معرفی کرد. در این مراسم، فیلم فروشنده توانست جایزهٔ اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان را به‌دست‌آورد و در پی آن، انوشه انصاری و فیروز نادری، جایزهٔ اُسکار را به جانشینی از سوی اصغر فرهادی دریافت کردند. در این مراسم متن سخنان اصغر فرهادی در غیاب او توسط انوشه انصاری خوانده شد.

-ویکیپدیا