زندگانی محمد بن جریر طبری

ابوجعفر محمد بن ‌جریر بن ‌کثیر بن غالب طبری آملی(۳۱۰-۲۲۴ قمری)، تاریخ‌نگار، حدیث‌شناس، فقیه و تفسیر کننده‌ی قرآن، در آمل از شهرهای طبرستان (مازندران) به دنیا آمد. کتاب تاریخ طبری، شرح زندگی بشر از خلقت آدم تا زمان نگارنده‌ی آن است. او نخستین کسی است در جهان اسلام که تاریخ را از سیره نویسی به تاریخ عمومی کشانید. جامع‌البیان عن تاویل القرآن، نخستین تفسیر قرآن است که به همه‌ی آیه‌ها می‌پردازد. از این رو برخی از آن با نام تفسیر کبیر یاد می‌کنند و طبری را پدر تفسیر می‌خوانند.

زندگی‌نامه

ابوجعفر محمدبن جریر بن کثیر بن غالب طبری در آمل از شهرهای طبرستان(مازندران) به دنیا آمد. تا دوازده سالگی مقدمات علوم زمان را در زادگاهش فرا گرفت. خود او در این باره می‌گوید:”در هفت سالگی قرآن را حفظ کردم، در هشت سالگی برای مردم نماز گزاردم و در ۹ سالگی پاره‌ای از احادیث را نگاشتم.” سپس می‌افزاید که به خاطر رویایی که به سراغ پدرش آمده بود، پدر از دوران خردسالی به تحصیل او در علوم دین اهتمام نشان داده است و بنابراین از ۱۲ سالگی به تشویق پدر به ری رفت.

در آن زمان شهر ری یکی از بزرگ‌ترین شهرهای ایران و از نظر آموزش علوم زمان سرآمد شهرهای دیگر بود. در ری از محمد بن حمید رازی حدیث فرا گرفت و مغازی(تاریخ جنگ‌های پیامبر) را از محمد بن اسحاق واقدی آموخت. سپس رهسپار بغداد شد و زمانی به آن شهر رسید که چند روزی از مرگ احمد بن حنبل می‌گذشت. طبری از بغداد به واسط، شهری در میان بصره و کوفه، رفت و علم حدیث را تا جایی که توانست فرا گرفت. از آن پس او به عنوان یک فقیه بر اساس مذهب شافعی فتوی می‌داد.

محمد بن جریر پس از مدتی میان‌رودان(بین النهرین) را ترک کرد و برای آشنایی با اصحاب رأی عازم مصر شد. او در این سفر از راه شام و بیروت گذشت و در ۲۵۳ قمری هنگام حکومت احمد بن طولون به مصر وارد شد و سه سال در آن دیار ماند و در شهر فسطاط مصر نزد پاره‌ای از دانشمندان آن دیار شاگردی کرد.

طبری طی سفرهای بسیار خود بیش‌تر سفرنامه‌هایی را که حاوی تاریخ و جغرافیای پیش از زمان خود بود، مطالعه کرد. هم‌چنین، طی آن سفرها سیره نویسان گوناگونی را در جهان اسلام دیدار کرد و اطلاعات زیادی از آن‌ها به دست آورد. او پس از زندگی سه ساله در مصر از راه شام به بغداد بازگشت و پس از زمان کوتاهی برای دیدار از وطنش راهی طبرستان شد و در سال ۲۹۰ قمری به آمل آمد. طبری پس از آن که محیط آمل را برای ادامه‌ی تحصیل خود مساعد ندید به بغداد بازگشت و در محله‌ی رحیه‌ یعقوب اقامت نمود و مطالعات خود را ادامه داد.

طبری در بغداد ضمن آن که دانش خود را در فقه، تاریخ، حدیث تکمیل می‌کرد، شاگردانی نیز تربیت نمود و ‌زمانی که در محله‌ی قنطره البردان بغداد زندگی می‌کرد، نگارش تاریخ خود را با نام “تاریخ الرسل و الملوک و اخبارهم و من کان فی زمن کل واحد منهم” که با نام تاریخ طبری شناخته می‌شود، به زبان عربی آغاز کرد. او که روزانه چهل برگه از تاریخ خود را گردآوری‌آوری می‌کرد، نزدیک چهل سال به نوشتن تاریخ طبری پرداخت. به این ترتیب که از ۴۸ سالگی شروع به گرد‌آوری نسخه‌های پراکنده سفرنامه‌ها نمود و از ۶۵ سالگی به طور مستمر در بغداد یادداشت‌های پراکنده خود را به مدت ۲۳ سال تنظیم کرد تا آن که پیش از مرگش آن را به پایان رساند.

طبری در کنار تنظیم تاریخ خود، به خواهش المکتفی، خلیفه‌ی عباسی، کتابی درزمینه‌ی وقف نوشت که در بر گیرنده‌ی نظر همه‌ی دانشمندان و فقیهان مسلمان تا آن زمان بود. هم‌چنین، کتابی به نام الفضایل نوشت که دربردارنده‌ی زندگی خلفای راشدین و اثبات و درستی حدیث غدیر بود و آن را با ذکر فضایل حضرت علی (ع) به پایان رساند. او طی آن سال‌ها کتاب  جامع البیان عن تاویل القرآن را نیز در تفسیر قرآن نوشت.

طبری در سن ۸۸ سالگی در خانه مسکونی خویش در روز یک شنبه دو روز مانده از شوال سال ۳۱۰ قمری در بغداد درگذشت و در همان جا به خاک سپرده شد.

سال‌شمار زندگی

۲۲۴ قمری: در آمل به دنیا آمد.

۲۳۱ قمری: قرآن را به طور کامل حفظ کرد.

۲۳۲ قمری: پیش‌نماز مردم آمل شد.

۲۳۳ قمری: نگارش حدیث را آغاز کرد.

۲۳۶ قمری: فراگیری علوم دینی را در شهر ری نزد محمد بن حمید رازی و مثنی بن ابراهیم ابلی ادامه داد.

۲۴۱ قمری: برای بهره‌گیری از درس ابوعبدالله احمد حنبل به بغداد رفت، اما هنگامی که به آن شهر رسید، احمد حنبل در گذشته بود.

۲۴۲ قمری: به بصره، کوفه و واسط رفت و از درس استادان آن شهرها، از جمله ابوکریب محمد بن علاء همدانی، بهره‌مند شد سپس به بغداد بازگشت.

۲۵۳ قمری: به مصر رفت تا از دانش علمای آن سرزمین بهره‌مند شود. او حدیث‌های زیادی از انس‌بن مالک و شافعی و ابن‌وهب نوشت.

۲۷۰ قمری: نگارش تفسیر خود را به پایان رساند.

۲۹۰ قمری: در ۶۵ سالگی برای دومین‌بار به زادگاه خود در طبرستان بازگشت، اما زمان زیادی در آن‌جا نماند.

 … قمری: بار دیگر به بغداد رفت و نگارش تاریخ بزرگ خود را در آن‌جا به پایان رساند.

۳۱۰ قمری: دو روز مانده از شوال در بغداد درگذشت.

فهرست آثار

۱٫ تاریخ الرسل و الملوک و اخبارهم و من کان فی زمن کل واحد منهم(تاریخ طبری)

۲٫ جامع البیان عن تاویل القرآن(تفسیر طبری)

۳٫ اختلاف العلماء الامصارفی احکام شرائع الاسلام(در نظریه‌های فقهی)

۴٫ اللطیف القول فی احکام شرائع الاسلام(در فقه)

۵٫ الخفیف فی احکام شرائع الاسلام(چکیده‌ی اللطیف)

۶٫ بسیط القول فی احکام شرائع الاسلام(پیرامون نظرهای فقهی خودش)

۷٫ تهذیب الاثار و تفصیل الثابت عن رسول الله(ص) من اخبار(در فقه و حدیث)

۸٫ ادب النفوس الجیده و الاخلاق النفیسه(در اخلاق)

۹٫ فضائل علی ‌بن ‌ابی‌طالب(پیرامون غدیر)

۱۰٫ فضائل ابی‌بکر و عمر

۱۱٫ الرد علی ذی‌الاسفار( در رد نظریه‌های فقهی داود بن علی اصفهانی)

۱۲٫ رساله البصیر فی معالم الدین( در رد مذهب‌های بدعتی)

۱۳٫ صریح السنه(پیرامون باورهای خود)

۱۴٫ المسترشد فی علوم الدین و القراآت

۱۵٫ مختصر مناسک(در حج)

۱۶٫ مختصر الفرائض

۱۷٫ الموجز فی اصول

۱۸٫ عباره‌الرویا(در تعبیر خواب)

۱۹٫ کتاب الوقف

۲۰٫ حدیث الطیر

۲۱٫ طرق الحدیث

۲۲٫ المسند المجرد

۲۳٫ الرد الحرقوصیه( نقد فرقه‌ها)

۲۴٫ الرد ابن عبدالملک علی مالک

۲۵٫ ذیل المذیل(سیره‌ی یاران پیامبر)

۲۶٫ العدد و التنزیل

۲۷٫ ادب القاضی

۲۸٫ تاریخ الرجال من الصحابه و التابعین

۲۹٫ المحاضر و السجلات.

۳۰٫ دلائل النبوه

تاریخ طبری

کتاب تاریخ طبری، شرح زندگی بشر از خلقت آدم تا زمان نگارنده‌ی آن اوست. هدف طبری از نگارش تاریخ ، عرضه‌ی تاریخ جهان از آغاز آفرینش تا زمان خود او بوده است. از دیدگاه او ، سیر رویداهای تاریخ جهان از زمان معینی آغاز شده و به روی‌دادهای زمان زندگی نویسنده انجامیده است. از نظر طبری تاریخ در حکم جریان واحدی است که در آن هر یک از قوم‌ها ، نقش ویژه‌ی خود را بازی کرده اند و عنایت الهی با فرستادن پیامبران و فرستادن کتاب‌های آسمانی با مردم همراه بوده و همه‌ی مردم را در رودخانه‌ای که نامش تاریخ است به سوی مقصدی معلوم که روز رستاخیز است رهنمون می‌شود.

طبری تاریخ اسلام را از آن جهت می‌نویسد که این دین بزرگ سراسر دنیای متمدن آن زمان را فرا گرفته و فرهنگ‌های ایران و روم و پیروان دین‌های گوناگون از مسیحی، بودایی، زرتشتی در برابر آن زانو زده‌اند و پدیده‌ای که نتیجه‌ی آمیزش فرهنگ و تمدن‌های قدیم با مبانی فرهنگ اسلامی است به وجود آمده است.

طبری تاریخ را درس عبرت در دبستان معرفت می‌داند. برای نمونه، هنگامی که سرگذشت خسروپرویز را می‌گوید، به کارها و رفتارهای او می‌پردازد و این که از گذشتگان خود عبرت نگرفته و به چه سرنوشتی دچار شده است. شیوه‌ی او در نگارش تاریخ ، شیوه‌ی محدثان است، یعنی هرگاه مطلبی را از کتابی برداشت کرده است، نام کتاب را به روشنی می‌آورد و سند خودرا نام می‌برد.

تاریخ طبری گنجینه‌ای سرشار از آداب و رسوم قوم‌ها و ملت‌ها نیز هست و از لحلظ بررسی وضعیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در دوران اسلامی از منبع‌های مهم برای اهل پژوهش و مطالعه است. با این حال باید گفت جنبه‌های اعتقادی، انگیزه‌ی اصلی طبری در تدوین تاریخ عمومی او بوده است. از ان رو، تاریخ طبری سرشار از ملاحظه‌های فقیهانه است و پیوسته بر سر آن است که از شرع دفاع کند و با گمراهی به نبرد بپردازد.

طبری نخستین کسی است که تاریخ را از سیره‌ نویسی به تاریخ عمومی کشاند. او وقتی تاریخ الرسل و الملوک را می‌نویسد به طور کامل از اسطوره‌های دوره باستان ایران آغاز می کند، هم چنان که هرودوت دریونان از میتولوژی(اسطوره‌شناسی) آغاز کرد. او تاریخ پیش از اسلام را با اطلاعات سودمندی که از خدای‌نامه و ترجمه‌ی عربی آن، یعنی سیرالملوک الفرس، به دست آورده و به نگارش در آورده است.(خدای‌نامه مجموعه‌ای از گزارش‌های اسطوره‌ای و تاریخی درباره‌ی سرزمین و مردم ایران و پادشاهان فارس تا پایان دوره‌ی ساسانی بوده است).

طبری اسطوره‌های ایران را از کیومرث، که در اوستا از او یاد شده است،  آغاز می‌کند و از او به عنوان نخستین آدم در تاریخ ایران باستان یاد می‌کند. هوشنگ، پهلوان افسانه‌ای را از نخستین پادشاه هفت اقلیم معرفی کرده که به ساختن پرستشگاه برای خداپرستان پرداخته است. از طهمورث دیوبند به عنوان کسی یاد می‌کند که به پرستش خداوند یکتا می‌پرداخته و  پیرو دین حضرت ادریس (ع) بوده است. سپس به تاریخ روم ، قوم یهود ، عرب‌های پیش از اسلام و سیره‌ی نبوی پرداخته است.

طبری چون به تاریخ هجرت پیامبر اکرم (ص) می رسد، شیوه‌ی تاریخ نویسی را به سال‌نگاری(کرونولوژی) تغییر می‌دهد و روی‌دادهای هر سال را از سال‌های دیگر جداگانه نوشته شده‌اند و چون رخدادهای سالی به پایان رسید به پیش آمدهای سال پس از آن می‌پردازد. به همین ترتیب پیش می رود تا به سال ۳۰۲ قمری می‌رسد. در فاصله‌ی بین بیان سیره‌ی نبوی تا سال ۳۰۲ قمری از غزوه‌های پیامبر، روی‌دادهای پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، جنگ‌های جمل و صفین، تاریخ امویان و سرانجام عباسیان را تا زمانی که در‌ان بوده است، می‌نگارد.

ترجمه‌ی تاریخ طبری

هنوز پنجاه سال از درگذشت نگذشته بود که تاریخ الرسل و الملوک او را ابوعلی محمد بن محمد بلعمی، وزیر دانشمند منصور بن نوح سامانی به سال ۳۵۲ قمری با تغییرهایی، از جمله حذف نام راویان و گاه روایت‌های گوناگون، به فارسی درآمد. بلعمی به اندازه‌ای در تاریخ طبری  دخل و تصرف کرده که نخستین ترجمه‌ی تاریخ طبری را از عربی به فارسی، به نام تاریخ بلعمی یاد کرده‌اند. بعدها تاریخ بلعمی به ترکی نیز ترجمه شد.

نخستین اروپایی که با طبری آشنا شد، توماس ارپینیوس(Thomas Erpenius)، خاورشناس هلندی، بود که خلاصه‌ی تاریخ طبری را به زبان لاتین ترجمه و اروپاییان را با “هرودوت عالم اسلام” آشنا کرد.  سپس، در سده‌ی نوزدهم میلادی زوتنبرگ(Zotenberg) تاریخ طبری را به زبان فرانسه در چهار جلد در پاریس به چاپ رساند. نولدکه(Noeldeke) خاورشناس آلمانی نیز بخش ساسانیان تاریخ طبری را به آلمانی ترجمه کرده است.

تفسیر طبری

به گفته‌ی بساری از پژوهشگران علوم دینی، بهترین کتاب‌هایی که در علوم قرآنی، به‌ویژه تفسیر، نوشته شده است دستاورد کوشش‌های دانشمندان و پژوهشگران ایرانی یا کسانی است که به شیوه‌ای با مردمان ایران پیوند داشته و از دانش آنان بهره گرفته‌اند. در این میان، طبری را می‌توان از پیشگامان تفسیر قرآن(و به بیان برخی، پدر تفسیر قرآن) دانست هر چند که خود او کتابش را تفسیر قرآن نام گذاری نکرده و در کتاب تاریخ خود از آن با عنوان جامع البیان عن تاویل القرآن یاد کرده است. با این همه، کتاب او چه در میان نویسندگان پیشین و چه نویسندگان و پژوهشگران کنونی به نام تفسیر طبری شناخته می‌شود.

روش طبری در تفسیر قرآن عبارت است از: بیان نظر علمان پیش از خود، بیان دلیل هر کدام از آن‌ها و گزینش یکی از آن نظرها یا پیشنهاد نظری جدید و دلیل آوردن برای آن. از آن‌جا که او دانشمندی سخت کوش بوده و برای گردآوری حدیث و بهره‌گیری از دانش علمای زمان خود به سرزمین‌های گوناگونی سفر کرده است، از نظر گردآوری نظر عالمان پیش از خود بسیار کامیاب بوده و کار بزرگی انجام داده است. اما به نظر می‌رسد در گزینش نظر درست‌تر چندان درست گام برنداشته است.

آیت‌الله جوادی آملی، که خود از تفسیر کندگان شناخته شده‌ی قرآن است، پیرامون شیوه‌ی تفسیر طبری می‌گوید:”طبری در ترجیح برخی از نظرها یا در ابداع نظری جدید از متن آیه‌های قرآن بهره گرفته است و خود در این باره می‌گوید که کتاب الله یصدق بعضه بعضا، اما در شناخت آیات محکم از متشابه و ارجاع متشابه به محکم و حل اعضال و اشکال آن در پرتو محکم، راه صواب را طی نکرده است، به طوری که گاهی محکم را به متشابه ارجاع داده و در این اصل و فرع شناسی، زمام کار را به حدیث سپرده است، در حالی که اعتبار حدیث خواه دارای معارض باشد و خواه نباشد پس از عرضه بر قرآن کریم بوده و حجیت آن پس از احراز عدم تباین و مخالفت با قرآن خواهد بود. بنابراین، تفسیر طبری همانا تفسیر بماثور و اجتهاد در محور نقل و اعتماد وافر بر حدیث است، گرچه منشاء آن یک صحابی باشد نه معصوم.”

با این همه، تفسیر طبری ویژگی‌های دارد که آن را بر تفسیرهای هم دوران خود و بسیاری از تفسیرهایی که پس از آن نوشته شد، برتری می‌بخشد. تفسیر طبری از جامعیت علمی بالایی برخوردار است، چرا که طبری در کنار گردآوردن روایت‌های مرتبط با آیه‌های قرآن، به جنبه‌های لغوی، نحوی، تاریخی و فقهی آن‌ها نیز پرداخته است. این کتاب کهن‌ترین تفسیر جامعی است که بسیاری از روایت‌های تفسیری پیشین را در خود دارد. طبری روایت‌های مربوط به هر آیه را با نظمی ویژه دسته‌بندی کرده است و  نظر درست‌تر را به دلیل آوردن از میان آن‌ها بر گزیده است. این تفسیر نخستین تفسیر قرآن است که به همه‌ی آیه‌ها پرداخته و از این رو برخی از آن با نام تفسیر کبیر طبری یاد می‌کنند.

طبری در نگاه اندیشمندان 

مسعودی درکتاب مروج الذهب درباره طبری می‌نویسد: “اما تاریخ ابوجعفر محمد بن جریر از همه‌ تاریخ‌ها برتر و بر همه‌ کتاب‌های نوشته شده در تاریخ فزونی دارد، طبری در این تاریخ انواع اخبار را گردآورده و دربردارنده فنون و آثار او مشتمل بر اصناف علوم است. تاریخ طبری کتابی است که فواید آن بسیار است و چرا چنین نباشد، حال آن که مؤلف آن فقیه عصر و عابد زمان خود بوده است.” خطیب بغدادی نیز او را می‌ستاید و در تاریخ بغداد می‌گوید: “طبری در شناخت تاریخ گذشتگان و ایام و اخبار آن‌ها استاد بوده است، مانند کتاب الرسل و الملوک را هیچ کس ننوشته است.”

ملک الشعرای بهار می‌گوید:”اگرچه مورخ‌هایی مانند مسعودی، ابوریحان بیرونی، یعقوبی و ابن‌مسکویه در زمینه‌ تاریخ زحماتی کشیده‌اند، لیکن هیچ یک به قدر محمد بن جریر طبری رنج نبرده و به قدر او اطلاع وافر درباره ساسانیان نداشته است.” این سخن بهار را از آن جا درست می‌دانیم که بیش‌تر علمای تاریخ اسلام، از طبری به عنوان امام المورخین و شیخ المورخین یاد کرده‌اند. اهمیت طبری در سرزمین‌های اسلامی آن اندازه است که از میان دو میلیون کتاب موجود در  کتابخانه‌ی فاطمیون در مصر ، ۱۲۲۰ نسخه‌ی خطی از تاریخ طبری وجود دارد.

با این همه، ابن‌خلدون که تاریخ را به عنوان یک علم به جهانیان معرفی کرد، بر طبری ایرادی اساسی می‌گیرد. او می‌گوید که بیش‌تر تاریخ‌نگاران حتی در جاهایی که با اندکی فکر کردن می‌توان درست را از نادرست بازشناخت، کوتاهی کرده‌اند و تنها به بیان ساده‌ی روایت پرداخته‌اند، هر چند که اطلاعات آن روایت با بزرگ‌نمایی همراه باشد و چندان با عقل سازگار نباشد. برای نمونه، به داستان موسی در تاریخ طبری می‌پردازد که شمار سپاهیان موسی را پیش از وارد شدن به سرزمین مقدس، ۶۰۰ هزار نفر نوشته است. حال آن که بنی‌اسرائیل در اوج نیرومندی اشان در دوران فرمان‌ورایی سلیمان(ع) نمی‌توانستند چنین سپاهی فراهم کنند.

کتاب تفسیر طبری نیز مورد توجه اندیشمندان پیشین و معاصر بوده است. ابن ندیم آن را کتابی معرفی می‌کند در تفسیر که بهتر از آن تا زمان او شناخته نشده است. ابوحامد اسفراینی در عبارتی تمثیلی، سختی سفر کردن به چین را برای یافتن کتاب طبری، ناچیز می‌شمارد. خطیب بغدادی از آن به عنوان اثری بی‌مانند یاد کرده است. قفطی و یاقوت حموی نیز آن را می‌ستایند.  جرجی زیدان، زبان شناس عرب، از تفسیر طبری با نام تفسیر کبیر یاد می‌کند که در مقایسه با تفسیرهای پیشین جایگاهی ویژه دارد.


منبع :

۱٫ شهابی، علی‌اکبر. احوال و آثار محمد بن جریر طبری. انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۳۵

۲٫ طبری، محمد بن جریر. تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک). ترجمه‌ی ابوالقاسم پاینده. انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۲ ، چاپ دوم انتشارات اساطیر، ۱۳۶۵

۳٫ تاریخ طبری ( تاریخ الرسل و الملوک ) با مقدمه ابوالفضل ابراهیم ، ترجمه صادق نشأت تهران ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، ۱۳۵۱

۴٫ بلعمی، ابوعلی. ترجمه تاریخ طبری. با مقدمه و حواشی به اهتمام محمد جواد مشکور. انتشارات خیام، ۱۳۳۷

۵٫ تاریخ بلعمی به تصحیح محمد تقی بهار و محمد پروین گنابادی، تهران وزارت فرهنگ، ۱۳۴۱

۶٫ کشاورز، کریم. هزار سال نثر پارسی( قسمت اول). انتشارات کتاب‌های جیبی، ۱۳۵۵

۷٫ جوادی آملی، عبدالله. ادب نقد. یادنامه‌ی طبری، به مناسبت بزرگداشت یک هزار و یک صدمین سالگرد درگذشت شیخ المورخین ابوجعفر محمد بن جریر طبری. سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۹

۸٫ میرازمحمد، علیرضا. روش تفسیری طبری. یادنامه‌ی طبری، به مناسبت بزرگداشت یک هزار و یک صدمین سالگرد درگذشت شیخ المورخین ابوجعفر محمد بن جریر طبری. سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۹

۹٫ تکمیل همایون، ناصر. جایگاه طبری در تاریخ‌نگاری اسلامی. یادنامه‌ی طبری، به مناسبت بزرگداشت یک هزار و یک صدمین سالگرد درگذشت شیخ المورخین ابوجعفر محمد بن جریر طبری. سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۹

۱۰٫ تدین، مهدی. نقش تاریخ در تفسیر طبری. یادنامه‌ی طبری، به مناسبت بزرگداشت یک هزار و یک صدمین سالگرد درگذشت شیخ المورخین ابوجعفر محمد بن جریر طبری. سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۹

زندگانی زکریای رازی

محمد زکریای رازی

  ابوبکر محمد بن زکریای رازی(۳۱۳-۲۵۱ قمری) بزرگ‌ترین پزشک ایرانی که در زمینه‌ی شیمی، فیزیک و فلسفه نیز پژوهش‌های ارزنده‌ای داشته است. شمار کتاب‌ها و رساله‌های او را بیش از ۲۰۰ نوشته‌اند که دانش‌نامه‌ی پزشکی الحاوی، شناخته شده‌ترین آن‌هاست. کشف الکل و اسید سولفوریک را به او نسبت می‌دهند. ترجمه‌ی کتاب المنصوری او نخستین کتاب پزشکی است که با شیوه‌ی چاپ گوتنبرگی در اروپا چاپ شد. او دانشمندی تجربه‌گرا بود و می‌گفت: تجربه بهتر از علم طب است. او را پیشگام نظریه‌ی ایمنی اکتسابی و بینان‌گذار شیوه‌ی نوی در آموش پزشکی نیز می‌دانند.

  زندگی‌نامه

ابوبکر محمد بن زکریا بن یحیی رازی، در شعبان سال ۲۵۱ قمری برابر با ۸۶۵ میلادی، در شهر ری به دنیا آمد. ری از شهرهای کهن ایران است که نام آن در اوستا نیز آمده است. این شهر در آن روزگار مرکز علم و ادب ایران بود و بزرگان و دانشمندان زیادی از آن شهر برخاستند. مقدسی در کتاب احسن التقاسیم درباره‌ی این شهر نوشته است:”در این شهر مدارس و مجالس علم فراوان است. مذکران آن‌جا فقیه و رؤسای آنان عالم و محتسبشان مشهور و سخنورانشان ادیب هستند.”

از کودکی و نوجوانی رازی چیز زیادی نمی‌دانیم. برخی نوشته‌اند که او در نوجوانی به موسیقی گرایش فراوان داشت و در نواختن نی یا عود بسیار توانا بود. زمانی را نیز به زرگری و صرافی پرداخته است. هم‌چنین، آن گونه که خود در کتاب شکوک علی جالینوس نوشته، به تجربه و آزمایش اکاذیب معزمان، (کسانی که به کارهای عجیب مانند احضار ارواح می‌پردازند) علاقه داشته است. شاید از همین رو بود که به کیمیاگری گرایش پیدا کرد و در جریان کار با مواد شیمیایی و نزدیک شدن به آتش به چشم خود آسیب رساند.

می‌گویند او برای درمان چشم خود به نزد پزشکی رفت و آن پزشک برای درمان او پانصد دینار از او درخواست کرد و او ناچار شد بپردازد. سپس، با خود گفت:”کیمیای واقعی علم طب است نه آن‌که تو بدان مشغولی” و این گونه بود که به پزشکی گرایش پیدا کرد. نخست مفاهیم پایه‌ی فلسفه، ریاضی، اخترشناسی و ادب را در همان ری آموخت. آن‌گاه برای آموزش بیش‌تر به بغداد رفت که به دست ایرانیان بنیان گذاری شده بود و دانشمندان بزرگ آن روزگار در آن‌جا گرد هم آمده‌ بودند.

رازی در بغداد به ریاست بیمارستانی برگزیده شد که بدر، غلام معتضد عباسی، در سده‌ی سوم هجری ساخته بود. برخی گمان می‌کنند که رازی ریاست بیمارستان عضدی را داشته است که به دست عضدالدوله‌ی دیلمی به سال ۳۷۲ بازگشایی شد. اما رازی نزدیک نیم سده پیش از بازگشایی آن بیمارستان از دنیا رفت و به نظر می‌رسد بیمارستانی که غلام معتضد ساخت، طی زمان با بیمارستان عضدی مشتبه شده باشد.

رازی به زودی به جایگاه نخست در پزشکی دست یافت و فرمان‌روایان گوناگون او را به نزد خود می‌خواندند و رازی کتاب‌هایی نیز به نام آن‌ها نوشته است. برای نمونه، زمانی به درخواست ابوصالح منصور بن اسحاق سامانی، به زادگاه خود بازگشت و ریاست بیمارستان ری را پذیرفت. در همین شهر بود که کتاب طب المنصوری را به نام او نوشت که یکی از شناخته شده‌ترین و پرآوازه ترین نوشته‌های او در غرب است. ترجمه‌ی این کتاب، نخستین کتاب پزشکی است که با شیوه‌ی چاپ گوتنبرگی در اروپا چاپ شد.

رازی سال‌های پایانی زندیگ خود را در ری گذراند و دانشجویان زیادی از او درس گرفتند و پزشکان چیره‌دستی شدند. در همان سال‌ها بود که چشمان رازی آب آورد و یکی از شاگردانش از طبرستان برای درمان او آمد و از استاد خود خواست اجازه دهد به درمان او بپردازد. رازی گفت که این کار بر رنج و درد من می‌افزاید، چرا که مرگ من نزدیک به نظر می‌رسد و روا نیست برای بازیافتن بینایی، خود را دچار رنج و سختی سازم. دیری نگذشت که او در پنجم شعبان سال ۳۱۳ قمری در ری از دنیا رفت. او در آن هنگام، اندکی بیش از ۶۰ سال داشت.

شیوه‌ی رازی در پزشکی

رازی در پزشکی بسیار نوآور بود و پیروی کورکورانه از پزشکان پیش از خود را روا نمی‌دانست. او کتابی به نام شکوک نوشته و نظریه‌ها و روش‌های درمانی نادرست جالینوس را بر شمرده است. او بر این باور بود که “تجربه بهتر از علم طب است” و منظور او از علم طب، نوشته‌های پیشینیان است. یادداشت‌ها او که در آن‌ها به دقت فراوان چگونگی وضعیت بیماران و بهبودی آن‌ها را توصیف کرده است، او را یکی از برجسته‌ترین پزشکان بالینی همه‌ی دوران‌ها ساخته است. یکی از آن یاداشت‌ها این گونه است:

“عبدالله بن سواده دچار تب‌های نامنظمی بود که گاه هر روز به وی عارض می‌گشت و زمانی یک روز در میان و گاهی هر چهار روز و شش روز. و پیش از عارض شدن تب، لرز مختصری به او دست می‌داد و به دفعات بسیار بول می‌کرد. من این نظر را ابراز داشتم که این تب‌ها می‌خواهد به تب ربع مبدل شود و یا این است که بیمار زخمی در کلیه دارد. پس از اندکی در بول بیمار چرک ظاهر شد. من به او خبر دادم که دیگر تب باز نخواهد گشت و چنین شد.

تنها چیزی که مانع آن بود که در نخستین بار نظر خود را درباره‌ی این که بیمار زخم کلیه دارد، ابراز کنم این بود که پیش از آن به تب غب و تب‌های دیگر مبتلا بود و گمان می‌رفت که این تب‌های نامنظم از التهاباتی باشد که چون نیرو گیرد به تب ربع مبدل خواهد شد. به علاوه، بیمار به من شکایت نکرده بود که در ناحیه‌ی گرده‌اش سنگینی مانندی دارد که چون بر می‌خیزد آن را احساس می‌کند و من نیز فراموش کرده بودم که دراین باره چیزی از او بپرسم. در واقع می‌بایستی بسیاری بول گمان مرا در زخم کلیه‌ی وی قویتر کند، منتها نمی‌دانستم که پدرش نیز سستی مثانه دارد و از چنین دردی شکایت می‌کند …”

زمانی که در بیمارستان ری پزشک مسوول بود، در حالی که شاگردانش و شاگردان شاگردانش پیرامون او را گرفته بودند، به کار بیمارستان رسیدگی می‌کرد. هر بیماری که به بیمارستان وارد می‌شد، نخست در نزد شاگردان شاگردان معاینه می شد و اگر مساله‌ای برای آن‌ها دشوار می‌آمد، با شاگردان اصلی رازی عرضه می‌شد و اگر آن‌ها نیز در تشخیص بیماری در می‌ماندند، به خود رازی مراجعه می‌کردند. این شیوه‌ی سازمان‌دهی پزشکان از یادگارهای رازی است که هنوز هم در بیمارستان های آموزشی جهان رعایت می‌شود.

هنگامی که می‌خواستند بیمارستان معتضدی بغداد را بسازند، با او برای جای مناسب بیمارستان مشورت کردند. رازی فرمان داد قطعه‌های مساوی از گوشت را در محله‌های گوناگون شهر بیاویزند و آن جایی را برگزینند که قطعه‌ی گوشتن در آن‌جا دیرتر از جاهای دیگر فاسد شده است. رازی در آن بیمارستان بخش ویژه‌ی بیماران روانی بنیان‌ گذاشت و برای هر گروه از بیماران رژیم غذایی مناسب آن‌ها را تعیین کرد.

نوشته‌های رازی

رازی پژوهشگر و نویسنده‌ی پرکاری بوده و خود در این باره در کتاب السیره الفلسفیه چنین نوشته است:”کوشش و پشتکار من در فراگیری دانش به اندازه‌ای بود که به خط تعویذ(خط ریز) بیش از ۲۰ هزار ورقه چیز نوشتم و پانزده سال از عمر خود را شب و روز در تالیف جامع کبیر(همان حاوی) صرف کردم و بر اثر همین کار در نیروی بینایی من سستی پدید آمده و عضله‌ی دستم گرفتار سستی شده و من را از نوشتن محروم ساخته است. با این همه، از جست و جوی دانش باز نمانده‌ام و پیوسته به یاری این و آن می‌خوانم و بر دست ایشان می‌نویسم.”

نخستین فهرست از نوشته‌های رازی را خود او فراهم کرده که ابن‌‌ندیم آن را در الفهرست آورده است. ابن قفطی نیز در کتاب خود با نام اخبار الحکماء، آن فهرست را به نقل از ابن‌ندیم آورده است. سپس، ابوریحان بیرونی کتابی پیرامون نوشته‌های رازی نوشت که پول کراوس، خاورشناس فرانسوی، در سال ۱۹۳۶ آن را با عنوان “رساله ابی‌ریحان فی فهرست کتب محمد بن زکریای رازی” به چاپ رساند. البته، بیرونی فهرست کتاب‌های خود را تا سال ۴۲۷ قمری، که در آن هنگام ۶۵ سال داشت، نیز در این رساله آورده است.

بر پایه‌ی فهرست بیرونی، رازی ۱۸۴ کتاب در موضوع‌های گوناگون نوشته است: پزشکی، ۵۶ کتاب؛ طبیعیات، ۳۳ کتاب؛ منطق، ۷ کتاب؛ ریاضیات و اخترشناسی، ۱۰ کتاب؛ تفسیر و تخلیص کتاب‌های فلسفی و پزشکی دیگران، ۷ کتاب؛ علوم فلسفی و تخمینی، ۱۷ کتاب؛ ماوراءالطبیعه، ۶ کتاب؛ الهیات، ۱۴ کتاب؛ کیمیا، ۲۲ کتاب؛ کفریات، ۲ کتاب و فنون مختلفه، ۱۰ کتاب.

ابن‌ابی اصیبعه، از پزشکان سده‌ی هفتم هجری، در کتاب عیون الانباء فی طبقات الاطباء، ۲۳۸ کتاب برای رازی فهرست کرده است. محمود نجم‌آبادی، پژوهشگر تاریخ علم، با برابر نهادن فهرست بیرونی، ابن‌قفطی، ابن‌ابی اصیبعه و ابن‌ندیم، کتابی به نام مولفات و مصنفات ابوبکر محمد بن زکریای رازی، فراهم آورده است که در سال ۱۳۳۹ از سوی انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد. او دراین کتاب ۲۷۱ کتاب برای رازی برشمرده است. در این جا برخی از مهم‌ترین آثار رازی معرفی می‌شود.

در پزشکی

۱٫ الحاوی یا الجامع الکبیر

الحاوی بزرگ‌ترین دانش‌نامه‌ی پزشکی است که در آن نظریه‌های پزشکان پیش از رازی گردآوری شده است. او در این کتاب نظر پزشکان را بی آن که در آن‌ها تغییری دهد، آورده و هر مطلبی را از هر کجا گرفته، منبع آن را نوشته است. همان گونه که پیش از این گفته شد، رازی برای این کار بزرگ بیش از ۱۵ سال از عمر خود را صرف کرد تا این که بینایی و توان نوشتن را از دست داد و از شاگردانش کمک گرفت. با این همه، سازمان‌دهی نهایی کتاب به دست شاگردان رازی و پس از مرگ استاد انجام شد.

کتاب حاوی در سال ۱۲۹۷ میلادی به درخواست شارل انجو، شاه سیسیل، به کوشش فرج بن سالم به لاتینی ترجمه شد. نخستین چاپ متن لاتین آن در سال ۱۴۸۶ در شهر برسکیا انجام شد و سپس در سال‌های ۱۵۰۵، ۱۵۰۶، ۱۵۰۹ و ۱۵۴۲ در شهر ونیز بار دیگر به چاپ رسید. حاوی یکی از ۹ کتابی بود که کتابخانه‌ی دانشکده‌ی پزشکی پاریس در سال ۱۳۹۵ میلادی در خود داشت.

۲٫ الکناش المنصوری

این کتاب پس از الحاوی مهم‌ترین اثر پزشکی رازی به شمار می‌آید. رازی این کتاب را به نام ابوصالح منصور بن اسحاق بن احمد بن اسد، والی ری، نام نهاده است. او در این کتاب، که به طب منصوری پرآوازه شده، مفاهیم پایه‌ی پزشکی را در ده مقاله آورده است. مقاله‌ی نهم این کتاب، با عنوان”درباره‌ی درمان همه‌ی بیماری‌ها از فرق سر تا نوک پا” بیش‌تر مورد توجه بوده و در اروپا به صورت جداگانه نیز به چاپ رسیده و شرح‌های گوناگونی بر آن نوشته شده است.

طب منصوری را جرارد کرمونیایی در سال ۱۴۸۱ به لاتین ترجمه کرد. ترجمه‌ی لاتینی آن نخست در سال ۱۴۸۴ به چاپ رسید و سپس تا سال ۱۵۱۹، شش بار دیگر در ونیز چاپ شد. چاپ‌های دیگری از آن نیز در سال‌های ۱۵۳۳، ۱۵۴۴ و ۱۵۵۱ در سوئیس و ۱۶۷۴ در اولم فراهم آمد. این کتاب تا پایان سده‌ی نوزدهم میلادی بخشی از برنامه‌ی درسی دانشگاه توبینگن آلمان بود و ریاست دانشگاه مون‌پولیه، در فرانسه، تا سال ۱۵۵۸ هنوز درس خود را از روی این کتاب می‌گفته است.

۳٫ کتاب الجدری و الحصبه

این کتاب کهن‌ترین و مهم‌ترین کتابی است که پیرامون آبله و سرخک نوشته شده است. رازی نخستین پزشکی است که این دو بیماری را دو بیماری جداگانه دانسته و شیوه‌ی نگارش آن به اندازه‌ی با اصول علمی امروزی هم‌خوانی دارد که برخی از پژوهشگران تاریخ پزشکی، از جمله نوبرگر در کتاب تاریخ پزشکی خود، آن را برجسته‌ترین خدمت فرهنگ اسلامی به علم پزشکی دانسته‌اند.

ترجمه‌ی لاتین کتاب آبله و سرخک رازی در سال ۱۵۴۸ در پاریس منتشر شد و ترجمه‌های لاتینی دیگری از‌ آن در سال‌های ۱۴۹۸ و ۱۵۵۵ در ونیز، در سال‌های ۱۵۲۹ و ۱۵۴۴ در سوئیس، در سال ۱۵۴۹ در استراسبورگ، در سال ۱۷۴۹ در لندن و در ۱۷۸۱ در گوتینگن چاپ شد. ترجمه‌ی فرانسوی آن در سال ۱۷۶۲ در پاریس منتشر شد. ترجمه‌ی انگلیسی آن در سال ۱۷۴۷ در لندن انجام شد، اما در سال ۱۸۴۸ منتشر شد. محمود نجم‌آبادی آن را به فارسی ترجمه کرده است.

۴٫ تقاسیم العلل

کتاب تقسیم‌های بیماری‌ها، گونه‌ای فرهنگ پزشکی است که بیماری‌ها و چگونگی درمان آن‌ها چکیده‌وار در آن آمده است. این کتاب را نیز جرالد کرمونیایی به لاتین ترجمه کرده است.

۵٫ من لایحضره الطبیب

چنان‌که از نام این کتاب بر می‌آید، برای کسی نوشته شده است که به پزشک دسترسی ندارد. شیخ صدوق که عنوان این کتاب را پسندیده بود، کتابی با نام من لایحضره الفقیه در فقه شیعی نوشته است.

۶٫ دفع مضار الاغذیه

این کتاب درباره‌ی جلوگیری از زیان غذاهاست و عبدالعلی نائینی آن را به فارسی ترجمه و با عنوان بهداشت غذایی منتشر کرده است.

۷٫ فی محنه الطبیب و کیف ینبغی ان یکون

کتابی در چگونکی آزمایش کردن پزشکان و این که یک پزشک چگونه باید باشد.

۸٫ المرشد

کتاب راهنما که با نام الفصول نیز شناخته می‌شود، چکیده‌ی دانش پزشکی است.

۹٫ الادویه المسهله الموجود فی کل مکان

این کتاب پیرامون داروهای آسان‌یافتنی است که در هر جایی وجود دارند.

۱۰٫ القرابازین

رازی دو کتاب با این نام دارد که یکی کبیر(بزرگ) و دیگری صغیر(کوچک) نامیده می‌شود. این کتاب‌ها پیرامون داروهایی هستندکه پزشکان باید با آن‌ها آشنا باشند.

دیگر کتاب‌های برجسته‌ی رازی در پزشکی عبارتند از: اطمعه المرضی(غذای بیماران)، برء‌الساعه(فوریت‌های پزشکی)؛ کتابه فی تولد الحصاه(کتاب او در پدید آمدن سنگ‌‌ریزه)، کتابه فی القولنج(کتاب او در درد رودکان)، کتابه فی النقرس و اوجاع المفاصل(کتاب او در درد پا و مفصل‌ها)، الطب الملوکی(پزشکی شاهانه)، فی العله التی صارالخریف ممرضا(در چرایی آن‌که پاییز بیماری‌آور است)، فی العله التی تحدث الورم و الزکام فی رووس الناس وقت الورد(در علت آن که ورم و زکام در سر مردم هنگام گل سرخ عارض می‌گردد)، تقدیم الفاکهه قبل الطعام و تاخیر منه(خوردن میوه پیش از غذا و پس از آن)، فی عله التی لها ینجح جهال الاطباء و العوام و انساء اکثر من العلماء(در علت آن که طبیبان نادان و عامه‌ی مردم و زنان، بیش از طبیبان دانشمند توفیق می‌یابند) و … .

دستاوردهای علمی رازی

۱٫ بحث علمی پیرامون ایمنی اکتسابی

در سال ۱۷۹۷ میلادی، ادوارد جنر، پزشک انگلیسی، دریافت دخترانی که شیرگاوهای مبتلا به آبله‌ی گاوی را می‌دوشند، نسبت به آبله انسانی(آبله مرغان) ایمن هستند. جنر بر پایه‌ی این مشاهده و چند آزمایشی که انجام داد، مفهوم ایمنی اکتسابی(به دست آوردنی) را مطرح کرد. اما نزدیک ۹۰۰ سال پیش از جنر، محمد زکریای رازی، برای نخستین بار آبله مرغان را به صورت علمی توصیف کرد. او در کتاب الجدری و الحصبه خود نوشته است که این بیماری از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود، اما اگر کسی از این بیماری جان سالم به در برد، بار دیگر به این بیماری دچار نمی‌شود.

۲٫ بحث علمی پیرامون ایمنی اکتسابی

…….(کامل نیست)

رازی در نگاه اندیشمندان

…….(کامل نیست)


منبع:

۱٫ مصاحب، غلامحسین. دایره‌المعارف فارسی(مقاله‌ی رازی). انتشارات فرانکلین، چاپ اول ۱۳۴۵

۲٫ محقق، مهدی. فیلسوف ری، محمد بن زکریای رازی. نشر نی، چاپ سوم، ۱۳۶۸

۳٫ بروان، ادوارد. تاریخ طب اسلامی. ترجمه‌ی مسعود رجب‌نیا. انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ ششم، ۱۳۸۳

۴٫ نصر، سید حسین. علم و تمدن در اسلام. ترجمه‌ی احمد آرام. چاپ دوم ترجمه‌ی فارسی ۱۳۵۹

۵٫ هونکه، زیگرید. فرهنگ اسلام در اروپا. ترجمه‌ی مرتضی رهبانی. دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ چهارم ۱۳۷۳

۶٫ سارتن. جرج. مقدمه‌ای بر تاریخ علم. ترجمه‌ی غلامحسین صدری افشار. انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، ۱۳۸۳

۷٫ Barquet Nicolau, Domingo Pere.Smallpox:The Triumph over the Most Terrible of the Ministers of Death. Annals of Internal Medicine,15 Oct 1997 ( متن کامل این مقاله )