زندگانی فیروز نادری

فیروز نادری در ۵ فروردین ۱۳۲۵ در شیراز به دنیا آمد. وی تحصیلات متوسطه خود را در ایران به اتمام رساند و پس از آن به ایالات متحدهٔ آمریکا مهاجرت کرد و تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مهندسی برق پی گرفت. وی دورهٔ کارشناسی خود را در دانشگاه ایالتی آیووا و کارشناسی ارشد و دکترای خود را در سال‌های ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶ در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به اتمام رساند.

نادری، پس از پایان تحصیل به ایران بازگشت و ضمن گذراندن خدمت سربازی، مدتی در مرکز سنجش از دور ایران فعالیت کرد. وی در مدت همکاری خود با ناسا مشاغل فنی و مدیریتی متعددی را در زمینه ماهواره‌های مخابراتی متحرک، رادارهای سنجش از دور، رصدخانه‌های تحقیقاتی اختر فیزیک، اکتشاف مریخ و سایر اجرام منظومه شمسی برعهده داشت. نادری از سال ۱۹۹۶ مدیر برنامه منشأ حیات ناسا بود. وی در سال ۱۹۷۶ به JPL پیوست و به عنوان مدیر آزمایش‌ها پروازی علوم فضا و مدیر طرح تفرق‌سنج (Scatterometer) ناسا به کار پرداخت. علاوه بر اینها وی در مرکز مدیریت ناسا، سرپرستی برنامه فناوری ارتباطات پیشرفته ماهواره‌ای را بر عهده داشت و در JPL نیز مدیر برنامه ماهواره‌های متحرک بود. وی از سال ۲۰۰۰ نیز مدیریت برنامه تازه تأسیس برنامه مریخ را بر عهده گرفت. وظیفه مرکز برنامه مریخ آن است که تمام تحقیقات مربوط به مریخ را هدایت و برنامه‌ریزی کند. وی، در فروردین ماه ۱۳۷۹ به سمت مدیر پروژه‌های اکتشاف مریخ منصوب شد. در پی موفقیت کاوشگرهای مریخ، نادری به سمت معاون و مدیر ارشد برنامه‌ریزی مرکز JPL (آزمایشگاه پیشرانش جت)، از مهمترین مراکز فضایی ناسا منصوب شد و در سمت جدید به عنوان مسئول طراحی برنامه‌ها و راهبردهای مرکز، تجاربش در ماموریت‌های مریخ را در مطالعه سایر بخش‌های جهان از زمین تا کهکشان‌های دور به کار بسته‌است. وی همچنین مسئولیت طراحی چشم‌انداز راهبردی پنج تا ۲۰ ساله JPL را برعهده دارد. وی در سال ۲۰۱۱ به سمت مدیر پژوهش‌های روباتیک منظومه خورشیدی منصوب گشته‌است.
او در مصاحبه با برنامه پارازیت به این سؤال که نظرش دربارهٔ تئوری استیون هاوکینگ دربارهٔ عدم وجود خدا چیست پاسخ داد که به هیچ نوع دین و مذهب اعتقاد ندارد، خدا برایش از دین مجزاست و اندیشه سپیریچوال دارد.

کاوشگرهای مریخ

معروفیت نادری بیشتر به خاطر ۲ کاوشگر مریخ یعنی روح و فرصت بوده‌است که با مدیریت او اطلاعات زیادی از جمله امید بیشتر به وجود حیات در مریخ را به بشر داد. او، فروردین ماه ۱۳۷۹ در شرایطی که چندین مأموریت متوالی سازمان فضایی ناسا در پرتاب فضاپیما به سوی مریخ با شکست مواجه شده بود، به مدیریت برنامه‌های اکتشافات مریخ منصوب شد و توانست در طی ۴ سال، ۳ مأموریت مهم از جمله پرتاب ۲ کاوشگر مریخ‌نورد «روح» و «فرصت» را با موفقیت به انجام رساند. دریافت بالاترین نشان سازمان فضایی ناسا در بهمن ماه گذشته و انتخاب وی به عنوان موثرترین فرد ایالات متحده در سال قبل از دیگر افتخارات او است.

جوایز و افتخارات

همکار از مؤسسهٔ هوانوردی و فضانوردی آمریکا (AIAA)
دریافت جایزهٔ دوم ویلیام راندولف لاولیس از جامعهٔ فضانوردی آمریکا (۲۰۱۰)
دریافت مدال افتخارِ جزیرهٔ اِلیس (۲۰۰۵)
برندهٔ جایزهٔ لیبرال (۲۰۰۴)
مدال رهبری برجستهٔ ناسا
مدال خدمات برجستهٔ ناسا
ناسا در سال ۲۰۱۶ نام فیروز نادری را به افتخار بازنشستگی‌اش بر روی یکی از سیارک‌های منظومهٔ شمسی گذاشت. پیشتر، این سیارک با نام (۵۵۱۵) EL1 1989‎ خوانده می‌شد. اکنون نام آن Naderi است.

اسکار ۲۰۱۷

پس از انصراف اصغر فرهادی کارگردان فیلم فروشنده از حضور در مراسم اسکار ۲۰۱۷ -که در اعتراض به فرمان اجرایی ۱۳۷۶۹ مبنی بر جلوگیری از ورود شهروندان هفت کشور از جمله ایران به خاک آمریکا صورت گرفت- وی انوشه انصاری و فیروز نادری را به‌عنوان نمایندگانش برای حضور در مراسم اُسکار معرفی کرد. در این مراسم، فیلم فروشنده توانست جایزهٔ اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان را به‌دست‌آورد و در پی آن، انوشه انصاری و فیروز نادری، جایزهٔ اُسکار را به جانشینی از سوی اصغر فرهادی دریافت کردند. در این مراسم متن سخنان اصغر فرهادی در غیاب او توسط انوشه انصاری خوانده شد.

-ویکیپدیا

زندگانی مالکوم ایکس

مالکوم ایکس با نام واقعى Malcolm Little در سال ۱۹۲۵ در اوماها از ایالت نبراسکا آمریکا به دنیا آمد.

پدر وی، ارل لتیل، کشیشى جسور و بى پروا و حامى «مارکوس گاروى» رهبر ملى‌گراى سیاهان بود. او به واسطه فعالیت‌هاى گسترده‌اش در کسب حقوق پایمال شده سیاهان بارها از سوى سازمان‌هاى سیاسى وابسته به سفیدپوستان به مرگ تهدید شده بود.

سرانجام در سال ۱۹۲۹ خانه آنها در میشیگان سوزانده و به تلى از خاکستر بدل شد و ۲ سال بعد جسد بى جان ارل لتیل در کنار جاده‌اى در حومه شهر پیدا شد.

با مرگ پدر ، مادر مالکوم دچار افسردگى شدید شد و به موسسه روان درمانى منتقل شد و فرزندانش نیز به پرورشگاه و یتیم خانه‌ رفتند.

مالکوم از همان دوران کودکى باهوش و با پشتکار بود و در سال اول دبیرستان با معدل ممتاز فارغ التحصیل شد.

وقتى در آن دوران به معلمش گفت که آرزوى وکالت را در سر مى پروراند در جواب شنید: «وکالت براى تو آرزوى دست یافتنى نیست، کاکاسیاه.» چندی بعد او علاقه به تحصیل را از دست داد و از مدرسه اخراج شد.

مدتى در «بوستون» بود و به مشاغلى موقتى مشغول شد و سپس به نیویورک نقل مکان کرد و در محله هارلم چندین بار مرتکب اعمال خلاف شد.

او در سال ۱۹۴۲ مسئول هماهنگى چندین باند خلافکار شده بود و در سال ۱۹۴۵ به بوستون بازگشت و یک سال بعد به دست نیروهاى پلیس دستگیر و پس از محاکمه به ۱۰ سال زندان محکوم شد.

در دوران زندان به یاد دوران دبیرستان مجدداً به تحصیل روى آورد و مالکوم این نقطه عطف را حاصل گفت و گویش با برادرش رجینالد که عضو سازمان اسلامى بود مى‌داند.

با آشنایى بیشتر با تعالیم رهبر سازمان ملت اسلامى به نام «الیا محمد» بیش از پیش به این سازمان علاقه‌مند شد و به همین دلیل پسوند نام خانوادگى خود را از «لتیل» که نشان بردگى بود به «ایکس» به نشانه نام قبیله فراموش شده‌اش تغییر داد.

دیرى نپایید که مالکوم به عنوان سخنگوى سازمان ملت اسلامى منصوب شد و به دستور ریاست سازمان مامور ساخت مساجد متعددى در ایالت‌هاى دیترویت، میشیگان و هارلم نیویورک شد.

او در راه نشر پیام‌هاى سازمان ملت اسلامى از روزنامه، رادیو و تلویزیون حداکثر بهره را مى‌برد و موفق شد شمار اعضاى سازمان را از ۵۰۰ نفر در سال ۱۹۵۲ به ۳۰ هزار نفر در سال ۱۹۶۳ افزایش داد.

هدف بلندی که مالکوم ایکس را در زندگی به دنبال خود می‏کشید، چیزی نبود جز مبارزه با برده‏داریِ نُوین در آمریکا.

او می‏خواست به سیاهپوستان بفهماند کسانی که امروز شما را به دلیل پوست سیاهتان از ساده‏ترین حقوق انسانی محروم می‏کنند، هرگز اجازه نخواهند داد آینده‏ای روشن و آباد به استقبالتان بیاید.

مالکوم به سیاهان می‏گفت: زیستن در آمریکا، شما را آمریکایی نمی‏کند. شما باید یاد بگیرید از میوه‏های آمریکایی‏ها لذت ببرید.

او سازمانى به نام «مسجد مسلمان» تاسیس کرد و به مکه سفر کرد. با بازگشت به آمریکا و رنگ و بوى متفاوت سخنرانى هایش ماموران اف بى آى او را در لیست ترور خود قرار دادند.

فوریه ۱۹۶۵ خانه او، در نیویورک بمب گذارى شد اما خوشبختانه اعضاى خانواده به موقع مطلع شده و از محل گریختند.

در ۲۱ فوریه همان سال سه مرد مسلح مالکوم را ۱۵ بار از فاصله نزدیک مورد اصابت گلوله قرار دادند و به کام مرگ فرستادند.

در مراسم خاکسپارى او بیش از ۱۵۰۰ نفر شرکت کردند و پیکر او در قبرستان «فرن کلیف» در نیویورک به خاک سپرده شد.

آزادی قاتل مالکوم ایکس پس از ۴۴ سال حبس:
از جمله کسانی که با او دوست بوده‌اند می‌توان به مارتین لوتر کینگ (رهبر سیاه پوست‌های آمریکا برنده جایزه)، محمد علی کلی (قهرمان مسلمان بوکس جهان)، فیدل کاسترو (رهبر کوبا)، نلسون ماندلا (رهبر سیاه پوستان آفریقای جنوبی)، پادشاه عربستان و افراد بسیار دیگری اشاره کرد.

همسر مالکوم، بتی شباز، پرستار بود که عضو مسلمانان آمریکا شد و سپس با مالکوم ازدواج کرد.
امروزه او به نام خانم دکتر بتی شباز خوانده می‌شود که هنوز هم یکی از مبارزهای بزرگ و رهبران مسلمانان آمریکاست.

_زندگینامهٔ مالکوم ایکس،الکس هیلی، ترجمهٔ غلامحسین کشاورز، انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم ۱۳۷۹، تهران

زندگانی آبراهام لینکلن

آبراهام لینکلن (به انگلیسی: Abraham Lincoln) (زاده ۱۲ فوریهٔ ۱۸۰۹ – درگذشته ۱۵ آوریل ۱۸۶۵) شانزدهمین رئیس‌جمهور ایالات متحدهٔ آمریکا و به عنوان اولین رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا که از حزب جمهوری‌خواه بود.

مقدمه

آبراهام لینکلن به عنوان نخستین رئیس جمهور از حزب جمهوری خواه آمریکا انجام وظیفه نمود. امروز او بدین جهت مشهور است که به تاریخ برده‌داری در آمریکا خاتمه داد و ایالات متحده آمریکا را با نظارت بر مسائل مربوط به جنگ در دوران جنگ داخلی آمریکا پابرجا نگه داشت. او پایه‌گذار خردورزی، آزادی، برابری، دموکراسی و احیاگر اندیشه‌های والای انسانی بود. او همچنین ژنرالها را انتخاب کرد و استراتژی آنها را تایید نمود، افسران ارشد غیر نظامی را برگزید، بر دیپلماسی، عزل و نصب و فعالیتهای حزب نظارت کرد، و از طریق پیام‌ها و سخنرانی‌ها نظرات عموم را جلب نمود. توان بالای او در سخنوری قدرت تأثیر گذاری او را افزایش می‌داد.نطق گتیسبرگ وی تأثیر ماندگاری بر ارزشهای آمریکا داشت.

لینکلن می‌بایست برای حفظ آمریکا برده داری را نابود می‌کرد و این کار را با اعلامیه آزادی بردگان و متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده به انجام رساند. او شخصاً مسئولیت «بازسازی» را به عهده گرفت و در پی این بود که هرچه سریعتر کشور را دوباره یکپارچه سازد. «جمهوریخواهان تندرو» که طرفدار سیاستهای سختگیرانه‌تر بودند با او به مخالفت برخاستند.

توانمندی‌های او را در امر رهبری می‌توان به وضوح در مواردی همچون نخستین عملکرد دیپلماتیک وی در کنترل و اداره ایالت‌های مرزی گرفتار برده‌داری در اوایل جنگ، ناکام ساختن تلاش پارلمان برای سازمان دهی کابینه وی در سال ۱۸۶۲، گفته‌ها و نوشته‌های بسیارش که به بسیج کردن و انگیزه دادن به ناحیه شمال کمک شایانی کردند و فرونشاندن جنجال صلح در انتخابات ریاست جمهوری ۱۸۶۴ آمریکا مشاهده کرد.

کوپرهدز او را به خاطر نقض قانون اساسی، پا را فراتر از قدرت اجرایی خود گذاشتن، اجتناب از سازش و مصالحه در امر برده‌داری، اعلام قانون ازدواج، معوق گذاشتن حکم احضار به دادگاه، دستور بازداشت ۱۸ هزار مخالف من‌جمله مقامات دولتی و ناشران روزنامه‌ها و کشتار صدها هزار مردان جوانی که به عنوان سرباز در جنگ خدمت می‌کردند، مورد انتقاد قرار داد. «جمهوری خواهان تندرو» نیز او را به دلیل عملکرد کندش در خاتمه دادن به برده داری و عدم اعمال خشونت کافی نسبت به مناطق اشغال شده جنوبی به باد انتقاد گرفتند.

تاریخ نویسان بر این باورند که لینکلن بر نهادهای سیاسی و اجتماعی آمریکا تأثیری ماندگار بر جای نهاد به ویژه اینکه این روال را در پیش گرفت که تمرکز قدرت را در دولت فدرال افزایش دهد و از قدرت دولتهای ایالتی بکاهد. اعتبار او مدیون نقش در تعریف مسائل بزرگ و مهم، سازمان دهی جنگ داخلی و پیروزی در آن، از بین بردن برده داری، تجدید نظر در ارزشهای ملی، تشکیل حزب سیاسی نوین و حفظ آمریکا است. ترور او در نگاه میلیونها تن از مردم آمریکا شهادت محسوب شد.

دوران آغازین

نوشتار اصلی: دوران آغازین آبراهام لینکلن

آبراهام لینکلن در ۱۲ فوریه ۱۸۰۹ (هم‌روز با چارلز داروین) در کلبه‌ای چوبی در مزرعهٔ سینکینگ اسپرینگ، به مساحت یک چهارم کیلومتر مربع، به دنیا آمد. پدرش توماس لینکولن و مادرش ننسی هانکز بود.

انتخابات

لینکلن در سال ۱۸۵۵ برای حضور در مجلس سنای آمریکا نامزد شد و یک سال پس از آن به حزب جدید جمهوریخواه پیوست. وی توانست با وجود شکست از فریمونت نامزد این حزب در رقابت‌های انتخاباتی سال ۱۸۵۶، در سمت معاون بالقوه وی به محبوبیت فراوانی در میان افکار عمومی آمریکا دست یابد. وی توانست در کنوانسیون جمهوری خواهان برای رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۸۶۰ به کسب نامزدی این حزب نایل آید و بالاخره در این انتخابات به پیروزی برسد.

دوران ریاست جمهوری

Lincoln and McClellan 1862-10-03.jpg

لینکلن از آغازین ماه‌های زمامداری‌اش نشان داد که به رغم نظر جیمز بوکانان، معتقد است که دولت ملی قدرت مواجهه با شورشیان را داراست. او گرچه با نظام برده‌داری مخالفت نمی‌ورزید، اما به سرعت دریافت کهجنگ داخلی، در کشورش، نمی‌تواند بدون آزادی برده‌ها، به سرانجامی مطلوب برسد. او از یک سو با مخالفت جمهوریخواهان تندرو مواجه بود و از سوی دیگر باید تلاش می‌کرد تا دموکرات‌های طرفدار صلح را با خود همراه کند. تلاش‌های وی برای یافتن راهی میانه در سال ۱۸۶۴ به ثمر نشست و وی برای بار دوم سمت ریاست جمهوری در کشورش را بر عهده گرفت. لینکلن در مراسم تحلیف بر مسامحه با جنوب صحه گذاشت، اما پیش از اینکه این اندیشه وی به بوته آزمایش گذاشته شود، درگذشت.

آبراهام لینکلن در خانواده‌ای فقیر در کنتاکی بدنیا آمد. پدرش، در حالی که تنها تبری برای گذران زندگی بهمراه داشت، از آنجا به همراه خانواده خود مهاجرت کرد، و بسوی شهر ایندیانا پیش رفت، پس در شهر ایندیانا، کلبه‌ای چوبی، بدون در و پنجره ساخت که کف آن پر از علف‌های وحشی بود. او برای آنها، رختخواب‌هایی، که تشک آن را با برگ خشک پرکرده بودند به همراه، یک یا دو چهارپایه، یک میز و یک کتاب مقدس فراهم آورد، که همه اثاثیه و دارایی آنها را تشکیل می‌داد.

انتصابات، مصوبات، و کابینه

لینکلن در دوران ریاست خود بیشتر توجه خود را به مسائل نظامی و سیاست معطوف کرد، اما با حمایت شدید او بود که دولت آمریکا نظام بانک ملی فعلی را از طریق قانون بانک ملی راه‌اندازی نمود. دولت لینکلن تعرفه موریل را برای افزایش درآمد افزایش داد و برای نخستین بار مالیات بر درآمد را اعمال کرد، صدها میلیون دلار اوراق بهادار و اسکناسهای کاغذی چاپ کرد، مهاجرت از اروپا را ترغیب نمود، نخستین راه آهن میان قاره‌ای را به راه انداخت، وزارت کشاورزی آمریکا را بنا نهاد و از طریق قانون همستید مصوب ۱۸۶۲ مالکیت زمینهای کشاورزی را ترویج کرد. در دوران جنگ، وزارت دارایی او به شیوه‌ای کارآمد تجارت پنبه را در نواحی اشغال شده جنوب تحت کنترل گرفت.

دولت و کابینه

از مشخصه‌های بارز لینکلن این بود که به رقیبان سیاسی اش در کابینه پستهای مهم می‌داد تا تمامی گروههای حزب را در یک جهت نگه دارد و به آنها امکان دهد تا با یکدیگر مبارزه کنند، اما علیه لینکلن متحد نشوند. تاریخ نویسان معتقدند که کابینه او به استثنای کامرون، گروهی بسیار کارآمد بود.

سمت نام دوره تصدی
رئیس جمهور ایالات متحده آبراهام لینکلن ۱۸۶۵-۱۸۶۱
معاون رئیس جمهور ایالات متحده هنیبال هملین ۱۸۶۵-۱۸۶۱
اندرو جانسون ۱۸۶۵
وزیر امور خارجه ایالات متحده ویلیام سووارد ۱۸۶۵- ۱۸۶۱
وزیر دارایی ایالات متحده سالمون چیس ۱۸۶۴-۱۸۶۱
ویلیام فسندن ۱۸۶۴-۱۸۶۵
هوگ مک کولوچ ۱۸۶۵
وزیر جنگ ایالات متحده سیمسون کامرون ۱۸۶۲-۱۸۶۱
ادوین استانتون ۱۸۶۵- ۱۸۶۲
وزیر دادگستری ایالات متحده ادوارد بیتس ۱۸۶۴-۱۸۶۱
جیمز اسپید ۱۸۶۵-۱۸۶۴
رئیس کل پست ایالات متحده مونتکومری بلر ۱۸۶۴-۱۸۶۱
ویلیام دنیسون (فرماندار ایالت اوهایو) ۱۸۶۵-۱۸۶۴
وزیر نیروی دریایی ایالات متحده گیدئون ولز ۱۸۶۵- ۱۸۶۱
وزیر کشور ایالات متحده کیبل اسمیت ۱۸۶۳-۱۸۶۱
جان آشر ۱۸۶۵-۱۸۶۳

دادگاه عالی

لینکلن قضات زیر را برای دادگاه عالی ایالات متحده برگزید:

  • نوا هاینس سوآین – ۱۸۶۲
  • ساموئل فریمن میلر- ۱۸۶۲
  • استفان جانسون فیلد- ۱۸۶۳
  • سالمون چیس- ۱۸۶۴

مصوبات مهم رئیس جمهور

با امضای لینکلن موارد زیر تصویب شد:

  • قانون درآمد مصوب ۱۸۶۱
  • قانون همستد
  • قانون Morrill Land- Grant College
  • صدور «اعلامیه آزادی بردگان» در ۱۸۶۲ و افزودن آن به متمم سیزده قانون اساسی ایالات متحده آمریکا.[۱]
  • قانون درآمدهای داخلی مصوب ۱۸۶۲
  • قوانین راه آهن پسفیک مصوب سال‌های ۱۸۶۲- ۱۸۶۴
  • تأسیس وزارت کشاورزی ایالات متحده در ۱۸۶۲
  • قانون بانکداری ملی – ۱۸۶۳
  • قانون درآمدهای داخلی مصوب ۱۸۶۴

ترور

لینکلن توسط یک بازیگر تئاتر به نام جان ویلکس بوث در آمفی تاتر فورد مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در صبح روز ۱۴ آوریل ۱۸۶۵ درگذشت.

یادبود و گرامیداشت آبراهام لینکلن، یکی از محبوبترین رئیس جمهوران آمریکا، طیف و گستره وسیعی را در اقصی نقاط آمریکا داشته که تا به امروز نیز ادامه دارد.

در رأی‌گیری عمومی‌ای که اخیراً تحت عنوان «بزرگ‌ترین آمریکایی» انجام گرفت آبراهام لینکلن پس از رونالد ریگان مرتبه دوم را کسب کرد.

منابع

  • پرش به بالا بیانیهٔ رئیس جمهوری به مناسبت صد و پنجاهمین سالگرد صدور اعلامیه آزادی بردگان، وزارت امور خارجه آمریکا
  • بوریج، آلبرت جی. «آبراهام لینکلن: ۱۸۰۹-۱۸۵۸» (۱۹۸۲). ج ۲، تا ۱۸۵۸؛ شاخص به خاطر دید سیاسی بی طرفانه.

  • دیوید هربرت دونالد. «لینکلن» (۱۹۹۹)، ISBN ۰-۶۸۴-۸۲۵۳۵-X، به خوبی توسط اندیشمندان بازبینی شده است؛ دونالد به خاطر حسب حال نگاری برنده دو جایزه پولیتزر شده‌است.

  • ویلیام ای جیناپ. «آبراهام لینکلن و جنگ داخلی آمریکا: زندگی نامه»، توسط ISBN ۰-۱۹-۵۱۵۰۹۹-۶(۲۰۰۲)، کوتاه

  • آلن سی گولزو. «آبراهام لینکلن: رئیس جمهور ناجی» ISBN 0-8028-3872-3(1999)

  • جان هی و جان جرج نیکولای. «آبراهام لینکلن: تاریخچه» (۱۸۹۰)؛ به صورت آنلاین در آدرس ده مجلد؛ جزئیات زندگی آبراهام لینکلن و همکاران ارشد وی

  • رینارد اچ لوتین. «آبراهام لینکلن واقعی» (۱۹۶۰) تاکید بر سیاست

  • مارک ای. نیلی. «دائرهالمعارف آبراهام لینکلن» (۱۹۸۴)، اطلاعات دقیق از بسیاری از افراد و جنبش‌های منتسب به AL

  • مارک. ای. نیلی. «آخرین امید جهان: آبراهام لینکلن و آمریکای وعده داده شده» (۱۹۹۳)، برنده جایزه پولیتزر

  • استفان بی. اوتس «به همراه شر تا پوچی: زندگی آبراهام لینکلن» (۱۹۹۴) * جیمز جی. راندال. «رئیس جمهور لینکلن» (جلد۴، ۵۵- ۱۹۴۵؛ چاپ مجدد ۲۰۰۰) نوشته برنده جایزه ** «آقای لینکلن» نوشته‌هایی که توسط ریچارد ان. کارنت (۱۹۷۵) ویرایش شده‌اند.

  • کارل سندبورگ «آبراهام لینکلن: سال‌های اوج» (دو جلد ۱۹۲۶)؛ «سالهای جنگ» (۴ جلد ۱۹۳۹) برنده جایزه ادبی پولیتزر.

  • بنیامین بی. توماس؛ «آبراهام لینکلن: زندگی نامه» (۱۹۵۲)

  • بیکر، جین اچ. «ماری تادلینکون: زندگی نامه» (۱۹۷۸)

  • بلز، هرمان. «آبراهام لینکلن، بنیان گرایی و برابر حقوق در زمان جنگ‌های داخلی» (۱۹۹۸)

  • بوریت، گابور اس. “لینکلن و رویای اقتصادی آمریکاً (۱۹۹۴). نظریات و سیاست‌های اقتصادی لینکلن

  • بوریت، گابور، اس. ویرایش «لینکلن، رئیس جمهور جنگ» (۱۹۹۴)

  • بوریت، گابور اس. ویرایش «لینکلن تاریخ نویس» اوربانا: چاپ دانشگاه ایلیونز، ۱۹۹۸، تاریخ‌نگاری * بروس، رابرت وی. «لینکلن و ابزار جنگ» (۱۹۶۵) در مورد سلاح‌های در حال تولید در زمان جنگ

  • دونالد، دیوید هربرت. «بررسی مجدد لینکلن: مقالاتی در مورد جنگ داخلی» (۱۹۶۰). *دونالد، دیوید هربرت. «ما مردان لینکلن هستیم: آبراهام لینکلن و دوستانش» سیمون و شاستر، (۲۰۰۳).

  • فونر، اریک. «خاک آزاد، کار آزاد، مردم آزاد: ایدئولوژی حزب جمهوری خواه قبل از جنگ داخلی» (۱۹۷۰) تاریخ جهت گیری‌های فرقه‌های مختلف درون حزب آبراهان لینکلن”

  • هریس، ویلیام سی. «کمک به همه: لینکلن و بازگرداندن مجدد اتحاد» (۱۹۹۷). طرح‌های لینکلن برای بازسازی

  • هندریک بورتون جی «کابینه جنگ لینکلن» (۱۹۴۶).

  • هافستاتر، ریچارد. «سنت سیاسی آمریکا: و افرادی که این سیاست‌ها را رهبری می‌کنند» (۱۹۴۸) فصل ۵: «آبراهام لینکلن و اسطوره خودساخته»

  • هولزر، هارولد. «لینکلن در اتحادیه‌های شبکه سازان: سخنرانی ای که لینکلن را رئیس جمهور ساخت» (۲۲۰۴)

  • مک فرسون، جیمز ام. “آبراهام لینکلن و انقلاب دوم آمریکاً (۱۹۹۲)

  • مگ فرسون، جیمز ام. «فریاد آزادی: دوران جنگ داخلی» (۱۹۸۸). برنده جایزه پولتیزر جنبه‌های مختلف جنگ را بررسی می‌کند”

  • مورگنتو، هانس جی؛ و دیوید هین «مقالاتی در مورد عقاید و سیاست‌های لینکلن» لانهام، MD: چاپ دانشگاه آمریکا برای مرکز روابط عمومی وایت بورکت میلر در دانشگاه ویرجینا، ۱۹۸۳.

  • نیلی، مارک ای. «سرنوشت آزادی: آبراهام لینکلن و آزادی‌های مدنی» (۱۹۹۲). برنده جایزه پولیتزر.

  • نوینز، آلن. «نظم وحدت» ۸ جلد (۱۹۷۱-۱۹۴۷). ۱ میوه‌های سرنوشت تظاهرات، ۱۸۵۲-۱۸۷۴؛ ۲. تقسیم وطن، ۱۸۵۷-۱۸۵۲؛ ۳. بحران حزب و داگلاس و بوخنان، ۱۸۵۹؛ ۴. درآمدی بر جنگ داخلی، ۱۸۶۱-۱۸۵۹؛ ۵. جنگ فی البداهه، ۱۸۶۲-۱۸۶۱؛ ۶. جنگ به انقلاب تبدیل می‌شود، ۱۸۶۳-۱۸۶۲؛ ۷. جنگ سازمان یافته، ۱۸۶۴-۱۸۶۳؛ ۸. جنگ سازمان یافته به سوی پیروزی؛ ۱۸۶۵-۱۸۶۴؛ پوشش کامل دوره جنگ داخلی، به محوریت لینکلن

  • فیلیپ اس. پلادان «ریاست جمهوری آبراهام لینکلن» (۱۹۹۴)، منتقدان این کتاب را کامل‌ترین معرف دوران ریاست جمهوری آبراهان لینکلن می‌دانند.

  • “لینکلن در اذهان آمریکا نوشته مریل دی پترسون (۱۹۹۴) مردم پس از سال ۱۸۶۵ چگونه از لینکلن یاد می‌کنند

  • راندال، هیترکاکس، «بزرگ‌ترین ملت جهان: سیاست‌های اقتصادی جمهوری خواهان طی جنگ داخلی» (۱۹۹۷)

  • شنک، یوشاولف. «ملانکولی لینکلن: چگونه رکورد لینکلن را به چالش کشید و به شهرت وی تاثیر مثبت گذارد» (۲۰۰۵)

  • گور ویدال. «لینکلن»، شابک ۶-۷۰۸۷۶-۳۷۵-۵، رمان.

  • ویلیامز، تی. هری «لینکلن و ژنرال‌هایش» (۱۹۶۷).
  • ویلز. گری. «لینکلن در گتیسبورگ: سخنانی که آمریکا را دوباره ساخت» شابک: ۳-۸۶۷۴۲-۶۷۱-۰.
  • ویلسون، داگلاس لی «صدای افتخار آمیز: دگرگونی به سرکردگی آبراهام لینکلن» (۱۹۹۹).

زندگانی جورج واشنگتن

http://mandegar.tarikhema.org/images/2011/09/Portrait_of_George_Washington.jpe

جورج واشینگتن (۱۷۹۹-۱۷۳۲) از رهبران انقلاب آمریکا و نخستین رئیس‌جمهور آمریکا بود که این سمت را از سال ۱۷۸۹ تا سال ۱۷۹۷ در دست داشت.

او از مهم‌ترین چهره‌های تاریخ ایالات متحده است. نقش او به‌خصوص در کسب استقلال برای مستعمرات آمریکایی و سپس متحد کردن آن‌ها زیر پرچم حکومت فدرال ایالات متحده قابل توجه است.

او از گروهی از مردم مسلح به کمک دولت‌های فرانسه و اسپانیا ارتش بزرگی ساخت که نهایتا موفق به شکست نیروهای بریتانیایی در جنگ انقلاب آمریکا (۱۷۸۳-۱۷۷۵) شدند.

«جورج واشنگتن» در سال ۱۷۳۲، در ایالت «ویرجینیا» به دنیا آمد. او دومین فرزند پسر یک زارع ویرجینایی بود. جورج هرگز به مدرسه نرفت و خواندن و نوشتن را نزد پدر و برادر بزرگش در خانه یاد گرفت. او بسیار سخت کوش بود و توانست جزوه ای درباره «قوانین معاشرت اجتماعی» بنویسد. در جوانی به عنوان نقشه کش به مرزهای بکر «ویرجینیا» رفت و سپس، به نیروی نظامی محلی «ویرجینیا» پیوست. وی در جنگ با فرانسویها و سرخپوستها شرکت کرد و پس از این جنگ، از خدمت در نظام کناره گرفت و به توسعه املاکش پرداخت.
جورج واشنگتن از نظر طبقاتی به گروه «آقایان» ویرجینیایی تعلق داشت. آنها از لقب اشرافی برخوردار نبودند، اما به واسطه پیشتازی در زراعت و موفقیت اقتصادی، جزء طبقه مرفه و در عین حال، رهبران اجتماعی نواحی مختلف ویرجینیا بودند. جورج واشنگتن مانند آنها به فضیلت فردی باور داشت و در رعایت آنها می کوشید. او به عنوان عضو مجلس قانونگذاری ویرجینیا انتخاب شد و از جمله کسانی بود که مسئله ممنوعیت واردات انگلیسی را  مطرح کرد. وی همچنین در فاصله ۱۷۶۰ تا ۱۷۶۴، به عنوان قاضی در «فیرفکس ویرجینیا» به کار قضاوت پرداخت. در پی بالا گرفتن تنش بین مستعمره نشینان و بریتانیا، جورج واشنگتن به عنوان عضو کنگره سراسری و به نمایندگی از ایالت ویرجینیا برگزیده شد.
کنگره در سال ۱۷۷۵، «ارتش قاره ای» Continental Army)) را تاسیس کرد. با توجه به سابقه نظامی، جایگاه اجتماعی و حمایت ایالات جنوبی، جورج واشنگتن انتخابی بی رقیب برای فرماندهی این ارتش به شمار می رفت. با وجود این، برای مدت زیادی اختیارات فرماندهی او محدود بود و بسیاری از تصمیم های اصلی را کنگره می گرفت. پس از اینکه جورج واشنگتن موفق به محاصره «بوستون»، آخرین پایگاه ارتش بریتانیا در شمال شرقی شد، ارتش بریتانیا تصمیم گرفت این بندر را رها کند. اما این موفقیت نظامی به زودی در برابر سقوط «نیویورک» و «نیوجرسی» رنگ باخت. ارتش بریتانیا با پشتیبانی یکصد فروند کشتی در «بروکلین» و «نیویورک» پیاده شد و خطوط دفاعی ارتش آمریکا را در هم کوبید. در پی این حمله ها کنگره اعلام استقلال کرد.
خطاهای استراتژیک و تاکتیکی واشنگتن نقش مهمی در این شکستها داشت. با فرا رسیدن آخرین ماه سال ۱۷۷۶، ارتش آمریکا در پناه رود «دلاور» توانست به تجدید قوا بپردازد. جورج واشنگتن و افسران غیر حرفه ایش، در اولین سال فرماندهی چیزی جز شکست در کارنامه خود نداشتند. در کریسمس ۱۷۷۶، ژنرال واشنگتن ارتش شکست خورده و پابرهنه خود را در یک عملیات شبانه با استفاده از قایقهای ماهیگیری از رود «دلاور» گذراند و به پادگان سربازان آلمانی ارتش بریتانیا در «نیوجرسی» حمله کرد. در نبرد «پرینستون»، این پادگان و نیروی کمکی فرستاده شده به آن در هم کوبیده شدند. این پیروزی روحیه ارتش آمریکا را تقویت کرد.
جورج واشنگتن که به عنوان یک فرمانده نظامی در ۱۷۷۶ ناموفق بود، نگذاشت شکستهایش روحیه ابتکار عمل را از او بگیرد. شهامت او در رهبری یک ارتش شکست خورده که در سرمای سخت زمستان، هفته ها در حال عقب نشینی بود، در یک شبیخون موفق – که مستلزم عبور از یک رودخانه پر از یخهای شناور بود – اعتبار او را به عنوان یک فرمانده نظامی تثبیت کرد.
وی از مهمترین چهره‌های تاریخ ایالات متحده است. نقش او بویژه در کسب استقلال برای مستعمره های آمریکایی و متحد کردن آنها در زیر پرچم حکومت فدرال ایالات متحده قابل توجه است. واشنگتن به کمک دولتهای فرانسه و اسپانیا، از گروهی از مردم مسلح ، ارتش بزرگی ساخت که سرانجام موفق به شکست نیروهای بریتانیایی در جنگ انقلاب آمریکا شدند.