زندگانی علامه‌ مجلسی

علامه محمدباقر مجلسى در زمان شاه عباس اول که مردى با سیاست و با کفایت و در عین حال، مردى سنگدل و بى رحم بود متولد شد. زمانیکه شاه صفى پس از او به حکومت رسید، عراق از قلمرو حکومت ایران جدا شد. پس از شاه صفى، شاه عباس دوم که ۹ سال داشت به حکومت رسید و در مجلس تاجگذارى او بود که علامه از او خواست شراب خوارى و فروش آن و برخى اعمال منکر دیگر ممنوع شود. او هم به توصیه هاى علامه عمل کرد، اما رفته رفته، او نیز چون دیگر شاهان آلوده شراب و… شد.

اوضاع سیاسى:
علماى بزرگوار شیعه در طول تاریخ با وجود فشارها و محرومیت ها و اختناقهاى فراوان زحمات ارزنده اى کشیده و آثارى گرانبها به یادگار نهاده اند. آنان با خون دل خوردن ها و زحمات طاقت فرسا نهال تشیع را آبیارى نمودند و این میراث عظیم پیامبر صلى الله علیهوآله را به ما رساندند. در این بین هر گاه اوضاع نسبتا مساعدى فراهم مى شد و فشارها بر علیه شیعیان کم مى شد شاهد شکوفایى بى نظیر فقها و علما و فیلسوفان شیعه هستیم. از جمله این موقعیتها عصر شیخ مفید و شیخ طوسى را در حکومت آل بویه مى توان برشمرد. همچنین دوره صفویه و زمان علامه مجلسى شاهدى صادق بر این گفتار است.
علامه مجلسى با عنایت به انتساب شاهان صفویه به تشیع و اینکه آنان خود را منسوب به ائمه اطهار علیهم السلام مى دانستند بیشترین استفاده را در جنبه هاى مختلف نمود. تألیف بزرگترین دائره المعارف حدیث شیعه در غیر چنین زمانى و با عدم امکانات اقتصادى بسیار دشوار مى نمود.

تولد:
علّامه محمد باقر مجلسى به سال ۱۰۳۷ هجرى مساوى با عدد ابجدى جمله «جامع کتاب بحارالانوار» چشم به جهان گشود. پدرش مولا محمد تقى مجلسى از شاگردان بزرگ شیخ بهایى و در علوم اسلامى از سرآمدان روزگار خود به شمار می‌رفت. وى داراى تألیفات بسیارى از جمله «احیاء الاحادیث فى شرح تهذیب الحدیث» است. «مادرش دختر صدرالدین محمد عاشوری» است که خود از پرورش یافتگان خاندان علم و فضیلت بود.

خاندان علامه مجلسى:
خاندان علامه مجلسى از جمله پر افتخارترین خاندانهاى شیعه در قرون اخیر است. در این خانواده نزدیک به یکصد عالم وارسته و بزرگوار دیده مى شود و از نزدیکان علامه پس از بررسى تنها علم و فضل مشاهده مى کنیم:
۱ – جد بزرگ علامه، عالم بزرگوار حافظ، ابو نعیم اصفهانى صاحب کتابهایى چون«تاریخ اصفهان» و «حلیه الأولیاء» است.
۲ – پدر علامه، مولى محمد تقى مجلسى، معروف به مجلسى اول (۱۰۰۳ – ۱۰۷۰ هجرى) صاحب کرامات و مقامات معنوى و روحى بلند است. او محدث و فقیهى بزرگ است و کتابهایى نیز تألیف نموده است. محمد تقى مجلسى شاگرد شیخ بهایى و میر داماد است. او در علوم مختلف اسلامى تبحر داشته و در زمان خویش مرجعیت تقلید را به عهده داشته است. وى در کنار مرجعیت، از اقامه نماز جمعه و جماعت نیز غفلت نمى کرد و امام جمعه اصفهان بود. از جمله پرورش یافتگان مکتبش مى توان به:علامه مجلسى (که بیشترین استفاده را از پدر خویش برده است)، آقا حسین خوانسارى و ملا صالح مازندرانى اشاره نمود.
۳ – علامه دو برادر داشت که آنها نیز مردانى متقى و زاهد بودند به نامهاى ملا عزیز اللّه و ملا عبد اللّه، که براى تبلیغ و نشر علوم اهل بیت علیهم السلام به هندوستان رفت و ساکن آنجا گردید.
۴ – خاندان علامه مجلسى نه تنها مردانى عالم و دانشمند به جامعه تحویل داده، بلکه زنان این خاندان نیز پا به پاى مردان خویش قدم برداشته اند. علامه مجلسى چهار خواهر داشت که آنان نیز هر یک داراى تألیفات و تحقیقات ارزنده اى در علوم اسلامى مى باشند. از جمله تألیفات آنان مى توان به:شرح کافى، المشترکات فى الرجال، شرح شرایع الإسلام، شرح مطالع و شرح قصیده دعبل خزائى اشاره نمود. همسران این زنان عالم و بزرگوار نیز از علماى بزرگ بودند. کسانى همچون ملا صالح مازندرانى، ملا میرزاى شیروانى، ملا على استرآبادى و میرزا محمد فسایى.
۵ – علامه مجلسى داراى ۵ پسر بود که همگى از محضر علم و معارف پدر بهره مند شدند و به مدارجى بالا دست یافتند.
۶ – دامادهاى علامه هم که ۵ نفر بودند از طلاب و فضلاى آن زمان بودند و علامه با عنایتى خاص نسبت به دامادها، دختران خویش را به ازدواج آنان درمى آورد.علاوه بر اینها خاندانهاى بزرگى از علماى آن عصر مرتبط با علامه مجلسى بودند، مانند وحید بهبهانى، بحر العلوم، طباطبایى بروجردى،میرزا عبد الله افندى صاحب ریاض العلما، شهرستانى و… مقام علمى علامه مجلسى آنچنان شهرتى در علوم مختلف اسلامى دارد که محتاج هیچ بیان و توضیحى نیست.
نام علامه مجلسى چون آفتابى بر آسمان فقاهت و اجتهاد مى درخشد.علامه مجلسى از جمله بزرگانى است که از جامعیت خاصى برخوردار بود. او در علوم مختلف اسلامى مانند تفسیر، حدیث، فقه، اصول، تاریخ، رجال و درایه سرآمد عصر بود. نگاهى اجمالى به مجموعه عظیم بحار الأنوار این نکته را بخوبى آشکار مى سازد. این علوم در کنار علوم عقلى همچون فلسفه، منطق، ریاضیات، ادبیات، لغت، جغرافیا، طب، نجوم و علوم غریبه از او شخصیتى ممتاز و بى نظیر ساخته است.نظرى گذرا به «کتاب السماء و العالم» در بحار الأنوار این جامعیت را بخوبى نمایان مى سازد.برخى علامه مجلسى را در طول تاریخ اسلامى از حیث جامعیت در علوم و فنون گوناگون بى نظیر دانسته اند.علامه ریزبینى و نکته سنجى هاى بسیار زیبایى پیرامون روایات مشکل دارد. بیانهاى علامه در ذیل روایات و آیات قرآن بسیار دقیق و زیبا است و کمتر مى توان در آنها خطا و اشتباهى یافت. علامه مجلسى، علاوه بر علومى چون روایات اهل بیت علیهم السلام در فقه نیز تبحرى بالا داشته، گرچه اکثر مجلدات فقهى بحار مجال پاکنویس شدن نیافته است.

تحصیلات:
علامه از همان اوان کـودکـى تحت تربیت و تعلیم پـدر دانشمند و در سایه تـوجه خـاص آن بزرگـوار، پرورش پیدا نمود و بـا هـوش سـرشار و استعداد خـدادادى و پشتکار مخصـوص به تحصیل علـوم متـداوله عصـر در حـوزه علمـى اصفهان پرداخت.
و با توجه به تـوانایـى ذاتـى در مـدت کوتاهى مراحل مختلف علمـى و تحصیلى را طى کرده و سپـس به گـرد آورى علـم حـدیث و آثار اهل بیت عصمت و طهارت دل بست و تحقیق و پژوهش عمیقانه در آن فـن شریف مبذول داشت و تلاش خود را در ایـن مـورد متمـرکز نمـوده تمام اوقـاتـش را صـرف آن کـرد تـا اینکه منشـأ تحـولـى بزرگ در روزگـار خـود گـردید.

دعاى خیر پدر:
از ملا محمد تقى مجلسى پدر علامه مجلسى نقل کرده اند که فرمـود : در یکـى از شبها بعد از نماز شب یک حالت خـوشـى به مـن دست داد که فهمیدم هر حاجتى از خدا بخـواهـم بر آورده مى شود و فکر کردم، در امـور دنیا و آخرت چه چیز از خـدا مسئلت بنمایـم ناگاه صداى گـریه محمـد بـاقـر از گهواره بلنـد شد. عرض کردم الهى به حق محمد و آل محمـد (صل الله علیه وآله) این طفل را مروج دیـن خـودت و نشر کننده احکام سید رسولانت قرار بده و او را موفق کـن به تـوفیقـاتـى که انتهایـى بـراى آن نبـاشـد, شکـى نیست که دعاى والـد در حق ایـن فرزنـد شایسته مستجاب و به درجات عالیه دست یافت.

آفتابى بر منبر:
مجلسى که در مدرسه ملا عبدالله به اقامه نماز و تدریس اشتغال داشت بعد از رحلت پدر بزرگوارش در مسجد جامع اصفهان به اقامه نماز و درس دادن مشغول گشت.» در پاى درس او بیش از هزار طلبه می‌نشستند و از نور علم و معرفت دل‌هاى خود را جلا می‌دادند. سید نعمت الله جزایرى که نامی‌ترین شاگرد اوست، می‌گوید:‌
«با آنکه در سن جوانى به سر می‌برد چنان در علوم تتبع کرده بود که احدى از علماى زمانش به آن پایه نرسیده بودند.» «هنگامى که در مسجد جامع اصفهان مردم را موعظه می‌کرد هیچ کس فصیح‌تر و خوش کلام تر از او ندیدم. حدیثى که شب مطالعه می‌کردم چون صبح از او می‌شنیدم چنان بیان می‌کرد که گویى هرگز آن را نشنیده‌ام.»‌ تواضع و بزرگمنشى او چنان بود که بسیارى از بزرگان حوزه براى نشان دادن ارادت خود به او و شناساندن ارزش علّامه به طلاب جوان گاهى به پاى درس ایشان حاضر مى شدند. «شیخ محمد فاضل – با اینکه مجلس درس و مباحثه داشت – به حوزه درس علّامه حاضر می‌شد و عملاً به طلاب درس تواضع می‌آموخت و علّامه نیز در مقابل به شاگردانش اظهار می‌داشت استفاده او از من کمتر از استفاده من از اوست بلکه استفاده من از او بیشتر است.»

سفر با سلاح قلم:
علّامه هیچگاه در سفر، قلم – این سلاح حوزوى – را از خود جدا نمی‌ساخت و همواره آن را چون دل خویش صیقل مى داد و با آن به راز و نیاز می‌پرداخت. «علّامه جلد بیست و دوم بحار الانوار را در نجف اشرف بعد از مراجعت از سفر حج تألیف نمود. و «در مراجعت از سفر خراسان در بین راه ترجمه خطبه امام رضا (علیه‌السلام) و رساله وجیزه رجب را نگاشت.»
هنگام سفرهاى علّامه طلاب فرصت را غنیمت می‌شمردند و با او همراه می‌شدند تا در فضایى ساده و دوستانه سعادت واقعى را در کلام او جستجو کنند « میر محمد خاتون آبادی می‌گوید: من در اوان کودکى در تحصیل حکمت و معقول حریص بودم و تمام اوقات عمر خود را در آن مصروف می‌داشتم تا آنکه در راه حج به صحبت علّامه مولى محمد باقر مجلسى مشرف گردیدم و با او ارتباط نزدیک یافتم و از نور علم و هدایتش رهبرى شدم و به تحصیل و تتبع در کتب فقه و حدیث و علوم مشغول شدم و مدت چهل سال بقیه عمرم را از فیوضات او بهره‌مند شدم.»
« در روزهایى که علامه در مشهد مقدس براى زیارت مشرف بود جمعى انبوه از علماء فضلا و طلاب جهت استفاده از علوم او تقاضاى درس حدیث می‌کردند و علّامه مجلسى چهل حدیث (اربعون حدیث) را در این ایام نوشت.» هنگامى که علّامه شرح اربعین را به اتمام رساند یکى از فضلاى اهل سنت بعد از دیدن کتاب از راه انصاف و محبت گفت: ما گمان می‌کردیم پایه علمى علّامه مجلسى منحصر به ترجمه کتاب از عربى به فاسى است تا اینکه کتاب «اسماء و العالم» بحار و «شرح اربعین» او را دیدم، دانستم که علّامه مجلسى دانایى است که مافوق او در علم نمی‌باشد.»

غروب غمگین:
عالم خستگی ناپذیر مرحوم علامه مجلسی (رحمه الله علیه) پس از عمری در راستای احیای احادیث گرانبهای اهل بیتعصمت و طهارت (علیهم السلام) سپری شد بالاخره در ۲۷ رمضان سال ۱۱۱۱ ق. وفات نمود و پیکر پاک ایشان در کنار مسجد جامع اصفهان و در کنار مزار پدر فرزانه اش محمد تقی مجلسی سپرده شد.

محراب بحار:
علّامه مجلسى با خود چنین اندیشید که باید گهرهاى گرانبهاى اهل بیت (علیهم‌السلام) را که از اطراف و اکناف جمع کرده است در قالب محرابى زیبا به نام «بحارالانورا» بگنجاند تا نه تنها طلاب بلکه تمام شیعیان در این محراب به سوى قبله دلها یعنى کلام اهل بیت به نماز عشق بایستند و بدین وسیله راه را از چاه و درست را از نادرست تشخیص دهند تا هر زمان هر مکتبى درباره هر مطلبى کلامى از اهل بیت خواست شیعیان با انگشت اشاره محراب زیباى «بحار» را نشانه روند. از این رو دست به کارى عظیم زد و شروع به نگارش این دایره المعارف بزرگ تشیع کرد.

علّامه در مقدمه بحارالانوار چنین می‌نگارد: «درآغاز کار به مطالعه کتابهاى معروف و متداول پرداختم وبعد از آن به کتابهای دیگرى که در طى اعصار گذشته به علل مختلف متروک و مهجور مانده بود رو آوردم. هر جا که نسخه حدیثى بود سراغ گرفتم و به هر قیمتى که ممکن شد بهره‌بردارى می‌کردم. شرق و غرب را جویا گشتم تا نسخه‌هاى بسیار گرد آورى نمودم. در این مهم دینى جماعتى از برادران مذهبى مرا یارى نمودند و به شهرها و قصبه‌ها و بلاد دور سرکشیدند تا به فضل الهى مصادر لازم را به دست آوردند … بعد از تصحیح و تنقیح کتابها بر محتوای آنها واقف شدم، نظم و ترتیب کتاب‌ها را نامناسب دیدم و دسته بندى احادیث را در فصل‌ها و ابواب متنوع راهگشاى محققان و پژوهشگران نیافتم. از این رو به ترتیب فهرستى همت گماشتم که از هر جهت جالب و مفید باشد. در سال ۱۰۷۰ هجرى این فهرست را نا تمام رها کردم و از فهرست بندى سایر کتابها دست کشیدم که اقبال عمومى را مطلوب ندیدم و سران جامعه را فاسد و نامطبوع دیدم… . ترسیدم که در روزگارى بعد از من باز هم نسخه‌هاى تکثیر شده من در طاق نسیان متروک و مهجور شود و یا مصیبتى از ستم غارتگران زحمات مرا در تهیه نسخه‌ها بر باد دهد، لذا راه خود را عوض کردم – از خدا یارى طلبیدم – و به کتاب بحارالانوار پرداختم.
… در این کتاب پربار قریب ۳۰۰۰ باب طى ۴۸ کتاب علمى خواهید یافت که شامل هزاران حدیث است، شما در این کتاب براى اولین بار با نام برخى از کتابها آشنا می‌شوید که سابقه علمى ندارند و طرح آن کاملاً تازه است.
پس اى برادران دینى که ولایت امامان را در دل و ثناى آنان را بر زبان دارید به سوى این خوان نعمت بشتابید و با اعتراف و یقین کتاب مرا دست به دست ببرید و با اعتماد کامل به آن چنگ بزنید و از آنان نباشید که آنچه را در دل ندارند بر زبان می‌آورند.»
اما فرصت کم و مشاغل زیاد او مانع از آن شد که به تصحیح روایات بپردازد. به همین علت در مقدمه چنین نگاشت: «در نظر دارم که اگر مرگ مهلت دهد و فضل الهى مساعدت نماید شرح کاملى متضمن بر بسیارى از مقاصدى که در مصنفات سایر علما باشد بر آن «بحارالانوار» بنویسم و براى استفاده خردمندان ، قلم را به قدر کافى پیرامون آن به گردش درآورم.»
علامه مجلسى قدرت تصحیح روایات و احادیث را به خوبى دارا بود همان گونه که این قدرت و ژرف نگرى خود را در مراه‌العقول به نمایش گذارده است.
حضرت امام خمینى (ره) درباره بحارالانوار می‌فرماید: «بحار خزانه همه اخبارى است که به پیشوایان اسلام نسبت داده شده، چه درست باشد یا نادرست، در آن کتابهایى هست که خود صاحب بحار آنها را درست نمی‌داند و او نخواسته کتاب علمى بنویسد تا کسى اشکال کند که چرا این کتاب‌ها را فراهم کردی!».

کتابخانه علامه مجلسی:
با توجه به کتاب بحار الانوار و با توجه به وصیت نامه ایشان که اسامی چندین کتابخانه را ذکر می کند که کتاب های آنها به ایشان منتقل شده است از آن جمله:
۱)کتابخانه علامه مولی محمد تقی مجلسی پدر بزرگوار
۲)کتابخانه حافظ کاظم
۳)کتابخانه سید محمد علی
۴)کتابخانه شاه ابو تراب
۵)کتابخانه سید حسن آل یراق
۶)کتابخانه میرزا غیاث و غیره
عظمت و اهمییت این کتابخانه معلوم می شود و چنان چه مشهور است علامه مجلسی ۲۰۰ اصل از اصول چهار صد گانه معتبر نزد شیعه را در اختیار داشته است. پس از وفات علامه مجلسی کتابهایش بین اولاد او تقسیم شد و به قانون طبیعت در اندک مدتی متلاشی گردید و هریک از آن کتب به کتابخانهای منتقل شد.

آلبرت اینشتن و علامه مجلسی:
آلبرت اینشتین(فوت ۱۹۵۵ م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: “دی ارکلرونگ” Die Erkla”rung – von: Albert Einstein – ۱۹۵۴ یعنی:”بیانیه” که در سال ۱۹۵۴ آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است – اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت۱۳۴۰ش =۱۹۶۱م) است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله “نظریه نسبیت” خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط حمید رضا پهلوی (فوت۱۳۷۱ش) و.. .ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده “نسبیت” را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند از آنجمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است …اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی “نسبیت زمان” دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد…همچنین اینشتین در این رساله “معاد جسمانی” را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف “نسبیت ماده و انرژی” میداند:
E = M.C2 >> M = E :C2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا” به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد. او همچنین در همین رساله عقیده ی به “وحدت وجود” را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه “فیزیک کلاسیک” و “فیزیک نسبیتی” به شدت مورد حمله قرار می دهد …بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد…در رابطه با “عقل” نیز با کمال شگفتی – انیشتین نظریه ی اخباریون شیعه را ( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند..در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای “عقل نظری بشر” ارائه داده و “نسبیت” آن را اثبات میکند… . اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ”بروجردی بزرگ” یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ”حسابی عزیز” یاد کرده است.
۳۰۰۰۰۰۰دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل” بنز” از یک عتیقه فروش یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است. اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن – بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود…

علامه مجلسی و مباحث کلامی:
محققان و اندیشمندان راه های وصول به حقیقت را از چهار طریق یاد کرده اند:
حکمت مشایی بنیانگذاراین مکتب ارسطودر ۳۲۲ قبل از میلاد مسیح بوده و چون عقاید خود را در حین راه رفتن برای شاگردان خود بیان می کرد بعدها پیروان این مکتب در جهان اسلامی به مشاییان مشهور شدند. در حکمت مشایی اصل داوری با عقل و استدلال است. درقرن پنجم هجری این مکتب به وسیله ابن سینا در جهان اسلام رواج یافت
مباحث کلامی ( متکلمان) : در علم کلام تفکر و دلایل عقلی منطبق با شرع و فقه راهنمای طالب معرفت است. بزرگانی چون علامه مجلسی – شیخ مفید – خواجه نصیر الدین طوسی – مقدس اردبیلی بدین علم شهرت دارند
حکمت اشراقی : موسس این مکتب شیخ شهاب الدین سهروردی در قرن ششم هجری بوده است.
حکمت عرفانی : در این حکمت رسیدن به حقیقت از طریق علم و عقل , غیر ممکن است و عقل جزیی و حسابگر را در آن راهی نیست. سالک تنها راه رسیدن به حقیقت را کشف و شهود می شمارد و نزدیکترین راه برای رسیدن به معرفت حق را اشراقات قلبی می داند.

حکایتی درباره ریا و اخلاص ازعلامه مجلسی:
حکایتی را درباره علامه مجلسی نقل می کنند که نمی دانم تا چه حد درست است، ولی به هر حال، پیام این داستان واقعیت دارد، گرچه به این شکل هم اتفاق نیافتاده باشد. نقل می کنند پس از رحلت مرحوم علامه مجلسی، ایشان را در خواب دیدند و پرسیدند چه چیزی موجب نجات شما شد و از بین این همه خدمت هایی که انجام داده اید و کتابهایی که نوشته اید و تدریس هایی که داشته اید، کدام برای شما نافع تر بود؟ ایشان فرمودند: هیچ کدام از کارهایی که انجام دادم آن اثری را که انتظار داشتم به همراه نیاورد و هنگام حساب، هر کدام نقص و ایرادی داشت. پرسیدند پس چه چیزی دست شما را گرفت؟ فرمود: روزی از کوچه ای رد می شدم و سیبی در دستم بود. در این حال زنی هم (که گویا یهودی بوده) در حالی که بچه ای در بغل داشت از آنجا عبور می کرد. کودک نگاهش به سیبی که در دستم بود افتاد و من از حرکات او فهمیدم تلاش دارد سیب را از دست من بگیرد. مادرش که متوجه شد، او را منع کرد و دستش را کشید. من برای شاد کردن آن کودک، جلو رفتم و آن سیب را به او دادم. در این دنیا به من گفتند کار صد در صد خالص تو همین یک کار بود که هیچ شائبه ای از تملق سلطان، شهرت و فضل علمی خود را به رخ دیگران کشیدن و … نداشت! آن سیب را فقط برای رضای خدا دادم تا دل آن کودک شاد شود.

علوم علامه مجلسی:
این عالم بزرگوار به کلیه علومی که مجتهدان بدان نیاز دارند از قبیل صرف و نحو و معانی بیان و لغت و ریاضی و فلسفه و حکمت و تاریخ و تفسیروحدیث و رجال و درایه و اصول فقه و کلام احاطه کامل داشتند و در بیشتر آنها صاحب نظر بوده است.

محل سکونت:
محل سکونت:محل منزل علامه مجلسی به طور قطع و یقین معلوم نیست اما بر حسب قرائن محل آن در کوچه امام جمعه در جنب مسجد جامع قرار داشته است.

مقام علمى‏:
ایشان شیفته مقام اجتماعی و نفوذ در حکومت و مردم نگردیده بلکه در سایه دانش اندوزی از محضر بزرگانی همچون پدرش محمد تقى مجلسى در علوم نقلى و مرحوم آقا حسین خوانسارى در علوم عقلى لقب پر افتخار علامه را از بزرگانى همچون وحید بهبهانى ، علامه بحر العلوم و شیخ اعظم انصارى اخذ کرد. این بزرگان که هریک دریایى متلاطم از علوم و معارف اسلامى هستند با دیدن مقام و منزلت علامه مجلسى این لقب را در مورد او به کار بردند، علاوه بر موارد فوق علامه از طرف مولا محمد صالح مازندرانى (متوفاى ۱۰۸۶ هجرى) ملا محسن فیض کاشانى (متوفاى ۱۰۹۱ هجرى)سید على خان مدنى صاحب شرح معروف بر صحیفه سجادیه علیه‏السلام (متوفاى ۱۱۲۰ هجرى) شیخ حرّ عاملى مؤلف کتاب وسائل الشیعه (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى) صاحب اجازه و مشایخ نقل او می‌باشند. زیرا ایشان از جمله بزرگانى بود که از جامعیت خاصى در علوم مختلف برخوردار بود، که نگاهى اجمالى به مجموعه عظیم بحار الأنوار این نکته را بخوبى آشکار مى‏سازد. وی در علوم مختلف اسلامى مانند تفسیر، حدیث، فقه، اصول، تاریخ، رجال و درایه سرآمد عصر بود، این علوم در کنار علوم عقلى همچون فلسفه، منطق، ریاضیات، ادبیات، لغت، جغرافیا، طب، نجوم و علوم غریبه از او شخصیتى ممتاز و بى‏نظیر ساخته بود. که نظرى گذرا به «کتاب السماء و العالم» در بحار الأنوار این جامعیت را بخوبى نمایان مى‏سازد. برخى جامعیت وی در علوم و فنون گوناگون را در طول تاریخ اسلامى بى‏نظیر دانسته‏اند.

ایشان روشى معتدل ما بین اصولى و اخبارى داشت. او در عین اینکه محدثى بزرگ بود به علوم عقلى هم توجهى خاص داشت. ایشان از جمله بزرگانى است که علوم عقلى همچون فلسفه را خوانده و از اساتید این علوم محسوب مى‏گشته ولی در عین حال همه چیز را در منبع و سرچشمه وحى یافته بود و تمام همت خویش را به نشر روایات معصومین علیهم‏السلام اختصاص داد. تنها حساسیت علامه به انحرافات در دین بود. او که در زمان خویش شیوع صوفیگرى را مى‏دید دست به مبارزه‏اى قاطعانه با تصوف زد و در این مسیر با استعانت اهل بیت علیهم‏السلام به پیروزى چشمگیرى نائل شد.
علامه ریزبینى و نکته سنجى‏هاى بسیار زیبایى پیرامون روایات مشکل داشته. بیانهاى ایشان در ذیل روایات و آیات قرآن بسیار دقیق و زیبا است، کمتر مى‏توان در آنها خطا و اشتباهى یافت. ایشان علاوه بر علومى چون روایات اهل بیت علیهم‏السلام در فقه نیز تبحرى بالا داشته، تا جائیکه نام مجلسى در آسمان فقاهت و اجتهاد درخشش خاصی به خود گرفته است، گرچه اکثر مجلدات فقهى بحار مجال پاکنویس شدن نیافته است.

علامه مجلسی بعد از تکمیل تحصیلات خود در فنون و علوم مختلف از فقه، حدیث، رجال، کلام، حکمت، و ریاضی و غیره با واقع بینی مخصوصی به تحقیق در اخبار اهل بیت عصمت و طهارت «علیهم‌السلام» پرداخت، و با استفاده از استعداد فوق العاده و نفوذ معنوی و شرایط مقتضی و قدرت سلطان وقت، شاه سلیمان صفوی به جمع آوری کتابهای مربوطه و مدارک لازمه از هر مرز و بوم همت گماشت، و با این امکانات و اطلاعات وسیع خود و کمک شاگردانی مبرز که همه از بزرگان و معاریف بودند، شالوده بنای عظیم کتاب (بحار الانوار) را که به حقیقت دائره المعارف شیعه شناخته شده، پایه گذاری گشت. و احادیث اهل بیت علیهم السلام را از هر گوشه و کنار که به دست می آمد سوای کتب اربعه (کافی، من لا یحضره الفقیه، تهذیب، و استبصار) در آن ثبت و ضبط نمود.

منزلت اجتماعى‏:
علامه مجلسى علاوه بر نفوذ در دربار، در میان عامه مردم نیز از نفوذ بى‏سابقه‏اى برخوردار بود. وی قاضى و حاکم در مشاجرات و دعاوى بود. تمام امور دینى زیر نظر مستقیم وی انجام مى‏گشت، تمام وجوهات به محضر ایشان فرستاده مى‏شد، سرپرستى درماندگان ، ایتام و… را نیز برعهده داشت. ایشان در سایه علم سرشار و نفوذ معنوى و بیان سحر انگیز خود مردم را از میخانه و قهوه‏خانه‏ها به مساجد کشاند تا جائیکه در زمان وی مساجد از رونق خاصى برخوردار گردید. خصوصا در ماه مبارک رمضان و شبهاى قدر جمعیت بى‏سابقه‏اى به مساجد روى مى‏آوردند.

وفات:
علامه محمد باقر مجلسـى آن محقق پـر کار و عالـم نامـدار پـس از عمرى پر برکت که سراسر وقف خدمتگزارى به علـم و دیـن و دانـش و فرهنگ در جهان اسلام گردید , عاقبت در سـن ۷۳ سالگـى و در آخـریـن روزهاى ماه مبـارک رمضان سـال ۱۱۱۱ هـ.ق در شهر دانـش پـرور اصفهان، چشـم از جهان فرو بست و به سراى باقـى شتافت. هر چند بعضی وفات او را در ۲۷ ماه رمضان سال ۱۱۱۰ می نویسند قبر شریفش در جامع اصفهان کنار پدر بزرگوارش زیارتگاه است

لقب:
علامه مجلسى پـس از رحلت پدر بزرگـوارش ، به جاى او در مسجد جامع اصفهان اقامه نماز جماعت مـى نمـود ایشان از زمان شاه عبـاس دوم تا زمان شاه سلطان حسیـن داراى مقام و قدرت مطلق دینى بود و تا آخرین روزهاى حیاتـش ایـن قدرت و نفـوذ همچنان رو به افزایـش و تعالـى مى رفت ، به همین مناسبت از جانب سلاطیـن صفـوى عنـوان شیخ الاسلامى که عالـى تریـن درجه روحانیت در آن عصر بـود به وى اعطا گردیـد.
شیخ الاسلام بالاترین و مهمترین منصب دینى و اجرایى در آن عصر بود.او قاضى و حاکم در مشاجرات و دعاوى بود. تمام امور دینى زیر نظر مستقیم او انجام مى گشت و تمام وجوهات به محضر او فرستاده مى شد شیخ الاسلام سرپرستى درماندگان و ایتام و… را نیز برعهده داشت.نکته مهم در اینجا آن است که علامه این منصب را با اصرار و التماس شاه پذیرفت و در همان مجلس، شاه چند بار کلمه التماس را بر زبان آورد تا علامه راضى به پذیرفتن این منصب گردد.علامه تا پایان عمر خویش عهده دار این وظیفه مهم بود.
علامه،
محمد باقر مجلسى این لقب پر افتخار را از بزرگانى همچون وحید بهبهانى، علامه بحر العلوم و شیخ اعظم انصارى اخذ کرده است. این بزرگان که هریک دریایى متلاطم از علوم و معارف اسلامى هستند با دیدن مقام و منزلت علامه مجلسى این لقب را در مورد او به کار بردند و به حق او علامه عصر خویش بود.
شهرت و لقب:علامه مجلسی را به عناوین زیر یاد کرده اند:
۱)آخوند مجلسی ۲)صاحب بحارالانوار ۳)علامه مجلسی ۴)فاضل مجلسی ۵)مجلسی اصفهانی ۶)مجلسی ثانی ۷)مجلسی دوم ۸)مجلسی(به طور مطلق) ۹)محدث مجلسی

تألیفات:
علامه مجلسـى محقق پر کارى بـود که در عمر شریف خـویـش لحظه اى از تألیف و تحقیق نیاسـود و تـوانست کتابخانه بزرگى را که یادگار نیاکانـش بـود غنـى تر و پـر بارتر ساخته و جهت استفاده علاقه منـدان در اختیار دانـش پژوهان قرار دهد ، او براى به دست آوردن کتب نادر و کمیاب به کشورهاى دیگر از جمله یمـن مسافرت نمود. به دست تواناى علامه مجلسـى کتب زیادى نگارش یافت که به دو بخـش ، تألیفات فارسـى و عربى قابل تقسیم است. ‏
ایشان در عمر ۷۳ ساله خویش بیش از یکصد کتاب به زبان فارسى و عربى نوشت که اولین آنها کتاب الأوزان و المقادیر یا میزان المقادیر و آخرین تألیف ایشان هم کتاب حق الیقین است، تعداد کتابهای علامه مجلسی را به زبانهای فارسی و عربی حدود ۲۰۰ جلد کتاب می باشد که اگر سایر تالیفات ایشان را نیز به سبک جدید چاپ کنند کلیه تالیفات او را می توانبالغ بر ۳۰۰ جلد به قطع وزیری و هر جلدی ۴۰۰ صفحه تضمین کرد.
بحار الانواردر ۱۱۰ جلد مراه العقول در ۲۵ جلد و ملاف الاختیاردر ۱۶ جلد از مهمترین آثار اوو همگی به زبان عربی است جالب این است که تاریخ وفات وی به حساب ابجد معادل است با “جامع کتاب بحارالانوار”

از میان آثار فارسی مجلسی ۵ کتاب از همه مهمتر می باشد:حق الیقین در اعتقادات ـعین الحیاه در اخلاق ـحلیله المتقین در آداب و احکام ـحیاه قلوب در تاریخ پیامبرانو جلاالعلوم در تاریخ امامان.
علاوه بر اینها برخى کتب علامه عبارتند از:
۱-بحار الأنوار، که یک مجموعه بزرگ روایى و تاریخى ۱۱۰ جلدی است و در ضمن آن تفسیر بسیارى از آیات قرآن کریم هم آمده است.
۲-مرآه العقول، شرح کافى ثقه الاسلام کلینى است در ۲۶ جلد.
۳-ملاذ الأخیار، شرح تهذیب شیخ طوسى است در ۱۶ جلد.
۴-الفرائد الطریفه، شرح صحیفه سجادیه علیه‏السلام است.
-۵ شرح أربعین حدیث، که از بهترین کتب در این موضوع مى‏باشد.
۶-حق الیقین، در اعتقادات است و به زبان فارسى نوشته شده. علامه چندین کتاب کلامى دیگر نیز دارد.
۷-زاد المعاد، در اعمال و ادعیه ماهها (فارسى)
۸-تحفه الزائر، در زیارات (فارسى)
۹-عین الحیاه، شامل مواعظ و حکم برگرفته از آیات و روایات معصومین علیهم‏السلام (فارسى)
۱۰-صراط النجاه
۱۱-حلیه المتقین، در آداب و مستحبات روزانه و در طول زندگى (فارسى)
۱۲-حیاه القلوب در تاریخ پیامبران و ائمه علیهم‏السلام در سه جلد (فارسى)
۱۳-مشکاه الأنوار، که مختصر حیات القلوب است (فارسى) در آداب قرائت قرآن و دعا
۱۴-جلاء العیون در تاریخ و مصائب اهل بیت علیهم‏السلام (فارسى)
۱۵-توقیعات امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف همراه با ترجمه آنها
۱۶-کتب فراوانى بعنوان ترجمه احادیث خاص مانند ترجمه توحید مفضل و…
۱۷-کتبى در موضوع ترجمه ادعیه و زیارات همچون زیارت جامعه کبیره و دعاى سمات و…
۱۸-رساله‏هاى فراوان فقهى که به جهت اختصار از آنها نام نمى‏بریم کتابهایى نیز در موضوعات مختلف از قبیل تفسیر، رجال، تراجم و… از علامه به یادگار مانده است.

مراه العقول فی شرح اخبار الرسول در شرح اصول کافی
الوجیزه فی الرجال
الفوائد الطریقه فی شرح الصحیفه السجادیه
رساله الاوزان
المسائل الهندیه
رساله اعتقادات
رساله فی الشکوک
مقیاس المصابیح
ربیع الاساییع
رساله در شکوک
رساله دیات
رساله در اوقات
رساله در جفر
رساله در بهشت و دوزخ
رساله اختیارات ایام
ترجمه عهدنامه امیرالمومنین (ع ) به مالک اشتر
شرح های دعای جوشن کبیر
رساله در رجعت
رساله در آداب نماز
رساله در آداب نماز

نکته قابل توجه در آثار علامه مجلسى آن است که ایشان اکثر عناوین کتبش را کتابهاى فارسى تشکیل مى‏دهد و این نکته توجه علامه را به هدایت جامعه خویش که فارسى زبان بودند بخوبى نشان مى‏دهد.
صرف نظر از تألیف و تصنیف و تحقیق و آنهمه مراتب علمی و فقهی و ادبی و حکمی، که در تألیفاتش بکاربرده است، بالغ بر یک میلیون و چهار صد هزار بیت شعر نیز گفته است که اگر بر همه روزهای عمر علامه مجلسی ( از ابتدای تولد تا انتهای عمر ) تقسیم شود ۵۳ بیت در روز خواهد بود

شاگردان علامه:
بیش از یکهزار نفر از طلاب و دانش پژوهان از محضر پر فیض علامه مجلسى استفاده نموده اند. علامه اجازهاى فراوانى نیز به شاگردان خویش داده است.
از جمله شاگردان علامه اند:
۱ – سید نعمت اللّه جزائرى
۲ – جعفر بن عبد اللّه کمره اى اصفهانى
۳ – زین العابدین بن شیخ حرّ عاملى
۴ – سلیمان بن عبد الله ماحوزى بحرانى
۵ – شیخ عبد الرزاق گیلانى
۶ – عبد الرضا کاشانى
۷ – محمد باقر بیابانکى
۸ – میرزا عبد الله افندى اصفهانى مؤلف محترم ریاض العلماء
۹ – سید على خان مدنى مؤلف گرانقدر ریاض السالکین (شرح صحیفه سجادیه علیه السلام)
۱۰ – شیخ حرّ عاملى
۱۱ – ملا سیما، محمد بن اسماعیل فسایى شیرازى
۱۲ – محمد بن حسن، فاضل هندى و…
اساتید
متأسفانه با آنکه اطلاعات ما در مورد زندگى علامه مجلسى فراوان است، پیرامون اساتید او اطلاع کمى در دست داریم. البته مشایخ روایت علامه را مى شناسیم اما اینکه علامه محضر درسى چه کسانى را درک کرده مبهم است.
از جمله اساتید و مشایخ نقل علامه اند:
۱ – پدرش محمد تقى مجلسى (متوفاى ۱۰۷۰ هجرى) که استاد علامه در علوم نقلى بوده است.
۲ – مرحوم آقا حسین خوانسارى (متوفاى ۱۰۹۸ هجرى)، فرزند آقا جمال که استاد علامه در علوم عقلى بوده است.
این دو بزرگوار اساتید علامه هستند، اما مشایخ نقل او:
۳ – مولا محمد صالح مازندرانى (متوفاى ۱۰۸۶ هجرى)
۴ – ملا محسن فیض کاشانى (متوفاى ۱۰۹۱ هجرى)
۵ – سید على خان مدنى صاحب شرح معروف بر صحیفه سجادیه علیه السلام (متوفاى ۱۱۲۰ هجرى)
۶ – شیخ حرّ عاملى مؤلف کتاب وسائل الشیعه (متوفاى ۱۱۰۴ هجرى).
لازم به ذکر است که این دو تن علاوه بر اجازه هایى که به علامه داده اند از ایشان اجازه هم گرفته اند بنا بر این جزء شاگردان علامه نیز محسوب مى گردند.

_احمد عابدی. آشنایی با بحارالانوار، بزرگترین دائرهالمعارف حدیث شیعه. چاپ اول. تهران: دبیرخانه همایش بزرگداشت علامه مجلسی با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۸. شابک‎ ۹۶۴-۴۲۲-۱۸۷-۷.

زندگانی سیمین دانشور

سیمین دانشور نخستین زن ایرانی بود که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشت. دکتر سیمین دانشور در سال ۱۳۲۷ توانست اولین مجموعه داستان‌های کوتاهش را با عنوان «آتش خاموش» منتشر کند. سیمین دانشور و جلال آل‌احمد در سال ۱۳۲۹ با یکدیگر ازدواج کردند.

سیمین دانشور نویسنده و مترجم ایرانی و همسر جلال آل‌احمد بود و در اکثر فعالیت های فرهنگی و اجتماعی همسرش حضور و همکاری داشت. سیمین دانشور نخستین زن ایرانی بود که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشت.

مهم‌ترین اثر سیمین دانشور رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است سووشون از جمله پرفروش‌ترین آثار ادبیات داستانی در ایران به شمار می‌رود. سیمین دانشور همچنین عضو و نخستین رئیس کانون نویسندگان ایران بود.

سیمین دانشور در ۸ اردیبهشت ۱۳۰۰ در شیراز به دنیا آمد. پدرش دکتر محمدعلی دانشور (احیاءالسلطنه) همان کسی است که سیمین دانشور در رمان «سووشون» از او به نام دکتر عبدالله خان یاد می‌کند؛ احیاءالسلطنه مردی با فرهنگ و ادب بود و عضو گروه حافظیون که شب‌های جمعه بر سر مزار حافظ جمع می‌شدند و یاد حافظ را زنده می‌داشتند. مادر سیمین دانشور قمرالسلطنه حکمت نام داشت. بانوی شاعر و هنرمند که نقاشی را به فرزندانش می‌آموخت و مدتی هم مدیر هنرستان دخترانه هنرهای شیراز بود سیمین سه برادر و دو خواهر داشت و در خانواده‌ای اهل ذوق و هنر پرورش یافت.

سیمین دانشور، این بانوی داستان‌سرا از کودکی با ادبیات و هنر توسط مادر و پدرش آشنا شد و دوران ابتدایی و متوسط را در مدرسه انگلیسی «مهرآئین» به تحصیل پرداخت و در امتحانات نهایی شاگرد اول سراسر کشور شد. سیمین سپس به تهران آمد و در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به تحصیل مشغول شد و در مدرسه‌ای آمریکایی در تهران اقامت گزید.

پدر سیمین دانشور در سال ۱۳۲۰ زمانی که سیمین موفق به اخذ مدرک لیسانس شده بود، درگذشت و با وجود درآمد مکفی پدر و ثروت مادرش برای مدتی مجبور به کار کردن شد. از جمله کارهایی که سیمین دانشور به آن اشتغال داشت، معاونت اداره تبلیغات خارجی و همچنین نوشتن مقاله برای روزنامه ایران آن زمان با نام مستعار «شیرازی بی‌نام» بود و برای مدت کوتاهی نیز در رادیو تهران مشغول بود.

سیمین دانشور، اولین زن نویسنده ایران:
دکتر سیمین دانشور در سال ۱۳۲۷ توانست اولین مجموعه داستان‌های کوتاهش را با عنوان «آتش خاموش» منتشر کند که برخی از داستان‌های این مجموعه ۱۶ قسمتی، قبلا در روزنامه کیهان، مجله بانو و امید چاپ شده بود.
سیمین دانشور در واقع اولین زنی است که داستان نویس بودن را به صورت حرفه‌ای پیش گرفت. البته قبل از دانشور هم افرادی بودند، مانند امینه پاکروان که البته به فرانسه می‌نوشت، ولی فارسی را خوب نمی‌دانست، اما در هر حال سیمین دانشور را اولین زن نویسنده ایرانی می‌دانند. سیمین دانشور در دوره‌ای داستان‌نویسی را آغاز می‌کند که حضور زن به عنوان نویسنده خرق عادت بود؛ کاری را که فروغ فرخزاد در شعر انجام می‌دهد، دانشور در داستان ترسیم می‌کند.

آتش خاموش، اولین اثر سیمین دانشور:
سیمین دانشور اولین اثر خود، «آتش خاموش» را در ۲۲ سالگی نوشت و در ۲۷ سالگی چاپ کرد؛ البته این داستان مشق اول او بود. سیمین دانشور وقتی که آن را به صادق هدایت نشان داد و نظرش را خواست به او گفت «اگر من به تو بگویم چطور بنویس و چکار کن دیگر خودت نخواهی بود، بنابراین بگذار دشنام‌ها و سیلی‌ها را بخوری تا راه بیفتی» و (دانشور) ادامه می‌دهد. البته خود سیمین دانشور علاقه چندانی به اولین اثرش نداشت و معتقد بود این مجموعه به مقتضای سنش بسیار رمانتیک است و هرگز اجازه چاپ مجدد آن را نداد.

ازدواج سیمین دانشور با جلال آل احمد:
سیمین دانشور در آخر بهار سال ۱۳۲۷ پس از انتشار «آتش خاموش» در مسیر بازگشت از شیراز به تهران با جلال‌ آل‌احمد آشنا شد. این تاریخ نقطه عطفی در زندگی سیمین دانشور محسوب می‌شود؛ زیرا جلال ‌آل‌احمد نیز از نویسندگان بنام دوره است که اولاً با بزرگان این عرصه آمد و شد دارد، ثانیاً ذاتاً نویسنده‌پرور است.

سیمین دانشور در سال ۱۳۲۸ موفق به اخذ مدرک دکتری ادبیات فارسی از دانشگاه تهران شد و رساله زیبایی شناسی «علم الجمال و جمال» را که در رابطه با ادبیات قرن هفتم است، به رشته تحریر درآورد. به مدت ۵ سال با متقدان بزرگی چون فاطمه سیاح، بهمینار، ملکی و فروزانفر کار کرد.

سیمین دانشور در سال ۱۳۲۹ با جلال آل‌احمد ازدواج کرد. البته این ازدواج مخالفت‌هایی را از جانب خانواده جلال آل احمد به همراه داشت؛ پدر جلال در روز عقدکنان مراسم را ترک کرد و به قم بازگشت و تا ۱۰ سال بعد از آن، پای به خانه جلال نگذاشت. سیمین دانشور تا سال ۱۳۴۸ که جلال به طور ناگهانی در اسالم گیلان نقاب خاک بر چهره پوشید، با وی همراه بود.

تحصیل سیمین دانشور در دانشگاه استنفورد:
در سال ۱۳۳۱ (۱۹۵۱ میلادی) دکتر سیمین دانشور با استفاده از بورس تحصیلی فولبریت به ایالات متحده آمریکا رفت و به مدت دو سال در رشته زیباشناسی در دانشگاه استنفورد مشغول به تحصیل شد و نزد والاس استنگر داستان‌نویسی و نزد فیل پریک نمایشنامه نویسی آموخت.

در این مدت داستان‌های کوتاه دانشور به انگلیسی در مجله ادبی پاسیفیک اسیکتاتور و کتاب داستان‌های استنفورد به چاپ رسید. سیمین دانشور در آمریکا تکنیک، فضاسازی، مکان و محیط داستانی را آموخت و در واقع از مدرن‌ترین شیوه‌های روایی داستان آگاه شد. دانشور وقتی از آمریکا برگشت، «شهری چون بهشت» را نوشت که ده‌ها قدم از آثار قبلی‌اش جلوتر بود.

سیمین دانشور و جایگاه زن ایرانی:
سیمین دانشور، با آنکه اهل شیراز بود، اما به دلیل سال‌ها حضور و زندگی در تهران به یکی از نمادهای فرهنگی این شهر تبدیل شد. دانشور در بسیاری از آثار خود راوی فضای شهر تهران می‌شود و این شهر به خصوص در آثار بعد از «سووشون» جزء لاینفک ساختار داستانی وی شد.

سیمین دانشور در مصاحبه‌ای خود را برخلاف همسرش (جلال آل احمد)، اهل سیاست به حساب نمی‌آورد: «من همیشه سیمین دانشور باقی ماندم، هیچ گاه سیمین آل احمد نشدم و اصلاً هم با طرز فکر جلال موافق نبودم و نیستم. من با نوسان موافق هستم و هرگز سیاسی نبودم. هدف سیاست رسیدن به قدرت است و آدم خاص و جاه طلبی می‌خواهد. من آدمی هستم به کلی غیرسیاسی»

به طور کلی سیمین دانشور در آثار خود به مشکل هویت و جایگاه زن ایرانی در مرحله‌ای از تغییر و تحول اجتماعی می‌پردازد و تلاش زنان برای خودیابی را با انتقاد از جامعه‌ای ـ که دنیای زنان ناشناخته‌تر از دنیای مردان است ـ مورد بررسی قرار می‌دهد.

رمان «جزیره سرگردانی» که وقایع آن از نزدیکی‌های پاگیری انقلاب اسلامی در کشور آغاز و تا بحبوحه انقلاب ادامه می‌یابد، جزء آخرین آثار داستانی منتشره از سیمین دانشور ، این بانوی کهنسال نویسنده است که در شمارگان بالایی به چاپ رسیده و مورد توجه محافل و منتقدان ادبی واقع شده است.

درگذشت سیمین دانشور:
سیمین دانشور پس از یک دوره بیماری آنفلوآنزا، عصر روز ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ برابر با ۸ مارس ۲۰۱۲ در ۹۰ سالگی در خانه‌اش در شهر تهران درگذشت.

آثار سیمین دانشور:
• مجموعه داستانهای سیمین دانشور
– آتش خاموش، اردیبهشت ۱۳۲۷
– شهری چون بهشت، دی ۱۳۴۰
– به کی سلام کنم؟، خرداد ۱۳۵۹
– از پرنده‌های مهاجر بپرس، ۱۳۷۶

• رمان‌های سیمین دانشور
– سَووشون معروف‌ترین اثر دانشور در تیر ۱۳۴۸
– جزیرهٔ سرگردانی، ۱۳۷۲
– ساربانْ سرگردان، ۱۳۸۰
-کوه سرگردان

• ترجمه‌های سیمین دانشور
-سرباز شکلاتی، نوشتهٔ برنارد شاو، ۱۳۲۸
-دشمنان، نوشتهٔ آنتون چخوف، ۱۳۲۸
-بنال وطن، نوشتهٔ آلن پیتون، ۱۳۵۱
-داغ ننگ، نوشتهٔ ناتانیل هاثورن
-باغ آلبالو نوشتهٔ آنتوان چخوف، ۱۳۸۱
-ماه عسل آفتابی (مجموعه داستان)، نوشتهٔ ریونوسوکه آکوتاگاوا و…

• آثار غیرداستانی سیمین دانشور
– غروب جلال، انتشارات رواق، ۱۳۶۰
– شاهکارهای فرش ایران
– راهنمای صنایع ایران
– ذن بودیسم

منبع: ویکیپدیا مهرنیوز

زندگانی علی‌اصغر حکمت

علی‌اصغر حکمت (۱۳۵۹ – ۱۲۷۱)، سیاست‌مدار، ادیب، شاعر، نویسنده و مترجم معاصر ایرانی است. وی سیاست‌مدار در دوره رضا شاه و محمدرضا شاه، چندین دوره عهده‌دار مقام وزارت، نخستین رئیس دانشگاه تهران، و بنیان‌گذار کتابخانه ملّی ایران در مقام وزیر فرهنگ و معارف وقت و بنیان‌گذار نشریه فروغ تربیت است.

تولد و کودکی:
علی‌اصغر حکمت فرزند احمدعلی مستوفی معظم الدوله (حشمت الممالک شیرازی) بود. اجداد وی از علمای شیراز بودند و از طرف مادر نیز نوه حسن فسایی نویسنده کتاب فارسنامه ناصری بود و جد او سید علیخان امیرکبیر صاحب شرح صحیفه نام داشت.

تحصیلات:
علی‌اصغر حکمت پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه در شیراز برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در کنار آموختن علوم جدید در مدرسه آمریکایی به آموختن علوم اسلامی نظیر فقه و اصول در مدارس اسلامی پرداخت. معروف است که آیت‌الله میرزا طاهر تنکابنی نیز از اساتید وی بوده‌است.
حکمت در سال ۱۲۹۷ ش وارد خدمات فرهنگی شد و با نشر مقالات تحقیقی و تدریس زبان انگلیسی در مدارس متوسطه، کسب شهرت نمود و وارد فعالیت‌های سیاسی شد و با کمک عده‌ای از دوستان و همفکران خود به رهبری علی‌اکبر داور، حزب رادیکال را بنیانگذاری کردند. حکمت تا سال ۱۳۰۹ در وزارت معارف خدمت می‌کرد. در این سال به تشکیلات جدید داور در دادگستری وارد شد و پس از چندی برای مطالعه در امور قضایی و ثبتی به اروپا اعزام شد. وی در اروپا وارد دانشکده حقوق و ادبیات شد و مدرک لیسانس در هر دو رشته گرفت. مأموریت دیگر حکمت در اروپا مطالعه در امر آموزش و پرورش و دانشگاه بود. در سال ۱۳۰۹ به منظور تکمیل تحصیلات خود به فرانسه و انگلستان عزیمت کرد و از دانشگاه سوربن پاریس در رشته ادبیات فارغ‌التحصیل گردید و به تهران بازگشت.

درگذشت:
علی‌اصغر حکمت روز دوشنبه سوم شهریور ۱۳۵۹ ه. ش برابر چهاردهم شوال ۱۴۰۰ ق. در تهران وفات یافت و در آرامگاه خانوادگی در حضرت عبدالعظیم (باغچه توتی) به خاک سپرده شد.

وزارت معارف:
حکمت در شهریور ۱۳۱۲ به تهران احضار شد و در کابینه ذکاءالملک فروغی ابتدا کفیل و بعد وزیر معارف و رئیس دانشگاه شد. در کابینه جم نیز وزیر فرهنگ بود، دوران پنج ساله وزارت فرهنگ علی‌اصغر حکمت را باید دوران تحول فرهنگی در این وزارتخانه نام نهاد. حکمت پس از معافیت از وزارت فرهنگ در اسفند ۱۳۱۷ در ترمیم کابینه محمود جم به وزارت کشور منصوب شد. در کابینه دکتر متین دفتری نیز همان سمت را عهده‌دار بود. در خرداد ۱۳۱۹ بار دیگر از خدمت معاف شد و به کار تحقیق و مطالعه پرداخت. وی در ترمیم کابینه فروغی در ۳۰ شهریور ۱۳۲۰ وزیر بازرگانی و پیشه و هنر شد. در ترمیم دیگر کابینه فروغی، وزارت بهداری را برعهده گرفت. در کابینه سهیلی نیز همچنان وزیر بهداری بود.

مهمترین اقدامات:
حکمت به اقتضای مسؤولیتهایی که بر عهده داشت دست به اقدامات سیاسی- اجتماعی و فرهنگی گوناگونی زد که از جمله آنها می‌توان بدین موارد اشاره نمود: تأسیس کتابخانه‌های (ملی، فنی معارف، دانشسرای عالی)، احیای انجمن آثار ملی، تأسیس موزه‌های (ایران باستان، مردم شناسی، پارس شیراز و موزه حضرت معصومه قم)، تأسیس دانشگاه تهران به همراهی جمعی از روشنفکران و سیاست‌مردان دیگر و تأسیس دانشکده علوم معقول و منقول، دانشسراهای مقدماتی، تأسیس مدارس جدید، دارالتربیه عشایر، برگزاری کلاسهای ملی شبانه جهت مبارزه با بیسوادی، تغییر نام مدارس خارجی به فارسی، تأسیس پیشاهنگی و سازمان تربیت بدنی، تأسیس صحیه مدارس، و تأسیس فرهنگستان ایران.

سال ۱۳۱۳ او از صادقِ هدایت شکایت کرد و صادق هدایت به ادارهٔ تامینات خواسته شد و از او گرفته شد. که دیگر ننویسد و چیزی چاپ نکند و بدین گونه صادقِ هدایت از اولین ممنوع‌القلم‌های تاریخِ سانسورِ ایران شد.

ریاست دانشگاه تهران:
تأسیس دانشگاه تهران، تأسیس دانشسراهای مقدماتی در سراسر کشور، برگزاری جشن هزاره فردوسی، تأسیس فرهنگستان ایران، ایجاد پیش‌آهنگی و تغییر برنامه‌های مدارس به اصول آموزشی کشورهای خارج، ایجاد تحول در زبان و ادبیات پارسی، توجه به آثار باستانی و تشکیل موزه ایران باستان، تربیت کادر آموزشی و انتشار نشریات و توجه به امر ورزش در مدارس، توسعه و تکمیل مدارس ابتدایی و متوسطه از جمله کارهای او بود.

فعالیت‌های آموزش:
علی اصغر حکمت ازسال ۱۳۲۹ استاد کرسی تاریخ مذاهب و ادبیات ایران در دانشگاه تهران بود. تدریس یکی از مهمترین اشتغالات حکمت بود که حتی در دوران وزارت آن را رها نکرد. وی همزمان با تحصیل در جردن تهران به تدریس فارسی و عربی در کلاس‌های یازدهم و دوازدهم مدرسه پرداخت. با أخذ دانشنامه به شیراز بازگشته، به تدریس جغرافیا و حساب مشغول شد. مدتی نیز به تدریس انگلیسی در مدارس علمیه پرداخت که با مخالفت عده‌ای این سمت را از دست داد. از ۱۳۱۵ ش علاوه برداشتن مسؤولیت وزارت فرهنگ و ریاست دانشگاه تهران به تدریس تاریخ ادبیات ایران و ادیان و مذاهب نیز می‌پرداخت که این امر تا سال ۱۳۵۱ ش ادامه یافت.

حکمت در هندوستان:
حکمت شیرازی در تحکیم و توسعه روابط همه‌جانبه ایران با کشورهای مسلمان و آسیایی، به ویژه هندوستان، کوشش فراوان کرد. او چندی سفیر کبیر ایران در هند بود و از دانشگاه دهلی دکترای افتخاری دریافت داشت. حکمت با بسیاری از رجال هند چون مهاتما گاندی، جواهر لعل نهرو، ابوالکلام آزاد، تاگور و… دوستی و مراوده داشت. بخشی از آثار تحقیقی و ادبی وی نیز دربارهٔ هند است از جمله «نقش پارسی بر احجار هند»، «سرزمین هند»، «ادیان و تمدّن و فرهنگ هند» و… از او اشعاری نیز دربارهٔ هند و شهرها و مردم این دیار باقی‌مانده که آنها را «هندیات» نامیده‌است. حکمت چهار سفر به هند کرد که گزارش سه سفر را در یادداشت‌های خود آورده‌است: نخستین سفر حکمت از روز شنبه ۶ اسفند ماه ۱۳۲۲ / ۲۶ فوریه ۱۹۴۴ آغاز می‌شود و تا ۱۶ اردیبهشت ۱۳۲۳ / ۶ می۱۹۴۴ ادامه می‌یابد. او خاطرات خود را از این سفر در دفتر ششم ثبت کرده‌است که: «… روزی آقای دکتر صدیق، وزیر فرهنگ، تلفنی به من گفتند که اگر مایل باشید به هندوستان سفری شوید و هفته‌ای برنیامد که مقرّر شد که این بنده به‌اتّفاق دکتر غلامرضا رشید یاسمی و ابراهیم پور داود، به عنوان هیئت فرهنگی، به هندوستان اعزام شویم. روز شنبه ۶ اسفند ۱۳۲۲ / ۲۶ فوریه، بار سفر بسته شد و با هواپیما از تهران به عزم هندوستان حرکت نمودیم.

سفر دوم حکمت به هند پنجشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۲۵ آغاز می‌شود و تا هفتم خرداد ۱۳۲۶ شمسی، برابر با ۲۹ مه ۱۹۴۷، ادامه می‌یابد، ظاهراً این اوّلین سفر حکمت به هندوستان، پس از استقلال هند است. این سفر برای شرکت در کنفرانس ملل آسیایی ترتیب داده شده‌است و حکمت در رأس هیأتی است که مصطفی قلی رام، دکتر غلامحسین صدیقی، دکتر مهدی بیانی، محمّدتقی مقتدری، خوشحال سعید شارما، عبّاس آریا و صفیه فیروز در آن عضویّت دارند و با هواپیما از تهران به کرمان و زاهدان می‌روند و از آنجا با راه آهن به میرجاوه و سپس کویته می‌روند و از آنجا به دهلی می‌رسند. در این سفر جواهر لعل نهرو، صدر اعظم فقید و وزیر امور خارجه که به قول حکمت «بزرگترین زعیم حزب کنگره هندوستان می‌باشد» این هیئت را در روز ۲ اسفند ۲۵، برابر با ۱۱ مارس ۱۹۴۷، به چای دعوت می‌کند: «وی در خانه خود از ما پذیرایی نمود. به مهربانی و ادب بسیار و دختر و نوه او نیز بودند. در حقیقت مجلسی دوستانه و خانوادگی بود. (نهرو) با قیافه باهوش و جذّاب و معقول خود با ما صحبت می‌نمود. مراسله‌ای که از طرف آقای قوام السّلطنه به او نوشته شده بود، به او هدیه کردم، از کتاب معروف او Discovery Of India که در آن راجع به روابط ایران و هند صحبت کرده‌است و نقل کلامی از من نموده‌است، صحبت شد و او را به خاطر تألیف آن کتاب ستایش کردم، وعده کرد آن را برای من بفرستد.» حکمت و همراهان در همین روز در عمارت مجلس مقننه با ابوالکلام آزاد که وزیر فرهنگ هند بود، ملاقات می‌کنند. حکمت می‌نویسد: «ابوالکلام آزاد پیرمردی است که در حدود شصت سال دارد و بسیار باهوش و حسّاس و پر از حرارت و جوش است و عربی و فارسی را به فصاحت تکلّم می‌کند، ربع ساعتی پذیرایی نمود و از مسائل مربوط به فرهنگ عمومی سخن می‌گفت…» «مولانا ابوالکلام آزاد دعوت کرد که فردا عصر ساعت ۵ به منزل او برای چای برویم»«وزراء کابینه هند و خود پاندیت نهرو نیز بودند، میز چای مفصّلی چیده و میوه و شیرینی و چای خیلی خوب، مخصوصاً چای چینی معطّری صرف شد.»

آثار:
حکمت همچنین از مشاهیر فرهنگ و ادب فارسی بود که آثار بسیار گرانبهایی به خصوص در زمینه‌های ادبی، تاریخی و فرهنگی از خود برجای گذاشته‌است. در عرصه سیاست نیز از حکمت به عنوان یکی از مؤسسین حزب رادیکال یاد شده‌است.

تألیفات:
_امثال قرآن مجید
_شرح احوال جامی
_رساله در باب امیر علیشیر نوائی
_«پارسی نغز» (مجموعه‌ای است از برگزیده‌های پارسی‌گویان)
_تصحیح «کشف‌الاسرار»؛ میبدی
_ره‌آورد حکمت، از نوشته‌ها و خاطرات شخصی علی‌اصغر حکمت
_نقش پارسی براحجارهند

ترجمه:
_پنج حکایت از شکسپیر
_از سعدی تا جامی؛ ترجمه جلد سوم تاریخ ادبیات ادوارد براون؛
_امین و مأمون؛ ترجمه از سلسله روایات اسلامی جرجی زیدان
_ترجمه «رستاخیز»؛ تألیف تولستوی دانشمند روسی
_ترجمه «راه زندگانی»؛ تألیف نیکولا حداد مصری؛
_تاریخ جامع ادیان، نوشتهٔ جان بی. ناس
_نمایشنامه شاکونتالا اثر کالبداسا نویسنده هندی

از جمله نشانهای او، نشان درجه اول وزارت فرهنگ، ۱۲۹۹ -نشان لژیون دونوراز دولت فرانسه، نشان درجه اول همایون ۱۳۲۵ ه. ش، نشان درجه اول نیل از دولت مصر ۱۳۱۸ ه. ش، نشان درجه اول الکواکب الاردنی از دولت هاشمی اردن، ۱۳۲۸ ه. ش-نشان درجه اول سردار اعلا از دولت افغانستان ۱۳۲۹ ه. ش، نشان رسمی درجه اول از دولتهای هلند، دانمارک، انگلستان، ژاپن و ایتالیا.

علی‌اصغر حکمت اهدا کننده حدود ۵۵۴۹ هزار جلد کتاب اعم از موروثی یا خریداری شده و روزنامه ـ عصر ناصری تا زمان معاصرـ به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران در خرداد ۱۳۵۱ش. است که ۵۰۰ نسخه آن خطی و منحصربه‌فرد است. همچنین فرمانها و اسناد و کتابهای خطی اجداد خود را به کتابخانه آستان قدس رضوی و اشیای ذی‌قیمت دیگری را نیز به موزه ملی پارس اهدا نمود.

_رستگار فسایی، علی اصغر حکمت شیرازی، تهران، طرح نو، ص ۱۳۰و ۱۳۴، ۱۵۸–۱۵۰، ۱۸۸–۱۶۴؛ یغمائی، پیشین، ص ۳۳۱–۳۲۷؛ عاقلی، پیشین، ص۵۸۶؛ مرسلوند، ص ۱۱۵.

زندگانی مارتین لوتر

مارتین لوتر (۱۰ نوامبر ۱۴۸۳ تا ۱۸ فوریه ۱۵۴۶) یک راهب آلمانی بود که پدر اصلاحات پروتستان شد. او به طور گسترده ای به دلیل انتقاد از جنبه های کلیسای کاتولیک رم شناخته می شود. او به طور خاص معتقد بود که منبع دارای مشروعیت برای تفسیر کلام مسیح، کتاب مقدس انجیل است و نه کلیسای کاتولیک رم. مارتین لوتر، انجیل را نیز به آلمانی ترجمه کرد و آن را بیش از پیش برای عموم مردم قابل دسترس نمود.

مارتین لوتر در سال ۱۵۰۱ به عنوان یک دانشجو وارد دانشگاه ارفورت شد. او در مورد ارسطو مطالعه کرد و به فلسفه و کلام علاقه مند شد. با این حال، او از دلیل صرف راضی نشد و بنابراین تصمیم گرفت تبدیل شدن به یک راهب شده و زندگی خود را وقف خدا کند. به عنوان راهب، او احساس خشکی معنوی می کرد. دلیل این وضعیت این بود که او بسیار نسبت به شکست های خود حالت نکوهشی داشت و حس می کرد که گناه های وی به جای کم شدن بزرگ تر شده اند. بنابراین مربی معنوی وی کار بیشتری به او داد تا بیش تر مشغول شده و آنقدر در خود فرو نرود.

شروع انتقاد:
در سال ۱۵۱۷، مارتین لوتر برای اولین بار به کلیسای کاتولیک در مورد فروش بخشش ها (بخشش کامل یا جزئی گناهان بوسیله پول) اعتراض کرد. مارتین لوتر استدلال کرد که تنها ایمان است که می تواند باعث آمرزش گناهان شود نه پرداخت پولی .
کلیسا پاسخ کندی به انتقاد مارتین لوتر داد و در این دوره مارتین تبدیل به نویسنده پرکاری شد و نوشته های او به طور گسترده ای در سراسر اروپا پخش شد.

تکفیر :
مارتین لوتر برای امتناع از انکار ۴۱ جمله از نوشته های خود، در سال ۱۵۲۰ تکفیر شد. در آوریل ۱۵۲۱، اجرای ممنوعیت نوشته های لوتر به دست مقامات سکولار افتاد. لوتر اذعان کرد که نویسنده نوشته است، ولی باز هم نخواست از آنها تبری بجوید. او گفت: من سر کلام خود باقی خواهم ماند. لوتر به عنوان یک قانون شکن محکوم شد و به همین دلیل، از آن به بعد می ترسید که کشته شود. با این حال، او موفق شد چندین ماه مخفی بماند و سپس به ویتنبرگ بازگشت و موعظه و سخنرانی های بیشتری در مورد آموزه های و دیدگاه های ضد کاتولیک خود انجام داد. در این دوره او انجیل را از یونانی به آلمانی نیز ترجمه کرد.

ازدواج:
مارتین لوتر
مارتین لوتر با یک راهبه سابق ازدواج کرد و در نتیجه مهر تاییدی برای ازدواج شخصیت روحانی در سنت پروتستان ایجاد کرد. وی با همسر خود، کاتارینا فون بورا، دارای ۵ کودک شدند.

سال های پایانی:
بین سال های ۱۵۳۱ تا ۱۵۴۶، در زمانی که وی با مشکلات ایجاد اصلاحات و ترس مداوم از دستگیری توسط مقامات درگیر بود، وضعیت سلامتی مارتین لوتر رو به وخامت گذاشت. در این دوره، مارتین لوتر زمان بیشتری را صرف نوشتن رساله های آنتی سمیتیزم کرد. در ابتدا او دوست داشت مردم یهودی به مسیحیت گرایش پیدا کنند، اما زمانی که آنها علاقه ای به تغییر دین نشان ندادند، او درخواست خروج اجباری یهودیان از آلمان را داد. این موضع قوی آنتی سمیتزیم، شهرتی به عنوان یک اصلاح طلب به وی داده است. با این حال، با ایجاد هسته های اصلاحات پروتستان، مارتین لوتر تاثیر بسیار زیادی بر توسعه جامعه غربی داشت.

_مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «مارتین لوتر»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد