زندگانی آلن تورینگ

آلن ماتیسون تورینگ (به انگلیسی: Alan Mathison Turing) ‏(۲۳ ژوئن ۱۹۱۲ — ۷ ژوئن ۱۹۵۴) ریاضی‌دان، دانشمند رایانه، منطق‌دان، فیلسوف، زیست-ریاضیدان و رمزنگار بریتانیایی بود.

تورینگ به عنوان پدر علم محاسبهٔ نوین و هوش مصنوعی شناخته شده‌است و مهم‌ترین جایزهٔ علمی رایانه به افتخار وی جایزهٔ تورینگ نام گرفته‌است. وی دارای نشان ویژهٔ سلطنتی انگلستان و نیز عضو پیوستهٔ کالج سلطنتی بود.
تورینگ به کمک ماشین تورینگ فرمولاسیون مؤثری برای روش الگوریتم و محاسبه تهیه کرد؛ با کمک آزمایش تورینگ، سهم مؤثر و محرکی در زمینهٔ هوش مصنوعی ارائه کرد:

آیا می‌توان روزی گفت: «ماشین هوشیار است و می‌تواند فکر کند؟»

او سپس در آزمایشگاه ملی فیزیک مشغول به کار شد، و یکی از طرح‌های اولیه برنامه ذخیره شده کامپیوتر را ارائه کرد، هرچند که در واقع ساخته نشد. در ۱۹۴۸ به دانشگاه منچستر رفت تا روی «منچستر مارک ۱» کار کند، که به عنوان اولین کامپیوتر حقیقی دنیا شناخته شد.

در طول جنگ جهانی، تورینگ در بلچلی پارک (مرکز کد شکنی انگلستان) مشغول بود و برای مدتی مسئول بخشی از آن بود، بخش مربوط به تحلیل نوشته‌های رمزی نیروی دریایی آلمان. او چند روش برای شکستن رمزهای آلمان‌ها ابداع کرد، شامل روش ماشینی الکترومکانیکی که می‌توانست ویژگی‌های ماشین انیگما را پیدا کند (بامب).

در سال ۱۹۵۰ در مقاله‌ای معیاری برای تعیین میزان هوشمندی رایانه پیشنهاد کرد که پس از آن به آزمایش تورینگ معروف شد:

سزاوارترین معیار برای هوشمند شمردن یک ماشین، این‌ست که آن ماشین بتواند انسانی را توسط یک پایانه «تله تایپ» به گونه‌ای بفریبد که آن فرد متقاعد گردد با یک انسان روبروست.

تا به حال هیچ برنامه‌ای قادر به موفقیت در این آزمون نگردیده‌است.

او با معرفی ماشین تورینگ، یک مدل ریاضی برای تحلیل توانایی‌های ذاتی الگوریتم‌ها بنیان گذاشت. به همین دلیل ماشین تورینگ یکی از عناصر اصلی در نظریه محاسبات و نظریه پیچیدگی است.

کودکی و جوانی:
پدر تورینگ، ژولیوس ماتیسون تورینگ، عضو مأمورین شهری هند بود. ژولیوس و همسرش سارا (۱۹۷۶–۱۸۸۱، دختر ادوارد والتر ستونی، مهندس ارشد راه آهن مدرس) می‌خواستند فرزندشان آلن در انگلستان بزرگ شود، به همین دلیل به لندن بزرگ بازگشتند، جایی که آلن تورینگ در ۲۳ ژون ۱۹۱۲ به دنیا آمد، امروزه بعنوان هتل کولونوید شناخته می‌شود. او یک برادر بزرگ‌تر به نام جان داشت. کار خدمات شهری پدرش همچنان فعال بود، و در طول دوران کودکی تورینگ والدین او بین انگلیس و هند در سفر بودند و فرزندان خود را نزد دوستان خود در انگلیس می‌گذاشتند.

از همان اوان کودکی علائم نبوغ در وی هویدا بود. والدینش او رادر سن شش سالگی در مدرسهٔ روزانهٔ سنت مایکل ثبت نام کردند. مدیر مدرسه و معلمین او بسیار زود به نبوغ وی پی بردند. در ۱۹۲۶، در ۱۴ سالگی، او به مدرسهٔ شربورن در دورست رفت. روز اول او در ترم جدید با «اعتصاب عمومی» در انگلستان همزمان شد، اما او چنان مصمم بود که در اولین روز حضور داشته باشد که به تنهایی ۹۷ کیلومتر (۶۰ مایل) از ساوتهمتون تا مدرسه را با دوچرخه طی کرد و شب رادر یک مسافرخانه به سر برد.


اتاق کامپیوترکینگس دانشگاه کمبریج به نام تورینگ نامگذاری شده‌است، شخصی که در ۱۹۳۱ دانشجوی آنجا شد.

تمایل ذاتی تورینگ به سمت ریاضی و علم برای او احترامی نزد برخی استادان شربورن که مدرسه‌ای معروف و پرهزینهٔ دولتی بود کسب نکرد، چراکه تأکید بیشتر آن روی مسایل و مباحث کلاسیک بود.
مدیر مدرسه برای والدین تورینگ نوشت: «امیدوارم او بین دو مدرسه افت نکند. اگر می‌خواهد در یک مدرسهٔ دولتی بماند، باید تلاش کند که یک فرد تحصیل کرده شود و اگر می‌خواهد صرفاً یک دانشمند شود، وقت خود را در یک مدرسهٔ دولتی تلف می‌کند.»

با این حال، تورینگ توانایی قابل توجه خود را در زمینه‌های مورد علاقهٔ خود به نمایش می‌گذاشت، با حل مسایل پیچیده در ۱۹۲۷ بدون اینکه حتی حساب دیفرانسیل مقدماتی خوانده باشد. در ۱۹۲۸، در ۱۶ سالگی تورینگ با کار آلبرت انیشتین مواجه شد، نه تنها آن را به طور کامل فهمید بلکه شک انیشتین در قانون‌های حرکت نیوتن را از روی متنی که هرگز این موضوع را آشکار نکرده بود پیش‌بینی کرد.

امیدها و تلاش‌های تورینگ با دوستی نزدیکی که با دانشجوی بزرگتر، کریستوفر مورکوم، ایجاد کرد افزایش یافت. مورکوم ناگهان چند هفته پس از آغاز آخرین ترم در شربورن، به دلیل سل گاوی از دنیا رفت. ایمان مذهبی تورینگ از بین رفت. او پذیرفت که هر پدیده‌ای شامل کار مغز انسان باید مادی باشد.

دانشگاه و کار وی در شمارش‌پذیری:
تمایل و تلاش تورینگ در ریاضیات و علوم کامپیوتر باعث شد نسبت به کار کلاسیک دانشگاه کم توجهی کند و در نتیجه موفق به دریافت بورسیهٔ تحصیلی ترینیتی کالج، کمبریج نشود، و به دانشگاه دیگری که انتخاب دومش بود کینگس کالج، کمبریج برود. او در سال‌های ۱۹۳۱–۱۹۳۴ درآنجا مشغول به تحصیل بود و در سال ۱۹۳۵ به خاطر مقالهٔ خود در رابطه با قضیهٔ محدودیت مرکزی به عنوان عضو آنجا انتخاب شد.

در مقالهٔ به یاد ماندنی «دربارهٔ اعداد شمارا، با استفاده از انسکیدانس پرابلم» (۲۸ می۱۹۳۶) تورینگ فرمول بندی‌های سال ۱۹۳۱ کرت گودل را دربارهٔ محدودیت‌های اثبات و محاسبات تجدید کرد و زبان ریاضی محور گودل را با چیزی که امروزه ماشین تورینگ نامیده می‌شود جایگزین کرد. او ثابت کرد که چنین ماشینی می‌تواند هر مسئلهٔ ریاضی ممکن که می‌شود به صورت الگوریتم بیان شود را حل کرد، حتی اگر هیچ ماشین تورینگ واقعی به دلیل سرعت کم آن نسبت به جایگزین‌های مناسب آن کاربرد عملی نداشته باشد.

تا امروز ماشین‌های تورینگ موضوع اصلی تحقیقات در تئوری محاسبات بوده‌اند. او برای اثبات این که «انسکیدانس پرابلم» هیچ حلی ندارد، ابتدا نشان داد که هالتینگ پرابلم برای ماشین تورینگ قابل حل نیست: مشخص نیست که ماشین تورینگ در چه زمانی متوقف می‌شود.

به دلیل انتشار اثبات او پس از اثبات معادل آلونزو چرچ در حساب لاندا، کار او کاملاً قابل درک و پذیرفتنی است. همچنین مفهوم «ماشین جامع (تورینگ)» و این ایده که چنین ماشینی می‌تواند کار هر ماشین دیگر را انجام دهد، کاملاً بدیع است. این مقاله همچنین اعداد تعریف‌پذیر را نیز معرفی می‌کند.

بیشتر سال‌های ۱۹۳۸ و ۱۹۳۷ را در دانشگاه پرینستون، با مطالعه تحت نظر آلونزو چرچ گذراند و موفق شد دکترای خود را در سال ۱۹۳۸ از پرینستون دریافت کند: تز او دربارهٔ محاسبه نسبی بود که ماشین‌های تورینگ را به (اصطلاحاً) اورکل می‌افزود، که می‌توان به کمک آن مسایلی را بررسی کرد که ماشین تورینگ نمی‌تواند بررسی کند. با بازگشت به کمبریج در سال ۱۹۳۹، او در سخنرانی‌های لودویگ ویتگنشتاین دربارهٔ اساس ریاضیات شرکت کرد. جایی که این دو با یکدیگر بحث و مخالفت می‌کردند و تورینگ از ظاهرگرایی دفاع می‌کرد و ویتگنشتاین معتقد بود که ریاضیات هیچ حقیقت مطلقی را کشف نمی‌کند.

تجزیه وتحلیل رمز:


دو کلبه در پلچلی پارک که تورینگ در سال‌های ۱۹۳۹–۱۹۴۰ در آنجا کار می‌کرد، تا زمانی که به هات ۸ رفت.

در طول جنگ جهانی دوم تورینگ یکی از حاضران اصلی در بلچلی پارک بود تا بتواند رمزهای آلمانها را بشکند. بر اساس کار انجام شده قبل از جنگ در لهستان در تجزیه و تحلیل رمز توسط ماریان رجوسکی، جرسی روسیچکی، هنریک زیگالسکی از کمیتهٔ رمز، او توانست روش‌هایی برای شکستن ماشین انیگما و لورنزو اس زد ۴۲/۴۰ (وسیله‌ای که توسط انگلیس‌ها تونی نامیده می‌شد) پیدا کند، و در آن زمان رئیس هات ۸، بخشی که وظیفه داشت کدهای نیروی دریایی آلمان‌ها را بشکند، بود.

از ۱۹۳۸ تورینگ برای مرکز کد و رمز دولت مشغول به کار بود، (سازمان کد شکنی انگلیس). او روی مسئلهٔ ماشین انیگما آلمان‌ها کار می‌کرد و با دیلی ناکس (کد شکن رده بالای سازمان) همکاری می‌کرد.

در روز ۴ سپتامبر ۱۹۳۹، یک روز پس از آنکه انگلیس جنگ علیه آلمان را اعلام کرد، تورینگ بلچلی پارک را به عنوان مرکز جنگی سازمان گزارش کرد.


نمایی از ماشین بامب

در هفته‌های ورود به بلچلی پارک، تورینگ ماشینی الکترو مکانیکی طراحی کرده بود که می‌توانست انیگما را سریع تر از بامبای سال ۱۹۳۲ کد شکنی کند. به دلیل ساخت لهستانی الاصل آن بامبا، بامب نامگذاری شده.

بامب با بهسازی که توسط گوردون ولچمن صورت گرفت، تبدیل به یکی از وسایل اصلی و بطور عمده مکانیزهٔ هجوم به پیام‌های توسط انیگما محافظت شدهٔ آلمان‌ها گردید پروفسور جک گود، رمزشکنی که در آن زمان در بلچلی پارک مشغول به کار بود، بعدها گفت:

بزرگترین سهم تورینگ، به عقیدهٔ من، نقش او در ساخت بامب بود، ماشین رمز شکن. او ایده‌ای قابل استفاده داشت، در واقع قضیه‌ای در منطق که به نظر افراد تعلیم ندیده بیشتر پوچ است، اینکه از تناقض، می‌توان هر چیزی را نتیجه گرفت.

بامب دنبال تنظیمات احتمالاً درستی می‌گشت که در یک پیام انیگما می‌توانست به کار رودو از یک کریب مناسب استفاده می‌کرد: بخشی از یک کد احتمالی پیام اولیه. برای هر تنظیم احتمالی روتور (که حالاتی در مرتبهٔ ۱۹ داشت، یا مرتبهٔ ۲۲ برای زیر دریایی‌ها که در نهایت چهار روتور داشت، در مقایسه با انیگمای معمولی که سه روتور داشت). بامب بر اساس کریب، یک سری استقراهای منطقی بکار می‌برد که بصورت الکتریکی انجام می‌شد. بامب هنگامی که تناقض رخ می‌داد آشکار می‌کرد، آن تنظیم را حذف می‌کرد و سراغ بعدی می‌رفت، اغلب تنظیمات به تناقض می‌رسید و حذف می‌شد، که تعداد معدودی را برای بررسی دقیق تر باقی می‌گذاشت.

بامب تورینگ برای اولین با در ۱۸ مارس ۱۹۴۰ نصب شد. بیشتر از دویست بامب تا پایان جنگ جهانی مورد استفاده قرار گرفتند.

هات ۸ وانیگمای نیروی دریایی:
در دسامبر ۱۹۴۰، تورینگ سیستم نشانگر انیگمای نیروی دریایی را کشف کرد، که از نظر ریاضیات بسیار پیچیده‌تر از انیگمای سایر نیروها بود.

تورینگ همچنین تکنیک محاسباتی «بانبوریسموس» را نیز ابداع کرد که برای کمک به کدشکنی انیگمای نیروی دریایی کاربرد داشت. بانبوریسموس روتورهای خاصی از انیگما را حذف می‌کرد تا سرعت بامب را افزایش دهد.

در بهار ۱۹۴۱ تورینگ از همکار خود درهات ۸ جوان کلارک خواستگاری کرد، با این حال قرار ازدواج آنها با توافق طرفین در تابستان شکسته شد. در ژوئیه ۱۹۴۲تورینگ تکنیک جدیدی را با نام تورینگگری یا تورینگگسموس برای کدشکنی کد لورنز که در ماشین رمز جدید آلمان‌ها «گهمشریبر (نویسندهٔ پنهان)» به کار برده می‌شد، ابداع کرد.

او همچنین گروه «فیش (ماهی)» را به تامی فلاورز معرفی کرد، که زیر نظر ماکس نیومن به دنبال ساخت کامپیوتر کلوسوس، اولین کامپیوتر دیجیتال قابل برنامه‌ریزی جهان رفت، که جایگزین ماشین‌های ساده‌تر گذشته (شامل هیت رابینسون) گردید، که سرعت عالی آن اجازه می‌داد که تکنیک «بروت-فورس» کدهایی که روزانه تغییر می‌کردند را بررسی کند.

تصور غلط رایج است که تورینگ یکی از کلیدهای اصلی ساخت کامپیوتر کلوسوس بوده، که اینگونه نیست.

تورینگ در نوامبر ۱۹۴۲ به ایالات متحده رفت و با انیگمای نیروی دریایی و تحلیل رمز نیروی دریایی آمریکا و ساخت بامب در واشینگتن کار کرد. او همچنین به «آزمایشگاه بل» در ساخت وسایل امن صحبت، کمک کرد. او در مارس ۱۹۴۳ به بلچلی پارک بازگشت. در غیاب او «هاف الکساندر» ریاست هات ۸ را به عهده گرفته بود، باتوجه به علاقهٔ کم تورینگ برای پیگیری مسائل روزانهٔ مرکز، او به عنوان مشاور مشغول به کار شد.

در اواخر جنگ در حالی که الکترونیک می‌آموخت، به کمک مهندس «دونالد بیلی»، طراحی ماشین «دلیلا» را برای برقراری تماس‌های مطمئن انجام داد، که برای کارهای مختلفی تولید شده بود، اما عدم توانایی برقراری مکالمات دوربرد، و تکمیل دیرهنگام آن باعث شد تا در جنگ مورد استفاده قرار نگیرد. علی‌رغم اینکه تورینگ قسمتی از سخنرانی چرچیل را رسماً کدگذاری و کدگشایی کرد، دستگاه مورد استفاده قرار نگرفت.

در ۱۹۴۵، تورینگ بخاطر خدمات ارزنده‌اش در جنگ، برندهٔ «اوبی‌ای» شد، با این حال کار او تا مدت‌ها سری بود. زندگی‌نامهٔ وی که مدت کوتاهی پس از مرگش در «رویال سوسایتی» چاپ شد:

سه مقالهٔ قابل ملاحظه که در سه زمینهٔ مختلف ریاضی قبل از جنگ نوشته شده، کیفیت کاری را که اگر او در زمان بحرانی بر روی یک موضوع مشخص انجام می‌داد، بیان می‌کند. برای کارش در سازمان خارجه، او جایزهٔ «اوبی‌ای» را برنده شد.

کامپیوترهای اولیه و آزمون تورینگ:
از ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۷ او در آزمایشگاه ملی فیزیک کار می‌کرد، و بر روی طراحی موتور محاسبهٔ خودکار کار می‌کرد. او در ۱۹ فوریه ۱۹۴۶ مقاله‌ای ارائه کرد که اولین طرح کامپیوتر برنامه‌دار در انگلستان بود. با وجود موفقیت وی در این طرح، در شروع پروژه تأخیر بوجود آمد و او علاقهٔ خود را برای ادامهٔ کار از دست داد.

در اواخر ۱۹۴۷ به کمبریج بازگشت. در زمانی که او در کمبریج بود، پروژهٔ سابقش در غیاب او کامل شد و اولین برنامهٔ خود را در ۱۰ می ۱۹۵۰ اجرا کرد.

در ۱۹۴۸او با دپارتمان ریاضی و آزمایشگاه محاسبات دانشگاه منچستر همکاری کرد و روی نرم‌افزار یکی از اولین کامپیوترهای جهان «منچستر مارک ۱» کارکرد.

دراین زمان او کارهای تجریدی (ابسترکت) را ادامه داد و مسئلهٔ هوش مصنوعی و آزمونی را که امروزه آزمون تورینگ نامیده می‌شود برای اسناد تفکر به ماشین‌ها در سال ۱۹۵۰ در مقاله‌ای مطرح نمود. تورینگ مقاله‌اش را با این سؤال شروع می‌کند که «آیا ماشین‌ها می‌توانند فکر کنند؟». او می‌گوید که برای پاسخ دادن به این سؤال باید اول تعریف مشخصی از تفکر و ماشین داشتیم. ماشین در این مقاله یعنی تحقق فیزیکی ماشین‌های محاسباتی خودکار (چیزهای شبیه رایانه‌های رقمی امروزی). تورینگ می‌گوید صحبت از تعریف تفکر کاری عبث است و بنابراین پیشنهاد می‌دهد سؤال اصلی مقاله یعنی «آیا ماشین‌ها می‌توانند فکر کنند؟» با سؤال دیگری جایگزین شود: «آیا ماشین‌ها می‌توانند از بازی تقلید سربلند بیرون آیند؟»

بازی تقلید بازی‌ای است که با سه شرکت کننده انجام می‌شود: یک مرد، یک زن و نفر سومی که می‌تواند مرد یا زن باشد و تورینگ از او به عنوان بازجو یاد می‌کند.

خصوصیات فیزیکی مرد و زن شرکت کننده از دسترس باز جو پنهان است و او تنها می‌تواند پرسش‌هایی را از آن‌ها بپرسد و پاسخ آن‌ها را دریافت کند. البته بین دو شرکت کننده دیگر هم تفکیک برقرار است و آنها از سوالات و جواب‌های بازجو با دیگری خبر ندارند. هدف بازی برای بازجو تشخیص جنسیت دو شرکت کننده است. یکی از شرکت کنندگان (مثلاً زن شرکت کننده) سعی می‌کند او را در این مورد به اشتباه بیندازد (یعنی وانمود کند که مرد است) و شرکت کننده دیگر سعی دارد به بازجو در این تشخیص کمک کند. این می‌شود بازی تقلید.

حالا پیشنهاد تورینگ این است که اگر شرکت‌کننده‌ای که می‌خواهد بازجو را فریب دهد با یک رایانهٔ رقمی جایگزین شود و وظیفه‌اش را به گونه‌ای انجام دهد که بازجو (به اشتباه) به او جنسیت فرد دیگر را نسبت دهد این رایانه از بازی تقلید سربلند بیرون می‌آید و اسناد هوشمندی به آن موجه است. البته در ادبیات فلسفی امروز مسئله از صرف تقلید جنسیت مخالف دیگر شرکت‌کننده به تقلید انسان بودن مبدل شده است. به طور خلاصه گفته می‌شود مطابق آزمون تورینگ برای اسناد هوشمندی اگر بازجوی انسانی نتواند دست رایانه‌ای را که با آن در مکالمه است رو کند و به اشتباه تشخیص دهد که این ماشین انسان است باید گفت این ماشین هوشمند است. تورینگ حدس زده است که در فاصله‌ای حدود ۵۰ سال یعنی ابتدای هزاره جدید ماشین‌هایی پیدا شوند که آزمون تورینگ را با موفقیت پشت سر بگذارند.

در ۱۹۴۸ تورینگ به همراه «دی جی چمپرنون» شروع به نوشتن برنامهٔ شطرنج کرد که تا آن زمان وجود نداشت. در ۱۹۵۲، به دلیل نبود کامپیوتری به اندازهٔ کافی قوی تورینگ کامپیوتر را شبیه‌سازی کرد، که برای هر حرکت نیم ساعت زمان نیاز داشت. برنامه در مقابل «الیک گلنی» همکار تورینگ شکست خورد، اما گفته می‌شود که در مقابل همسر چمپرنون موفق بود.

فرم الگو و زیست‌شناسی ریاضیاتی:
تورینگ از سال ۱۹۵۲ تا زمان مرگش در سال ۱۹۵۴ روی زیست‌شناسی ریاضیاتی کار کرد، به ویژه مورفوجنسیس. او در ۱۹۵۲ یک مقاله با موضوع «اساس شیمیایی مورفوجنسیس»منتشر کرد.
علاقه اصلی او فهمیدن «الگوی فیبوناچی» بود، وجود اعداد فیبوناچی در ساختار گیاهان. او «معادلات عکس العمل-انتشار» را به کار برد که امروزه موضوع اصلی فرم الگو است. مقالات بعدی وی تا سال ۱۹۹۲ چاپ نشد.

مرگ:
در سال ۱۹۵۲ به صورت اتفاقی همجنس‌گرایی وی کشف شد. در آن سال‌ها همجنس‌گرایی در بریتانیا جرم و بیماری روانی شناخته می‌شد. در دادگاه طبق قانون مخیر شد بین زندان و اختگی شیمیایی یکی را انتخاب کند؛ که وی دومی را انتخاب کرد. به دنبال این حادثه تمام تضمین‌های حفاظتی که وی داشت لغو شد و از ادامهٔ کار وی بر روی پروژه‌های رمزنگاری ممانعت به عمل آمد. تزریق مواد شیمیایی برای یک سال ادامه یافت و عوارض جنبی بسیاری از جمله رویش پستان‌ها برجای گذاشت. گفته می‌شود که این دورهٔ درمانی، در ابتلای آلن تورینگ به افسردگی شدید نیز مؤثر بود و همین مشکل روانی بود که سرانجام به خودکشی او در ژوئن سال ۱۹۵۴ منجر شد.

در ۸ ژوئن ۱۹۵۴ کارگر خانه جسد او را پیدا کرد؛ روز قبل او در اثر سم سیانید جان سپرده بود، ظاهراً بخاطر سیب نیم خوردهٔ سیانیدی که در کنار تختش بود. بسیاری بر این باورند که مرگ او عمدی بوده، اما مادر او اعتقاد داشت که مرگ او حادثه‌ای بوده که به دلیل بی‌دقتیش در نگهداری از مواد شیمیایی رخ داده ست. کالبدشکافی علت مرگ را مسمومیت با سیانور یافت و پلیس مرگ را خودکشی اعلام کرد.

قدردانی پس از مرگ:
از سال ۱۹۶۶، جایزهٔ تورینگ به‌صورت سالانه توسط انجمن دستگاه محاسباتی به کسی داده می‌شود که سهم درخوری در جامعهٔ محاسباتی دارد. این جایزه به‌طور گسترده به‌عنوان نوبل دنیای محاسبات شناخته می‌شود.
یادبودهای بسیاری از تورینگ در منچستر ساخته شده، شهری که او تا پایان عمر در آنجا مشغول به‌کار بود. در سال ۱۹۹۴ خیابان بزرگی به‌نام وی در منچستر نام‌گذاری شد. مجسمهٔ یادبود آلن تورینگ در سکویل پارک در ۲۳ جون ۲۰۰۱ در منچستر رونمایی شد. در سکویل پارک در نزدیکی دانشگاه منچستر جشن زندگی او در ۵ ژوئن ۲۰۰۴ برگزار شد و در تابستان آن سال مؤسسهٔ آلن تورینگ شروع به‌کار کرد. ساختمان شامل دانشکدهٔ ریاضی، مؤسسهٔ علم فوتون و «مرکز جودرل بانک» اخترفیزیک ساختمان آلن تورینگ نام‌گذاری شده است.

در ۲۳ ژوئن ۱۹۹۸، که می‌توانست هشتاد و ششمین سال تولدش باشد، «اندرو هودجس» زندگی‌نامه‌نویس او، پلاک آبی خانهٔ دوران کودکی وی در “وارینگتون کرسنت لندن (هتل کولونید کنونی) را رونمایی کرد. به یاد پنجاهمین سالگرد مرگ او پلاکی در ۷ ژوئن ۲۰۰۴ در محل زندگی سابقش در ویلمسلو رونمایی شد.

به‌دلیل موفقیت‌هایش در رشتهٔ کامپیوتر دانشگاه‌های زیادی یادمان‌هایی از او ایجاد کرده‌اند، مجسمهٔ برنزی تورینگ در دانشگاه سوری که یادآور پنجاهمین سال‌مرگ وی است، او را در حال حمل کتاب‌هایش در محوطهٔ دانشگاه به تصویر می‌کشد.

دانشگاه‌های لوس‌آندس در بوگوتا، دانشگاه پلی‌تکنیک پورتوریکوهر یک آزمایشگاهی به‌نام وی دارند، دانشگاه تکزاس در آستین برنامه‌ای با نام «تورینگ سکالرز» دارد.

دانشگاه بیلگی استانبول سالانه کنفراسی به یاد وی برگزار می‌کند که روزهای تورینگ نامیده می‌شود.

در سال ۲۰۱۲ به مناسبت یکصدمین سال تولد تورینگ مراسم و کنفرانس‌های مختلفی در نقاط مختلف جهان و شهرهای مختلف انگلستان برگزار شد. در ۳ تیر ۱۳۹۱ در مؤسسهٔ پژوهشی حکمت و فلسفهٔ ایران نشست یک‌روزه‌ای با عنوان ذهن، منطق و محاسبه به این مناسبت برگزار شد.

عذرخواهی دولت انگلستان و عفو ۶۰ سال پس از مرگ:
در سال ۲۰۰۹، گردآوری امضا برای درخواست بخشودگی آلن تورینگ که در سال ۱۹۵۲ به جرم همجنس‌گرایی محکوم شده بود در بریتانیا آغاز شد. گوردون براون، نخست‌وزیر وقت، از سوی دولت، از نحوهٔ برخورد با تورینگ ابراز تأسف کرد اما گردآورندگان امضا، بر عفو رسمی او اصرار ورزیدند و طی چند سال بعد، توانستند چند هزار امضا در حمایت از خواست خود جمع کنند. در تابستان سال ۲۰۱۲، طرح عفو آلن تورینگ در مجلس اعیان به جریان افتاد و هم‌زمان، شماری از شخصیت‌های علمی بریتانیا، در نامه‌ای به دیوید کامرون، نخست‌وزیر، خواستار حمایت دولت از این طرح شدند.

این طرح در ماه اکتبر سال ۲۰۱۳ در مجلس اعیان تصویب شد و پس از تصویب در مجلس عوام، روز ۲۴ دسامبر ۲۰۱۳ با عنوان مصوبهٔ برخورداری آلن تورینگ از عفو سلطنتی، توشیح و با امضای ملکهٔ بریتانیا به قانون تبدیل شد.

جایزهٔ تورینگ:
جایزهٔ تورینگ به افتخار او نام‌گذاری شده است. جایزهٔ تورینگ معتبرترین جایزه در علم رایانه است که هر سال از سوی «انجمن ماشین‌های حسابگر» (ACM) اعطا می‌شود.

سینما :
فیلم بازی تقلید (۲۰۱۴) به کارگردانی مورتن تیلدام و بازی بندیکت کامبربچ در نقش تورینگ و کیرا نایتلی در نقش جوآن کلارک (همکار و نامزد سابق تورینگ)، در مورد چگونگی شکستن رمز ماشین انیگما در بلِچلی پارک می‌باشد.

_کتاب «آلن تورینگ: انیگما» (۱۹۹۲) نوشتهٔ ادرو هودگز به زندگی تورینگ می‌پردازد.

زندگانی نظام‌الدین عبدالعلی بیرجندی

نام کامل: نظام الدین عبدالعلی بن محمدبن حسین بیرجندی (Abd Ali ibn Muhammad ibn Husayn Birjandi)
تولد: بیرجند
درگذشت: ۹۳۴ قمری – بیرجند (آرامگاه: بجد)
ملیت: ایرانی
شهرت: ریاضیدان، ستاره شناس
القاب: محقق بیرجندی، فاضل بیرجندی

نظام الدین عبدالعلی بیرجندی ( تولد نامعلوم، وفات ۹۳۴ هجری قمری), ریاضیدان و ستاره شناس مشهور سده‌های نهم و دهم هجری قمری بود. نام کامل وی نظام الدین عبدالعلی بن محمدبن حسین است و او را با القاب فاضل بیرجندی و محقق بیرجندی نیز نامیده‌اند.

عبدالعلی بیرجندی از محضر استادان بزرگی بهره برد؛ به روایت خواندمیر (ج ۴، ص ۶۱۵) علم حدیث را نزد خواجه غیاث الدین کاشانی (متولد ۸۳۲) و فنون حکمی را نزد منصوربن معین الدین کاشی، همکار غیاث الدین جمشید کاشانی، و سایر علوم را نزد کمال الدین قنوی آموخت. ملامسعود شروانی و سیف الدین تفتازانی نیز از استادان او به شمار می روند (ناجی نصرآبادی ، ص ۴۲).

خواندمیر در کتاب حبیب السیر که در زمان زندگی بیرجندی تألیف شده می نویسد: « مولانا عبدالعلی بیرجندی جامع اصناف علوم محسوس و معقول است و حاوی انواع مسایل فروع و اصول. در علم نجوم وحکمیات بی مثل و بدل است و در شیوۀ زهد و تقوا ضرب المثل.»

همچنین او را استاد شیخ بهایی دانسته اند (آیتی، ص ۲۰۶) که با توجه به زمان تولد شیخ بهایی (۹۵۳) نادرست است (احمدی بیرجندی، ص ۲۴). امین احمد رازی (ج ۲، ص ۳۲۶) از بیرجندی با عنوان «جامع علوم معقول و منقول » یاد می کند و می نویسد: «جهت معیشت اولاد خود هشتاد ساله تقویم استخراج نموده .»

برای مرگ بیرجندی تاریخهای مختلفی ذکر شده است (احمدی بیرجندی ، ص ۳۳) اما تاریخ پایان یافتن تعدادی از کتابهایش ، مرگ وی را در ۹۳۴ تأیید می کند. آرامگاه وی در روستای بجد از توابع شهرستان بیرجند، واقع است.


آرامگاه عبدالعلی بیرجندی

وجود چند بیرجندی در زمانهای مختلف، باعث شده است که بعضی از آثار آنان به عبدالعلی بیرجندی که از همه مشهورتر است نسبت داده شود. از جمله میرزا محمدعلی بن محمد اسماعیل قاینی بیرجندی (متوفی ۱۳۰۵) که با عبدالعلی بیرجندی یکی دانسته شده و کتابی از او به عبدالعلی نسبت داده شده است.

عبدالعلی بیرجندی دارای تالیفات بسیاری در زمینه ریاضیات و ستاره شناسی به زبان های فارسی و عربی بوده که برخی از آنان در کتابخانه‌های انگلستان و هند نگهداری می‌شوند.

آثار عبدالعلی بیرجندی :
— اسطرلاب، به فارسی، که آن را به نام های بیست باب در معرفت اسطرلاب و تحفه حاتمیه نیز معرفی کرده‌اند. این اثر در جمادی‌الاولی ۹۰۰ نوشته شده‌است. نسخه‌ای از این رساله در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود.

— شرح مختصر الهیئه، به عربی، شرحی است بر ترجمه عربی خواجه نصیرالدین طوسی از سی فصل در معرفت تقویم خود، با نام مختصر الهیئه. نسخه‌ای از آن به شماره add۳۵۸۹ در دانشگاه کیمبریج وجود دارد.

— المختصر فی بیان آلات الرصد، به عربی. تنها نسخه شناخته شده این کتاب در کتابخانه آصفیه در هندوستان نگهداری می‌شود.

— شرح التذکره النصیریه فی الهیئه، به عربی، تألیف در سال ۹۱۳ هجری قمری، شرحی است بر التذکره النصیریه فی الهیئه خواجه نصیرالدین طوسی است. در سال ۱۱۴۲ هجری قمری (۱۷۲۹ میلادی) نایاناسو کهوپادیایه، این کتاب را به زبان سانسکریت ترجمه کرده‌است.

— ابعاد و اجرام، به فارسی، در بیان ابعاد و مسافت های زمین و بعضی مسائل فلکی. این کتاب اجرام سفلی و اوضاع اجرام علوی، مسالک و ممالک و مساحت سطوح اجسام نیز نامیده شده‌است.

— شرح بیست باب در معرفت اسطرلاب، به فارسی، تألیف در سال ۸۹۹ هجری قمری، شرحی است بر رساله خواجه نصیرالدین طوسی در اسطرلاب.

— الحاشیه علی شرح الملخص، تألیف بعداز سال ۹۲۱ هجری قمری، حاشیه‌ای است عربی بر شرحی که قاضی زاده رومی بر رساله الملخص فی الهیئه چغمینی نوشته‌است.

— کشاورزی نامه، به فارسی، که به نامهای فن کشت و زراعت، رساله در فلاحت و ارشاد الزراعه نیز نامیده شده‌است.
— بیست باب در معرفت تقویم.
— ترجمه تقویم البلدان ِ ابوالفداء.
— رساله در هیئت، به فارسی
— رساله فی آلات الرصد، به عربی
— شرح آداب المناظره، به عربی، که در باب منطق است.
— شرح الشمسیه، به عربی که در باب ریاضیات است.
— شرح الفوائد البهائیه، به عربی، که در باب ریاضیات است.
— شرح المجسطی یا شرح تحریر المجسطی، به عربی
— شرح زیج جدید سلطانی، به فارسی
— شرح الدرّالنّظیم فی خواص القرآن الکریم، به عربی

منبع: عبدالعلی بیرجندی ستاره‌شناس مشهور قرن نهم و دهم، کتاب ماه علوم و فنون

زندگانی ابوالوفا محمّد بوزجانی

ابوالوفا محمّد بوزجانی (نام کامل: ابوالوفا محمد بن محمد بن یحیی بن اسماعیل بن عباس) (۳۲۸–۳۸۸ هجری قمری) ریاضیدان و منجم بزرگ ایرانی است در دوران طلایی اسلام بوده است. وی در تاریخ ۲۱ خرداد ۳۱۹ هجری شمسی در بوژگان از توابع ولایت جام، ربع نیشابور به دنیا آمد. او تحصیلات ریاضی خود را نزد خانواده آموخت و به نیشابور رفت. سپس در سال ۳۴۸ به عراق که در آن زمان پایتخت خلافت شرقی بود، سفر کرد و تا پایان عمرش در آنجا زندگی کرد. در عراق بصورت آخرین نمایندهٔ برجستهٔ مکتب ریاضی-نجومی درآمد و به تألیف کتاب‌های مهم خود پرداخت و با همکارانش در رصدخانهٔ بغداد به رصد مشغول شد.

او روش‌های محاسبه‌ای را که بازرگانان، کارمندان دوایر مالیه و مساحان زمین در شرق اسلامی در کارهای روزمرهٔ خود بکار می‌بردند، به نحوه منظم مدون ساخت و همچنین روش‌های متداول را اصلاح کرد و بعضی از روش‌های ناصحیح را نیز مورد انتقاد قرار داد. بعنوان مثال، پس از بیان آنکه مساحان، مساحت هر نوع چهار ضلعی را با ضرب کردن نصف مجموع اضلاع مقابل در یکدیگر بدست می‌آورند، خاطرنشان می‌سازد که این نیز اشتباهی آشکار و غلطی مسلم است.

از کتاب بوزجانی چنین بر می‌آید که دستگاه موضعی عددنویسی دهدهی هندی با استفاده از ارقام در میان مردم و تجار سرزمین‌های خلافت شرقی تا مدت‌های طولانی مورد استفاده نبوده است. او با توجه به عادت و عرف خوانندگانی که کتاب برای آنها نوشته شده، از استفاده از ارقام کاملاً پرهیز کرده است و همهٔ اعداد و محاسبات را، که گاهی بسیار پیچیده است، تنها با واژگان بیان کرده است.

یکی از کتاب‌های علمی بوزجانی کتاب «فیما یحتاج الیه الصانع من الاعمال الهندسه» است، که بعد از سال ۳۷۹ نوشته شده است. بسیاری از روش‌های ساختن اشکال دوبعدی و سه‌بعدی که بوزجانی عرضه کرده، اقتباس است از آنچه در آثار اقلیدس، ارشمیدس، هرون اسکندری، تئودوسیوس و پاپوس آمده بوده است، اما بعضی از مثال‌ها ابتکاری است. در این اثر بوزجانی، مسائلی نیز راجع به تقسیم یک شکل به اجزایی که شرایط معینی را واجد باشند، آمده است.

اثر نجومی بزرگ بوزجانی «المجسطی» یا «الکامل» بسیار دنباله‌روی مجسطی بطلمیوس است. ممکن است این اثر که فقط بخشی از آن بجای مانده است، دقیقاً همان «زیج‌الواضع» او یا جزئی از آن باشد که بر رصدهای خود و همکارانش مبتنی است. بنظر نمی‌اید که زیج باقی‌مانده باشد.

قبل از بوزجانی، در مثلثات کروی، تنها وسیلهٔ حل مثلث‌ها قضیهٔ منلائوس راجع به چهارضلعی کامل بود که در کتب اسلامی به قاعدهٔ مقادیر ششگانه موسوم است. کاربرد این قضیه در حالت‌های مختلف بسیار دست و پاگیر است. بوزجانی با غنی‌تر ساختن ابزار مثلثات کروی، حل مسائل آنها را راحت‌تر کرد. وی قضیهٔ تانژانتها را در حل مثلث قائم‌الزاویهٔ کروی بکار بست و تقدم در اثبات را بیرونی به وی نسبت داده است. یکی از اولین اثبات‌های قضیهٔ کلی سینوسها برای حل مثلث‌های غیر قائم الزاویه، توسط بوزجانی ابداع گردید.

وی مسائل لاینحل هندسه کلاسیک را حل کرد و تحقیقاتی در اصول ترسیمات هندسی نمود که تا امروز هنوز کسی موفق به ارائه راه حل دیگری نشده‌است و از این حیث مسئله ابوالوفا در جهان مشهور است و اولین کسی است که مطالعات دقیقی دربارهٔ کره ماه انجام داد.

کارهای وی در زمینه هندسه کروی با کاربرد در نجوم کروی شگرف بوده‌است.

ریاضیات:

ابوالوفای بوزجانی واضع اتحاد مثلثاتی بود:

{\displaystyle \sin(a+b)=\sin(a)\cos(b)+\cos(a)\sin(b)} \sin(a+b)=\sin(a)\cos(b)+\cos(a)\sin(b)
{\displaystyle \cos(2a)=1-2\sin ^{2}(a)} \cos(2a)=1-2\sin ^{2}(a)
{\displaystyle \sin(2a)=2\sin(a)\cos(a)} \sin(2a)=2\sin(a)\cos(a)
وی هم‌چنین قانون سینوس‌ها را برای مثلثات کروی کشف کرد:

{\displaystyle {\frac {\sin(A)}{\sin(a)}}={\frac {\sin(B)}{\sin(b)}}={\frac {\sin(C)}{\sin(c)}}} {\frac {\sin(A)}{\sin(a)}}={\frac {\sin(B)}{\sin(b)}}={\frac {\sin(C)}{\sin(c)}}

برای تجلیل از بوزجانی، دهانهٔ یکی از آتشفشانهای ماه بنام او نام‌گذاری شده است.
در سال ۱۳۷۸ همایشی بین‌المللی به منظور شناخت بیشتر وی و خدمات و آثارش در محل تولدش، تربت جام برگزار گردید.
در سال ۱۳۹۴ خورشیدی، موتور جستجوی گوگل، هزار و هفتاد و پنجمین سالروز تولد بوزجانی را با تغییر آرم خود و گذاشتن تصویری جدید و قرار دادن علامت‌های هندسی و ریاضی گرامی داشت.

منابع:
ماه‌نامهٔ دانشمند، اسفند ۱۳۸۸، مریم خادمی و یاسمین قدیمی، ایرانیان اخترشناس، صفحهٔ ۳۶
غلامحسین مصاحب. حکیم عمر خیام به عنوان عالم جبر. چاپ دوم. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی با همکاری کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ۱۳۷۹. ۱۰۴ و ۱۰۵. شابک ‎دوره ISBN ۹۶۴-۶۲۷۸-۵۶-۶.

زندگانی مریم میرزاخانی

مریم میرزاخانی (زاده ۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۶، تهران) ریاضی‌دان ایرانی و آمریکایی و استاد دانشگاه استنفورد است. میرزاخانی در سال ۲۰۱۴ به خاطر کار بر «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه‌ای آنها» برنده مدال فیلدز شد، که بالاترین جایزه در ریاضیات است. وی نخستین زن و نخستین ایرانی برنده مدال فیلدز است.

زمینهٔ تحقیقاتی او مشتمل بر نظریه تایشمولر، هندسه هذلولوی، نظریه ارگودیک و هندسه هم‌تافته است.

مریم میرزاخانی در دوران تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران، برنده مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی در سال‌های ۱۹۹۴ (هنگ‌کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) شد و در این سال به عنوان نخستین دانش‌آموز ایرانی جایزه نمرهٔ کامل شد. وی نخستین دختری بود که به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت؛ نخستین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت؛ نخستین کسی بود که دو سال مدال طلا گرفت و نخستین فردی بود که در آزمون المپیاد ریاضی جهانی نمرهٔ کامل گرفت.سپس در سال ۱۹۹۹ کارشناسی خود را در رشته ریاضی از دانشگاه شریف و دکترای خود را در سال ۲۰۰۴ از دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مک‌مولن از برندگان مدال فیلدز گرفت.

حادثه سقوط اتوبوس حامل دانشجویان شریف:
در اسفندماه ۱۳۷۶ اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکت‌کننده در بیست و دومین دورهٔ مسابقات ریاضی دانشجویی، که در آن تیم متشکل از میرزاخانی، ایمان افتخاری و حسین نمازی در آن رتبهٔ اول کشور را کسب کرده بودند، که از اهواز راهی تهران بود (مسابقات ریاضی دانشجویی در اهواز برگزار شد) به دره سقوط کرد و طی آن شش تن از دانشجوی نخبهٔ ریاضی دانشگاه صنعتی شریف شامل آرمان بهرامیان، رضا صادقی – برندهٔ دو مدال طلای المپیادجهانی – علیرضا سایه‌بان، علی حیدری، فرید کابلی، دکتر مجتبی مهرآبادی و مرتضی رضایی دانشجوی دانشگاه تهران که اغلب از برگزیدگان المپیادهای ملی و بین‌المللی ریاضی بودند، جان باختند و مریم میرزاخانی از جمله دانشجویان بازمانده از این سانحه بود.

فعالیت‌ها و افتخارات:
او به همراه ۹ محقق برجستهٔ دیگر در چهارمین نشست۱۰ استعداد درخشان نشریه پاپیولار ساینس در آمریکا مورد تقدیر قرار گرفت. به نوشتهٔ یواس‌ای تودی این فهرست ۱۰ نفره، شامل محققان و نخبگان جوانی است که در حوزه‌های ابتکاری مشغول به فعالیت هستند و با این حال معمولاً از چشم عموم پنهان مانده‌اند. این فهرست بر اساس پیشنهادهای ارائه شده از سوی سازمان‌های گوناگون، رؤسای دانشگاه‌ها و ناشران انتشارات علمی برگزیده شده‌اند. این محققان برجسته جوان در حوزه‌های گوناگونی از گرافیک رایانه‌ای تا ریاضیات و علوم ربوتیک، افق‌های تازه‌ای در مرزهای جهان اطراف ما گشوده‌اند که مریم میرزاخانی ریاضیدان ۳۹ سالهٔ ایرانی یکی از آنها است.

میرزاخانی در سال ۱۹۹۹ میلادی موفق شد راه‌حلی برای یک مشکل ریاضی پیدا کند. ریاضیدانان مدت‌های طولانی است که به دنبال یافتن راه عملی برای محاسبه حجم رمزهای جایگزین فرم‌های هندسی هذلولوی بوده‌اند و در این میان مریم میرزاخانی جوان در دانشگاه پرینستون نشان داد که با استفاده از ریاضیات شاید بتوان بهترین راه را به سوی دست یافتن به راه‌حلی روشن در اختیار داشت: محاسبهٔ عمق حلقه‌های ترسیم شده بر روی سطوح هذلولوی. میرزاخانی در تلاش است تا معمای ابعاد گوناگون فرم‌های غیرطبیعی هندسی را حل کند. در صورتی که جهان از قاعده هندسه هذلولی تبعیت کند، ابتکار وی به تعریف شکل و حجم دقیق جهان کمک خواهد کرد. در واقع مشکل این است که برخی از این اشکال هذلولی هم‌چون دونات و یا آمیب دارای ظاهری بسیار نافرم هستند که محاسبهٔ حجم آنها را به معمایی جدی برای ریاضیدانان مبدل کرده است. اما میرزاخانی با یافتن راهی جدید در واقع دست به یک ابتکار عمل بزرگ زد و با ترسیم یک سری از حلقه‌ها بر روی سطح این گونه اشکال پیچیده به محاسبه حجم آنها پرداخت. کاربردهای عملی اندکی برای پژوهش او وجود دارد ولی اگر مشخص شود که جهان توسط هندسه هذلولوی اداره می‌شود، کار او می‌تواند به تعریف دقیق شکل و حجم آن کمک کند.

میرزاخانی در سال ۲۰۰۹ به خاطر دستاوردهایش در ریاضیات برنده جایزه بلومنتال شد. در اعلامیه‌ای که انجمن ریاضی آمریکا به مناسبت برنده شدن این جایزه برای میرزاخانی منتشر کرد، دلیل گرفتن این جایزه مهم ریاضی، “خلاقیت استثنایی، و تز (دکترای) مبتکرانه که در آن، ابزارهای گوناگونی از هندسه هذلولوی گرفته تا روشهای کلاسیک فرمهای اتومورفیک و تقلیل سیمپلکتیک برای بدست آوردن نتایجی در سه مسئله مهم ترکیب شده‌اند ” عنوان شد.در این اعلامیه، این سه مسئله مهم به شرح زیر آمده‌اند:

۱. یک رابطه بازگشتی برای حجمهای وایل-پترسون در فضای پیمانه‌ای رویه‌های ریمانی.
۲. یافتن تقریبی مجانبی برای تعداد ژئودزیک‌های ساده بسته بر روی رویه‌های ریمانی هذلولوی با طول داده شده {\displaystyle L} L. تعداد این ژئودزیک‌ها، بر اساس نتایج میرزاخانی، برای طول‌های کمتر یا مساوی {\displaystyle L} L، رشدی مجانبی همانند {\displaystyle L^{6g-6}} L^{{6g-6}} دارند. در این فرمول، منظور از {\displaystyle g} g گونه رویه ریمانی مورد نظر است. این نتیجه، پیامدی از محاسبه حجمهای وایل-پترسون گفته شده در مورد ۱ است.

۳. اثباتی نو از حدس ویتن که پیش از آن توسط ماکسیم کانتسویچ در سال ۱۹۹۲ ثابت شده بود. میرزاخانی در اثبات جدیدش تفسیری تو از شمارش ژئودزیک‌ها در فضاهای پیمانه‌ای به دست می‌دهد.

در سال ۲۰۱۰، میرزاخانی، حدس «شار زلزله» ویلیام ترستن بر روی فضاهای تایشمولر را که مدتها پرسشی باز و بی پاسخ در ریاضی بود به اثبات رساند. این حدس می‌گوید که چنین شاری لزوماً ارگودیک می‌باشد.

میرزاخانی در سال ۲۰۱۴ به همراه الکس اسکین و امیر محمدی ثابت کرد که ژئودزیکهای مختلط و بستارهای آنها، بسیار منظم هستند و نه بر خلاف انتظار نامنظم یا فراکتالی. به عبارت دیگر، بستارهای چنین ژئودزیک‌هایی جبری هستند و بنابراین، ویژگیهایی از جمله صلبیّت را دارا می‌باشند. اتحادیه جهانی ریاضی در مطلبی با نام «کار مریم میرزاخانی» این نتایج را چنین توصیف کرد: «یافتن این حقیقت، شگفت‌انگیز است که تصلب در فضاهای همگن، چگونه انعکاسی در فضاهای ناهمگنی همچون جهان فضای پیمانه‌ای دارد».

عدد اردیش او ۳ است.

دیدگاه وی دربارهٔ ریاضیات:
بدون علاقه داشتن به ریاضی ممکن است آن را سرد و بیهوده بیابید. اما زیبایی ریاضیات خود را تنها به شاگردان صبور نشان می‌دهد. پُرارزش‌ترین بخش [مطالعه ریاضی] لحظه‌ای است که می‌گویی آها! ذوق کشف و لذت فهمیدن چیزی جدید. احساس ایستادن بالای یک بلندی و رسیدن به دیدی شفاف و واضح.

دریافت جایزه فیلدز:
او در سال ۲۰۱۴ برندهٔ مدال فیلدز شد که بالاترین نشان علمی رشتهٔ ریاضیات است و هر چهار سال یک‌بار به دانشمندان برگزیدهٔ زیر ۴۰ سال اهدا می‌شود و از آن به نوبل ریاضیات نیز تعبیر می‌شود. وی نخستین زن و نخستین ایرانی بود که موفق به دریافت این جایزه گشت.

واکنش‌ها:
هیچ‌یک از رسانه‌های اصولگرای ایران این خبر را در صفحه اول خود کار نکردند، با این حال روزنامه‌های شرق و ایران این موضوع را برای عکس یک خود برگزیدند، هرچند به علت ممنوعیت انتشار تصویر زنان ایرانی بدون حجاب، تصاویر میرزاخانی در روزنامه‌های ایران به شکل‌های مختلف سانسور یا روتوش شد. با این همه در حساب توییتری منتسب به حسن روحانی دو عکس با حجاب و بی‌حجاب از میرزاخانی کنار هم منتشر گردید.
توصیف رسمی کمیتهٔ مدال فیلدز: «چیره‌دست در گسترهٔ قابل توجهی از تکنیک‌ها و حوزه‌های متفاوت ریاضی، او تجسم ترکیبی کمیاب است از توانایی تکنیکی، بلندپروازی جسورانه، بینش وسیع و کنجکاوی ژرف.»
حسن روحانی رئیس جمهور وقت ایران در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۹۳ در پیامی که در صفحهٔ فیسبوک وی نیز منتشر شد، ضمن تقدیر از میرزاخانی، دریافت مدال فیلدز را به وی تبریک گفت.
جیمز کارلسون از انستیتو ریاضیات کِلی (به انگلیسی: Clay Mathematics Institute) می‌گوید:
میرزاخانی در یافتن ارتباطات جدید، عالی است. وی می‌تواند به سرعت از یک مثال ساده به دلیل کاملی از یک نظریه ژرف و عمیق برسد.

عضویت در آکادمی ملی علوم آمریکا:
مریم میرزاخانی در مه سال ۲۰۱۶ به عضویت در آکادمی ملی علوم برگزیده شد. او نخستین ایرانی-آمریکایی است که به عضویت در این آکادمی برگزیده می‌شود

جوایز و افتخارات:
مدال فیلدز ۲۰۱۴ سئول (“List of Fields Medallists”)
جایزه بنیاد ریاضیات کلی در سال ۲۰۱۴ (Clay Mathematics Inst)
جایزه ستر از طرف انجمن ریاضی آمریکا در سال ۲۰۱۳
جایزهٔ ای‌ام‌اس بلومنتال در سال ۲۰۰۹
Clay Mathematics Institute Research Fellow 2004.
Harvard Junior Fellowship Harvard University, 2003.
Merit fellowship Harvard University, 2003.
IPM Fellowship The Institute for theoretical Physics and Mathematics, Tehran, Iran, 1995-1999.
مدال طلا (با نمرهٔ کامل و نفر اول جهان). المپیاد جهانی ریاضی (کانادا ۱۹۹۵)
مدال طلا. المپیاد جهانی ریاضی (هنگ‌کنگ ۱۹۹۴)

زندگانی خواجه نصیرالدین طوسی

محمد بن محمد بن حسن طوسی مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی (۵۹۷-۶۷۲ق.) حکیم و متکلم قرن هفتم قمری است. درباره مذهب خواجه نصیر، اقوال مختلفی وجود دارد؛ هرچند شواهد زیادی مبنی بر اثناعشری بودن او در دست است. خواجه نصیر نویسنده کتاب‌ها و رساله‌های بسیاری در علوم اخلاق، منطق، فلسفه، کلام، ریاضیات و نجوم است. اخلاق ناصری، اوصاف‌ الاشراف، اساس الاقتباس، شرح الاشارات، تجرید الاعتقاد، جامع الحساب و کتاب مشهور زیج ایلخانی و تذکره فی علم الهیئه در علم نجوم از آثار مهم و مشهور او هستند. او همچنین رصدخانه مراغه و نیز کتابخانه مراغه را با بیش از ۴۰۰،۰۰۰ جلد کتاب بنا نهاد.

ولادت و کودکی:
خواجه نصیرالدین در ۱۱ جمادی‌الاول سال ۵۹۷ ق در طوس به دنیا آمد و در آنجا پرورش یافت. به همین دلیل مشهور به «طوسی» شد. اصل او از «جه‌رود» است که امروزه جهرود گفته می‌شود و از توابع قم در محلی به نام وشاره است.

خواجه نصیر در کودکی قرآن، صرف، نحو و آداب را فرا گرفت. (از اولین اساتید وی، جدش محمد بن حسن در فقه و حدیث و دایی‌اش نورالدین علی بن محمد شیعی در منطق و حکمت بودند.) سپس، با راهنمایی پدر، نزد کمال الدین محمد ریاضیات آموخت، آن گاه نزد پدر خود علوم حدیث، روایت و فقه را فرا گرفت. در همین دوران که خواجه در ابتدای جوانی بود شاخه های مختلف ریاضیات (حساب، هندسه و جبر) را نیز به حد کمال فرا گرفت.

بعد از وفات پدر، به وصیت وی به هر مکانی که استاد شایسته‌ای در آنجا اشتغال دارد، مهاجرت کرد. به‌همین جهت به نیشابور که در آن زمان محل اجتماع علما و دانش پژوهان بود، مسافرت کرد و در حلقه درس سراج‌الدین قمری، قطب‌الدین سرخسی، فرید الدین داماد، ابوالسعادات اصفهانی و دیگران شرکت کرد. همچنین با فریدالدین عطار در این شهر ملاقات کرد.

حمله اول مغول و حضور در قلعه‌های اسماعیلی:
در زمانی که خواجه نصیر در نیشابور حضور داشت، مغولان به فرماندهی چنگیز حمله نخست خود را آغاز کردند و خونریزی و کشتار شدیدی به راه انداختند. سلطان محمد خوارزم شاه در برابر آنان شکست خورد و پس از او مقاومت‌ها هیچ سودی نبخشید. شهرها یکی پس از دیگری سقوط کردند و مردم از شهرها گریختند و روی به شهرهای دورتر یا قلعه‌های محکم‌تر آوردند.تنها نیروی مقاوم در برابر حملات مغولان، قلعه‌های اسماعیلیان بود. در حالی که شهرهای خراسان و نیشابور به طور کامل به دست مغولان افتاده بود، این قلعه‌ها سال‌های طولانی مقاومت کردند و تسلیم مغولان نشدند.

در آن زمان، محتشم ناصرالدین عبدالرحیم بن ابی منصور از سوی رهبر اسماعیلیان، علاءالدین محمد، به فرمانروایی قلعه‌های اسماعیلیان در خراسان گماشته شده و در قهستان بود. ناصرالدین خود از فضلای دوران بود و به علما توجهی ویژه داشت. شهرت خواجه نصیر به او رسیده بود و جایگاه علمی او را می‌شناخت، از این روی او را به قهستان دعوت کرد، خواجه که در اثر حملات مغول آواره شده بود، فرصت را مغتنم شمرد و به قهستان مسافرت کرد.


تمبر یادبود خواجه نصیرالدین طوسی چاپ شده از سوی اداره پست ایران.

در این دوره، به درخواست ناصرالدین یکی از کتاب‌های ابوعلی مسکویه رازی را به فارسی ترجمه کرده، مطالبی بدان افزود و آن را به نام ناصر الدین، اخلاق ناصری نامید. پس از مدتی، کتابی در علم هیئت به نام «الرساله المعینیه»، به نام معین الدین بن ناصرالدین، نامید.

خبر حضور خواجه نصیر در نزد ناصرالدین به رهبر اسماعیلیان، علاءالدین محمد، رسید و دریافت که چه مقدار از دانش او بهره می‌برند، بنابراین او را به پیش خود فراخواند. خواجه ناگزیر از پذیرش این دعوت بود و به همراه ناصرالدین به قلعه «میمون دز» نزد وی رفت. رهبر اسماعیلیان استقبال شایانی از او به عمل آورد. پس از مدتی رهبر اسماعیلیان به دست یکی از محافظان خود به قتل رسید و فرزندش رکن الدین خورشاه به جای وی نشست. خواجه طوسی تا هنگامی که رکن الدین در حمله دوم مغول تسلیم آنها شد، در قلعه الموت نزد او ماند.

برخی از مورخان بر این باورند که حضور خواجه نصیر و اقامت او در قلعه‌های اسماعیلیان از روی اختیار نبوده بلکه او را مجبور به این کار کردند. هرچند برخی نیز همچون آق سرائی در مسامره الاخبار بر این باورند که خواجه طوسی در نزد اسماعیلیان وزارت مطلق داشته و به چنان جایگاهی دست پیدا کرده بوده که به او لقب استاد کائنات داده بودند. بنابر این داستان اجبار و زندان را به طور کامل نفی می‌کند. کسانی که ادعا می کنند خواجه نصیر مجبور به حضور در نزد اسماعیلیان و در قلعه‌های آنان زندانی بوده است، به جملات شکوه‌آمیز او در پایان شرح اشارات استناد می‌کنند که از وضعیت روزگار و زندگی خود نالیده است.

حمله دوم مغول و حضور در کنار هلاکو:
حمله دوم مغولان به فرماندهی هلاکو از حمله نخست شدیدتر بود و قلعه‌های اسماعیلیان که در برابر چنگیزخان مقاومت کرده بودند، نتوانستند در برابر هلاکو ایستادگی کنند. رکن الدین دفاع در برابر هلاکو را بی‌فایده دید و پس از مشورت با خواص خود و بزرگان حکومت تسلیم هلاکو شد. هلاکو به جز خواجه نصیرالدین طوسی و دو پزشک دیگر، رکن الدین و همه همراهان وی را به قتل رساند. زنده‌نگه‌داشتن خواجه نصیر به دلیل آن بود که هلاکو از جایگاه علمی و فکری او مطلع بود.

خواجه طوسی بدون آن که قدرت انتخاب داشته باشد، با هلاکو همراه شد. بنابراین از همان لحظه اول تصمیم گرفت که از این جایگاه نهایت بهره را ببرد تا از میراث اسلامی که در معرض نابودی بود، محافظت کند.از این رو، چنان تدبیری در پیش گرفت که حکومتی که برای ریشه کن کردن اسلام لشکریان خود را به پیش رانده بود، سرانجام خود به اسلام گرویدند و جانشینان چنگیز و هلاکو تبدیل به پادشاهان مسلمانان شدند.

چنین به نظر می‌رسد که نجات زندگی دانشمندان و نیز حفظ کتاب‌های کتابخانه‌ها برای خواجه نصیر در درجه اول اهمیت قرار داشت. از آنجا که مقاومت در برابر نیروی مهاجم نه از سوی مردم و نه از سوی حکومت امکان‌پذیر نبود، خواجه نصیر رصدخانه مراغه را محلی برای جمع کردن تعداد زیادی از دانشمندان آن زمان قرار داد و بدین گونه آنها را از کشته‌شدن رهایی بخشید و نیز تلاش زیادی برای جمع‌آوری تعداد زیادی از کتاب‌ها و حفظ آنها مصروف داشت.

جایگاه علمی خواجه‌نصیر:
مهار جنگجویان مغولی و حفظ آثار دانشمندان و حرکت به سمت ایجاد تمدن اسلامی جدید شخصیت خواجه نصیر را ممتاز می‌کند. می‌گویند خواجه در علم همتای بوعلی‌سینا بود به جز آنکه بوعلی طب می‌دانست و خواجه‌نصیر در ریاضیات سرآمد بود. دفاع وی از فلسفه مشاء و تبدیل کلام شیعه به کلام فلسفی از ابتکارات خواجه‌نصیر می‌باشد که تمام آثار کلامی بعد از او از کتاب تجرید الاعتقاد وی متاثر بوده‌اند.

خواجه‌نصیر مانند بوعلی سینا وارد سیاست شد، هر چند این موضوع در اختیار خواجه نبود. اطلاع هلاکوخان از شخصیت علمی خواجه‌نصیر باعث شد که وی را در قلعه اسماعیلیان نکشد و او را ملازم خود قرار دهد. اسلام آوردن شاهان مغول متاثر از حضور خواجه‌نصیر و همراهی هلاکو در فتح بغداد از اتفاقات ویژه تاریخ زندگی وی می‌باشد. امروزه بعضی از اهل سنت سقوط حکومت سنی در بغداد را محکوم کرده و خواجه‌نصیر را در این مورد مقصر می‌دانند که با هلاکوخان همراهی کرده است.

اقدامات خواجه‌نصیر
رصدخانه مراغه:
خواجه نصیر به هلاکو ساخت رصدخانه مراغه را پیشنهاد کرد. جمع زیادی از دانشمندان برای همکاری با او اعلام موافقت کردند. او سال ۶۵۷ کار ساخت این رصدخانه را آغاز کرد و تا پایان عمر خود بدان اشتغال داشت. زیج به دست آمده از این رصدخانه زیج ایلخانی نام گرفت. این زیج در کتابی به همین نام انتشار یافت که مشتمل بود بر جدول‌های ریاضی جدید که قبل از آن تاریخ شناخته شده نبودند.

کتابخانه‌ مراغه‌:
از دیگر کارهای بزرگ‌ خواجه‌ این‌ است‌ که‌ در محل‌ رصد مراغه‌ کتابخانه‌ بزرگی احداث‌ کرد و بنا به‌ فرمان‌ هولاکو کتاب‌های نفیس‌ و سودمند بسیاری که‌ از بغداد و دمشق و موصل و خراسان‌ غارت‌ شده‌ بود و در کار رصد خواجه‌ هم‌ لازم‌ بود، به‌ آن‌ کتابخانه‌ آورده‌ شد.

خود خواجه‌ مأمورانی به‌ اطراف‌ بلاد می‌فرستاد که‌ هر جا کتب‌ علمی بیابند خریداری کنند و برای او بفرستند و خود هر کجا به‌ کتاب‌ مفید و نفیسی برمی‌خورد و در مسافرت‌ها به‌ نظرش‌ می‌رسید همه‌ را می‌خرید. به‌ عقیده‌ برخی‌ از مورخان‌ حدود ۴۰۰هزار کتاب‌ در کتابخانه‌ مراغه‌ گردآمده‌ بود.

مسلمان شدن جانشینان هلاکو:
پس از هلاکو، فرزندش «اباقاخان» و پس از وی فرزند دیگرش «تکودار» بر تخت پادشاهی نشستند. در این دوره، هر چند خواجه نصیر در قید حیات نبود، اما تلاش‌های او به بار نشست و تکودار مسلمان شدن خود را اعلام کرده، نام خود را به «احمد تکودار» تغییر داد. با اسلام آوردن پادشاه، حکومت نیز تبدیل به حکومتی اسلامی شد.

درگذشت:
در زمستان سال ۶۷۲ هجری قمری نصیرالدین طوسی به همراه اباقاخان به بغداد رفت. اباقاخان پس از پایان زمستان از بغداد بازگشت؛ ولی خواجه نصیر برای سامان دادن به امور اوقاف و دانشمندان در بغداد ماند و در ۱۸ ذی الحجه همان سال در بغداد وفات یافت. او بنا به وصیت خود در جوار حرم کاظمین(ع) دفن شد.در وصیت او بوده است که روی قبر من به شخصیت علمی و حقوقی اش اشاره‌ایی نکنید،‌ زیرا در کنار قبر دو امام در حرم کاظمین از خواجه نصیر نکته‌ای قابل ذکری باقی نمی‌ماند و اگر خواستید چیزی بنویسید این آیه را در آستانه حرم اهل بیت(ع) بنویسید: وَ کَلبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَیهِ بِالوَصِید. ترجمه: و سگشان بر آستانه [غار] دو دست خود را دراز کرده [بود].

شاگردان:
از شاگردان بزرگ خواجه نصیر، افراد زیر را می‌توان نام برد؛
علامه حلی (متوفی ۷۲۶ق) که شرح‌هایی بر کتاب‌های خواجه نوشته است.
ابن میثم بحرانی صاحب شرحی بر نهج‌البلاغه. او حکیم، ریاضیدان، متکلم و فقیه بود. وی در حکمت شاگرد خواجه، و در فقه استاد وی بود.
قطب‌الدین شیرازی (متوفی ۷۱۰ق.) که در چهارده‌سالگی به جای پدر نشست و در بیمارستان به طبابت پرداخت. او علم هیئت و اشارات ابوعلی را از خواجه فرا گرفت.
کمال الدین عبدالرزاق شیبانی بغدادی (۶۴۲ـ۷۲۳ ق.) که حنبلی مذهب و معروف به ابن الفُوَطی بود. وی از تاریخ‌نویسان قرن هفتم است و کتاب‌های معجم الآداب، الحوادث الجامعه و تلخیص معجم الالقاب از آثار اوست.
سید رکن الدین استرآبادی (متوفی ۷۱۵ ق.) که شرح‌هایی بر کتاب‌های استادش نوشته است.

مذهب‌:
درباره مذهب خواجه نصیر، اقوال مختلفی وجود دارد. شواهد زیادی مبنی بر اثناعشری بودن او در دست است. او در اغلب‌ کتاب‌های کلامی خود همچون تجرید الاعتقاد به‌ دوازده‌ امام‌ و وجوب‌ عصمت آنها اشاره دارد. همچنین رسالات‌ ویژه‌ای در این‌ باره‌ نگاشته‌ که‌ از آن‌ جمله‌ می‌توان رساله الفرقه‌ الناجیه‌ و رساله‌ فی‌ حصر الحق‌ بمقاله‌ الامامیه‌ و نیز الاثنی عشریه‌ و رساله فی الامامه‌ را نام‌ برد.

آثار:
خواجه نصیر بیش از ۱۸۰ کتاب و رساله علمی در موضوعات متفاوت نوشته است. با توجه به زندگی اجباری وی در قلعه‌های اسماعیلیان بسیاری از کتاب‌های او در وضعیت بد معیشتی نوشته شد. در مقدمه شرح اشارات از رنج فراوان و غم روز افزونش هنگام تالیف این کتاب می‌نویسد. اساس الاقتباس،تجرید الاعتقاد، شرح اشارات،اخلاق ناصری، اخلاق محتشمی و آغاز و انجام از مهمترین آثار او هستند.

منابع:
ابن کثیر، البدایه و النهایه، نحقیق: دکتر عبدالله بن عبدالمحسن الترکی، مصر: هجر للطباعه والنشر والتوزیع والاعلان، ۱۹۹۷م.
امین، سید محسن، اعیان الشیعه، تحقیق: حسن الامین، بیروت: دارالتعارف، ۱۹۸۶م.
الامین، حسن، الاسماعیلیون و المغول و نصیرالدین الطوسی، قم: مؤسسه دائره معارف الفقه الاسلامی، ۱۴۲۶ق/۲۰۰۵م.
کتبی، محمد بن شاکر، فوات الوفیات، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۷۴م.
زیدان‌،جرجی‌، تاریخ‌ التمدّن‌ الاسلامی‌، مصر، ۱۹۱۴م.
نعمه، عبدالله، فلاسفه الشیعه حیاتهم و آراؤهم، بیروت، دارالفکراللبنانی، ۱۹۸۷م.

زندگانی ابن رسته

اِبْن‌ِ رُسْته‌، ابوعلى‌ احمد بن‌ عمرِ رسته‌، جغرافى‌دان‌ و مؤلف‌ کتاب‌ الاعلاق‌ النفیسه. برخى‌ نام‌ او را با تردید محمد نیز نوشته‌اند ( بستانى‌). سوسه‌ (ص‌ ۱۰۰) نام‌ پدر او را محمد بن‌ اسحاق‌ آورده‌، اما غنیم‌ (ص‌ ۸) به‌ استناد نوشته روی‌ جلد نسخه‌ای‌ از کتاب‌ ابن‌ رسته‌ نام‌ پدر او را عمر بن‌ عمر ذکر کرده‌ است‌. خوولسون‌۱ خاورشناس‌ روس‌ نام‌ او به‌ صورت‌ ابن‌ دسته‌ خوانده‌ بوده‌ که‌ چند سال‌ نیز مورد قبول‌ واقع‌ شد (کراچکوفسکى‌، )، IV/159 ولى‌ بعدها به‌ تدریج‌ این‌ شبهه‌ بر طرف‌ شد.

از تاریخ‌ ولادت‌، درگذشت‌ و محل‌ وفات‌ ابن‌ رسته‌ اطلاعى‌ در دست‌ نیست‌، تنها مى‌دانیم‌ که‌ زادگاهش‌ اصفهان‌ بوده‌ و مدتى‌ از عمر خود را در آن‌ دیار به‌ سر برده‌ است‌ (همانجا). خود او ضمن‌ وصف‌ اصفهان‌ مى‌نویسد که‌ از مردم‌ آن‌ دیار است‌ (ص‌ ۱۵۱). ابن‌ رسته‌ در ۲۹۰ق‌/۹۰۳م‌ در موسم‌ حج‌ در مکه‌ بوده‌ و مطالبى‌ راجع‌ به‌ کتیبه‌های‌ مسجدالنبى‌ و درهای‌ آن‌ در کتاب‌ خود آورده‌ است‌ (همو، ۷۳، ۷۵). در مورد سال‌ درگذشت‌ ابن‌ رسته‌ اختلاف‌ نظر وجود دارد. بعضى‌ آن‌ را ۲۹۰ق‌ (سرکیس‌، ۱۰۹) و برخى‌ سال‌ پیش‌ از آن‌ (حمیده‌، ۱۱۶) و بعضى‌ دیگر (فاخوری‌، ۳۶۵) ۲۹۱ق‌ نوشته‌اند. نالینو تاریخ‌ درگذشت‌ او را میان‌ سالهای‌ ۲۹۰ و ۳۰۰ق‌ دانسته‌ است‌ (ص‌ ۱۸۳).

هر چند که بسیاری از نوشتارهای ایرانیان در زمینه دانش کیهان و زمین در گذر زمان از بین رفته و یا نسخه‌های خطی و فرسوده آن در گوشه کتابخانه‌ها در انتظار نابودی همیشگی هستند؛ اما همواره برخی از تاریخ‌نگاران یا جغرافی‌نویسان، جستارهایی از آنها را در آثار خود باز آورده‌اند. یکی از مهم‌ترین چنین آثاری، کتاب گرانقدر و بی‌نظیر «اعلاق‌النفیسه» نوشته «ابن‌رسته اصفهانی» است. از تولد، زندگانی و مرگ ابن‌رسته آگاهی چندانی در دست نیست و زمان نگارش اعلاق‌النفیسه را به اواخر سده سوم هجری و یا اوایل سده چهارم منسوب می‌دارند. از همین رو این کتاب یکی از کهن‌ترین منابع موجود در این زمینه دانسته می‌شود.

اعلاق‌النفیسه در اصل فرهنگنامه‌ای هفت جلدی بوده است که تنها آخرین جلد آن که در زمینه نجوم و جغرافیاست تا به امروز باقی مانده است. ابن‌رسته تحت تأثیر و آموزش‌های فرغانی، ابومعشر و جیهانی بوده و برخی (همچون کراچکوفسکی) بر این باورند که او استاد کیهان‌نگاری قزوینی نیز بوده است.

متن اصلی این کتاب برای نخستین بار به کوشش آ. و. جوینبول به سال ۱۸۶۹ میلادی در هلند منتشر شد و پس از ترجمه فرانسه آن در سال ۱۹۵۵ توسط گاستون ویت، حیرت جهانیان را فراهم آورد و پس از آن بارها به زبان‌های گوناگون ترجمه و منتشر شد. کراچکوفسکی نیز در «مجموعه نوشته‌های جغرافیایی» (به روسی) به شرح و روشنگری‌های فراوانی در این باره می‌پردازد. جالب است که اعلاق‌النفیسه علیرغم شهرت جهانی آن، در میهن خود کاملاً ناشناخته بود و هنوز هم تاحدودی هست. خوشبختانه این کتاب گرانقدر ابن‌رسته به کوشش دکتر حسین قره‌چانلو در ایران نیز منتشر شده است (امیرکبیر، ۱۳۶۵).

ابن‌رسته آگاهی‌های زمان خود در زمینه شکل زمین، فاصله اجرام آسمانی از زمین و تناوب فاصله آنها، اندازه‌گیری میل محور زمین، حرکات کره زمین و بسیاری آگاهی‌های دیگر را باز می‌آورد. او محاسبه میل محور زمین در سده سوم هجری را ۲۳ درجه و ۳۳ دقیقه آورده است که با داده‌های دانش امروزی، تنها ۴ دقیقه با میل زمین در آنزمان (۲۳ درجه و ۳۷ دقیقه)، اختلاف دارد. در حالیکه در همان زمان، میل زمین در نزد اروپاییان ۲۴ درجه کامل دانسته می‌شد. همین اندازه‌گیری، معاصران ابن‌رسته را بر این گمان درست می‌راند که در عرض‌های جغرافیایی بالاتر از ۶۶ درجه و اندی، شب کامل و روز کامل حکمفرماست.

او همچون روایت بیرونی از ابوسعید سجزی، به نقل باورهای موجود زمان خود در زمینه حرکت انتقالی کره زمین به گرد خورشید می‌پردازد: «گردشی که از ستارگان بنظر می‌رسد، در واقع حرکت زمین است، نه فلک خورشید». او همچنین به وضوح حرکت وضعی کره زمین به گرد خود را اینگونه بازگو می‌کند: «زمین مانند زرده است در میان تخم مرغ و بر محور دو قطب خود می‌گردد. قطبی در شمال و قطبی در جنوب. زمین در هر شبانروز یکبار بر دو قطب خود می‌گردد». ابن رسته پرسشی را پاسخ می‌گوید که هنوز هم پرسیده می‌شود و هنوز هم دانشمندان به همانگونه آنرا پاسخ می‌دهند: «بزرگی خورشید و ماه در افق، تنها بخاطر خطای دید ناشی از بخار و غبار و طولانی‌تر شدن مسیر پرتوهای ماه و خورشید است».

با اینکه آگاهی از کرویت زمین به زمان‌های بسیار دورتری باز می‌گردد و در بخش‌های گوناگونی از اوستا از زمین با صفت «سکَرِنَه» (گوی‌پیکر/ کروی) یاد شده، اما ابن‌رسته دلایل دیگری نیز برای کرویت زمین نقل می‌کند. او علاوه بر تفاوت زمان طلوع و غروب خورشید، تفاوت زمان خورشیدگرفتگی و ماه‌گرفتگی را بعنوان دلیلی برای قوس عرضی زمین و تغییر ارتفاع ستاره قطبی را یکی از دلایل قوس طولی زمین و در نتیجه کرویت آن باز می‌شمارد.

ابن‌رسته زمین را «کوچکترین همه ستارگان» و بزرگتر از برخی سیاره‌ها می‌داند. او جرم عطارد را یک بیست و دوم زمین می‌داند که با آگاهی امروزی که یک نوزدهم زمین دانسته شده است، به نحو چشمگیری نزدیکی دارد. او همچو دانش امروزی، قطر زمین را ۵/۳ برابر قطر کره ماه می‌داند و فاصله آن تا زمین را ۲۴۵.۰۰۰ میل (۴۵۰.۰۰۰ کیلومتر) ثبت می‌کند که با آگاهی امروزی تنها ۱۰ درصد اختلاف دارد. او از فاصله تناوبی سیاره‌ها با زمین یاد می‌کند و ضمن اینکه دانسته می‌شود پیشینیان ما از چنین تغییراتی در فاصله سیاره‌ها از زمین آگاهی داشته‌اند، گاه دقت آنان نیز چشمگیر می‌شود. برای نمونه او بیشترین فاصله مریخ تا زمین را شصت میلیون کیلومتر می‌داند که برابر است با کمترین فاصله مریخ تا زمین بر مبنای اندازه‌گیری‌های امروزی. او همچنین بیشترین فاصله مشتری تا زمین را یک و نیم برابر کمترین فاصله آن می‌داند. نسبتی که دانش امروزی آنرا تأیید کرده است.

ابن‌رسته از ثبت محاسبات مربوط به قطر و محیط کره زمین نیز غافل نمانده است و اندازه‌گیری‌ ثبت شده او، قطری در حدود ۴۰.۰۰۰ کیلومتر و در نتیجه محیطی ۱۲۰.۰۰۰ کیلومتری را بدست می‌دهد.

اعلاق‌النفیسه، علاوه بر آگاهی‌های نجومی و زمین‌پیمایی (ژئودزی)، اطلاعات مفید دیگری نیز در اختیار ما می‌گذارد: در این کتاب نام خلیج فارس نه تنها برای دریای فعلی، که برای دریای عمان نیز بکار رفته است: «اول خلیج فارس در مصب دجله و آخر آن مکران است در اول هند». ابن‌رسته همچنین نقل می‌کند نخستین کسی که به زبان عربی نوشت، یکی از اهالی شهر انبار بود.

_جورج سارتون. مقدمه بر تاریخ علم. ترجمهٔ غلامحسین صدری افشار. شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. صفحه ۶۲۳.