زندگانی قطب‌الدین شیرازی

قطب‌الدین محمود بن مسعود بن مصلح کازرونی شیرازی (زاده ۶۳۳ درگذشته ۷۱۰ ه.ق) یکی از علمای ایرانی قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است که نقش مهمی در گسترش حکمت و فلسفه، علوم طبیعی، پزشکی و هنر داشته است.

فرزند مولانا ضیاءالدین مسعود بن مصلح کازرونی پزشک معروف و از مشایخ صوفیه در سال ۶۳۳ هجری قمری در کازرون پا به عرصه هستی نهاد.

قطب‌الدین علاوه بر شاگردی در نزد پدر از محضر بزرگانی چون کمال‌الدین ابوالخیر بن مصلح کازرونی، شمس‌الدین محمد بن احمدالحکیم الکیشی، شرف‌الدین زکی بوشکانی، خواجه نصیر طوسی، نجم‌الدین کاتبی، علامه قطب‌الدین مؤیدالدین عرضی و کمال کوفی بهره فراوانی یافت تا آنجا که علاوه بر پزشکی، بر علوم دیگری چون ریاضی، فلسفه، علوم ادبی، دین شناسی، موسیقی، نواختن رباب و سرودن شعر، بازی شطرنج و فنون شعبده‌بازی به چیرگی شگفت‌انگیزی دست یافت. او مدتی در شهرهای سیواس و ملطیه به شغل قضاوت اشتغال یافت و در زمانی دیگر از طرف تکودار، ایلخان مغول به سمت سفارت، همراه اتابک پهلوان به مصر نزد ملک قلادون الفی اعزام شد. آرامگاه وی در مقبرهالوزرای چرنداب تبریز است.

علامه در اندک زمانی در علوم معقول و منقول سرآمد فضلای عصر خود بود و در طول مدت حیات خود بیش از بیست اثر به فارسی و عربی از خود باقی گذاشت.


مقبره قطب‌الدین شیرازی در تبریز

قطب‌الدین شیرازی در علم موسیقی و فیزیک از سرآمدان زمان خود بوده‌است. اگرچه قطب‌الدین را نمی‌توان شاگرد صفی‌الدین ارموی -نظریه‌پرداز موسیقی قرن هفتم- دانست؛ ولی او را باید بدون شک نخستین شارح کتب صفی‌الدین ارموی قلم‌داد کرد. قطب‌الدین بخش مفصلی از کتاب دائرهالمعارف چندجلدی خود به نام دره التاج را به موسیقی اختصاص داده و در آن‌جا به تشریح نظریات صفی‌الدین ارموی، مخصوصاً مطالبی که در رساله الشرفیه بیان شده، پرداخته‌است.

آثار:

_دره التاج لغره الدباج (یکی از مهمترین آثار علامه قطب‌الدین می‌باشد که دانشنامه‌ایست فلسفی به معنای «علم‌العلوم». کتاب درهالتاج (۷۰۵-۶۹۳) پس از شفای ابن سینا مهمترین کتاب جامعی است که در فلسفه تألیف شده است و به طور کلّی دوازده رشته از علوم و از آن جمله موسیقی را در برمی‌گیرد.
_نهایه الأدراک فی درایه الأدراک (به عربی، در زمینهٔ نجوم و هیئت، دارای ۴ مقاله: مقدّمات، هیئت اجرام، زمین و مقادیر اجرام. همچنین دارای مطالب جدیدی در بارهٔ مکانیک، زمین‌شناسی، هواشناسی، نور و مباحثی در بارهٔ نظرات کیهانی ابن هیثم و ابوبکر محمّد بن احمد خرقی)
_تحفه الشاهیه (به عربی، در نجوم و هیئت)
_ترجمهٔ فارسی کتاب اصول اقلیدس در هندسه
_اختیارات مظفری (به فارسی، در نجوم و هیئت)
_رساله فی حرکه الدرجه فی النسبه بین المستوی و المنحنی (منسوب به علّامه، در هیئت و ریاضی)
_شرح کتاب حکمه الاشراق از شهاب‌الدین سهروردی (از این روست که او را فیلسوف اشراقی دانسته‌اند.)
_تحفه السعدیه (شرحی بر کتاب قانون در طب از ابن سینا)
_شرح کتاب مفتاح العلوم از سکاکی (مفاتح المفتاح)
_شرح کتاب مختصر الأصول از ابن حاجب (در فقه)
_رساله در تحقیق عالم مثال (در بارهٔ عالم مثال، معاد جسمانی و کیفیت آخرت.)
_رسالهٔ فعلت فلاتلم (در هیئت)
_شرح کتاب روضه الناظر از خواجه نصیر طوسی
_اجوبه المسائل (در طرح چند پرسش و ابهام فلسفی)

.ویکیپدیا

زندگانی سعید کاظمی آشتیانی

سعید کاظمی آشتیانی، در نخستین روز فروردین ماه ۱۳۴۰ در تهران به دنیا آمد.
آثار نبوغ از همان سنین نوجوانی و جوانی در وی قابل مشاهده بود. به طوری که در سال ۱۳۵۸ در همان سن ۱۸ سالگی هم زمان با ورود به دانشگاه، در هنرستان پیام امید به تدریس ادبیات و بینش اسلامی می پرداخت.

سال ۱۳۵۸ در رشته فیزیوتراپی دانشگاه علوم پزشکی ایران پذیرفته شد. تعطیلی دانشگاه‌ها به علت انقلاب فرهنگی و حضوری وی در جبهه‌های نبرد طی آن سال‌ها باعث شد پس از ۱۱ سال سرانجام در سال ۱۳۶۹ با اخذ مدرک کارشناسی ارشد رشته فیزیوتراپی از دانشکده علوم توانبخشی فارغ التحصیل شود.

در سال ۱۳۶۱ با همکاری دو تن از همکارانش جهاد گروه پزشکی را در دانشگاه علوم پزشکی ایران تأسیس کرد. این گروه هسته اولیه جهاد دانشگاهی علوم پزشکی ایران بود که در سال ۱۳۶۵ شکل گرفت و دکتر کاظمی تا سال ۱۳۷۰ عهده دار مسئولیت بخش طرح‌ها و تحقیقات آن بود. از سال ۱۳۷۱ با تغییرات ساختار مدیریتی جهاد دانشگاهی به سمت ریاست جهاد دانشگاهی واحد علوم پزشکی ایران منصوب شد که این مسئولیت تا پایان دوره حیاتش بر عهده وی بود.

در طی این سال ها مراکز درمانی متعددی تأسیس و گروه های مختلف پژوهشی را راه اندازی کرد که در آن میان پژوهشکده رویان جهاد دانشگاهی یکی از مهمترین این مراکز بود.

پژوهشکده رویان جهاددانشگاهی خرداد ماه ۱۳۷۰ با مدیریت دکتر کاظمی رسما فعالیت خود را آغاز کرد و تاکنون هزاران زوج نابارور با بهره مندی از خدمات این مرکز پیشرفته درمان ناباروری صاحب فرزند شده اند. دکتر کاظمی در همین دهه و هم زمان با مدیریت جهاد دانشگاهی علوم پزشکی ایران و پژوهشکده رویان در دانشگاه تربیت مدرس به ادامه تحصیل در رشته علوم تشریح با گرایش جنین شناسی پرداخت و در سال ۱۳۷۶ با رتبه ممتاز موفق به اخذ درجه دکتری شد.

دانش فراوان، هوش سرشار، توان مدیریتی بالا از یک سو و تعهد،‌ اخلاص و ایمان همیشگی او به خداوند متعال از سویی دیگر سبب شد تا در دوران حیات کوتاهش در دو حوزه مدیریتش موفقیت های چشمگیری همچون گسترش روشهای پیشرفته درمان ناباروری، ‌تولید و تکثیر و انجماد سلول‌های بنیادی جنینی و همانند سازی (کلونینیگ) ‌حیوانات را رقم بزند.

او در اعتلای نام جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های بین‌المللی نیز با ثبت این پیشرفت‌ها، حضور در کنگره‌های متعدد بین‌المللی و ابتکار برگزاری جشنواره بین‌المللی رویان سهمی از یاد نرفتنی دارد.

غروب چهاردهم دی ماه ۱۳۸۴ قلب این انسان والا از تپیدن ایستاد و علاوه بر خانواده و دوستانش،‌ جامعه علمی کشور را نیز در سوگ و ماتم فقدانش نشاند. یادش گرامی و راهش مستدام باد.

_دکتر کاظمی آشتیانی،فرزند صالح انقلاب
_دکتر کاظمی آشتیانی به روایت دوستان
_طرح های پژوهشی سعید کاظمی آشتیانی

زندگانی ابن ماسویه

یوحنا پسر ماسویه در جندی‌شاپور به دنیا آمد و نزد پدرش که داروساز بیمارستان جندی‌شاپور بود و سپس نزد جبرائیل‌بن‌بُختیشوع، پزشکی آموخت. ابن‌ماسویه در یادگیری پزشکی پیشرفت چشمگیری داشت و جبرائیل او را به ریاست شاگردانش برگزید. چندی نگذشت که هم‌پایه‌ی استاد خود شد و جایگاه ویژه‌ای در بارگاه خلیفه‌های عباسی پیدا کرد. می‌گویند از میمون برای کالبدشناسی نگه‌داری می‌کرد و همواره در پی نوآوری در کار خود بود.

بیش از ۵۰ کتاب و رساله به ابن‌ماسویه منسوب است که بیش‌تر آن‌ها در پزشکی و برخی در علوم طبیعی است. کتاب دَغلُ‌العین (تباهی‌چشم) کهن‌ترین درس‌نامه‌ی چشم‌پزشکی، کتاب التشریح، نخستین کتاب کالبدشناسی دوره‌ی اسلامی و کتاب النوادرالطبّیه (اندرزنامه‌ی پزشکی) از شناخته ‌شده‌ترین آثار اوست. رساله‌هایی درباره‌ی کانی‌شناسی، جانورشناسی، جنین‌شناسی، داروشناسی، زهرشناسی، تغذیه، مواد خوش‌بو، دسته‌بندی و درمان تب‌ها و شناخت بیماری‌های گوناگون (به‌ویژه بیماری‌های روانی) از وی به یادگار مانده است. هم‌چنین، رساله‌ای به نام مِحنهُ الاَطباء (آزمون پزشکان) نوشته بود که به دست ما نرسیده است.

آثار ابن‌ماسویه از مهم‌ترین منابع رازی در نگارش کتاب الحاوی بوده است. رازی در این کتاب نزدیک به هزار بار به آثار گوناگون ابن‌ماسویه استناد می‌کند، حال آن‌که به هیچ یک از پزشکان دوره‌ی اسلامی تا این اندازه استناد نکرده است. ابن‌ماسویه افزون بر نوشتن رساله‌های گوناگون، در ترجمه‌ی آثار پزشکان یونانی به عربی و سُریانی نیز نقش داشت. یکی از شاگردانش به نام حُنین‌بن‌اسحاق، برجسته‌ترین مترجم دوره‌ی اسلامی به شمار می‌آید که بیش از ۱۰ کتاب از جالینوس را به سفارش استادش به عربی و سُریانی ترجمه کرد.

از گفته‌های اوست که : «پزشک باید همیشه بیمار را به بازگشت تندرستی‌اش امیدوار سازد، هر چند خودش بداند امید بهبودی نیست، زیرا وضعیت جسم به روحیه‌ی انسان بستگی دارد.» از کتاب نوادرالطبّیه (این کتاب به زبان فرانسه ترجمه شده است.)
در صفحه‌ی عنوان یک نسخه‌ی خطی اروپایی که از سده‌ی پانزدهم میلادی به قلم جیوهان کادموستو به جای مانده، تصاویر و نام های پدران پزشکی و داروشناسی به این ترتیب آمده است : آسکلپیادس، بقراط، ابن‌سینا، رازی، ارسطو، جالینوس، ماسر، آلبرت بزرگ، دیوسکوریدس، ابن‌ماسویه و ابن‌سراپیون.

زندگانی موسی بن میمون

http://mandegar.tarikhema.org/images/2011/08/Rambam2.jpg

موسی بن میمون در سال ۱۱۳۵ میلادی، در کوردوبا در اسپانیا زاده شد. وی ربی، پزشک، ستاره‌شناس، فیلسوف و دانشمند اسپانیایی یهودی بود. وی در سده‌های میانه، در مراکش، اندلس و مصر زیسته و افکار و آرای او در جهان غیریهودی نیز پراکنده شده‌است.[نیازمند منبع] او از علمای بزرگ یهود است که در مورد او گفته اند: «از موسی (ابن عمران) تا موسی (ابن میمون) کسی مانند موسی برنخاسته است»[۱]
نام کامل ابن میمون به عبری موشِه بِن مَیْمون (عبری: משה בן מימון) و نام عربی او ابوعمران موسی بن میمون بن عبدالله القرطبی الإسرائیلی است. در مغرب‌زمین، او معمولاً با نام یونانی موسی میمونیدس (Μωυσής Μαϊμονίδης) شناخته می‌شود. البته تمام این نام‌ها به معنی موسی پسر میمون است. بسیاری از آثار یهودی، نام او را میمونی (מימוני) ضبط کرده‌اند. در بعضی کتاب‌های یهودی، ابن‌میمون رمبام(רמב”ם) خوانده می‌شود که مخفف ربی موشه بن میمون است.

http://mandegar.tarikhema.org/images/2011/08/Rambam-portrait2.jpg
بن‌میمون در سال ۱۱۳۵ در کوردوبا در اسپانیا زاده شد. سال تولد او مورد اختلاف است. شلومو پاینس، تاریخ تولد او را در سال ۱۱۳۸ دانسته‌است. ابن‌میمون در زمانی زاده شد که بسیاری آن را پایان عصر طلایی فرهنگ یهودی در اسپانیا پس از چندین سال سلطه مسلمانان دانسته‌اند. در کودکی، ابن‌میمون به مطالعه علوم و فلسفه پرداخت. مطالعات وی منحصر به آثار یهودی نبود، بلکه بسیاری از آثار فیلسوفان یونانی و نیز آثار فیلسوفان مسلمان را مطالعه نمود. ابن‌میمون پشتیبان عرفان دانسته نمی‌شود؛ او با شعر مخالفت کرد. پدرش میمون، به وی تورات و تنخ یهودی را آموزش داد که خود او را ربی یوسف بن میگاش آموزش داده بود.

پس از فتح کوردوبا در سال ۱۱۴۸ به دست مسلمانان از آفریقا، یهودیان اسپانیا سه گزینه در اختیار داشتند؛ روی آوردن به اسلام، مرگ و تبعید. خانواده ابن‌میمون به همراه اکثریت یهودیان دیگر، تبعید را اختیار کردند. در ده سال آینده، آن‌ها در جنوب اسپانیا، از شهری به شهر دیگر آواره شدند؛ اما سرانجام در شهر فاس واقع در مراکش شمال آفریقا سکنی گزیدند. در طی سال‌های ۱۱۷۶ تا ۱۱۷۸، ابن‌میمون شروع به نوشتن تفسیری بر میشنا کرد، رساله‌های کوتاهی در منطق و نیز در باب گاه‌شماری یهودی، و یادداشت‌های چندجانبه‌ای بر چند مبحث تلمود و هاگادا و نیز یک مجموعه احکام شرعی تألیف کرد.

ابن‌میمون در فاس زیرنظر یهودا کوهن ابن‌سوسن به کسب علم و دانش پرداخت و کار بر روی تفسیرش بر میشنا و نیز طرح‌های تحقیقاتی گسترده‌اش را ادامه داد. ابن‌میمون پس از کشته شدن استادش، فاس را ترک کرد و به عکا گریخت و چند ماه در آن‌جا ماند. سپس ابن‌میمون به همراه خانواده‌اش به سوی مصر حرکت کرد؛ آن‌ها مدتی در اسکندریه توفق کردند و سپس از آن‌جا به فسطاط رفتند. پیش از رسیدن به فسطاط، ابن‌میمون مدتی هم در اورشلیم توقف داشته‌است.

ابن‌میمون پس از مرگ پدرش، تحت حمایت مالی برادرش داوود، که در کار بازرگانی و خرید و فروش سنگ‌های گران‌قیمت و جواهرات بود، قرار گرفت. او در این مرحله، به نوشتن می‌پرداخت و رهبر جامعه یهود بود. پس از مرگ برادرش در اقیانوس هند، ابن‌میمون به طبابت روی آورد.

در فسطاط، ابن‌میمون به عنوان پزشک مخصوص سلطان صلاح‌الدین ایوبی و وزیرش افضل علی برگزیده شد؛ در جنگ‌های صلیبی وی ریچارد شیردل را نیز درمان کرد. او را از بزرگ‌ترین پزشکان عصر خود دانسته‌اند. ابن‌میمون تحت تأثیر بسیاری از متفکران مسلمان به ویژه ابن رشد و امام محمد غزالی بود.

وی در فسطاط مرد و در تیبریاس (در اسرائیل کنونی) به خاک سپرده شد. پسرش ابراهیم بن رمبام خود از دانشمندان برجسته یهود بود، که در دربار ایوبیان به پزشکی می‌پرداخت.
ابن میمون آشنایی گسترده‌ای با فلسفهٔ اسلامی داشت و شاگرد ابن الافلح، یکی از شاگردان ابوبکر بین صائغ بود. وی همهٔ آثار ابن رشد با به‌جز الحسّ و المحسوس مورد بررسی قرار داده بود. برخی از مسائلی که وی در کتاب دلاله الحائرین مطرح کرده همساز و هماهنگ با کتب فلاسفهٔ اسلامی است، تا آنجا که برخی گفته‌اند همچتان که محمد بن زکریای رازی را که به دین و مذهب پایبند نبود و نبوت را انکار می‌کرد را در زمرهٔ فلاسفهٔ اسلامی و «فیلسوف ری» می‌خوانند، موسی بن میمون را نیز می‌توان در زمرهٔ فلاسفهٔ اسلامی دانست.[۲]

وی در دلاله الحائرین اندیشه‌های متکلمان معتزلی و اشعری همچون ابوحامد غزالی، ابن باجه و ابن طفیل را مورد بررسی قرار می‌دهد. در این کتاب اشاره می‌کند که اصحاب ما – یعنی متکلمان یهودی – آنچه دریافت کردند از متکلمان معتزلی مسلمان بوده‌است.[۳]
آثار ابن‌میمون درباره قوانین خاخامی، نوشته‌های پزشکی و فلسفه یهودیت است. بیشتر نوشته‌های وی به زبان عربی‌است. هرچند میشناتوره به زبان عبری نوشته شده‌است. کتاب‌های او درباره یهودیت عبارت‌است از:

تفسیر میشنا (عبری: پیروش همیشنایوت)، به زبان عربی نوشته شده‌است. این متن یکی از نخستین تفسیرهای میشنا بدین شیوه‌است.
سفر همیصفوت
میشنا تورا
رساله شهادت
دلالهالحائرین: اثری فلسفی که با بهره‌گیری از شارحان بزرگ مسلمانِ ارسطو همچون ابن‌سینا و فارابی این کتاب را نگاشته‌است. ابن میمون همچون علمای مسلمان عقل و ایمان و علم و ایمان را با هم سازگار دانسته‌است؛ با وجود این، بسیاری از مطالب مهم فلسفه اسلامی معتزله و اشاعره را مورد انتقاد جدی قرار داده‌است. هدف اصلی این کتاب تطبیق دادن تورات با عقاید و آرای ارسطوست. در این کتاب ابن‌میمون تناقضات ظاهری بین تورات و عقل بشری را رفع نموده‌است. ابن میمون این کتاب را به زبان عربی و خط عبری نگاشته‌است.[۴]
مقاله فی سنه المنطق

↑ ממשה עד משה לא קם כמשה، ممشه عد مشه لا قم کمشه
↑ دینانی: ۱۳۷۶، صص ۳۵۰-۱
↑ همان
↑ دینانی: ۱۳۷۶، ص ۳۵۱

زندگانی ابن سینا کبیر

 ابن سینا

حسین بن عبدالله بن سینا (۳۷۰-۴۲۸ قمری/۹۸۰-۱۰۳۷ میلادی)، شناخته شده با نام‌های دیگری مانند ابن سینا، شرف الملک، شیخ الرئیس و اویسنا (Avicenna)، دانشمند، فیلسوف و پزشک ایرانی که از پرآوازه‌ترین دانشمندان دوره‌ی اسلامی در جهان است. در نزدیکی بخارا به دنیا آمد و در همدان به خاک سپرده شد. دانش‌نامه‌ی فلسفی او به نام کتاب شفا و دانش‌نامه‌ی پزشکی او به نام قانون در پزشکی، از پایه‌های نوزایی اروپا به شمار می‌آید. او پژوهش‌هایی نیز در علوم طبیعی داشت و چگونگی پدیدآمدن کوه‌ها را به درستی بیان کرده است.

  زندگی‌نامه

  پدر ابن سینا از مردمان بلخ بود، اما خود او در رمضان ۳۷۰ قمری در روستایی به نام خرمیثن در نزدیکی بخارا به دنیا آمد. او از همان کودکی هوش سرشار خود را نشان داد. از این رو، پدر او را به نزد سبزی فروشی آگاه به حساب هندی برد تا به دستگاه شمار هندی آشنا شود . ابن سینا همگام با فراگیری حساب هندی، فقه را نیز نزد اسماعیل زاهد فراگرفت. سپس نزد ابوعبدالله ناتلی، که به تازگی به بخارا آمده و پدر ابن‌ سینا او را در خانه‌ی خود جای داده بود، منطق و ریاضی آموخت. کتاب‌های منطق ارسطو، اصول هندسه‌ی اقلیدوس و کتاب المجسطی بطلمیوس، از جمله کتاب‌هایی بود که در این دوران آن‌ها را به کمک ناتلی یا به تنهایی فراگرفت.

  ابن سینا از شانزده سالگی به کار پزشکی پرداخت و در هفده سالگی نوح بن منصور سامانی را درمان کرد. از این رو، امیر سامانی به او اجازه داد از کتابخانه‌ی سلطنتی بهره گیرد. ابن سینا در زندگی‌نامه‌ای که برای شاگردش ابوعبید جوزجانی بازگو کرده، درباره‌ی آن کتابخانه چنین گفته است: «کتاب‌های گوناگونی که من در آن‌جا دیدم و خواندم، کسی حتی نام آن‌ها را نشنیده بود … پس آن کتاب‌ها را خواندم و از آن‌ها بهره‌مند شدم … چون به سن هجده سالگی رسیدم از همه‌ی این علوم فارغ شده بودم و از آن پس چیزی بر من مکشوف نشد.»

  ابن سینا در زمانی که از آن کتابخانه بهرمند بود، پیوسته به خواندن کتاب‌های منطق و فلسفه می‌پرداخت. بیش‌تر زمان شب را نمی‌خوابید و روزها نیز به کاری جدا از خواندن، نوشتن و یادداشت‌برداری نمی‌پرداخت. هرگاه که با مساله‌ی دشواری رو به رو می‌شد که از فهم آن در می‌ماند به مسجد می‌رفت و نماز می‌خواند و از خداوند یاری می‌خواست. شب که به خانه باز می‌گشت، چراغ پیش روی می‌گذاشت و گاهی تا سحرگاه به خواندن و فکر کردن می‌پرداخت. به گفته‌ی خودش: «هر گاه خوابش می‌برد، خود آن مسائل را در خواب می‌دید و بسیاری از آن‌ها بر او روشن می‌شد.»

  ابن سینا هنگامی که فقط هجده سال داشت، در منطق، ریاضی و علوم طبیعی چیره دست شده بود. در همین زمان بود که خواندن کتاب متافیزیک(مابعد الطبیعه) نوشته‌‌ی‌ ارسطو را آغاز کرد و آن گونه که خود گفته است، بیش از چهل بار آن را خواند، اما از فهم درست آن ناتوان بود. با این‌که متن کتاب را از بر داشت، از درک آن ناامید شده بود و با خود می‌گفت: «این کتابی است که راهی به سوی فهمیدن آن نیست.» تا این‌که روزی کتابی به نام اغراض مابعد الطبیعه، از ابونصر فارابی، را کتاب‌فروشی به بهای اندک به وی پیشنهاد کرد. ابن سینا پس از خواندن کتاب فارابی به منظور و هدف ارسطو پی برد.

  هنگامی که ابن سینا بیست و دو سال داشت ، پدرش را از دست داد. در آن زمان دولت سامانیان رو به سستی بود و چندی نگذشت که غزنویان بر بخارا دست یافتند. از این رو، ابن سینا به گرگانج به نزد خوارزم‌شاه علی بن مامون و سپس به نزد جانشین او، مامون بن محمد، رفت و در آن‌جا او را گرامی داشتند. اما محمود غزنوی از فرمانروای گرگانج خواست که ابن سینا و چند دانشمند دیگر را به بارگاهش بفرستد. ابن سینا به ناچار پنهانی از خوارزم بیرون رفت و از نسا، ابیورد، طوس، سمنگان و جاجرم بگذشت تا به دربار قابوس بن وشمگیر در گرگان بپیوندد. اما پیش از رسیدن ابن سینا به گرگان، سپاهیان قابوس بر او شوریدند و او را زندانی کردند. ابن سینا زمانی را پنهانی در گرگان زیست و کار نگارش کتاب قانون را به سال ۴۰۳ در شهر گرگان آغاز کرد. در این زمان بود که ابوعبید جوزجانی به شاگردی او درآمد و تا پایان زندگی همراه او شد.

  ابن سینا در سال ۴۰۴ قمری به ری رفت و به خدمت سیده ملک خاتون، دختر سپهبد شروین، بیوه‌ی فخرالدوله علی بویه و مادر مجد الدوله، درآمد. ابن سینا مجدالدوله را درمان کرد و نزدیک یک سال در پشتیبانی آن مادر و پسر زندگی کرد. سپس به دلیل تهدیدهای محمود غزنوی به سال ۴۰۵ به قزوین و سرانجام به همدان به نزد شمس الدوله‌ رفت. شمس الدوله او را به وزارت برگزید، اما پس از مرگ آن فرمانروا به سال ۴۱۲ قمری، چهارماه زندانی شد. چندی را نیز پنهانی و در گریز زندگی کرد و سرانجام به اصفهان رفت و علاءالدوله‌ی کاکویه او را گرامی داشت.

  ابن سینا نزدیک پانزده سال در اصفهان زندگی کرد و به آموزش و نگارش کتاب پرداخت. برخی شب‌‌‌ها نشست علمی در خانه‌ی علاء الدوله، که مردی دانش‌دوست بود، برگزار می‌شد و ابن‌ سینا و دانشمندان بسیاری در آن شرکت می‌کردند و ابن سینا در همه‌ی آن نشست‌ها سرآمد بود. او در همان دوران بود که نگارش کتاب شفا را آغاز کرد و بخش‌های منطق، مجسطی، اقلیدس، ریاضیات و موسیقی آن را در همان‌جا به پایان رساند. او کتاب الانصاف را نیز در اصفهان نوشت، اما آن کتاب در یورش سپاهیان مسعود غزنوی به اصفهان به سال ۴۲۱، در پی تاراج خانه‌ی ابن‌سینا از بین رفت.

  ابن سینا هم‌چنان در اصفهان ماند تا این که همراه علاءالدوله در نبردی علیه سپاهیان مسعود غزنوی به نزدیکی همدان رفت. او در این سفر به بیماری قولنج دچار شد و به ناچار به اصفهان بازگشت تا درمان خود را انجام دهد. پس از بهبودی بار دیگر همراه علاءالدوله به همدان رفت، اما بار دیگر بیماریش بازگشت. او پس از رسیدن به همدان از درمان خود دست کشید و پس از چند روز، در نخستین جمعه از ماه رمضان ۴۲۸ قمری در سن پنجاه و هشت سالگی در همان‌جا درگذشت و به خاک سپرده شد.

  سال‌شمار زندگی

  ۳۷۰ قمری، در روستای خرمیثن در نزدیکی بخارا به دنیا آمد.

  ۳۸۰ قمری، آموزش‌های پایه‌ای، از جمله فراگیری قرآن، و ادبیات، را به پایان رساند.

  ۳۸۶ قمری، در پزشکی به جایگاه استادی رسید و شاگردانی پرورش داد.

  ۳۸۷ قمری، نوح بن منصور سامانی را درمان کرد و به کتابخانه‌ی بزرگ بخارا راه یافت.

  ۳۹۲ قمری، پدرش درگذشت و ابن سینا بخارا را به سوی گرگانج ترک کرد.

  ۴۲۰ قمری، درخواست محمود غزنوی را نپذیرفت و به سوی گرگان ر هسپار شد.

  ۴۰۳ قمری، قابوس بن وشمگیر زندانی شد . نگارش قانون را در گرگان آغاز کرد.

  ۴۰۴ قمری، به ری رفت و از پشتیبانی سیده ملک خاتون ، بیوه‌ی فخرادوله‌ علی بویه، بهرمند شد.

  ۴۰۵ قمری، به سوی همدان به راه افتاد و به نزد شمس الدوله رفت و بیماری او را درمان کرد.

  ۴۰۶ قمری، به وزارت شمس الدوله برگزیده شد و نگارش کتاب فلسفی شفا را آغاز کرد.

  ۴۱۲ قمری، از کار سیاسی کنار گذاشته شد، چهارماه زندانی بود و کار نوشت شفا را ادامه داد.

  ۴۱۴ قمری، به اصفهان رفت و نزدیک پانزده سال در آن جا ماند و کتاب شفا را به پایان رساند.

  ۴۲۱ قمری، مسعود غزنوی به اصفهان یورش آورد و خانه‌ی ابن سینا را غارت کردند.

  ۴۲۷ قمری، همراه علاءالدوله به همدان رفت و در نزدیکی آن‌جا بیمار شد.

  ۴۲۸ قمری، در پنجاه و هشت سالگی در شهر همدان درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد.

  قانون پزشکی

  ابن سینا را بیش‌تر به عنوان پزشکی برجسته می‌شناسند، اما او در مقایسه با زکریای رازی، فیلسوف برجسته‌تری بوده است و از نظر مهارت و دانایی در پزشکی پس از رازی جای می‌گیرد. رازی پزشکی تجربه‌گرا بود و هر چه که درستی‌ آن از راه آزمایش روشن نمی‌شد، نمی‌پذیرفت. اما ابن سینا که در فلسفه بسیار نقد کننده بود، در پزشکی بیش از اندازه از نظریه‌های پیشینیان اثر پذیرفته بود. کتاب قانون او گنجینه‌ای از نظریه‌های پزشکی است؛ نظریه‌های پزشکانی مانند جالینوس رومی که نادرستی‌ها زیادی در آن‌ها دیده می‌شود. با این همه، نه رازی و نه کتاب الحاوی او به پایه‌ی شهرت ابن سینا و قانون او نرسید. زیرا کتاب قانون بسیار استادانه‌تر از کتاب الحاوی نوشته شده و حجم کم‌تری دارد و بنابراین آسان‌تر از الحاوی می‌توان آن را نسخه‌برداری یا چاپ کرد  و از آن بهره گرفت.

    قانون به پنج کتاب تقسیم شده است. کتاب اول، کلیات، دشوارترین بخش قانون است و دست کم ۱۰ شرح بر آن نوشته شده است. کتاب کلیات به چهار فن بخش شده است. فن اول پژوهشی است در چهار عنصر آتش، باد ، آب و خاک که از رابطه‌ی آن‌ها با هم مزاج‌های چهارگانه، یعنی خون، صفرا، سودا و بلغم، پدید می‌آید. مزاج‌ها با نسبت‌های معینی در هم می‌آمیزند و اندام‌های ساده را به وجود می‌آورند و کالبدشناسی اندام‌ها در ادامه آمده است. کتاب اول با پرداختن به سه قوه پایان می‌پذیرد: قوه‌ی عاقله که مرکز آن مغز است؛ قوه‌ی طبیعی که باعث ماندگاری آدمی می‌شود و مرکز آن کبد و بیضه‌هاست؛ قوه‌ی حیوانی که مرکز آن قلب است و زما م نفس حیوانی را که باعث حس و حرکت می‌شود، در دست دارد.

  کتاب دوم، ادویه مفرده، دو بخش دارد که یکی پیرامون ویژگی‌های داروهای طبیعی و چگونگی نگهداری آن‌ها و دیگری فهرست الفبایی از داروهای شناخته شده همراه با ویژگی‌های دارویی آن‌هاست. در این کتاب صفحه‌ای درباره‌ی تجربه در طب وجود دارد. کتاب سوم، امراض از فرق سر تا نوک پا، با گفتاری پیرامون بیماری‌های مغز آغاز می‌شود و سپس به بیماری‌های اعصاب، چشم و گوش می‌پردازد. در ادامه، گفتاری پیرامون درد مفصل‌ها، عرق النساء(سیاتیک) و بیماری‌های ناخن وجود دارد و سپس با کالبدشناسی اندام‌های مرکب به پایان می‌رسد. کتاب چهارم، امراضی که به اندام معینی اختصاص ندارند، گفتارهایی پیرامون تب، طبقه‌بندی تب‌ها، پیش‌بینی بیماری، دمل‌ها و تاول‌های چرکی، زخم‌ها، زهرها و جانداران زهردار، بیماری‌ها مو و گفتاری پیرامون چاغی و لاغری بیش از اندازه، است. کتاب پنجم، داروهای مرکب، گفتارهایی است پیرامون پادزهرها، حب‌های مکیدنی، معجون‌ها، قرص‌ها، داروهای منقی و ملین و چگونگی بهره‌گیری از آن‌ها در درمان بیماری‌ها.

  بازتاب قانون

کتاب قانون در سده‌های میانه‌ی اروپا شناخته شده‌ترین کتاب پزشکی بود و تا سال ۱۶۵۰ کتاب درسی مدرسه‌‌ی پزشکی مونپلیه و لوون بود. متن کامل این کتاب پیش از سال ۱۱۸۷ میلادی به کوشش گراردوس کرمونیایی و به فرمان اسقف اعظم تولدو(طلیطله)، ریموند(درگذشته ۱۱۹۱ میلادی) به لاتینی ترجمه شد. گراردوس کتاب الارجوزه فی طب (چکیده‌ی قانون به شعر) را نیز به لاتینی ترجمه کرده است. ترجمه‌ی لاتینی قانون در دوران نوزایی اروپا از ۱۴۷۳ تا ۱۴۸۶ میلادی بارها در ایتالیا به چاپ رسید. آندرآ آلپاکو، شناخته شده‌ترین مترجم آثار پزشکی ابن سینا در آن دوران است که ترجمه‌های پیشین را نیز بازنگری کرد. کتاب قانون بین سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۵۴ میلادی به روسی ترجمه شد. ترجمه‌ی فارسی این کتاب به کوشش شرفکندی(هژار) در سال ۱۳۷۰ منتشر شد.

    برخی از پزشکان اروپایی برای آن که این اثر سترگ را بهتر درک کنند به فراگیری زبان عربی پرداختند و از این رو واژه‌های عربی بسیاری در نوشته‌های آنان راه یافته است. هنریک هارپسترنگ از پزشکان پادشاه دانمارک(درگذشت ۱۲۴۴) شناخته‌‌ شده‌ترین آن‌هاست. در آثار گالیلمو و شاگردش لانفرانک، که بنیان‌گذار جراحی نوین در فرانسه به شمار می‌آید، نیز اصطلاحات عربی بسیاری دیده می‌شود. حتی لئوناردو داوینچی که کالبدشناسی ابن سینا را نادرست می‌دانست، چون اصطلاحات دیگری در اختیار نداشت به ناچار همان اصطلاحات قانون را به کار برد. پاراسلسوس که در شهر بال سوئیس کتاب قانون را آتش زد، شبانه از شهر گریخت و گرنه خودش را آتش می‌زدند.

  نگارش‌های ابن سینا

  ابن سینا اندیشمند و نویسنده‌ی پرکار و توانایی بوده است. بر پایه‌ی پژوهش یحیی مهدوی، ۱۳۱ نوشته اصیل از ابن سینا و ۱۱۱ اثر منسوب به او وجود داشته که تنها بخشی از آن‌ها به دست ما رسیده است. دراین جا گزیده‌ای از آثار او که به چاپ رسیده و به زبان‌ها دیگر نیز ترجمه شده است، معرفی می‌شود .

  ۱٫ کتاب الشفاء: دانش‌نامه‌ی فلسفی بزرگی است در چهار بخش منطق، طبیعیات(فیزیک)، ریاضیات(هندسه، حساب، موسیقی و اخترشناسی) و مابعد الطبیعه .

  ۲٫ النجات: چکیده‌ی شفاء و نظریه‌های فلسفی ابن‌ سینا

  ۳٫ القانون فی الطب: دانش‌نامه‌ی پزشکی

  ۴٫ الارجوزه فی الطب: چکیده‌ی قانون به شعر(۱۳۲۶ بیت)

  ۵٫ کتاب الانصاف: در برگیرنده‌ی ۲۸ هزار مساله بوده است

  ۶٫ منطق المشرقین

  ۷٫ رساله اضحویه فی امر المعاد

  ۸٫ عیون الحکمه

  ۹٫ تسع رسائل فی الحکمه و الطبیعیات

  ۱۰٫ رساله حی بن یقضان: داستان فلسفی

  ۱۱٫ رساله فی ماهیت الصلاه: پیرامون نماز

  ۱۲٫ رساله فی الاکسیر

  ۱۳٫ الاشارات و التنبیهات: آخرین و برجسته‌ترین اثر ابن‌ سینا

  ۱۴٫ المبداء و المعاد

  ۱۵٫ النکت و افوائد: پیرامون منطق، الاهیات و طبیعیات

  ۱۶٫ رساله فی ماهیت العشق

  ۱۷٫ دانش‌نامه‌ی علایی: دانش‌نامه‌ی فلسفی به زبان فارسی

  ۱۸٫ رساله‌ی رگ‌شناسی: پیرامون نبض به فارسی

  ۱۹٫ کنوز المعزمین: به فارسی

  ۲۰٫ رساله‌ی جرثقیل: به فارسی

  بوعلی در نگاه اندیشمندان

  جرج سارتن در کتاب « مقدمه بر تاریخ علم » ابن سینا را این گونه معرفی کرده است: « جامع العلوم، فیلسوف، طبیب، ریاضی‌دان، اخترشناس، پرآوازه‌ترین دانشمند اسلام و یکی از شناخته‌شده‌ترین دانشمندان همه‌ی ملت‌ها، کشورها و دوران‌ها.» و درباره‌‌ی قانون نوشته است: «قانون به خاطر کمال صوری و ارزش ذاتی‌اش، الحاوی رازی، الملکی علی بن عباس اهوازی و حتی آثار جالینوس را تحت الشعاع قرار داد و تا شش قرن در راس قرار گرفت.»

  منبع :

  ۱٫ مصاحب، غلامحسین. دایره المعارف فارسی(مقاله‌ی ابوعلی سینا). انتشارات فرانکلین، ۱۳۴۵

  ۲٫ دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه(واژه‌ی ابن سینا)، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۷

  ۳٫ زکی اسکندر، آلبرت/ قنواتی،ج.ش. ابن‌سینا(از مقاله‌های زندگی‌نامه‌ی علمی دانشوران، به کوشش احمد بیرشک). ترجمه‌ی حسین معصومی همدانی. انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۹

  ۴٫ خراسانی، شرف الدین. ابن سینا(از مجموعه مقاله‌های دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، به کوشش سیدکاظم بجنوردی). انتشارات دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۰

  ۵ . سارتن، جرج. مقدمه‌ بر تاریخ علم. ترجمه‌ی غلامحسین صدری افشار. انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۳

  ۶٫ براون، ادوارد. پزشکی اسلامی. ترجمه‌ی مسعود رجب‌نیا. انتشارات علمی و فرهنگی. چاپ ششم، ۱۳۸۳

زندگانی زکریای رازی

محمد زکریای رازی

  ابوبکر محمد بن زکریای رازی(۳۱۳-۲۵۱ قمری) بزرگ‌ترین پزشک ایرانی که در زمینه‌ی شیمی، فیزیک و فلسفه نیز پژوهش‌های ارزنده‌ای داشته است. شمار کتاب‌ها و رساله‌های او را بیش از ۲۰۰ نوشته‌اند که دانش‌نامه‌ی پزشکی الحاوی، شناخته شده‌ترین آن‌هاست. کشف الکل و اسید سولفوریک را به او نسبت می‌دهند. ترجمه‌ی کتاب المنصوری او نخستین کتاب پزشکی است که با شیوه‌ی چاپ گوتنبرگی در اروپا چاپ شد. او دانشمندی تجربه‌گرا بود و می‌گفت: تجربه بهتر از علم طب است. او را پیشگام نظریه‌ی ایمنی اکتسابی و بینان‌گذار شیوه‌ی نوی در آموش پزشکی نیز می‌دانند.

  زندگی‌نامه

ابوبکر محمد بن زکریا بن یحیی رازی، در شعبان سال ۲۵۱ قمری برابر با ۸۶۵ میلادی، در شهر ری به دنیا آمد. ری از شهرهای کهن ایران است که نام آن در اوستا نیز آمده است. این شهر در آن روزگار مرکز علم و ادب ایران بود و بزرگان و دانشمندان زیادی از آن شهر برخاستند. مقدسی در کتاب احسن التقاسیم درباره‌ی این شهر نوشته است:”در این شهر مدارس و مجالس علم فراوان است. مذکران آن‌جا فقیه و رؤسای آنان عالم و محتسبشان مشهور و سخنورانشان ادیب هستند.”

از کودکی و نوجوانی رازی چیز زیادی نمی‌دانیم. برخی نوشته‌اند که او در نوجوانی به موسیقی گرایش فراوان داشت و در نواختن نی یا عود بسیار توانا بود. زمانی را نیز به زرگری و صرافی پرداخته است. هم‌چنین، آن گونه که خود در کتاب شکوک علی جالینوس نوشته، به تجربه و آزمایش اکاذیب معزمان، (کسانی که به کارهای عجیب مانند احضار ارواح می‌پردازند) علاقه داشته است. شاید از همین رو بود که به کیمیاگری گرایش پیدا کرد و در جریان کار با مواد شیمیایی و نزدیک شدن به آتش به چشم خود آسیب رساند.

می‌گویند او برای درمان چشم خود به نزد پزشکی رفت و آن پزشک برای درمان او پانصد دینار از او درخواست کرد و او ناچار شد بپردازد. سپس، با خود گفت:”کیمیای واقعی علم طب است نه آن‌که تو بدان مشغولی” و این گونه بود که به پزشکی گرایش پیدا کرد. نخست مفاهیم پایه‌ی فلسفه، ریاضی، اخترشناسی و ادب را در همان ری آموخت. آن‌گاه برای آموزش بیش‌تر به بغداد رفت که به دست ایرانیان بنیان گذاری شده بود و دانشمندان بزرگ آن روزگار در آن‌جا گرد هم آمده‌ بودند.

رازی در بغداد به ریاست بیمارستانی برگزیده شد که بدر، غلام معتضد عباسی، در سده‌ی سوم هجری ساخته بود. برخی گمان می‌کنند که رازی ریاست بیمارستان عضدی را داشته است که به دست عضدالدوله‌ی دیلمی به سال ۳۷۲ بازگشایی شد. اما رازی نزدیک نیم سده پیش از بازگشایی آن بیمارستان از دنیا رفت و به نظر می‌رسد بیمارستانی که غلام معتضد ساخت، طی زمان با بیمارستان عضدی مشتبه شده باشد.

رازی به زودی به جایگاه نخست در پزشکی دست یافت و فرمان‌روایان گوناگون او را به نزد خود می‌خواندند و رازی کتاب‌هایی نیز به نام آن‌ها نوشته است. برای نمونه، زمانی به درخواست ابوصالح منصور بن اسحاق سامانی، به زادگاه خود بازگشت و ریاست بیمارستان ری را پذیرفت. در همین شهر بود که کتاب طب المنصوری را به نام او نوشت که یکی از شناخته شده‌ترین و پرآوازه ترین نوشته‌های او در غرب است. ترجمه‌ی این کتاب، نخستین کتاب پزشکی است که با شیوه‌ی چاپ گوتنبرگی در اروپا چاپ شد.

رازی سال‌های پایانی زندیگ خود را در ری گذراند و دانشجویان زیادی از او درس گرفتند و پزشکان چیره‌دستی شدند. در همان سال‌ها بود که چشمان رازی آب آورد و یکی از شاگردانش از طبرستان برای درمان او آمد و از استاد خود خواست اجازه دهد به درمان او بپردازد. رازی گفت که این کار بر رنج و درد من می‌افزاید، چرا که مرگ من نزدیک به نظر می‌رسد و روا نیست برای بازیافتن بینایی، خود را دچار رنج و سختی سازم. دیری نگذشت که او در پنجم شعبان سال ۳۱۳ قمری در ری از دنیا رفت. او در آن هنگام، اندکی بیش از ۶۰ سال داشت.

شیوه‌ی رازی در پزشکی

رازی در پزشکی بسیار نوآور بود و پیروی کورکورانه از پزشکان پیش از خود را روا نمی‌دانست. او کتابی به نام شکوک نوشته و نظریه‌ها و روش‌های درمانی نادرست جالینوس را بر شمرده است. او بر این باور بود که “تجربه بهتر از علم طب است” و منظور او از علم طب، نوشته‌های پیشینیان است. یادداشت‌ها او که در آن‌ها به دقت فراوان چگونگی وضعیت بیماران و بهبودی آن‌ها را توصیف کرده است، او را یکی از برجسته‌ترین پزشکان بالینی همه‌ی دوران‌ها ساخته است. یکی از آن یاداشت‌ها این گونه است:

“عبدالله بن سواده دچار تب‌های نامنظمی بود که گاه هر روز به وی عارض می‌گشت و زمانی یک روز در میان و گاهی هر چهار روز و شش روز. و پیش از عارض شدن تب، لرز مختصری به او دست می‌داد و به دفعات بسیار بول می‌کرد. من این نظر را ابراز داشتم که این تب‌ها می‌خواهد به تب ربع مبدل شود و یا این است که بیمار زخمی در کلیه دارد. پس از اندکی در بول بیمار چرک ظاهر شد. من به او خبر دادم که دیگر تب باز نخواهد گشت و چنین شد.

تنها چیزی که مانع آن بود که در نخستین بار نظر خود را درباره‌ی این که بیمار زخم کلیه دارد، ابراز کنم این بود که پیش از آن به تب غب و تب‌های دیگر مبتلا بود و گمان می‌رفت که این تب‌های نامنظم از التهاباتی باشد که چون نیرو گیرد به تب ربع مبدل خواهد شد. به علاوه، بیمار به من شکایت نکرده بود که در ناحیه‌ی گرده‌اش سنگینی مانندی دارد که چون بر می‌خیزد آن را احساس می‌کند و من نیز فراموش کرده بودم که دراین باره چیزی از او بپرسم. در واقع می‌بایستی بسیاری بول گمان مرا در زخم کلیه‌ی وی قویتر کند، منتها نمی‌دانستم که پدرش نیز سستی مثانه دارد و از چنین دردی شکایت می‌کند …”

زمانی که در بیمارستان ری پزشک مسوول بود، در حالی که شاگردانش و شاگردان شاگردانش پیرامون او را گرفته بودند، به کار بیمارستان رسیدگی می‌کرد. هر بیماری که به بیمارستان وارد می‌شد، نخست در نزد شاگردان شاگردان معاینه می شد و اگر مساله‌ای برای آن‌ها دشوار می‌آمد، با شاگردان اصلی رازی عرضه می‌شد و اگر آن‌ها نیز در تشخیص بیماری در می‌ماندند، به خود رازی مراجعه می‌کردند. این شیوه‌ی سازمان‌دهی پزشکان از یادگارهای رازی است که هنوز هم در بیمارستان های آموزشی جهان رعایت می‌شود.

هنگامی که می‌خواستند بیمارستان معتضدی بغداد را بسازند، با او برای جای مناسب بیمارستان مشورت کردند. رازی فرمان داد قطعه‌های مساوی از گوشت را در محله‌های گوناگون شهر بیاویزند و آن جایی را برگزینند که قطعه‌ی گوشتن در آن‌جا دیرتر از جاهای دیگر فاسد شده است. رازی در آن بیمارستان بخش ویژه‌ی بیماران روانی بنیان‌ گذاشت و برای هر گروه از بیماران رژیم غذایی مناسب آن‌ها را تعیین کرد.

نوشته‌های رازی

رازی پژوهشگر و نویسنده‌ی پرکاری بوده و خود در این باره در کتاب السیره الفلسفیه چنین نوشته است:”کوشش و پشتکار من در فراگیری دانش به اندازه‌ای بود که به خط تعویذ(خط ریز) بیش از ۲۰ هزار ورقه چیز نوشتم و پانزده سال از عمر خود را شب و روز در تالیف جامع کبیر(همان حاوی) صرف کردم و بر اثر همین کار در نیروی بینایی من سستی پدید آمده و عضله‌ی دستم گرفتار سستی شده و من را از نوشتن محروم ساخته است. با این همه، از جست و جوی دانش باز نمانده‌ام و پیوسته به یاری این و آن می‌خوانم و بر دست ایشان می‌نویسم.”

نخستین فهرست از نوشته‌های رازی را خود او فراهم کرده که ابن‌‌ندیم آن را در الفهرست آورده است. ابن قفطی نیز در کتاب خود با نام اخبار الحکماء، آن فهرست را به نقل از ابن‌ندیم آورده است. سپس، ابوریحان بیرونی کتابی پیرامون نوشته‌های رازی نوشت که پول کراوس، خاورشناس فرانسوی، در سال ۱۹۳۶ آن را با عنوان “رساله ابی‌ریحان فی فهرست کتب محمد بن زکریای رازی” به چاپ رساند. البته، بیرونی فهرست کتاب‌های خود را تا سال ۴۲۷ قمری، که در آن هنگام ۶۵ سال داشت، نیز در این رساله آورده است.

بر پایه‌ی فهرست بیرونی، رازی ۱۸۴ کتاب در موضوع‌های گوناگون نوشته است: پزشکی، ۵۶ کتاب؛ طبیعیات، ۳۳ کتاب؛ منطق، ۷ کتاب؛ ریاضیات و اخترشناسی، ۱۰ کتاب؛ تفسیر و تخلیص کتاب‌های فلسفی و پزشکی دیگران، ۷ کتاب؛ علوم فلسفی و تخمینی، ۱۷ کتاب؛ ماوراءالطبیعه، ۶ کتاب؛ الهیات، ۱۴ کتاب؛ کیمیا، ۲۲ کتاب؛ کفریات، ۲ کتاب و فنون مختلفه، ۱۰ کتاب.

ابن‌ابی اصیبعه، از پزشکان سده‌ی هفتم هجری، در کتاب عیون الانباء فی طبقات الاطباء، ۲۳۸ کتاب برای رازی فهرست کرده است. محمود نجم‌آبادی، پژوهشگر تاریخ علم، با برابر نهادن فهرست بیرونی، ابن‌قفطی، ابن‌ابی اصیبعه و ابن‌ندیم، کتابی به نام مولفات و مصنفات ابوبکر محمد بن زکریای رازی، فراهم آورده است که در سال ۱۳۳۹ از سوی انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد. او دراین کتاب ۲۷۱ کتاب برای رازی برشمرده است. در این جا برخی از مهم‌ترین آثار رازی معرفی می‌شود.

در پزشکی

۱٫ الحاوی یا الجامع الکبیر

الحاوی بزرگ‌ترین دانش‌نامه‌ی پزشکی است که در آن نظریه‌های پزشکان پیش از رازی گردآوری شده است. او در این کتاب نظر پزشکان را بی آن که در آن‌ها تغییری دهد، آورده و هر مطلبی را از هر کجا گرفته، منبع آن را نوشته است. همان گونه که پیش از این گفته شد، رازی برای این کار بزرگ بیش از ۱۵ سال از عمر خود را صرف کرد تا این که بینایی و توان نوشتن را از دست داد و از شاگردانش کمک گرفت. با این همه، سازمان‌دهی نهایی کتاب به دست شاگردان رازی و پس از مرگ استاد انجام شد.

کتاب حاوی در سال ۱۲۹۷ میلادی به درخواست شارل انجو، شاه سیسیل، به کوشش فرج بن سالم به لاتینی ترجمه شد. نخستین چاپ متن لاتین آن در سال ۱۴۸۶ در شهر برسکیا انجام شد و سپس در سال‌های ۱۵۰۵، ۱۵۰۶، ۱۵۰۹ و ۱۵۴۲ در شهر ونیز بار دیگر به چاپ رسید. حاوی یکی از ۹ کتابی بود که کتابخانه‌ی دانشکده‌ی پزشکی پاریس در سال ۱۳۹۵ میلادی در خود داشت.

۲٫ الکناش المنصوری

این کتاب پس از الحاوی مهم‌ترین اثر پزشکی رازی به شمار می‌آید. رازی این کتاب را به نام ابوصالح منصور بن اسحاق بن احمد بن اسد، والی ری، نام نهاده است. او در این کتاب، که به طب منصوری پرآوازه شده، مفاهیم پایه‌ی پزشکی را در ده مقاله آورده است. مقاله‌ی نهم این کتاب، با عنوان”درباره‌ی درمان همه‌ی بیماری‌ها از فرق سر تا نوک پا” بیش‌تر مورد توجه بوده و در اروپا به صورت جداگانه نیز به چاپ رسیده و شرح‌های گوناگونی بر آن نوشته شده است.

طب منصوری را جرارد کرمونیایی در سال ۱۴۸۱ به لاتین ترجمه کرد. ترجمه‌ی لاتینی آن نخست در سال ۱۴۸۴ به چاپ رسید و سپس تا سال ۱۵۱۹، شش بار دیگر در ونیز چاپ شد. چاپ‌های دیگری از آن نیز در سال‌های ۱۵۳۳، ۱۵۴۴ و ۱۵۵۱ در سوئیس و ۱۶۷۴ در اولم فراهم آمد. این کتاب تا پایان سده‌ی نوزدهم میلادی بخشی از برنامه‌ی درسی دانشگاه توبینگن آلمان بود و ریاست دانشگاه مون‌پولیه، در فرانسه، تا سال ۱۵۵۸ هنوز درس خود را از روی این کتاب می‌گفته است.

۳٫ کتاب الجدری و الحصبه

این کتاب کهن‌ترین و مهم‌ترین کتابی است که پیرامون آبله و سرخک نوشته شده است. رازی نخستین پزشکی است که این دو بیماری را دو بیماری جداگانه دانسته و شیوه‌ی نگارش آن به اندازه‌ی با اصول علمی امروزی هم‌خوانی دارد که برخی از پژوهشگران تاریخ پزشکی، از جمله نوبرگر در کتاب تاریخ پزشکی خود، آن را برجسته‌ترین خدمت فرهنگ اسلامی به علم پزشکی دانسته‌اند.

ترجمه‌ی لاتین کتاب آبله و سرخک رازی در سال ۱۵۴۸ در پاریس منتشر شد و ترجمه‌های لاتینی دیگری از‌ آن در سال‌های ۱۴۹۸ و ۱۵۵۵ در ونیز، در سال‌های ۱۵۲۹ و ۱۵۴۴ در سوئیس، در سال ۱۵۴۹ در استراسبورگ، در سال ۱۷۴۹ در لندن و در ۱۷۸۱ در گوتینگن چاپ شد. ترجمه‌ی فرانسوی آن در سال ۱۷۶۲ در پاریس منتشر شد. ترجمه‌ی انگلیسی آن در سال ۱۷۴۷ در لندن انجام شد، اما در سال ۱۸۴۸ منتشر شد. محمود نجم‌آبادی آن را به فارسی ترجمه کرده است.

۴٫ تقاسیم العلل

کتاب تقسیم‌های بیماری‌ها، گونه‌ای فرهنگ پزشکی است که بیماری‌ها و چگونگی درمان آن‌ها چکیده‌وار در آن آمده است. این کتاب را نیز جرالد کرمونیایی به لاتین ترجمه کرده است.

۵٫ من لایحضره الطبیب

چنان‌که از نام این کتاب بر می‌آید، برای کسی نوشته شده است که به پزشک دسترسی ندارد. شیخ صدوق که عنوان این کتاب را پسندیده بود، کتابی با نام من لایحضره الفقیه در فقه شیعی نوشته است.

۶٫ دفع مضار الاغذیه

این کتاب درباره‌ی جلوگیری از زیان غذاهاست و عبدالعلی نائینی آن را به فارسی ترجمه و با عنوان بهداشت غذایی منتشر کرده است.

۷٫ فی محنه الطبیب و کیف ینبغی ان یکون

کتابی در چگونکی آزمایش کردن پزشکان و این که یک پزشک چگونه باید باشد.

۸٫ المرشد

کتاب راهنما که با نام الفصول نیز شناخته می‌شود، چکیده‌ی دانش پزشکی است.

۹٫ الادویه المسهله الموجود فی کل مکان

این کتاب پیرامون داروهای آسان‌یافتنی است که در هر جایی وجود دارند.

۱۰٫ القرابازین

رازی دو کتاب با این نام دارد که یکی کبیر(بزرگ) و دیگری صغیر(کوچک) نامیده می‌شود. این کتاب‌ها پیرامون داروهایی هستندکه پزشکان باید با آن‌ها آشنا باشند.

دیگر کتاب‌های برجسته‌ی رازی در پزشکی عبارتند از: اطمعه المرضی(غذای بیماران)، برء‌الساعه(فوریت‌های پزشکی)؛ کتابه فی تولد الحصاه(کتاب او در پدید آمدن سنگ‌‌ریزه)، کتابه فی القولنج(کتاب او در درد رودکان)، کتابه فی النقرس و اوجاع المفاصل(کتاب او در درد پا و مفصل‌ها)، الطب الملوکی(پزشکی شاهانه)، فی العله التی صارالخریف ممرضا(در چرایی آن‌که پاییز بیماری‌آور است)، فی العله التی تحدث الورم و الزکام فی رووس الناس وقت الورد(در علت آن که ورم و زکام در سر مردم هنگام گل سرخ عارض می‌گردد)، تقدیم الفاکهه قبل الطعام و تاخیر منه(خوردن میوه پیش از غذا و پس از آن)، فی عله التی لها ینجح جهال الاطباء و العوام و انساء اکثر من العلماء(در علت آن که طبیبان نادان و عامه‌ی مردم و زنان، بیش از طبیبان دانشمند توفیق می‌یابند) و … .

دستاوردهای علمی رازی

۱٫ بحث علمی پیرامون ایمنی اکتسابی

در سال ۱۷۹۷ میلادی، ادوارد جنر، پزشک انگلیسی، دریافت دخترانی که شیرگاوهای مبتلا به آبله‌ی گاوی را می‌دوشند، نسبت به آبله انسانی(آبله مرغان) ایمن هستند. جنر بر پایه‌ی این مشاهده و چند آزمایشی که انجام داد، مفهوم ایمنی اکتسابی(به دست آوردنی) را مطرح کرد. اما نزدیک ۹۰۰ سال پیش از جنر، محمد زکریای رازی، برای نخستین بار آبله مرغان را به صورت علمی توصیف کرد. او در کتاب الجدری و الحصبه خود نوشته است که این بیماری از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود، اما اگر کسی از این بیماری جان سالم به در برد، بار دیگر به این بیماری دچار نمی‌شود.

۲٫ بحث علمی پیرامون ایمنی اکتسابی

…….(کامل نیست)

رازی در نگاه اندیشمندان

…….(کامل نیست)


منبع:

۱٫ مصاحب، غلامحسین. دایره‌المعارف فارسی(مقاله‌ی رازی). انتشارات فرانکلین، چاپ اول ۱۳۴۵

۲٫ محقق، مهدی. فیلسوف ری، محمد بن زکریای رازی. نشر نی، چاپ سوم، ۱۳۶۸

۳٫ بروان، ادوارد. تاریخ طب اسلامی. ترجمه‌ی مسعود رجب‌نیا. انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ ششم، ۱۳۸۳

۴٫ نصر، سید حسین. علم و تمدن در اسلام. ترجمه‌ی احمد آرام. چاپ دوم ترجمه‌ی فارسی ۱۳۵۹

۵٫ هونکه، زیگرید. فرهنگ اسلام در اروپا. ترجمه‌ی مرتضی رهبانی. دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ چهارم ۱۳۷۳

۶٫ سارتن. جرج. مقدمه‌ای بر تاریخ علم. ترجمه‌ی غلامحسین صدری افشار. انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، ۱۳۸۳

۷٫ Barquet Nicolau, Domingo Pere.Smallpox:The Triumph over the Most Terrible of the Ministers of Death. Annals of Internal Medicine,15 Oct 1997 ( متن کامل این مقاله )