زندگانی موسی خورنی؛ مورخ ارمنی

نام خورناتسی (Khorenatsi) یا خورنی نشان می‌دهد که وی باید در ناحیه‌ای به نام خورن یا خوریان زاده شد باشد. روستا یا شهری با این نام تا این اواخر شناخته نشده بود. این اختمال وجود دارد که وی در روستای کوچکی به نام خوریا در ناحیه هاباند ایالت سیونیک (یکی از استانهای پانزده‌گانه ارمنستان باستان) بدنیا آمده باشد. چند سند جنبی این باور را تقویت می‌کند. از جمله آشنایی کامل خورنی به سیونیک، مسیر جریان رود ارس، آبادی‌های سواحل رود ارس، عدم تمایل او نسبت به مامیکنیان که در نیمه دوم سده پنجم دشمنان سیونیک بودند و جز اینها.

سال تولد او نیز به روشنی معلوم نیست. برخی پژوهشگران می‌گویند که او باید در سال ۳۷۰ میلادی زاده شده و به سال ۴۹۰ در سن ۱۲۰ سالگی بدرود حیات گفته باشد.۱ این ۱۲۰ سال سن او بسیار غیر محتمل است، چراکه با گفته‌های خود وی بعضا مغایرت دارد. به طور نمونه او اشاره به تحصیل در اسکندریه در بین سالهای  ۴۳۲ م. تا ۴۳۷ م. دارد که اگر وی در سال ۳۷۰ م. متولد شده باشد، در آن زمان باید پیرمردی ۶۲-۶۶ ساله بوده باشد. ولی اگر یک سن واقعی‌تر مثل ۲۲-۲۳ سالگی را بر روی او فرض کنیم. سال تولد وی باید حدودا  ۴۱۰ م. یا یکی دو سال پس و پیش باشد.

از دوران کودکی خورنی اطلاعی در دست نیست ولی به احتمال زیاد وی تحصیلات ابتدایی را در همان سیونیک پشت سر گذاشته و در ۱۵-۱۶ سالگی در واغارشاباد به مدرسه مرکزی ارمنیان در آن دوران رفته و در آنجا غیر از زبان ارمنی، زبانهای یونانی و آشوری را نیز فراگرفته است.

پس از شورای افسس (۴۳۱ م.)۲ زمانی که ساهاک و مسروپ کتاب مقدس را مطابق متن یونانی تصحیح می‌کردند و یا برای دومین بار از یونانی ترجمه می‌کردند به یونانی‌دانان زبردست و دانشمندان ماهر در فن نگارش احتباج پیدا کردند، لذا تصمیم گرفتند چند تن از با استعدادترین شاگرانشان را به اسکندریه در مصر، مرکز علوم آن عصر بفرستند که یکی از آنان موسی بوده است.

اینکه او در اسکندریه چه چیزی می‌آموخت ما بطور مطمئن نمی‌دانیم، او معلمش را افلاطون جدید (فلوطین) می‌نامد بودن اینکه اسمش را یاد کند، لذا احتمال دارد او حکیم و دانشمند بوده تا عالم الهی. با در نظر گرفتن انگیزه اصلی مراجعت باید اضافه کنیم که موضوعات اصلی تحصیلی او را زبان یونانی و فن نگارش یعنی نظریه زبان و سخن، دستور و فن بیان تشکیل می‌داد. دوم آنکه او تفسیر کتاب مقدس، تاریخ و اساطیر یونانی نیز تحصیل می‌کرد.

پس از تحصیل در اسکندریه موسی به دیار خود بازمی‌گردد و نه تنها مورد استقبال قرار نمی‌گیرد بلکه با بی‌احترامی و تعقیب و آزار روبرو می‌شود. علل این تعقیب و آزار چندان مشخص نیست. یکی از دلایل آن می‌تواند داشتن تمایلات فرهنگ یونانی باشد. به هر حال موسی تا سن شصت سالگی این مصائب را تحمل کرد تا اینکه وضع بکلی تغییر کرد و او حرمت و احترام بسیاری یافت و شرایط مناسبی برای انجام کارهای محبوب ادبی او برایش بوجود آمد. در همین زمان بود که شاهزاده ساهاگ باگراتونی با شنیدن آوازه علمی او به او روی آورد و درخواست نمود تاریخ ارمنیان بویژه تاریخ پادشاهان و خانواده‌های اشرافی ارمنی را به رشته تحریر درآورد. موسی در سالهای هشتاد سده پنجم حدود ۴۸۳-۴۸۵ م. به پایان برد. مرگ وی احتمالا در آغاز سالهای نود همان سده (به اعتقاد برخی   ۴۹۳ م.) اتفاق افتاد.

به جز «تاریخ ارمنیان» کتب دیگری همچون «تاریخ هریپسیمه» و «نطق وارتاوار» به وی منسوب شده که جای شک و تردید دارند. اثر ترجمه‌ای او را باید «نیازنامه» دانست. بررسی‌های ادبی به احتمال زیاد، ترجمه تاریخ ماجراهای اسکندر نوشته کالیستنس کاذب و قسمتی از نطق‌های گریگور نازیانزی (عالم الهیات) را نیز به او نسبت می‌دهند.

تاریخ ارمنیان به سه بخش یا کتاب تقسیم شده است که عبارتند از:

  1. نسب‌نامه بزرگان ارمن
  2. تاریخ میانه نیاکان ما
  3. پایان تاریخ میهن ما

کتاب یا بخش نخست شامل ۳۲ باب است که هفت باب نخست شامل مطالب پیشگفتاری هستند و از باب دهم تاریخ اصلی ارمنیان آغاز می‌گردد. پس از کتاب اول دو باب «از افسانه‌های پارسی» بطور مجزا وجود دارد که اولی در مورد آژدهاک بیوراسب و فریدون اما دومی شامل تشریح این افسانه و تاریخ تصحیح شده می‌باشد.

کتاب دوم شامل ۹۲ باب است و از قیام پارسیان در برابرسلوکیان و از پادشاهی واغارشاک بر ارمنیان (۱۳۲ پ.م.) آغاز می‌شود و با مرگ تیرداد (۳۱۸ م.) پایان می‌پذیرد، بنابراین شامل ۴۵۰ سال تاریخ ارمنیان است.

کتاب سوم شامل ۶۸ باب است و شامل رویدادهای اتفاق افتاده در عصر مولف یا کمی پیش از آن است که با خسرو صغیر (۳۱۹ م.) جانشین تیرداد شروع می‌شود و تا فروپاشی پادشاهی آراشاگونی (اشکانیان ارمنی ۴۲۸ م.)  ادامه دارد.

زندگانی شلیمان، باستان شناس بزرگ

شلیمان مرد کنجکاو تاریخ بشری؛ سمبل تکاپو تحرک و کنجکاوی در تاریخ باستان شناسی

Shaliman

در سال ۱۸۲۲، پسری در آلمان زاده شد که مقدر بود کاوشکاری باستانشناسان را به صورت یکی از حوادث پرشور قرن خود درآورد. پدرش به تاریخ باستان عشقی داشت و او را با داستانهایی که هومر درباره محاصره تروا و آوارگیهای اودوسئوس (اولیس) به نظم کشیده بود، به بار آورد. ((با اندوه فراوان از او شنیدم که تروا کاملا منهدم شده، چندانکه از صحنه روزگار برخاسته واثری هم به جا نگذاشته است.)) هاینریش شلیمان در سن هشت موضوع انهدام تروا را مورد توجه قرار داد و مدعی شد که میخواهد خود را وقف بازیافت این شهر گمشده کند. ده ساله بود که درباره جنگ تروا رسالهای به زبان لاتین نوشت و به پدرش تقدیم داشت. در ۱۸۳۶، با اطلاعاتی که نسبت به استطاعت او بسیار زیاد بود، مدرسه را ترک گفت و نزد بقالی شاگردی کرد. در ۱۸۴۱، در یک کشتی بخاری کارگری کرد و از هامبورگ رهسپار افریقای جنوبی شد.

کشتی پس از دوازده روز غرق شد و ملوانان آن مدت نه ساعت با زورق کوچکی به اینسو و آنسو رفتند و سرانجام، با مد دریا، به سواحل هلند افتادند. در هلند، هاینریش، با حقوق یکصد و پنجاه دلار در سال، کار منشیگری پیش گرفت و نیمی از درآمد خود ار صرف خرید کتاب کرد و با نیمه دیگر آن در رویاهای خود زندگی کرد. بتدریج هوش و پشتکار او نتایج طبیعی خود را پدید آورد: در سال بیست و پنجم عمر، تاجری مستقل بود و در سه قاره داد و ستد میکرد. درسی و شش سالگی، که خود را صاحب سرمایه کافی یافت، از بازرگانی دست کشید و تمام وقتش را به باستانشناسی تخصیص داد. ((در بحبوحه های و هوی سوداگری، هیچ گاه تروا و قراری که برای کاوش آن با پدرم گذارده بودم، از یادم نرفت.)) عادت کرده بود که در ضمن سفرهای تجارتی، پس از ورود به یک کشور، بشتاب زبان آن کشور را بیاموزد و چند گاهی صفحات یادداشت روزانه خود را به آن زبان بنگارد. به این طریق، انگلیسی و فرانسوی و هلندی و اسپانیایی و پرتغالی و ایتالیایی و روسی و سوئدی و لهستانی و عربی را آموخته بود.

هنگامی که به یونان رفت، توانست، در زمانی کوتاه، یونانی قدیم و یونانی جدید را مانند آلمانی بخوبی بخواند. شلیمان مینویسد: ((برای آنکه واژه‌های یونانی را بسرعت فرا گیرم، ترجمه یونانی داستان (پل وویرژینی) را به دست آوردم و سراسر خواندم و لغت به لغت با متن فرانسوی آن مقایسه کردم. وقتی از این کار فارغ شدم، حداقل نیمی از لغات یونانی آن کتاب را فرا گرفتم و، پس از تکرار این کار، همه لغات را تحقیقا یا تقریبا آموختم، بی آنکه ناگزیر از استعمال کتاب لغت و اتلاف وقت شده باشم. … از دستور زبان یونانی تنها افعال و صرف آموختم و هیچ گاه وقت گرانمایهام را در راه مطالعه قواعد دستور زبان به باد ندادم. دیده بودم که بچه‌ها در مدرسه بیش از هشت سال بر سر قواعد کسالت آور دستور زبان یونانی رنج و شکنجه میکشند و با این وصف هیچ کدام نمیتوانند نامهای به زبان یونانی بنویسند و دچار صدها سهو فاحش نشوند. از این رو، معتقد شدم که روش معلمان باید کاملا غلط باشد. … من زبان یونانی باستان را مانند یک زبان زنده یاد گرفتم.))

سپس چنین نوشت: ((نمیتوانم در جایی مگر در خاک دنیای کلاسیک ساکن شوم.)) چون همسر روسی او میخواست در روسیه سکونت گیرد، شلیمان، به وسیله اعلان، خود را داوطلب ازدواج با زنی یونانی معرفی کرد و مشخصات زن دلخواه خود را هم دقیقا اعلام داشت. پس از آن، از میان عکسهایی که دریافت داشت، یکی را که از آن دختری نوزده ساله بود پسندید و بیدرنگ به خواستگاری صاحب عکس رفت. والدین دختر، به فراخور تمولی که برای هاینریش قایل بودند، قیمتی روی دختر خود گذاشتند، و هاینریش، به شیوه کهن، همسر خود را خرید. موقعی که همسر تازهاش کودکی آورد، شلیمان با اکراه به مراسم غسل تعمید رضایت داد، ولی، برای آنکه بر وقر تشریفات بیفزاید، نسخهای از منظومه ایلیاد هومر را روی سر کودک نهاد و به آوای رسا صد قطعه شعر خواند. فرزندانش را آندروماخه و آگاممنون خواند، خدمتگزاران خانه خود را تلامون و پلوپس نامید، و خانهای را که در آتن داشت بلروفون نام نهاد. آری، شلیمان پیرمردی بود دیوانه هومر.

در ۱۸۷۰، به تروآده یا تروآس در گوشه شمال باختری آسیای صغیر رفت و، برخلاف نظر همه محققان آن زمان، معتقد شد که پایتخت پریاموس در زیر تپهای به نام حصارلیک مدفون است. پس از یک سال گفتگو با حکومت عثمانی، توانست پروانه کاوش آن محل را بگیرد و با هشتاد کارگر دست به کار شود.

همسرش، که او را محض کارهای غریبش دوست میداشت، از بام تا شام با او همکاری میکرد. در سراسر زمستان، تندباد سرد شمالی به هنگام روز چشمان زن و شوهر را از گرد و غبار رنجه میکرد و شبانگاه با چنان شدتی از شکافهای کلبه شکننده ایشان به درون راه مییافت که چراغ هیچ گاه روشن نمیماند و کلبه به قدری سرد

میشد که، با وجود آتش بخاری، آب در درون کلبه یخ میبست. ((جز شوقی که به کار بزرگ خود یعنی کشف تروا داشتیم، چیزی نداشتیم که ما را گرم نگاه دارد.)) سالی گذشت تا به پاداش خود رسیدند. کلنگ کارگری، پس از ضربات مکرر، یک ظرف بزرگ مسی را هویدا کرد، و سپس گنجینهای شگرف، که تقریبا شامل نه هزار شی سیمین و زرین بود، آشکار شد. شلیمان زرنگ نخستین یافته‌ها را در شال زنش مخفی کرد، به کارگران استراحت کوتاه غیر منتظری داد و به کلبه خود شتافت. در را بست، اشیای گرانبها را روی میز ریخت، و هر یک را به کمک منظومه‌های هومر بازشناخت.

گیسوان زنش را با یک نیمتاج باستانی آراست، و برای دوستانش در اروپا پیام فرستاد که ((گنجینه پریاموس)) را از خاک به درآورده است. هیچ کس سخن او را باور نمیتوانست. بعضی از نقادان به او تهمت زدند که آن اشیا را قبلا خود او در آن محل گذاشته است. در همان حال، باب عالی او را به جرم خارج کردن طلا از خاک عثمانی مورد تعقیب قرار داد. اما محققانی مانند فیرخو و دورپفلد و بورنوف به محل آمدند، بر گزارشهای شلیمان صحه نهادند و همراه او کار را دنبال کردند. آنگاه چینه‌های گوناگون شهر تروا، یکی پس از دیگری، سر از خاک برآوردند. دیگر مسئله این بود که از میان چینه‌های نه گانهای که در دل خاک پیدا شده است، کدام یک بازمانده شهر ایلیون است.

در ۱۸۷۶، شلیمان عزم جزم کرد که محتوای حماسه ایلیاد را از جهت دیگری نیز تایید کند: نشان دهد که آگاممنون نیز واقعیت خارجی داشته است. وی، به راهنمایی مطالبی که پاوسانیاس درباره یونان نوشته بود، در موکنای واقع در پلوپونز خاوری، سی و چهار شکاف حفر کرد. ولی مقامات عثمانی که خواستار نیمی از ((گنجینه پریاموس)) بودند، مانع کار او شدند، و شلیمان که نمیخواست آن آثار گرانمایه را به کشور دورافتاده عثمانی واگذارد، زیر بار نرفت. پس، آنها را در نهان به موزه دولتی برلین فرستاد و جریمه مقرر را پنج بار بیشتر پرداخت و حفاری را در موکنای از سر گرفت. این بار نیز پاداش خود را یافت: کارگران به تودهای شامل اسکلتها و ظرفهای سفالی و جواهرات و نقابهای طلایی رسیدند، و این کشف چنان شلیمان را به وجد آورد که بیدرنگ تلگرافی برای شاه یونان فرستاد و آگهی داد که مقابر آترئوس و آگاممنون را یافته است. در ۱۸۸۴ به تیرونس رفت و در اینجا هم، به راهنمایی کتاب پاوسانیاس، قصر بزرگ و دیوارهای کلانی را که هومر شرح داده است از دل خاک بیرون آورد. کمتر کسی به قدر شلیمان به باستانشناسی خدمت کرده است. اما از فضایل شلیمان لغزشها و نارواییهایی نیز زاده است، زیرا وی، به اقتضای شوق عظیمی که به کشف دنیای قدیم داشت، متهورانه شتاب میورزید و، در نتیجه، باعث آمیختگی یا نابودی بسیاری از یافته‌ها میشد. حماسه‌هایی که ملهم تلاشهای او بودند، مایه گمراهی او شدند و، بخطا، معتقدش کردند که گنج پریاموس را در تروا یافته و مقبره آگاممنون را در موکنای کشف کرده است. از این رو، دنیای علم گزارشهای او را مورد تردید قرار داد، و موزه‌های انگلیس و روسیه و فرانسه مدتها از قبول اصالت یافته‌های او سرپیچیدند. او هم، برای تسلای خود، به تفاخر پرداخت و، با شجاعت، حفاری را دنبال کرد. چندان به کاوش پرداخت که سرانجام بیمار شد و از پای درآمد. در بازپسین ایام عمرش، مردد بود که آیا خدای مسیحیت را نیایش کند یا زئوس یونان باستان را. خود مینویسد: ((درود بر آگاممنون شلیمان، محبوبترین فرزند! بسیار شادمانم که میخواهی آثار پلوتارک (پلوتارخوس) را بخوانی و تاکنون از مطالعه گزنوفون (کسنوفون) فارغ آمدهای. … دعا میکنم که زئوس، پدر مقدس و پالاس آتنه تو را روزی صد از سلامت و سعادت برخوردار دارند.)) در سال ۱۸۹۰، که از سختیهای اقلیم و خصومت اهل علم و تب دایم رویای خود فرسوده شده بود، جان داد.

مانند کریستوف کلمب به کشف دنیایی عجیبتر از آنچه میجست نایل آمد: جواهراتی که یافت قرنهای بسار کهنهتر از عصر پریاموس و هکابه بود، و مقابری که کشف کرد به خاندان آترئوس تعلق نداشت، بلکه بازمانده تمدن اژهای یونان بود و قدمت آنها به عصر مینوسی کرت میرسید. به این ترتیب، شلیمان، بی آنکه خود بداند، این شعر معروف هوراس (هوراتیوس) را به اثبات رسانید: ((دلاوران بسیار پیش از آگاممنون زیستهاند.)) (دورپفلد و فیرخو توانستند شلیمان را در پایان عمرش تقریبا قانع کنند که وی، به جای آثار آگاممنون، آثار نسلهای کهنتر را یافته است. شلیمان نخست از این خبر به اندوهی عظیم افتاد، ولی بعدا موضوع را با ظرافت پذیرفت و با تعجب گفت: ((چه پس این جسد آگاممنون نیست و اینها زیور آلات او نیستند عیبی ندارد، اسمش را شولتسه میگذاریم!)) از آن پس، همواره سخن از شولتسه به میان میآورد. )

پس از او، دورپفلد و مولر، تسونتاس و ستاماتاکیس، والدستاین و ویس در پلوپونز حفاریهای دامنه دارتری کردند، و دیگران آتیک و جزایر ائوبویا و بئوسی و تسالی را کاویدند، و خاک یونان سال به سال آثار شبح مانند فرهنگی را که به دوره پیش از تاریخ تعلق داشت، عرضه کرد. معلوم شد که در این خطه نیز، مانند سرزمینهای دیگر، مردم، بر اثر انتقال از حیات بیاستقرار صیادی به زندگی سکونی کشاورزی، تبدیل ابزارهای سنگی به ابزارهای مسی و مفرغی، و به مدد کتابت و تجارت از بربریت به تمدن ارتقا یافتهاند. تمدن همواره از آنچه ما میپنداریم کهسنالتر است، و هر کجا گام نهیم، استخوانهای مردان و زنانی را زیرپا داریم که نام و هستیشان در جریان بی پروای زمان از میانه برخاسته است مردان و زنانی که به هنگام خود کار میکردند و عشق میورزیدند، سرود میگفتند و زیبایی میآفریدند.

منبع : کتاب ۳ ویل دورانت – یونان باستان – عصر اگامون

منبع برداشت  : تاریخ ما .آی آر

باستانِ ایران

فرهنگ و تمدن و مردم و زندگی و زنان و مردان در ایران باستان ! چه بسیارند کسانی که عاشق این فرهنگ ، تمدن و کشور هستند. آیا تاکنون به دنبال یافتند وبسایتی راجع به تاریخ ایران باستان بوده اید ؟ تاکنون خاسته اید که در مورد فرهنگ، تمدن، امپراطوری، سلسله ها، قوم ها، مشاهیر، شاهان، مذاهب، ادیان، رسوم، آداب، مردان، زنان، دختران، زناشویی، سکس،ازدواج در ایران باستان بخوانید ؟

ما قصد داریم یکی از برترین سایت هایی را در حوزه ایران باستان را به شما معرفی کنیم ؛ این وبسایت که با عنوان . فرهنگ و تاریخِ تمدن ایران باستان . ؛ شهرتی چند پیدا کرده است کارهای خود را فقط معرفی مطالب سایت و معرفی مطالب وبلاگ های مختلف در مورد ایران باستان محدود کرده است تا مخاطبان این وبسایت با آرامش خاطر آنچه را می خواهند بکاوند. در لحظه درود به سایت کلمات و بخش ثبت لینک به معنی اینکه اگر شما هم سایتی تاریخی دارید، مطالب شما هم با ذکر منبع و آدرس به صفحه نخست ثبت می شود و اینچنین هم شما به این سایتکمک می کنید و هم این سایت بازدید شما را افزایش می دهد! این چنین در لحظه ورود به سایت ایران باستان وادار می شویم مطالب را بخوانیم، به هر سو که می نگریم مطالبی بسیار مهم و ماندگار ثبت شده است، این طرف زندگی مردان بزرگ، طرفی دیگر شخصیت ها آداب سنت ها قوم ها فرهنگ ها و زبان ها…خلاصه سعی در این شده تا مطالب بسیاری راجع به ایران باستان جمع آوری شود. این وبسایت که دارای دسته بندی های : ایران باستان ؛ تمدن ایران – تاریخ ایران و زرتشت … است. که درون هر کدام متوای بسیار ارزشمندی برای علاقه مندان و محققان است. تمامی کسانی که در حوزه تاریخ فعالیت می کنند می توانند به آسانی سایت خود را ثبت کرده و سپس با هر بار به روز کردن سایت خود مطلب آنان در در سایت ایران باستان نمایش داده می شود ؛ اینچنین آرام آرام تمامی سایت های باستانی ایران در این وبسایت گردآوری می شود…

تمامی لینک های این وبسایت در مورد معرفی سایت می باشند به وسیله خود کاربران انجام می گیرد و مدیر آن در آن دخالتی ندارد. که در نوع خود جالب می باشد،مدیر در رد نظرات نه کوشش می کند و نه چنین بینشی دارد، در واقع تفکر راجع به گفته ها درعهده خواننده است، تصمیم را او می گیرد و سایت ایران باستان مسئولیتی به عهده نمی گیرد. آدرس زیر ورودی ایت سایت می باشد:

www.Tarikhema.IR/iran-bastan

تاریخِ جهان

تاریخ تمدن جهان باستان
تاریخ تمدن جهان باستان

تا کنون شده در سایت گوگل در رابطه با ایران باستان جستجو کنید؟ کنجکاو شده اید، یا خاسته اید عکس های تمدن های مختلف را ببینید ؟ چون تخت جمشید ؟ تا کنون به فرهنگی عظیم مصر باستان فکر کرده اید ؟ یا بین النهرین ؟ چین هند ژاپن یا کره ؟ …

ما در این بخش قصد داریم یکی از برترین سایت های تخصصی تاریخ باستان را به شما معرفی کنیم ؛ این وبسایت که با عنوان : تاریخ تمدن جهان باستان مشهور است کارهای خود را فقط به دوره عهد باستان محدود کرده است تا مخاطبان این وبسایت با آرامش خاطر آنچه را می خواهند بکاوند. جای گیری ۵۰ کشور و بیش از ۲۰۰ موضوع مختلف و صد ها رشته سخن برای هر کشور باستانی ؛ در این سایت برای مثال کشور تاریخ تمدن چین باستان و تمدن روم باستان یا تمدن سومریان باستان دیگر تمدن های باستان رده بندی خاصی دارند اینگونه نیست که از دید مرزهای امروز به آنها نگرش شود. وجود بیش از هیجده هزار مطلب گوناگون از عکس ؛ تحقیق ؛ فیلم ؛ و صد های موضوع دیگر از امتیاز بزرگ این وبسایت است. حال در حالی که خدمات بسیاری هم برای دوست داران اهل اینترنت نیز فراهم آورده امکاناتی همچون افزایش بازدید آنان ، ثبت لینک رایگان برای دوستان ؛ کتابخانه سایت های ایران و البته تاریخ ما دارای بخش های بسیاری از جمله : دانلود کتاب های فقط عهد باستان ؛ مشاهیر ؛ بخشی برای زبان : فارسی ؛ ترکیه ؛ عربی و اینگلیسی را نیز دارا می باشند که هر کدام هر روز به روز می شوند و دارای نام هستند. اما یکی از بخش های بسیار پرطرفدار این وبسایت بزرگ شخصی مربوط به مصر باستان است. چنان که خود خودشان آن را ” تاریخ تمدن مصر باستان ” می نامند. از دیگر بخش های پرطرفدار این وبسایت می توان نام برد : آیین و دین بودا ، دین و آیین زرتشتی، دین و آیین مزدک، و در تیتر ها و موضوعات و دسته بندی های بسیاری که در قالب یک متن نمی گنجد.

تمامی مطالب این وبسایت در مورد تاریخ تمدن باستان می باشند که در نوع خود جالب می باشد ؛ و بازدید کننده وقتی وارد سایت می شود می داند که هیچ چیز جز مطالب تاریخ باستان نمی تواند بیابد. در واقع این سایت نخستین سایت تخصصی تاریخ باستان یا تاریخ می باشد. چنان که قبل از این سایت سایت های دیگر هرگز محدودیت یا رسم و نقشیه ای را دنبال نمی کنند…

Http://Tarikhema.IR

اساطیر جهان

اساطیر و افسانه های تاریخ باستان امروزه به عنوان یک رشته جداگانه در دانشگاه های معتبر تدریس می شود. اساطیر باستانی در اکثریت کشورهای دنیا وجود دارد. گاه به صورت تخیلی و گاه پهلوانی. افسانه ها در تاریخ، اهمیت بی حدی دارند، چرا که با خود مفاهیم و نکات ظریف و قابل توجهی دارند. با این وصوف آیا تا کنون شده است به دنبال یافتن اساطیر یا افسانه های تاریخ کشور های مختلف باشید ؟

اساطیر و افسانه های باستان
اساطیر و افسانه های تاریخ باستان

در این بخش قصد کرده ایم یکی از وبسایت های تخصصی اساطیر تاریخ باستان را به شما معرفی کنیم، این وبسایت یکی از بخش های سایت تاریخ ما می باشد، گزیده ای از اساطیر ایران باستان با زیر شاخه های مختلف؛ اساطیر بین النهرین باستان با یر مجموعه سومر، آشور، بابل، آکد؛ اساطیر روم باستان ؛ اساطیر یونان باستان که در خود اساطیر بی شماری پنهانکرده است. و اساطیر بسیاری از کشور های متدن جهان باستان را دراین وبسایت می توان یافت
آنچه می توان از این وبسایت فهمید برتری این وبسایت در مقابل با سایت های مشابه واضح است، به کار گیری موضوعات مختلف، لینک های مختلف، از ویژگی ها. و محدود بودن به موضوع اساطیر وافسانه از دید کسانی، ویژگی ؛ دیگرانی ضعف می باشد.

حال آنکه با ورود به این وبسایت شما موضوع غیر مرتبطی را نمی بینید؛ به محض ورود به انجمن گفتگو های آن، شما وارد دنیای اسطایر می شوید.. و با عنوان ” اساطیر و افسانه های تاریخ باستان ” معرفتی یافته است

یکی از نکته های جالب این وبسایت این است که بازدید کننده ها می توانند در سایت ثبت نام کنند و سپس در سایت فعالیت کنند.مقالات و کتاب های یا عکس ها همه را می توان ارسال کرد. یا مشترک وبسایت شده و با هر بار به روز رسانی از طریف ایمیل اطلاع یابند.

www.MYTH.Tarikhema.ir

اهرام مصر باستان

تا کنون شده در سایت گوگل یک کلمه شگفت انگیز جستجو کنید ؟ شگفت یعنی! اهرام مصر باستان تا کنون کنجکاو شده اید عکس های اهرام مصر را ببینید ؟ تا کنون خاسته اید مطالبی چند در رابطه با اهرام مصرباستان بخونید ؟

ما در این بخش قصد داریم یک سایت جالب در رابطه با اهرام مصر باستان به شما معرفی کنیم. عنوان این سایت این می باشد : اهرام مصر باستان و در وصفش گوییم : مطالبی جمع آوری شده توسط مدیر چون ذوق برای علاقه مندان به این شاهکار هنر و معماری باستانی.

تمامی مطالب این وبسایت در مورد اهرام مصر می باشند که در نوع خود جالب می باشد ؛ و بازدید کننده وقتی وارد سایت می شود می داند که هیچ چیز جز مطالب اهرام مصر باستان نمی بیند!. در واقع این سایت نخستین سایت تخصصی اهرام مصر باستان به شمار می رود. چنان که قبل از این سایت سایت های دیگر هرگز محدودیت یا رسم و نقشیه ای را دنبال نمی کنند…

www. Pyramids.Tarikhema.ir