حکیم نظامی گنجوی

ای نـام تـو بهتــریــن سـر آغـاز

بــی نـام تــو نـامــه کــی کنـم بـاز

حکیم ابو محمد الیاس پسر یوسف مشهور به نظامی از بزرگترین شاعران داستان سرای ایرا ن است او در قرن ششم در شهر گنجه یکی از شهرهای جمهوری آذربایجان متولد شد . خانواده اش از کردهای مقیم کوهستان های بلند ایران بود که فرزند خود را در همان کوهپایه های خرم تربیت کردند در آغاز جوانی به تحصیل ادب و تاریخ پرداخت و حدود هفتاد سال زندگی کرد آرامگاه او نیز در شهر گنجه است .

پر ارزش ترین حاصل عمر او پنج منظومه (‌خمسه یا پنج گنج است )‌ به نامهای مخزن الاسرار،‌خسرو و شیرین لیلی و مجنون ، هفت پیکر و اسکندر نامه .

مخزن الاسرار : نخستین ‌کتاب او که قبل از چهل سالگی خود سروده است مثنوی ای عرفانی و اخلاقی است که در این منظومه نظامی به قول استاد زرین کوب در کتاب با کاروان حله سخنان تلخ و تند را در قالب قصه و حکایت دلپذیر آورده است .

حکیم ابو محمد الیاس پسر یوسف مشهور به نظامی از بزرگترین شاعران داستان سرای ایرا ن است او در قرن ششم در شهر گنجه یکی از شهرهای جمهوری آذربایجان متولد شد . خانواده اش از کردهای مقیم کوهستان های بلند ایران بود که فرزند خود را در همان کوهپایه های خرم تربیت کردند در آغاز جوانی به تحصیل ادب و تاریخ پرداخت و حدود هفتاد سال زندگی کرد آرامگاه او نیز در شهر گنجه است .

پر ارزش ترین حاصل عمر او پنج منظومه (‌خمسه یا پنج گنج است )‌ به نامهای مخزن الاسرار،‌خسرو و شیرین لیلی و مجنون ، هفت پیکر و اسکندر نامه .

مخزن الاسرار : نخستین ‌کتاب او که قبل از چهل سالگی خود سروده است مثنوی ای عرفانی و اخلاقی است که در این منظومه نظامی به قول استاد زرین کوب در کتاب با کاروان حله سخنان تلخ و تند را در قالب قصه و حکایت دلپذیر آورده است .

داستان کودکی مجروح از مخزن الاسرار :‌

کــودکـــی از جمـله آزادگـــــــان

رفت بــرون بــا دو سـه همزادگان

پــایش از آن پویـه[۱] درآمـد ز دست

مهـر دل و مهــره‌ پشتـش شـــکسـت

شــد نفس آن دو ســه همســــــال او

تنــگ تـــر از حـادثــــه حــــــال او

آنـکـــه و را دوست ترین بود گفت

در بـــن چـاهیـش ببــایـــد نهفــــت

تــا نشـــود راز چـــو روز آشکـار

تــا نشـویــم از پــدرش شــــرمسار

عـاقبت انـدیش تــرین کـودکـــــــی

دشمــن او بــود در ایشــان یکــــــی

گفت همـانـــا کـــه در ایـن همرهان

صــورت ایـــن حــــال نمــانــد نهـان

چونکــه مرا زیـن همـه دشمـن نهند

تهمـت ایـــن واقعـــه بـــر مــن نهنـد

زی[۲] پــدرش رفت و خبردار کر د

تـا پـــدرش چــاره ی آن کـار کرد

دومین اثر او خسرو و شیرین است که موضوع آن عشق خسرو پرویز سومین پادشاه سلسله ساسانیان است با شیرین شاهزاده خانم ارمنی این داستان در واقع داستانی است که در اواخر عصر ساسانی زاده شده است . این داستان را نیز فردوسی با بیان دیگر در شاهنامه خود آورده است . یکی از زیباترین بخش های این مثنوی مناظره خسرو با فرهاد است که او نیز شیفته شیرین است و خسرو تلاش می کند که او را از میدان به در کند . گفته میشود که نظامی داستان خسرو و شیرین خود را به یاد محبوب و همسر جوانمرگ خود آفاق (‌مادر فرزند جوان مرگش محمد )‌سروده است و هر سخن که راجع به عشق و اشتیاق می سرود به یاد او بود .

مناظره خسرو با فرهاد

نخستیـن بــا رگفتـش کــز کجــائی ؟

بگفـت از دار ملـک آشنــایــــــــــــــی

بـگفت آنجــا بــه صنعت در چـه کوشند

بگفت انـدوه خـرند و جـان فـروشنــد

بگفتــا جــان فـــروشــی در ادب نیست

بگفت از عشق بـازان ایـن عجـب نیست

بـگفت از دل شــدی عـاشق بـدیـن ســان

بگفت از دل تـو مـی گویـی مـن از جـان

بگفتــا هـــر شبش بینــی چـــو مهتــاب

بگفت آری چو خواب آید ، کجا خواب؟

بگفتـا دل ز مهــرش کــی کنــی پـاک

بگفت آنـگــه کـه بـاشـم خفتـه در خاک

لیلی و مجنون این مثنوی بعد از خسرو و شیرین به نظم در آمده است . اصل داستان عربی است و موضوع آن عشق مجنون (‌ قیس از قبیله بنی عامر ) بوده با لیلی دختر سعد از همان قبیله عاشق هم می شوند . پدر لیلی با ازدواج آنها مخالفت می کند . لیلی را به ابن سلام می دهد ، قیس مجنون میشود و سر در بیابان ها می نهد و با حیوانات وحشی انس میگرد .

در این مدت پدر و مادر مجنون از غم او می میرند . ابن سلام ،‌شوهر لیلی نیز وفات می کند ولی هیچ روزنه امیدی برای این دو عاشق پدید نمی آید تا آنگاه که لیلی نیز در یک پاییز غم انگیز پس از آنکه سفارش دلباخته خود را به مادرمی کند دیده از جهان فرو می بندد و مجنون نیز چو از مرگ لیلی آگاه میشود از شدت اندوه هلاک میشود این غمنامه نیز به پایان میرسد .

مجنون ز جهان چو رخت بر بست

از ســــرزنـش جهـــانیـــان رسـت

در گــریــه شـدنــد ســوگـواران

کــردنــد بــــر او ســـرشک باران

شستنـد بـه آب دیــده پـــاکـــــــش

دادنـد ز خـــــاک هـــم بـــه خاکش

پهلــو گــه دخمـــه را گشــادنــــد

در پهلـوی لیــلـــی اش نهـادنــــــــــد

خفتـنــد بــه نـــاز تـــا قیـــــــــامت

بــرخــاست ز راهشــــــان مــــلامت

بـودنـد در ایـــن جهـان بـه یک عهد

خفتنـــد در آن جهــــان بــه یـک مهد

چهارمین منظومه او هفت پیکر یا بهرام نامه و یا هفت گنبد است که شامل داستانهای بهرام گور است و داستان آن چنین است که بهرام گور پادشاه ساسانی پس از آنکه به پادشاهی می نشیند و کار ملک را نظام می بخشند هفت گنبد به هفت رنگ می سازد و از هفت سر زمین دختر پادشاهی را اختیار می کند و هر شب از شب های هفته را در یک گنبد با آنها به گفتگو می نشیند و بانوی بزرگ قصر برای شاه قصه ای نقل می کند . کتاب حکایتهای نقل شده از این دختران است. یکی از این داستانهای زیبا حکایت خیر و شر است که دختری از نژاد زرد برای بهرام بیان میکند . حکایتی که ما را به یکی از بزرگترین و زیباترین اصول اخلاقی و مذهبی راهبری می کند و آن جنگ ابدی نیروی خوبی و بدی و افکار شیطانی و اندیشه های پاک خدایی است . داستان دو جوان به نام خیر و دیگری شر که به عزم سفر از شهری خارج میشوند . خیر بی خبر از دشت سوزان بی آب و علفی که در پیش است توشه ی راه خود را با همسفر خود تقسیم می کند ولی شر آن را برای روز مبادا ذخیره می کند تا به بیابانی دراز و خشک می رسند . تشنگی بر خیر چیره می گردد و از همسفر خویش جرعه ای آب تمنا می کند اما . . .

پنجمین مثنوی نظامی اسکندرنامه است شامل دو قسمت شرف نامه واقبال نامه . در شرف نامه اسکندرکشور گشا و در بخش دوم اقبال نامه اسکندر فرزانه مطرح است . اسکندر نامه آمیزه ای از تاریخ و افسانه .

یک شب مهتابی نظامی در عالم خواب باغی می بیند پر از نخل های بارور از رطب او از رطب ها می چیند و به رهگذران می دهد ناگاه از خواب بیدار می شود و هنگام اذان بوده . شمعی بر می فروزد و با خود می اندیشد که بیکار نباید نشست ،‌ باید کتابی نو ساخت پس دست به کار میشود و اسکندر نامه را آغاز می کند . نظامی دراین هنگام به سرحد پیری رسیده بوده و می خواست آنچه حکمت و دانش آموخته و اندوخته به صورتی هر چه خوش تر به یادگار نهد .

منابع :

۱. هزار سال شعر فارسی

۲. پنج گنج نظامی

۳. منظومه های ایران ،‌دکتر صورتگر

یادداشت :


[۱] دویدن

[۲] سوی

بخوانید:  پرفسور محمود حسابی

مطالب مرتبط

3
دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of