مولوی

خلاصه : به یا ، یکی از بزرگترین عرفا و حکمای قرن هفتم هجری قمری است. او در زمینه عرفان ، تصوف و شعر سرآمد بود. عقاید مولوی در زمینه تصوف باعث شد که افراد زیادی به او تمایل پیدا کنند. طوری که این امر باعث شد که طریقت مولویه روی کار بیاید. او روز یکشنبه پنجم جمادی الاخر سال ۶۷۲ هـ . ق حیات دنیوی را بدرود گفت.
والدین و انساب : جلال الدین محمد بلخی ، در سال ۶۰۴ هـ . ق در بلخ متولد شد. شهرتش به رومی ، به سبب اقامت طولانی ، و وفات او در شهر قونیه است. لیکن خود او همواره خویشتن را از مردم خراسان می دانست. نام او محمد و لقبش در دوران حیات خود « جلال الدین » ، « خداوندگار » و « مولانا خداوندگار » بود. لقب مولوی ، مولانما ، ملای روم ، مولوی رومی ، مولوی روم ، مولانای روم ، مولانای رومی ، جلال الدین محمد رومی ، مولانا جلال بن محمد و مولوی بلخی از جمله نام های او بود. از برخی اشعارش ، تخلص او را « خاموش » ، « خموش » و « خامش » دانسته اند. [ دهخدا ، علی اکبر. لغت نامه دهخدا . جلد۱۳ . زیر نظر دکتر محمد معین و دکتر سید جعفر شهیدی ، تهران : انتشارات دانشگاه تهران ، ۱۳۷۳ ، ص ۱۹۲۸۵ ] جلال الدین محمد بلخی را به علت اقامت طولانی در روم ( آناطولی ) به نام جلال الدین رومی می شناسند. [ همایی ، ماهدخت بانو ( به کوشش ) . سر دلبران در حدیث دیگران . ترجمه ر ، نیکلسون ، تهران : موسسه نشر هما ، ۱۳۷۸ ، ص یک ] نسب مولوی ، از جانب پدر به ابوبکر صدیق می رسد [ لغت نامه دهخدا ، ج ۱۳ ، ص ۱۹۲۸۵ ] پدر مولانا ، محمد بن حسین خطیبی نام داشت ، و به بهاء الدین ولد معروف و به سلطان العلماء ملقب بود. [ دیوان شمس تبریزی. مقدمه و شرح حال از بدیع الزمان فروزانفر ، تهران : انتشارات جاویدان ، بی تا ، ص ۹ ] بهاء الدین در بلخ به مدرس و واعظی خوش بیان و عرفان گرای شهرت داشت و مورد احترام سلطان محمد خوارزمشاه بود. لیکن به دلیل رنجشی که از سلطان دید، بلخ را ترک کرده و چند مدتی در حدود وخش و سمرقند می زیست. او در آن دوران موفق شد که به سفر حج برود. وی در بین راه ، عطار نیشابوری را ملاقات کرد ، و عطار جهت تقدیر از او مثنوی اسرارنامه را به وی اهداء کرد. بعد از سفر حج ، بهاءالدین در سال ۶۲۸ در شهر قونیه درگذشت.[ لغت نامه دهخدا ، ج۱۳ ، ص ۱۹۲۸۵ ] مادر بهاءالدین از خاندان خوارزمشاهیان بود [ دیوان شمس تبریزی ، ص ۱۰ ] به بیان دقیق تر مولوی از سوی مادر ، دخترزاده سلطان علاء الدین محمد خوارزمشاه محسوب می شد. [ زهتابی ، محمد رضا. شخصیت های نامی ایران . تهران : انتشارات پدیده ، بی تا ، ص ۴۵۳ ]
تحصیلات رسمی و حرفه ای : مولوی ، پس از مرگ پدر تحصیلات خود را ابتدا نزد برهان الدین محقق ترمذی ادامه داد. او سپس به مدرسه حلالیه در حلب رفت ، و نزد کمال الدین ابن العدیم به تحصیل علم و دانش مشغول گشت. او بعد از آن به دمشق رفته و تعلیم یافت . سپس محضر شمس تبریزی را درک کرده و بعد از ناپدید شدن شمس ، به محضر شیخ صلاح الدین زرکوب رفت. [ فروزانفر ، بدیع الزمان ، زندگی مولانا جلال الدین محمد مشهور به مولوی . چاپ چهارم . تهران : کتابفروشی زوار ، ۱۳۶۱ ، صص ۴۶-۳۴ ]
استادان و مربیان : مولوی ، ابتدا نزد پدرش بهاء الدین ولد به تعلیم علوم پرداخت. لیکن هنگامی که پدرش را از دست داد ، یکی از مریدان پدر ، به نام برهان الدین محقق ترمذی تعلیم و تعلم مولانا را به عهده گرفته و او را به مرتبه ای از علم و دانش رسانید. [ لغت نامه دهخدا ، ج ۱۳ ، ص ۱۹۲۸۵ ] بعد از چند مدتی ، شمس تبریزی جذبه خاصی برای مولوی ایجاد کرد. این امر باعث شد که او در راه کسب علم و عرفان تلاش نماید. تا اینکه شمس ناپدید شد. شمس تبریزی ، که مولوی او را نمونه اعلای یک انسان کامل می دانست ، با غیبت ناگهانی و همیشگی خود ، مولوی را بیش از پیش به عشق و هیجان سوق داده ، و او را از مسند وعظ و تدریس به محفل وجد و سماع رهنمون ساخته است.[ لغت نامه دهخدا ، ج ۱۳ ، ص ۱۹۲۸۶ ] پس از غیبت شمس ، شورمایه جان مولانا ، همانا دیدار شیخ صلاح الدین زرکوب بود. صلاح الدین مدت ده سال ( از ۶۴۷ تا ۶۵۷ ) مولانا را شیفته خود ساخت. طوری که بیش از هفتاد غزل از غزل های شورانگیز مولوی به نام وی زیور گرفت. وقتی صلاح الدین از دست رفت ، روح ناآرام مولوی ، متوجه حسام الدین چلبی شد. حسام الدین که در یک خاندان اهل فتوت می زیست ، انگیزه اصلی پیدایش مثنوی مولوی گردید مولوی که پانزده سال با حسام الدین همدم و هم صحبت بود ، با پرداختن آن اثر ارادت قلبی خود را ابراز داشت. در مقام حسام الدین چلبی آورده اند که وی « اوستادان صفا را اوستاد » شد. [ دیوان شمس تبریزی ، ص ی ]
هم دوره ای ها و همکاران : مولانا با دانشمندان معاصر خود مراوده ، و حشر و نشر داشت. معاصرین او که از مشایخ تصوف ، علما و ادبا می باشند عبارت بودند از : صدرالدین محمد بن اسحق قونوی ، قطب الدین محمود شیرازی ، فخرالدین عراقی ، شیخ نجم الدین رازی ، بهاء الدین قانعی طوسی ، سراج الدین ارموی ، صفی الدین هندی و شیخ سعدی. [ فروزانفر ، زندگی مولانا جلال الدین محمد مشهور به مولوی. ص ز صص ۳۸-۱۳۷ ]
همسر و فرزندان : جلال الدین به هنگام بازگشت از سفر حج ، در لارنده به اشاره پدر خود ، دختر شرف الدین لالا را بنام گوهر خاتون به زنی گرفت. چهار سال بعد از آن پدر و پسر به خواهش سلطان سلجوقی روم به قونیه مهاجرت کردند. [ لغت نامه دهخدا ، ج ۱۳ ، ص ۱۹۲۸۵ ، صوفی ، لیلا . زندگینامه شاعران ایران . چاپ دوم . تهران : انتشارات جاجرمی ، ۱۳۷۸ ، ص ۱۰۸ ] شایان ذکر است که حاصل ازدواج فوق ، سه پسر و یک دختر بود. [ سلطان ولد ، محمد بن محمد . ولدنامه. به تصحیح جلال الدین همایی ، به اهتمام ماهدخت بانو همایی ، تهران : موسسه نشر هما ، ۱۳۶۷ ، ص ۲ ] یکی از آن پسران ، سلطان ولد نام داشت. [ دیوان شمس تبریزی ، ص پانزده ]
وقایع میانسالی : سفر هفت ساله مولانا به شام و حلب در سال ۶۳۰ و به هنگام میانسالی وی صورت گرفت. این سفر به اشاره برهان الدین ترمذی ، و برای تکمیل کمالات و معلومات صورت گرفته است. در دوران میانسالی ، زندگی مولانا پس از آشنایی با شمس تبریزی صورت دیگری یافت. [ لغت نامه دهخدا ، ج۱۳ ، ص ۱۹۲۸۵ ]
زمان و علت فوت : روز یکشنبه پنجم جمادی الاخر سال ۶۷۲ هـ . ق مولانا حیات دنیوی را بدرود گفت. در سوگ او مردم قونیه ، حتی مسیحیان و یهودیان ، شیون و زاری نمودند. جسم او در مقبره خانوادگی در کنار پدر در خاک آرمید ، و بر سر تربت او بارگاهی ساختند که به « قبه خضراء » شهرت دارد. [ لغت نامه دهخدا ، ج۱۳ ، ص ۱۹۲۸۶ ] آن بارگاه به « باغ سلطان » و « ارم باغچه » نیز شهرت یافت.[ دیوان شمس تبریزی ، ص پانزده ]
مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : مولوی ، خانقاهی در شهر قونیه بر پا کرد و به ارشاد مردم پرداخت. بعد از مدتی آن خانقاه کم کم به دستگاه عظیمی مبدل شد و معظم ترین اساس تصوف به شمار رفت. [ زهتابی ، شخصیت های نامی ایران ، ص ۴۵۴ ]
آرا و گرایشهای خاص : آفاق بینش مولوی چندان گسترده است که ازل و ابد را به هم پیوند می دهد ، و تصویری به وسعت هستی می آفریند. تصاویر شعر مولانا از ترکیب و پیوستگی ژرف ترین و وسیع ترین معانی پدید آمده است. عناصر سازنده شعر او مفاهیمی هستند همانند مرگ و زندگی ، رستاخیز ، ازل و ابد ، دریا و کوه. به طور کلی آراء و ویژگی های اشعار مولوی عبارتند از: ۱- هماهنگی و انسجام در اجزاء و ابیات غزلها ۲- ملتزم نبودن به موازین زیباشناختی و رعایت های لفظی وفنی ۳- غالب شکنی در شکل اشعار ۴- کوتاهی و بلندی بیش از حد غزلها [ لغتنامه دهخدا ، ج ۱۳ ، ص ۱۹۲۸۶] پایه اصلی آراء و عقاید، و اساس مکتب و طریقت عرفانی و تصوف مولوی ، « عشق » است. [ همایی ، سر دلبران در حدیث دیگران ، ص سیزده ] عشق از نظر مولانا قدیم است ، و از روز ازل وجود داشته است. مولانا هستی را زاده عشق می داند ، و در نهایت از نظر او عشق ملاک و معیار حیات است. [ مختار پور قهرودی ، علیرضا ، عشق در منظومه شمسی ( واژه یابی عشق در دیوان کبیر مولانا جلال الدین محمد بلخی ) ، تهران: انتشارات امیر کبیر ، ۱۳۷۸ ، ص ۱۰ ] مولوی بر این عقیده پافشاری می کرد که علم و عمل باید توام باشد ، و طبق نظر او این علم بدون ارشاد استاد متجلی نخواهد شد. [ دکتر سلیم ، غلامرضا ، آشنایی با مولوی ، تهران: اغناشرات توس ، بی تا ، ص ۹۳ ] در واقع هدف تعلیمات مولوی ، به طور عام توجه کامل به نفس است. [همان ، ص ۱۱۶ ] در مثنوی مولوی می توان نمونه های بارزی است تاویل را یافت. در جایی مولانا ، تاویل را در امر صریح و در نصوص منع می کند ، و آن را به امور مشتبه و متشابه محدود می کند ـ آن هم به شرط آنکه به بی عملی نیانجامد. [ دکتر سروش ، عبدالکریم ، قمار عاشقانه ، چاپ دوم ، تهران: موسسه فرهنگی صراط ، ۱۳۷۹ ، ص ۱۳۲ ] مولانا که عارف و شاعری بود که در اثر جذبه های روحانی به رقص در می آمد ، یکی از بزرگترین عاشقان زندگی بود. وی مردی بود که نسبت به طبیعت انسان بصیرتی عمیق داشت[ فرم ، اریک ، « عرفان مولانا » ، نامه فرهنگی ، پاییز و زمستان ۱۳۷۰ ، ص ۱۰۶ ] در حدود ۲۰۰ سال پیش رنسانس ، این تفکر انسان دوستانه را به صورت درس تحمل و مداری مبتنی بر تعلیمات مذهب بیان کرده است. این نظریه شباهت بسیاری با کارهای اراسموس و نیکولاس کونرایی دارد. [ همان ]

منابـــــــع
فروزانفر ، بدیع الزمان ، زندگی مولانا جلال الدین محمد مشهور به مولوی . چاپ چهارم . تهران : کتابفروشی زوار ، ۱۳۶۱ ، صص ۴۶-۳۴
لغت نامه دهخدا ، ج ۱۳ ، ص ۱۹۲۸۵

آثار ویژگی
مثنوی معنوی معروف ترین مثنوی زبان فارسی است که مطلقاً عنوان مثنوی را ویژه خود ساخته است. این مثنوی دارای شش دفتر است: دفتر نخستین آن بین سالهای ۶۵۷ تا ۶۶۰ آغاز شد و دفتر ششم آن در اواخر دوران زندگی مولانا پایان یافت، [لغت نامه دهخدا ، ج۱۳ ، ص۱۹۲۸۶ ]
غزلیات شمس تبریز این عزلیات به دیوان شمس و دیوان کبیر نیز شهرت دارد. زبان شعر مولانا در این اثر زبان ویژه ای است. او در این اثر خود را در تنگنای واژه گان رسمی محدود نمی کند ، وی می کوشد تا آنان را در همان شکل جاری و ساری به خدمت بگیرد. مولوی همچنین کلمات و تعبیرات خاص لهجه مشرق ایران به ویژه خراسان و زبان توده مردم و اصوات حیوانات و اتباع عامیانه و ترکیبات خاص ترکی را به کار می برد. به عنوان نمونه: من کجا شعر از کجا لیکن به من در می دمد آن یکی ترکی که آید گویدم « هی کیم سن» [لغت نامه دهخدا ، ج۱۳ ، ص۱۹۲۸۶ ]
رباعیات این اثر به اندیشه ها و لحظه هایی در خور مقام مولانا اشاره می کند. [لغت نامه دهخدا ، ج۱۳ ، ص۱۹۲۸۷ ]
فیه ما فیه این اثر تقریرات مولوی به نثر است که آن را سلطان ولد به کمک یکی از مریدان پدر تحریر کرده است. [لغت نامه دهخدا ، ج۱۳ ، ص۱۹۲۸۷ ]
مکاتیب این اثر شامل نامه های مولانا بوده که ۱۴۴ نامه را در بردارد. [لغت نامه دهخدا ، ج۱۳ ، ص۱۹۲۸۶ ـ سیدعرب ، حسن ، برگزیده و شرح مثنوی ، تهران: نشر و پژوهش فروزان ، ۱۳۷۴ ، ص هشت ]
مجالس سبعه این اثر شامل سخنانی است که مولانا بر منبر وعظ و درس بیان نموده است. [لغت نامه دهخدا ، ج۱۳ ، ص۱۹۲۸۷ ]

منبع : ایران شناسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *