زندگانی کاتسوشیکا هوکوسائی

کاتسوشیکا هوکوسائی (به ژاپنی: 葛飾 北斎، اکتبر یا نوامبر ۱۷۶۰ – ۱۰ مه ۱۸۴۹) نقاش و چاپ‌گر ژاپنی در سبک اوکی‌یوئه بود. وی در ادو (توکیو کنونی) زاده شد و همان‌جا درگذشت.
معروف‌ترین اثر او موج بزرگ کاناگاوا از مجموعه سی‌وشش چشم‌انداز کوه فوجی و اژدهایی در میان ابرها است.

تاریخ تولد هوکوسائی مشخص نیست، اما گفته شده که روز بیست و سوم ماه نهم دهمین سال دوره هورکی (۱۷۶۰ اکتبر ۳۱) در یک خانواده هنرمند در منطقه کاتسوشیکای ادو در ژاپن متولد شد.
نامش در کودکی توکیتارو بود. گفته میشود که پدرش “ناکاجیما ایسه” یک آینه‌ساز بود که برای شوگان آینه میساخت. هوکوسائی هرگز وارث پدرش نشد، بر همین اساس تصور میرود که مادر وی همسر رسمی پدرش نبوده است.
در آن زمان انتخاب اسامی مختلف برای هنرمندان ژاپنی امری مرسوم بود و به همین دلیل هوکوسائی حداقل به سی نام مختلف در طول عمرش شناخته میشود. تغییر نام برای هوکوسائی معمولا با تغییر سبک هنری‌اش همزمان میشد.
هوکوسائی پس از اینکه هنر طراحی و نقاشی دور آینه را از پدرش آموخت، نقاشی را در سن شش سالگی آغاز کرد. وی از سن چهارده تا هجده سالگی کار حکاکی روی چوب را نزد یک استاد آموخت. پس از آن در سن ١٨ سالگی وارد استودیوی کاتسوکاوا شانشو شد که هنر نقاشی و چاپ روی لوحه‌های چوبی را آموزش میداد.
از همان ابتدای کاراموزی هوکوسائی به یادگیری هنر باسمه چوبی معروف یا اوکی‌یوئه که به چاپ روئ لوحه‌های چوبی اطلاق میشد پرداخت و اولین اثرش را تحت نام مستعار ” شانرو” در سن نوزده سالگی چاپ کرد.
به واسطه داد و ستد ژاپن با هلند در آن زمان، هوکوسائی با نقاشی‎های اروپایی بخصوص هنر هلندی آشنا شد و تحت تاثیر عمق‎نمایی (پرسپکتیو) خطی در این نقاشی‎ها قرار گرفت.


موج بزرگ کاناگاوا

بعد از مرگ استادش “شانشو” در سال ۱۷۹۳، کار روی مکاتب هنری دیگر از جمله اروپایی را آغاز کرد و به همین دلیل پس از ده سال از استودیوی کاتسوکاوا اخراج شد. پس از ترک استودیو سوژه کارهایش را تغییر داد و به جای تصاویر هنرمندان و هنرپیشگان که سوژه‌های سنتی سبک اوکی‌یوئه به شمار میرفتند، نقاشی از مناظر و تصاویر زندگی روزمره مردم ژاپن را انتخاب کرد.همین تغییر سبک و سوژه سبب نقطه عطفی هم در حرفه هوکوسائی و هم در هنر اوکی‌یوئه شد.
پس از این دوران هوکوسائی تحت نام “تاواریا سوری” شروع به همکاری با مدرسه تاواریا کرد و در همین دوران تعداد زیادی نقاشی با قلم‌مو خلق کرد.
در سال ۱۸۰۰ نامش را به کاتسوشیکا هوکوسائی تغییر داد و این بار به عنوان یک هنرمند مستقل بدون وابستگی به یک مدرسه یا استودیوی هنری شروع به کار کرد و در همین سال بود که دو مجموعه از نقاشی‌های مناظرش را به چاپ رساند.
در سال ۱۸۰۷ شروع به همکاری با نویسنده مشهور “تاکیساوا بارکین” روی مجموعه ای از کتاب‌های مصور نمود. ولی به دلیل تفاوت در دیدگاه‌های هنری زمانی که روی چهارمین کتاب مجموعه کار میکردند این همکاری قطع شد. ناشر برای ادامه کار بین نویسنده و هوکوسائی، هوکوسائی را انتخاب کرد که نشان‌دهندۀ اهمیت تصویرپردازی در آثار چاپی آن زمان است.
هوکوسائی به گفته خودش جنون خاصی برای به تصویر کشیدن چیزهایی داشت که در زندگی روزمره میدید و به دلیل روح ناارامی که داشت بی‌وقفه هر چه را که می‌دید ترسیم میکرد.وی مهمترین آثارش را پس از سن شصت سالگی خلق کرد و تا آخرین لحظات زندگی به کار نقاشی ادامه داد.
او دوبار ازدواج کرد و صاحب پنج فرزند شد. کوچکترین دخترش راه پدر را در زمینه هنر ادامه داد.
هوکوسائی در ۱۸ آوریل ۱۸۴۹ درگذشت و در توکیو دفن شد.

منبع: تارنمای موزه هنرهای زیبای بوستون

زندگانی هاروکی موراکامی

هاروکی موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد، پدر و مارد او هردو معلم ادبیات بودند. وی تحصیلات خود را در دانشگاه هنرهای نمایشی واسدا گذراند و در سال ۱۹۷۱ با همسرش یوکو ازدواج کرد. موراکامی از دوران خردسالی خویش علاقه‌مند به موسیقی و فرهنگ غربی بود و نویسندگانی مانند کورت ونه‌گات جونیور، ریچارد گری براتیگان و جک کرواک از جمله نویسندگان مورد علاقه وی بودند. این گرایش به فرهنگ غربی بعدها در آثار وی نیز متجلی شد و بعنوان ویژگی بارزی که آثار وی را از کتاب‌های سایر نویسندگان ژاپنی متمایز می‌ساخت شناخته شد.

اغلب رمان‌های موراکامی به زبان اول شخص و به رسم رمان‌های ژاپنی بصورت “من-رمان” نوشته شده‌اند. همچنین خوانندگان اینگونه بیان می‌دارند که پس زمینه داستان‌های وی تداعی کننده موسیقی کلاسیک می‌باشد و همچنین نام برخی از کتاب‌هایش را از اسامی آهنگ‌ها انتخاب کرده است. به نظر منتقدان باورهای شمنی یکی از منابع اصلی شکل گیری نوشته‌های موراکامی می‌باشد.

به گفته خودش در آوریل سال ۱۹۷۸ در هنگام تماشای یک مسابقه بیسبال، ایده اولین کتاب‌ خود با عنوان به آواز باد گوش بسپار به ذهنش رسید و توانست در سال ۱۹۷۹ با پایان رساندن و چاپ آن جایزه نویسنده جدید گونزو را دریافت کند و به دنبال این موفقیت در سال ۱۹۸۰ رمان پینبال اولین کتاب از سه گانه موش صحرایی را منتشر کرد. وی پس از استقبال مردم از آثارش و شناسایی استعداد خود در این زمینه کافه و بار جاز خویش که از آن گذران زندگی می‌کرد را فروخت و نویسندگی را بعنوان پیشه حرفه‌ای خود انتخاب کرد. در سال ۱۹۸۲، رمان تعقیب گوسفند وحشی از او منتشر شد که برنده جایزه ادبی نوما شد.

در سال ۱۹۸۵، کتاب سرزمین عجایب و پایان جهان را منتشر کرد که جایزه جونیچی را گرفت. رمان جنگل نروژی، که در بعضی ترجمه‌ها با عنوان فارسی چوب نروژی نیز دیده می‌شود منتشر شد. در سال ۱۹۹۱ به پرینستون نقل مکان کرد و در دانشگاه پرینستون به تدریس پرداخت. در سال ۱۹۹۳ به شهر سانتا آنا در ایالت کالیفرنیا رفت و دردانشگاه هاوارد تفت به تدریس مشغول شد. وی در کتاب خود با عنوان از دو که حرف می‌زنم از چه حرف میزنم؟، در رابطه با نحوه آغاز فعالیت‌های نویسندگی‌اش که تقریبا همزمان با شروع تمرینات متمادی او در رشته دو ماراتن و سه‌گانه می‌باشد توضیح داده است.

از دیگر کتاب‌های هاروکی که در ایران هم ترجمه شده و با استقبال خوبی از سوی خوانندگان مواجه شدند می توان به کافکا در کرانه، ۱Q84، پس از تاریکی، پس از زلزله و دیدن دختر صد در صد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل نام برد.

بعد از زلزله، مجموعه داستان، رضا دادویی، نشر آدورا ۱۳۹۲