اسماعیل

بر اساس اعتقادات مسیحیت *

خشم و انتقام از ابتدا تا به آخر

اسمعیل یا اسماعیل یعنی:خداوند می شنود

در کتابمقدس: تقریبا ۱۹ بار نامی اسماعیل در کتاب عهد عتیق آمده است.

محل او در کتابمقدس:برای دانستن بیشتر و دقیق در بارۀ این مرد ما نیاز داریم که فصل های ۱۶ و ۱۷ و ۲۱ و ۲۵ از کتاب پیدایش به قلم موسی را بخوانیم.

زمان حیات :تقریبا ۲۲۰۰ سال قبل از میلاد مسیح

مکان تولد و زندگی :حبرون(اسراییل فعلی)- فاران (صحرایی در جنوب اسراییل فعلی نزدیک عربستان امروزی)

اصل و نسب او:اسماعیل فرزند ابراهیم،ابراهیم فرزند تارح،تارح فرزند ناحور،ناحور از نسل سام،سام فرزند نوح،نوح از نسل خنوخ ،خنوخ از نسل انوش ،انوش فرزند شیث . شیث فرزند آدم و آدم توسط دستهای خدای زنده و بزرگ خلق شد.  ادامه خواندن “اسماعیل”

نوح

* بر اساس اعتقادات مسیحیت

” استواری در ایمان به خدا در عین تنها بودن!و ناباوری!”

” نوح ” یعنی : به زبان عبری همان یناهمنو(ynahmenu ) در واقع معنای لغوی آن  این است که :از درد و رنج آسایش یافتن و یا آسایش دادن.

در کتاب مقدس :اسم نوح مجموعا ۴۹ بار در کل کتاب مقدس آورده شده است.برای شناخت و بررسی این شخصیت مهم و کلیدی کتاب مقدس ما نیاز داریم که فصلهای ۶ تا ۹ از کتاب پیدایش را در بارۀ نوح بخوانیم.

زمان : نامعلوم

مکان : نامعلوم

ضعف ها :

از نوشیدن شراب بیش از حد مست گشت و لخت در چادر بخواب رفت و باعث شد تا پسرش ” حام ” با دیدن بدن عریان پدر و به برادرانش در بارۀ ان گفتن ،به گناه مرتکب شود.( پیدایش ۸ : ۲۰-۲۲ ) ادامه خواندن “نوح”

زندگی،مرگ،زندگی و عیسی مسیح!

قضیۀ مرگ همواره برای آدمی مجهول بوده و هنوز هم هست!و این مجهول الهویه بودن مرگ در پیرامون خود قصه ها ،اسطوره ها و خیالات زیادی را ایجاد نموده است.گویا هیچکس شهامت آن را نداشته  که رودررو ،چهره به چهرۀ مرگ شود.امروزه غریب به اتفاق مردم هنگامی که سخن از مرگ به میان میاید،ترجیح میدهند خیلی سریع از آن رد شوند و برروی آن مکث نکنند!چهرۀ مرگ خصوصا در فیلم های هالیوودی ،کریه ،زشت،و مشمئز کننده به ما نشان داده شده است. ادامه خواندن “زندگی،مرگ،زندگی و عیسی مسیح!”

شیخ بهایی

شیخ بهاء الدین ، محمدبن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی دانشمند بنام دوره صفویه است. اصل وی از جبل عامل شام بود. بهاء الدین محمد ده ساله بود که پدرش عزالدین حسین عاملی از بزرگان علمای شام بسوی ایران رهسپار گردید و چون به قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان شیعه یافتند، در آن سکنی گزیدند و بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغول گردید. مرگ این عارف بزرگ و دانشمند را به سال ۱۰۳۰ و یا ۱۰۳۱ هجری در پایان هشتاد و هفتمین سال حیاتش ذکر کرده اند.وی در شهر اصفهان روی در نقاب خاک کشید و… ادامه خواندن “شیخ بهایی”

خواجه جلال الدین محمد

خواجه جلال الدین (یا شمس الدین) محمد بن محمد بن محمود الحافظ البخاری از بزرگان سلسله نقشبندیه و از اصحاب و خلفای خواجه بهاءالدین محمد نقشبند و از رجال معروف و منتقد دوران تیموری است. او به سال ۷۶۵ در بخارا زاده شد و چون از پیشروان نقشبندیه بود با عنوان خواجه خوانده شد و لقب پارسا را پیر و مرشدش خواجه بهاءالدین به او داد. خواجه محمد از عالمان جامع معقول و منقول بود و پس از مرگ خواجه بهاءالدین تا مدتی ریاست نقشبندیان با او بود. وی در سال ۸۲۲ در هنگام بازگشت از مکه در مدینه در گذشت و در همانجا مدفون شد.
از خواجه پارسا آثار متعددی به فارسی در شرح مسایل عرفانی بنابر طریقت نقشبندیان باقی مانده است که معروفترین آنها عبارتند از: فصل الخطاب- کتابی در شرح کقامات خواجه بهاءالدین نقشبند بنام انیس الطالبین و عده السالکین- رساله قدسیه- کتاب تحقیقات- تفسیر سوره فاتحه الکتاب- رساله کشفیه- شرح فصول الحکم و جر آن. همه این آثار به نثر خوب و روان پارسی نوشته شده است.

مولانا جلال الدین محمد بلخی

مولانا جلال الدین محمد بلخی ؛ رومی؛ فرزند بهاالدین الولد سطان العلماء در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ در شهر بلخ متولد شد.هنوز بحد رشد نرسیده بود که پدر او به علت رنجشی که از سلطان محمد خوارزمشاه پیدا کرده بود شهر و دیار خود راترک کرد و با خاندان خود به عزم حج و زیارت کعبه از بلخ مهاجرت نمود. در نیشابور به زیارت » عطار « عارف مشهور قرن هفتم شتافت . » جلال الدین « را ستایش کرد . وکتاب اسرار نامه ئ خود را به او هدیه داد.
پدرش از خراسان عزم بغداد کرد واز آنجا پس از سه روز اقامت در مدرسه مستنصریه عازم مکه شد. وپس از بر آوردن مناسک حج قصد شام کرد و مدتها در آن شهر ماند و در پایان عمر به شهر قونیه رفت و تا آخر عمر در آن شهر ماند و به ارشاد خلق میپرداخت. ادامه خواندن “مولانا جلال الدین محمد بلخی”