خواجوی کرمانی
خلاصه : کمال الدین ابو العطا محمودبن علی بن محمود مرشدی کرمانی ، عارف بزرگ وشاعر استاد ایران در قرن هشتم هجری قمری است . وی را نجلند شعرا ، خلاق المعانی ، ملک الفضلا و خواجوی کرمانی نیز می نامند . او یکی از کثیر الشعرترین شاعران زبان فارسی است و از جمله شاعرانی است که درزمان حیاتش ، دیوان او جمع آوری شده است .
والدین و انساب : اطلاق نسب مرشدی به خواجوی کرمانی به سبب انتساب اوبه فرقه مرشدیه است که پیروان شیخ مرشد ابواسحق کازرونی بودند . [آرش مشفقی ، نخل بند شعرا، کیهان فرهنگی ،سال نوزدهم .شهریور ۱۳۸۱ ، پیاپی ۱۹۱، ص۵۴ ]
خاطرات کودکی : دوران کودکی ونوجوانی درکرمان سپری شد لیکن وی هیچگاه ازاقامت درکرمان راضی نبود ه است . [آرش مشفقی ، نخل بند شعرا، کیهان فرهنگی ،سال نوزدهم .شهریور ۱۳۸۱ ، پیاپی ۱۹۱، ص۵۴ ]
تحصیلات رسمی و حرفه ای : خواجو درنزد شیخ امین الدوله کازرونی و شیخ علاء الدوله سمنانی کسب فیض کرده و صاحب مدارج عالی شده بود . [آرش مشفقی ، نخل بند شعرا، کیهان فرهنگی ،سال نوزدهم .شهریور ۱۳۸۱ ، پیاپی ۱۹۱، ص۵۴ ]
استادان و مربیان : شیخ امین الدوله کازرونی و شیخ علاء الدوله سمنانی ازمهمترین استادان خواجو بودند . [آرش مشفقی ، نخل بند شعرا، کیهان فرهنگی ،سال نوزدهم .شهریور ۱۳۸۱ ، پیاپی ۱۹۱، ص۵۴ ]
همسر و فرزندان : خواجو به همسر و فرزندان خودعلاقه بسیار داشت . بدان علت درمثنوی گوهر نامه ازفرزندش مجید الدین علی نام برده است . [آرش مشفقی ، نخل بند شعرا، کیهان فرهنگی ،سال نوزدهم .شهریور ۱۳۸۱ ، پیاپی ۱۹۱، ص۵۵ ]
وقایع میانسالی : خواجو به سفر علاقمند بود . او از کرمان به شیراز رفت و پس از آن به کازرون آمده به خدمت شیخ امین الدوله کازرونی رسیدو پیرو او وفرقه مرشد یا کازرونیه گردید . سپس به اصفهان رفته و سازو برگ سفر ترتیب داد وبه سوی عراق عرب ،حجاز ،شام ،مصر،تبریزبه راه افتاد و سپس به جرون (نام ولایتی درنزدیکی بندر هرمز وبندر عباس ) و همدان رفته است . [آرش مشفقی ، نخل بند شعرا، کیهان فرهنگی ،سال نوزدهم .شهریور ۱۳۸۱ ، پیاپی ۱۹۱، ص۵۴ـ۵۵ ]
زمان و علت فوت : خواجو درسال ۷۵۳ ه.ق وفات یافت . [آرش مشفقی ، نخل بند شعرا، کیهان فرهنگی ،سال نوزدهم .شهریور ۱۳۸۱ ، پیاپی ۱۹۱، ص۵۵ ]
فعالیتهای آموزشی : فعالیت مهم خواجو شعرو شاعری بو . آثار وی از حیث تنوع مواد و بخصوص از حیث اشتمال برنظم و نثر استادانه جالب است طوری که او یکی از کثیرالاشعرترین شاعران زبان فارسی است . وی از جمله شاعرانی است که درزمان حیاتش ،دیوان او جمع آوری شد . [آرش مشفقی ، نخل بند شعرا، کیهان فرهنگی ،سال نوزدهم .شهریور ۱۳۸۱ ، پیاپی ۱۹۱، ص۵۵ ]
سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : مهمترین فعالیت روزمره خواجو نظم ونثر بود . نثراو غالبا مصنوع و شاعرانه وآکنده ازآرایش های بدیعی است . ازاین حیث نمونه ای ازنثر فنی یا کلاسیک ادیبانه یا ادیب پسند است . نمونه های موجود آن غالبا شامل مناظرات است و مهارت او را دراین فن معلوم می دارد . [آرش مشفقی ، نخل بند شعرا، کیهان فرهنگی ،سال نوزدهم .شهریور ۱۳۸۱ ، پیاپی ۱۹۱، ص۵۵ ]
آرا و گرایشهای خاص : خواجوی کرمانی درشعر و شاعری پیرو سبک امیر خسرو دهلوی و پیشرو مولانا جامی است . [آرش مشفقی ، نخل بند شعرا، کیهان فرهنگی ،سال نوزدهم .شهریور ۱۳۸۱ ، پیاپی ۱۹۱، ص۵۵ ]
منابـــــــع |
آرش مشفقی ، نخل بند شعرا، کیهان فرهنگی ،سال نوزدهم .شهریور ۱۳۸۱ ، پیاپی ۱۹۱، ص۵۵ |
آثار | ویژگی |
مثنوی همای و همایون | خواجو این را درسال ۷۳ ه.ق دربغداد تمام کرده و به ابوسعید ایلخان مغولان تقدیم کرد . |
مثنوی گوهر نامه | |
دیوان اشعار | دیوان اشعار خواجو درحدود چهل وچهار هزار بیت است . |
مثنوی گل و نوروز | |
رساله البادیه | |
مثنوی سام نامه | |
مثنوی کمال نامه | |
مثنوی روضه الانوار | |
رساله سبع المثانی | |
رساله مناظره شمس و سحاب |
منبع: ایران شناسی
hame mesle ham neveshtin va kheyliam kam
خیلی مطالب احمقانه ای بود خاک بر سرت با این مطالبت
– به شنیده ها اکتفا نکنید و آنچه را که می بینید باور نکنید به آنچه که باور دارید و قلبتان گواهی میدهد اکتفا کنید چون جز خدا حقیقتی درون قلبتان نخواهید یافت.
– سر به زیر و سر به راه باشید نه سر به هوا و رو به بیراه که هوایی شدنتان شما را جز به بیراه نخواهد کشانید.
(ساقی)
مرسی واقعا.مطالبت کمکم کرد.ضمنا باید به این حمیدم باید گفت خاک تو سر خودت.جای اینکه رگ ایرونیت گل کنه و یکیو خراب کنی برو یه مقاله بنویس.به خاطر همیناس که از قافله یه دنیا عقبیم…از ماست که بر ماست.موفق باشی دوست عزیز.
ممنون ستازه خانوم
بله در پاسخ این خانم که از شما تعریف کرده اما گفته خاک تو سر حمید حرفی ندارید جالبه
حق با نگار هستش؛ من اینجا اشتباه کردم.
شاید به خاطر تعداد نظرات زیاد هست. پوزش می خوام.
man shenidam esme pesaresh mojirodine va esme pesaresho dakhele manzomeye kamalname avorde
فک کنم اسم فرزندش که شماذکر کردین مجدالدین باشه و اسم مثنوی که اسمشواورده کمال نامه است درضمناگه یکم بیشتر اطلاعات میدادین بد نبودا
من دنبال یه چیزای به درد بخور میگشتم که سلیقه ی نویسنده ویا مورخ سرنوشت زندگی شاعر رو رقم نزده باشه
منابع بسیار معتبرتری هم وجود داره دوست عزیز
اگه دلت برا فرهنگ ایران میتپه با اولین مطلبی که بدستت میرسه اقدام به نشر نکن!
بگرد داداش بگرد
با همه این حرفا ذهنیتت قابل تحسینه
موفق باشی
اصلان سلام چه خبر خوفی